۱۵۴۶
۰
۱۳۹۳/۰۲/۰۹

عتیقه جات آستانه حضرت معصومه(س) و پروفسور پوپ در آینه اسناد

پدیدآور: فرشته کوشکی

خلاصه

اسناد موجود در این متن تعدادی از نامه هایی است که از مجموعه چندین دفتر از اسناد و نامه های دفتر آستانه مقدسه حضرت معصومه (سلام الله علیها) انتخاب شده است.

اسناد موجود در این متن تعدادی از نامه هایی است که از مجموعه چندین دفتر از اسناد و نامه های دفتر آستانه مقدسه حضرت معصومه (سلام الله علیها) انتخاب شده است. در این دفاتر مراسلات متولی دفتر آستانه با گروه های مختلف اجتماعی است که طی سالهای 1306 - 1319ش در دفاتری به صورت سواد نوشته شده و در حال حاضر در آستانه حضرت معصومه (س)  نگهداری می شود. در این نامه ها از سوی تولیت آستانه، با علما و روحانیت آن دوران، وزرا، بزرگان شهر، نمایندگان مجلس، ادارات و وزارت خانه ها، مکاتباتی انجام شده است. نمونه هایی از آن ها نامه هایی در مباحث فرهنگی مثلاً نامه هایی به دفاتر روزنامه های آن روز برای ارسال مجلات به دفتر آستانه مقدسه است.

در اینجا بخشی از این نامه ها را که مربوط به موضوع مقاله ماست، مرور خواهیم کرد.

این نامه ها که میان آستانه مقدسه، وزارت معارف و اوقاف، و وزارت دربار رد و بدل شده، در بارة ایجاد نمایشگاه ظروف عتیقه ای است که در آستانه مقدسه موجود بوده است. گویا قرار بوده این ظروف توسط پروفسور پوپ [Arthur Upham Pope متولد 1259 درگذشته 1348ش] به معرض تماشا قرار داده شود. وزارت معارف طی نامه ای از آستانه مقدسه فرمان همکاری با پروفسور پوپ و دادن اشیای عتیقه به وی را صادر می کند. جالب است که لیست اجناس موجود در آستانه که به عنوان عتیقه نگهداری می شده نیز بیان شده است. لیست این اجناس در دو نسخه تهیه شده و یک نسخه آن در اختیار وزارت معارف و یک نسخه در اختیار آستانه قرار گرفته است. آنان توجه داشته اند که اجناس را به طور کامل تحویل دهند و تحویل بگیرند. در ضمن مشخصات اجناس، با شرح جزئیات کامل، رنگ و جنس و حتی ریشه ها و یا پاره گی آن ها به طور دقیق ذکر شده است. این اجناس شامل کاشی، فرش های شاه عباسی که بر روی مقبره شاه عباس انداخته می شده و تعدادی پرده زری است. این که چه بر سر این اجناس آمده است خدا می داند. شرحی که در ادامه می آید ما را در شناخت آینده این عتیقه جات بیشتر آگاه خواهد ساخت. با شناخت شخصیت پوپ اهمیت این نامه ها بهتر شناخته می شود.

 

پروفسور پوپ کیست؟

آرتور آپهام پوپ[1] خاورشناس متخصص صنایع اسلامی در دارالصنایع و هنرستان شیکاگو و از ایران شناسان مشهور به شمار می آید. تولد وی را مصادف با 1260 هجری شمسی دانسته اند. پوپ مدت پنجاه سال با هنر ایران سر و کار داشت. بسیاری از شاهکارهای هنری ایران را در داخل و خارج ایران بررسی کرده بود و آثار کارشناسان و صاحب نظران را مطالعه کرده بود. پوپ سال ها عمر خود را در ایران سپری کرد و در 12 شهریور 1348 از دنیا رفت و بنا به وصیتش در اصفهان به خاک سپرده شد. مقبره وی در شمال زاینده رود و در کنار پل خواجو قرار دارد.

پروفسور پوپ، خاورشناس امریکایی در 1304 به عنوان رئیس بخش صنایع خاور نزدیک در مؤسسه صنایع ظریفه شیکاگو به ایران آمد. وی طی سخنرانی با عنوان «صنایع ایران در گذشته و آینده» در تالار بزرگ خانه سردار اسعد بختیاری، در جمع بزرگان و رجال کشور به نقش و اهمیت هنر و صنایع ایران و خدمتی که به صنایع عالم کرده است اشاره کرد. به گونه ای که همه حاضرین را تحت تأثیر خود قرار داد.

