۱۹۷۷
۰
۱۳۹۳/۰۱/۲۳

مسقط اجاره دار بندرعباس

پدیدآور: ویلم فلور

خلاصه

در بیشتر دوره قاجار، بندرعباس و متعلقاتش تحت حاکمیت امام مسقط قرار داشتند که حدوداً از سال ۱۷۹۵ تا ۱۸۶۹، یعنی تقریباً ۷۵ سال را در بر می گیرد.

در بیشتر دوره قاجار، بندرعباس و متعلقاتش تحت حاکمیت امام مسقط قرار داشتند که حدوداً از سال ۱۷۹۵ تا ۱۸۶۹، یعنی تقریباً ۷۵ سال را در بر می گیرد. در حدود سال ۱۷۹۵ آقا محمد شاه امتیاز جمع‏آوری مالیات و درآمدهای بندرعباس و جزایر وابسته به آن را در ازای تأمین امنیت سواحل و جزایر ایران، به سید سلطان امام مسقط واگذار کرد. اجاره سالیانه ۴۰۰۰ تومان بود، اما از آن زمان به بعد گاه به گاه اختلاف هایی درباره شرایط قرارداد و پرداخت اجاره سالیانه میان ایران و مسقط به وجود آمد که برخی از آن ها منجر به اقدام نظامی از سوی ایران برای به اجرا درآوردن خواسته های خود شده است. یک مورد ویژه و مهم در سال ۱۸۵۴ رخ داد که منجر به درگیری نظامی دو طرف گردید. البته توافق نامه ای در ۲۵ رمضان (۳۰ می ۱۸۵۶) امضا شد و سید سعید شخصاً به بندرعباس رفت و معاهده ۱۶ ماده ای را مهر کرد و به این صورت بندرعباس در اختیار عمان درآمد.

با این وجود اختلاف های تازه ای پس از قتل سید تواینی به دست پسرش سید سالم در ۳۰ فوریه ۱۸۶۶، میان ایران و مسقط به وجود آمد. در جولای ۱۸۶۸ سید سالم تصمیم گرفت که سید سعید حکمران خود در بندرعباس را به شیراز بفرستد، در همین زمان حسام السلطنه فرمانفرمای فارس تصمیم به اعزام نیرو به بندرعباس برای جمع‏آوری مالیات پرداخت نشده گرفته بود. بسیاری از مقامات در ایران نمی دانستند که چرا سید سالم از فرستادن به موقع یک پیشکش خوب و پیشنهاد افزایش مقدار قرارداد که می توانست مشکل تجدید قرارداد را حل کند خودداری کرده است. در نهایت در فوریه ۱۸۶۷ شیخ سعید خان با پیشکش به شیراز رفت و به گرمی مورد استقبال قرار گرفت.

در سپتامبر ۱۸۶۷، اجاره بندرعباس در ازای ۲۰٬۰۰۰ تومان به شیخ سعید از اقوام شیخ سالم واگذار شد. در آن زمان وی از پرداخت اجاره بالاتر به دلیل هزینه بالای مأموریت خود در آمدن به شیراز سرباز زد. اما از آنجایی که مأموران شیخ سعید مالیات مضاعف از مردم گرفته بودند، تهران به فرمانفرمای فارس سلطان مراد میرزا حسام السلطنه دستور داد که بندرعباس و متعلقاتش را به اشغال خود در آورد. این عمل حسام السلطنه براساس معاهده ۱۸۵۶ بود، چرا که در آن تصریح شده بود که حکمران بندرعباس باید از دستورهای فرمانفرمای فارس اطاعت کند و برخلاف آن ها عمل نکند و حکمران بندرعباس نبایست به مردم ظلم کرده و مالیات را افزایش می داد.

برای اشغال بندرعباس، استفاده از زور در صورت نیاز مجاز بود که در آن صورت حسام السلطنه می بایست حکمرانی را به یک شخص قابل اطمینان واگذار کند. حسام السلطنه شیراز را در ۲۰ ژانویه ۱۸۶۸ ترک و به سمت داراب رفت. در آنجا وی به حکمران لارستان، مهدی قلی میرزا دستور داد که بندرعباس را اشغال کند، و سپس خود به لار رفت و به تعدادی از مقامات دستور داد تا به بهانه شکایت از مسکن به بندرعباس بروند. مهدی قلی میرزا نیز همراه با گروه دوم و به صورت ناشناس وارد بندرعباس شد، بدین صورت نمایندگان امام مسقط چاره ای به جز تسلیم شدن در برابر خود نمی دیدند. بنا بر اطلاعات موجود در مورد اشغال بندرعباس حسام السلطنه به سرعت در تاریخ ۲۶ فوریه ۱۸۶۸ به این شهر وارد شد. وی نمایندگان عمانی ساکن بندر عباس را فراخواند و به آن ها گفت که قصد ندارد این شهر را از حاکمیت امام [مسقط] خارج سازد، مدت قرارداد همچنان پابرجاست اما بایستی به ظلم و جور پایان داده شود و حکمرانی مورد اعتماد وی منصوب گردد. این شرایط به اطلاع سید سالم رسید و به قول سدید السلطنه، سید سالم حاجی احمد خان را برای استقبال از فرمانفرما به همراه ۱۳٬۰۰۰ تومان مالیات عقب افتاده و ۳٬۰۰۰ تومان به عنوان پیشکش از مسقط به بندرعباس فرستاد. حسام السلطنه نیز در مقابل اجاره را تجدید نمود، اما دو روز بعد در مورد این تصمیم خود دچار شک و تردید گشت و مبلغ مذکور را به مهدی قلی میرزا سـِهام الملک که همراه اش بود سپرد و خود به شیراز بازگشت و حاجی احمد خان نیز علی رغم تمام پول خرج شده دست خالی به مسقط بازگشت.