وی در دانشگاه براون دکرال و هاروارد امریکا تحصیل کرده و در زمان جنگ جهانی وارد نظام شد. در سال 1926م/ 1305 ش در نمایشگاه فیلادلفی از طرف ایران مأموریت یافت و در کنگره های بین المللی صنایع مستظرفه در سال های 1926 م و 1931 و 1932 لندن شرکت داشت. پوپ در کمیته بین المللی صنایع ایران عنوان منشی گری داشت و شش کتاب در آثار صنایع مستظرفه ایران به چاپ رساند.

رئیس افتخاری بنگاه آسیایی و مؤسس و مدیر بنگاه صنایع مستظرفه ایران در مؤسسه صنعتی پنسیلوانیا بود و در این موضوع کتاب هایی نیز تألیف کرد. وی در دانشگاه ها و موزه های امریکا، انگلیس، فرانسه، لهستان و روسیه و دیگر جاها کنفرانس داده و مؤسسه امریکایی صنایع مستظرفه و عتیقه جات ایران را تشکیل داده است. و ترتیب آثار باستانی ایران و عکس برداری آن را عهده دار شده و عکس هایی از این آثار در لندن، پاریس و برلن در معرض نمایش گذاشته است. مجموعه ای به اسم آثار مستظرفه ایران در شش جلد از آثار اوست که شامل 1500 عکس سیاه و سفید و 350 نقشه و 80 فصل است که توسط 65 نفر متخصص فراهم آمده است.

صنایع دستی، کاشی کاری، مینیاتور و خطاطی ایرانی که با روابط عمیق انسانی و عاطفی و میهمان دوستی و گشاده دستی ایرانیان همراه بوده جاذبه هایی هستند که همواره برای ایران گردان شگفت انگیز بوده است.

وی آثار زیادی در زمینه هنر ایران منتشر کرده است. کتاب 16 جلدی بررسی هنر ایران جامع ترین مرجع و مأخذ موجود درباره هنر ایران است. این کتاب در سال 1965 انتشار یافت.[2]

کتاب دیگر پوپ با نام شاهکارهای هنر ایران با ترجمه پرویز ناتل خانلری با همکاری مؤسسه انتشارات فرانکلین انتشار یافته است. از آثار دیگر وی می توان به کتاب قالی های قدیم شرقی و مقدمه ای بر هنر ایران اشاره کرد.

کتاب سیر و صور نقاشی ایران بخش مربوط به نقاشی ایران از سری مجلدات شانزده گانه سیری در هنر ایران است که به صورت جداگانه ترجمه و چاپ شده است. این کتاب را دکتر یعقوب آژند ترجمه کرده است.

پروفسور پوپ درباره هنر ایرانی چنین می گوید: هنر ایرانی هدیه جاودان ملت ایران به جامعه جهانی بوده است. هنرمندان ایرانی هنر را جلوه گاه جمال و جلال خداوند می دانسته اند. هنر ایرانی نیروهای آسمانی را می جوید. هنگامی که اروپا در قرون تاریک خفته بود، علم و هنر اسلامی نیمی از جهان را روشن کرد و با این که سایر سرزمین های جهان اسلام هم در این موفقیت سهیم بوده اند، منبع اصلی این روشنایی ایران بوده است.

وی کار خود را با کارشناسی و دلالی آثار هنری در ایران آغاز کرد و تا پایان عمر همچنان دکان دار باقی ماند. یعنی همیشه باب طبع و خوش آیند مشتری سخن می گفت. لذا در مورد دیدگاه های او و سخنانش باید دقت کرد.

پوپ در ایران به مناطق مختلف سفر کرده و با تأیید اداره معارف از ابنیه تاریخی این مراکز دیدن کرده است. مستر جردن و پاطن و پوپ از تهران به اصفهان و کاشان برای دیدن مراکز تاریخی این مناطق سفر کرده اند. سفری در سال 1304 صورت گرفته است. نامه ای از طرف رئیس وزراء مدیر الملک محمود جم موجود است که به حکومت اصفهان ارسال شده و از آنان خواسته شده که با پوپ و همراهانش همکاری کنند و حتی هزینه رفت و آمد داخل شهر آنان را بپردازند. بار دیگر در 1308 به همراه دو نفر از مأمورین نظمیه برای عکس برداری و مشاهده ابنیه شهر به اصفهان رفته اند. در 1313به اردستان رفته و از طریق اصفهان و با هماهنگی حاکم اصفهان وارد این شهر شده اند.[3]

شخصیت واقعی پوپ

آنچه خواندیم ظاهر زندگی پوپ و یک روی زندگی اوست که در کتاب ها بیان شده است. اما واقعیت چیز دیگری است. این همه تعریفات و تمجیدات از سوی برخی رجال سیاسی بیانگر همه واقعیت نیست. بلکه عده ای دیگر از وی به عنوان غارت گر اموال ایران و جاسوس امریکا در ایران یاد می کنند.

در ضمن تحقیق به خاطره ای از دکتر غنی برخوردم که ابعاد بیشتری از زندگی این شخص را روشن می سازد. دکتر غنی در جلد سوم کتاب خاطراتش می گوید:

پروفسور پوپ از هندوستان آمده، تلفن کرد. خواهش کردم ناهار بيايد اينجا. مي خواهد گوشي از اعليحضرت ببرد که قول گرفته کمک فرمايند به مؤسسه او. اين مرد جز پول هيچ چيز سرش نمي شود و حقيقتاً براي به دست آوردن آن از هيچ چيز فروگذار نمي کند. اين مرد تقريباً 17 سال پيش به مشهد آمد و مهمان آقاي [محمود] جم بود و عکس از مناظر تاريخي ايران بر مي داشت. به شيراز و اصفهان و ساير نقاط رفته و يک سري عکس ها تهيه کرد. بعد در اکسپوزيسيون لندن، که گويا در 1938 بود، کار کرد و شهرتي يافت و شش مجلد کتاب مرکب از شرح ابنيه تاريخي تحت عنوان Survey of Persian Art نگاشت. بعد هم در نيويورک محلي به نام Iranian Institute دائر کرد و متخصص صنايع ايراني به شمار مي رفت. مقداري کتب و کاسه و کوزه و قالي و منسوج و نقاشي ايراني جمع داشت. مي خريد و مي فروخت. درس ايراني و عربي دایر کرد و به ثمن بخس بعضي ايرانيان و يا يهودي هاي مستشرق رانده شده از اروپا را جمع وجور کرد. بعد اسم مؤسسه خود را "مؤسسه آسيا" گذاشت. با هند و ممالک عرب هم سر و کار يافت. در جامعه متخصصين آمريکايي يک نوع شارلتان و متظاهر و پيرو دنيا و اهل تجارت معرفي شد. مردي فعال و فصيح نطاقي است. خوب هم چيز مي نويسد. زني هم دارد به نام دکتر اکرمان معروف است. آن هم پيرزن شيادي است. در اين بين که با روس ها روي هم ريخت، عامل آن ها شد. مقالاتي بر له آن ها نوشت. احتلال ايران را به نفع روس ها تعليل کرد. در عين حال با ايرانيان هم محشور بود. وقتي مقالات خود را به عنوان تکذيب تعليلات جديد کرد. در آمريکا هر چند روز يک دفعه به واشنگتن مي آمد، در سفارت روس منزل مي کرد. مرد مرموزي شده بود. آقاي [حسين] علاء که وارد شد از او استقبال کرد، پذيرايي کرد. هر سال جشن مي گيرد و بليط آن را بر ايرانيان تحميل مي کند. جماعتي مخالف و موافق پيدا کرد. لوي هندرسون، رئيس شعبه شرق وسطي، جداً به تکذيب او پرداخت و از او بدگويي مي کرد. صالح (اللهيار) از رفقاي او شده بود و ماهي سيصد دلار قرار داد دولت ايران به او بدهد. به هر حال، براي آکادمي روسيه به مسکو چند بار رفت. اخيراً به هند رفته و با نهرو [و] سران هند ملاقات کرده، در تهران اعليحضرت را زيارت کرده، در نيويورک و در اطراف والاحضرت شهدخت اشرف بوده. در خيال است پولي از شاه بگيرد. ديروز مي گفت به آقاي جم خواهد نوشت.[4]

فعالیت های وی تنها به غارت آثار باستانی ایران خاتمه نمی یابد. در زمان جنگ جهانی  دوم، پوپ برنامه هایی به چند زبان در رادیو امریکا اجرا می کرد و چند مأموریت محرمانه برای نهادهای نظامی امریکا انجام داد... پروفسور پوپ معاون رئیس شورای ملی دوستی امریکا و شوروی (پیشین) و عضو هیأت امنای انستیتوی امریکایی روسی بود. در 1947 دارایی های انستیتوی پوپ، بیست  و پنج برابر شده بود [بخش اعظم این ثروت را از راه غارت و فروش آثار باستانی ایران به  دست آورد]. هیأت امنای این مؤسسه، پنج سفیر سابق امریکا، یک سناتور و دو ژنرال بودند. این مؤسسه با بیست معلم تمام وقت و بیست معلم پاره وقت، به تربیت دانش آموز می پرداخت.