در آن زمان سید سالم به شدت گرفتار تثبیت قدرت خود در عمان بود و نمی توانست به اختلاف های موجود در بندرعباس توجهی داشته باشد. اما در بهار ۱۸۶۸ وی در عمان به حاشیه امنی دست یافته بود و از این رو در واکنش به اقدام حسام السلطنه در اشغال بندرعباس به فکر حمله و محاصره این شهر افتاد. شاه ایران که از سیاست تهاجمی عمان بسیار نگران شده بود، از آلیسون وزیر انگلیسی خواست که از نفوذ خود استفاده کند و از دولت هند بخواهد که از قلمرو و تجارت ایران محافظت کند. وزیر در این باره به عرض شاه رسانید که سید سالم در سرزمین خود با مشکلات بسیاری روبرو است و نگرانی از بابت بندرعباس وجود ندارد.

در ماه می ۱۸۶۸ سید سالم حاجی احمد خان را همراه با نامه ای به شیراز فرستاد که آن نامه حاوی توضیحاتی درباره شورش در عمان بود که تمام توجه وی به آن معطوف بوده است. سید سالم مایل بود که سالانه ۲۵٬۰۰۰ تومان برای قرارداد بپردازد، به علاوه وی اصرار داشت که لارک و هنگام نیز به صراحت در قرارداد جدید گنجانده شود. سرانجام در ۲۰ جولای ۱۸۶۸ قرارداد جدید بسته شد، مدت قرار داد جدید هفت ساله به مبلغ سالیانه ۲۵٬۰۰۰ تومان بود. بعدتر حسام السطنه برای خود سالیانه ۳٬۰۰۰ تومان و ۱٬۰۰۰ تومان برای وزیر خود درخواست کرد که مورد موافقت نماینده مسقط قرار گرفت. اما در آخرین دقایق ناصرالدین شاه به جای ۲۵٬۰۰۰ تومان، ۳۰٬۰۰۰ تومان درخواست کرد که در ابتدا با مخالفت و سپس موافقت مسقط روبرو شد. این مسئله به اطلاع تهران رسید و در ۴ جولای ۱۸۶۸ قرارداد امضا گشت.

قرارداد جدید در برگیرنده مناطق ذیل بود: بندرعباس، جزایر قشم و هرمز، توابع عیسین، تازیان، شمیل، میناب و بیابان و بندر خمیر و تمام توابع آن ها. این عبارتی است که در قرارداد امام مسقط وجود دارد اما در قرارداد شاه ایران منطقه مشخص شده از وضوح کمتری برخوردار است، یعنی: بندر عباس با جزایرش، توابع یورین، تازیان، شمیل، میناب و بیابان و بندر خمیر... در هیچ کدام از دو سند به هنگام اشاره ای نشده است.

اوامر لازم جهت تخلیه بندرعباس به یحیی میرزا حکمران ایرانی بندرعباس و تحویل آن به حکمران مسقطی شیخ سعید مسلم ابلاغ شد و حسام السلطنه نیز عقد قرارداد جدید را به اطلاع حکمرانان لار و بندرعباس رساند(اسناد شماره ۳ و ۴ را ببینید).

اما این پایان اختلاف ها نبود، چرا که تنها یک سال بعد ناصرالدین شاه قرارداد را فسخ نمود و از آن تاریخ به بعد فقط حکمرانان ایرانی را به مأموریت گماشت.

برای اطلاعات بیشتر درباره قرارداد اجاره بندرعباس رجوع کنید به:

Willem Floor، Bandar Abbas. The Natural Trade Gateway of Southeast Iran. Washington DC، MAGE، 2011.

 

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

وقتی دو دست یک شاهزاده قاجاری به خاطر به راه انداختن دعوا قطع شد

رسول جعفریان

گزارش زیر، از روی یک نسخه دستنویس تقدیم می شود. نویسنده آن که عبدالعلی قاجار فرزند فرهاد میرزاست، وق

شـــــرح نُسَــــخ یادداشت دوم: كهن ترین نسخه احتجاج طبرسی

علی صدرایی خویی

كتاب الاحتجاج على أهل اللجاج، اثر معروف و مشهورى است كه مؤلف در آن گفتگوها و مناظره هاى حضرت پیامبرا

منابع مشابه بیشتر ...

معرفی مراکز اسنادی کشور

نیره خدادادشهری، محمدتقی خوانساری

در این مقاله که ششمین نوشتار از سلسله مقالات در خصوص اسناد محسوب می‌شود، با توجه به اهمیت آشنایی با

اسناد شرعی و حقوقی در دوره قاجار چگونه تنظیم می شد؟

رسول جعفریان

به تازگی موفق شدم کتاب وجیزۀ التحریر را که گردآوری و تدوین یکی از همشهری های این بنده خداست، یعنی م