از جمله نتایج مسافرت دکتر پوپ به ایران و سخنرانی او در سال1304، تأسیس «انجمن فرهنگی ایران و امریکا» بود. با پیشنهاد محمدعلی فروغی، کمیسیونی مرکب از حسن اسفندیاری، حسین علا، محمدعلی فرزین و ارباب کیخسرو شاهرخ برای تهیه زمین و مطالعه در خصوص طرح تأسیس چنین انجمنی، تشکیل شد. آن ها پس از تهیه شناسنامه مؤسسه، تعدادی از دوستان خود و از جمله چهار نفر امریکایی را برای انجام این کار دعوت کردند. کارهایی که در این انجمن انجام می دادند عبارت بودند از: نمایش فیلم هایی که فرهنگ و تمدن امریکا، رشد و رونق هنر، صنعت، تکنیک، دانش، آزادی های اجتماعی، معرفی دانشگاه ها، رشد سیاسی، جامعه مدنی، زنان، کودکان، منابع طبیعی و زیبایی های محیط زیست امریکا در آن ها ارائه می شد؛ نمایشگاه های مختلف درباره هنر، ادبیات، موسیقی، سنن امریکایی، کنسرت پیانیست های معروف، برگزاری جشن روز پیدایش و روزهای مقدس در آیین مسیحیت، سخنرانی در مورد شعر، ادب، روزنامه نگاری؛ و نیز سخنرانی های متعدد با حضور اساتید دانشگاه های امریکا در مواردی چون انسان شناسی، فلسفه و فرهنگ امریکایی، شعر، تاریخ و جغرافیا و امور آموزشی و فرهنگی.

امریکاییان از طریق ارتباط با توده های شهری و روستایی ایران، از حرکت های سیاسی مذهبی مردم مسلمان اطلاع حاصل می کردند و به  تدریج به اعمال نفوذ و تأثیر در فرهنگ ایران می پرداختند. درواقع انجمن فرهنگی ایران و امریکا یکی از بازوهای قوی جاسوسی امریکا در ایران محسوب می شد و مطمئناً بسیاری از اعضا و اداره کنندگان آن، مأموران کارآزموده سیا بودند. به  عنوان نمونه، در مراسم گشایش ساختمان جدید مرکز تهران، در هفتم مهر1341، ادوارد مارو، رئیس اطلاعات امریکا در واشنگتن، به ایران آمد و در این مراسم شرکت کرد. در اوائل دهه چهل چهره تازه ای از این شخصیت نزد نهادهای امنیتی ایران روشن شد. ساواک دریافته بود که پوپ در جریان سازی های کشور دخیل است. ساواک پوپ را جزء سازمان سیا می دانست.[5]

بر اساس اسناد وزارت امور خارجه امریکا محمدعلی فروغی و پسرش محسن فروغی دوستان پوپ و نماینده او در ایران بودند. او از سفارت خواسته بود که شرایطی را فراهم کند که نامه هایی که او به این دو نفر می فرستد به دست فرد دیگری خوانده نشود. چون در سفارت چند مأمور بودند که نامه ها را باز می کردند. پوپ می گوید: می خواهم برای فروغی که دوست بسیار خوبی برای من بوده است نامه بنویسم ولی آن جا 25 مأمور هستند که نامه ها را باز می کنند. پسر او با سازمان ما در ارتباط است و مرد بسیار هوشمندی است. او نماینده ما در ایران است و باید در مسائل زیادی با او مکاتبه کنم........... او در موقعیتی است که خدمات بسیار مهمی برای ما انجام می دهد. پوپ علاوه بر دادو ستد با فروغی کوچک با پدرش نیز معاملاتی داشته است.[6]

 

ﭘﻮپ ﻭﺁﺛﺎﺭ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ

ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﺁﺭﺗﻮﺭ ﭘﻮپ ﺩﺭ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻰ ﻭ ﻣﻌﺮﻓﻰ ﺁﺛﺎﺭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ ﻭ ﺗﺎﺭﻳﺨﻰ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﻠﺖﻫﺎﻯ ﺩﻳﮕﺮ ﺗﻼﺵﻫﺎﻳﻰ ﻧﻤﻮﺩ، ﻟﻴﻜﻦ ﺭﻭﻯ ﺩﻳﮕﺮ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﺍﻧﮕﻴﺰﻩﻫﺎﻯ ﭘﺴﺖ ﻣﺎﺩﻯ ﻳﻌﻨﻰ ﻏﺎﺭﺕ ﻭ ﭼﭙﺎﻭﻝ ﺁﺛﺎﺭ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﻭ ﭘﻨﻬﺎﻥ آن ها ﺑﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﻏﻴﺮﻗﺎﻧﻮﻧﻰ ﺑﻪ ﻣﻮﺯﻩﻫﺎ ﻭ ﻛﻠﻜﺴﻴﻮﻥﻫﺎﻯ ﺧﺼﻮﺻﻰ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻰﺩﺍﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻴــﻦ ﺭﺍﻩ ﺛﺮﻭﺕ ﻫﻨﮕﻔﺘﻰ ﺑﻪ ﭼﻨﮓ ﺁﻭﺭﺩ. ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﻏﺎﺭﺕﻫﺎﻱ ﺩﻛﺘﺮ ﭘﻮپ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ 1304 ﻳﻌﻨﻲ ﺍﺯ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﻭﻱ ﺑﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ،ﺩﻭ ﺳﻨﺪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻬﻢ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻲﺩﻫﺪ ﻭﻱ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺑﺮﺩﻥ ﻣﻴﺮﺍﺙ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﺗﻼﺵ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺣﺘــﻲ ﺣﻘﻮﻕ ﮔﻤﺮﻛﻲ ﻧﻴﺰ ﻧﭙﺮﺩﺍﺯﺩ ﻭ هیأت ﺩﻭﻟﺖ ﻭﻗﺖ ﻻﺑﺪ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻫﻤﺎﻳﻮﻧﻲ! ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﻲﺩﻫﺪ ﺍﺯ ﺍﺷﻴﺎء ﻭ ﻋﺘﻴﻘﻪﺟﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﭘﻮپ ﺍﺯ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ، ﺣﻘﻮﻕ ﮔﻤﺮﻛﻲ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻧﺸﻮﺩ. ﺑﻪ ﺩﻭ ﺳﻨﺪ ﻣﺬﻛﻮﺭ ﺗﻮﺟﻪ ﻓﺮﻣﺎﻳﻴﺪ:

ﻭﺯﺍﺭﺕﻣـﺎﻟـﻴـﻪ

ﺳــﻮﺍﺩ: ﻣﺮﻗﻮﻣــﻪ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺧﺎﺭﺟــﻪ ـ ﻧﻤــﺮﻩ 21151

ﻣﻮﺭﺧــﻪ 17ﺩﻱ ﻣﺎﻩ 1304 ﻭﺯﺍﺭﺕ/ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻛﻪ ﺍﺻﻞ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻧﻤﺮﻩ... ﺛﺒﺖ ﺷﺪﻩ،

ﻓﻮﺭﻱ ﺍﺳﺖ.

ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺟﻠﻴﻠﻪ ﻣﺎﻟﻴﻪ

ﺩﻛﺘﺮ ﭘﭗ [ﭘﻮپ] ﺍﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ، ﻣﺒﺎﺷــﺮ ﻣﻮﺯﻩ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﺷــﻴﻜﺎﮔﻮ ﻣﻮﻗﻌﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ تهراﻥ ﺗﻮﻗﻒ ﺩﺍﺷﺖ، ﻣﻘﺪﺍﺭﻱ ﺍﺷﻴﺎﻱ ﻋﺘﻴﻘﻪ ﺧﺮﻳﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻛﺮﻣﺎﻧﺸــﺎﻫﺎﻥ ﻓﺮﺳــﺘﺎﺩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁن جا ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻳﻜﺎ ﺣﻤﻞ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻣﻮﺭ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﺗﻮﻗﻊ ﻧﻤﻮﺩ ﻛﻪ ﭼﻮﻥ ﺍﺷﻴﺎﻱ ﻣﺰﺑﻮﺭﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻮﺯﻩ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﺷﻴﻜﺎﮔﻮ ﺍﺑﺘﻴﺎﻉ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻣﻌﺮﻑ ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻗﺪﻳﻤﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩﻫﺎﻱ ﺗﺎﺭﻳﺨﻲﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ. ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﻬﺖ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺩﻭﻟﺖ، ﺍﻣﺮ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻓﻴﺖ ﺍﺷــﻴﺎﻱ ﻣﺰﺑﻮﺭﻩ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ﮔﻤﺮﻛﻲ ﺻﺎﺩﺭ ﺷــﻮﺩ. ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻣــﻮﺭ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﻧﻴﺰ ﻣﺮﺍﺗــﺐ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺟﻠﻴﻠﻪ ﻣﻌﺎﺭﻑ ﺍﺷــﻌﺎﺭ ﻭ ﺍﺯ ﻭﺯﺍﺭﺗﺨﺎﻧﻪ ﻣﺸﺎﺭﺍﻟﻴﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺳﻴﺪ ﻛﻪ ﺑﺪﻭﺍً ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺣﻘﻮﻕ ﺩﻭﻟﺘﻲ که به اشیای مزبوره تعلق می گیرد تحقیقاً معین و بعد اقدامی که متعرض است به عمل آید.... ﭼﻮﻥ ﺍﺷﻴﺎﻱ ﻣﺰﺑﻮﺭﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻮﺯﻩ ﺧﺮﻳﺪﺍﺭﻱ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺁن جا ﻫﻢ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻋﻠﻤﻲ ﻭ ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ ﻭ ﻧﺎﻓﻊ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻨﺎﺳــﺎﻳﻲ ﺻﻨﺎﻳﻊ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺳـﺖ، ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﻬﺖ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﺭﺍ ﺯﺣﻤﺖ ﺍﻓﺰﺍ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﻲ ﻛﻪ ﻣﻴﺴﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﺨﺼﻮﺻﻲ ﺩﺭ ﻣﺴﺎﻋﺪﺕ ﺑﺎ ﻣﺸﺎﺭﺍﻟﻴﻪ ﻣﺒﺬﻭﻝ ﻓﺮﻣﺎﻳﻨﺪ. ﻧﻈﺮ ﺑﻪ این که ﺍﺷﻴﺎﻱ ﻣﺰﺑﻮﺭﻩ ﺩﺭ ﻛﺮﻣﺎﻧشاﻫﺎﻥ ﺑﻼﺗﻜﻠﻴﻒ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﻣﺘﻤﻨﻲ ﺍﺳﺖ ﻫر ﺗﺼﻤﻴﻤﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺗﺨﺎﺫ ﻣﻲﻓﺮﻣﺎﻳﻴﺪ ﻓﻮﺭﺍً اطلاع بدهند که ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﻣﺮﻳﻜﺎ ﺍﺷﻌﺎﺭ ﮔﺮﺩﺩ. (ﻣﻔﺘﺎﺡ) ﻣﺤﻞ ﻣﻬﺮ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺧﺎﺭجه[7]

هیأت ﻭﺯﺭﺍﻱ ﻭﻗﺖ، ﺍﻳﻦﮔﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﭘﻮپ ﻭ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﻣﺮﻳﻜﺎ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ:

ﺭﻳﺎﺳﺖ ﻭﺯﺭﺍ. ﻧﻤﺮﻩ 12357. ﺑﻪ ﺗﺎﺭﻳﺦ 3 ﺑﺮﺝ ﺑﻬﻤﻦ 1304 هیأت ﻭﺯﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻠﺴــﻪ 26 ﺩﻱ ﻣﺎﻩ 1304 ﺑﺮ ﻃﺒﻖ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﻣﺎﻟﻴﻪ ﻧﻤﺮﻩ (42691) ﺗﺼﻮﻳﺐ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭﻱ ﺍﺷﻴﺎﻱ ﻋﺘﻴﻘﻪ ﻛﻪ ﺩﻛﺘﺮ ﭘﭗ [ﭘﻮپ] ﻣﺒﺎﺷﺮ ﻣﻮﺯﻩ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﺷﻴﻜﺎﮔﻮ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺧﺮﻳﺪﺍﺭﻱ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻛﺮﻣﺎﻧﺸﺎﻩ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻳﻜﺎ ﺣﻤﻞ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ، ﺍﺯ ﺗﺄﺩﻳﻪ ﺣﻘــﻮﻕ ﺩﻭﻟﺘﻲ ﻭ ﮔﻤﺮﻛﻲ ﻣﻌﺎﻑ ﺑﺎﺷـﺪ. ﺩﺍﺩﮔﺮ، ﻓﺎﻃﻤﻲ، ﻓﺮﻭﻏﻲ [ﻭ ﺳﻪ ﺍﻣﻀﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﻧﺎ ﻧﻴﺴﺖ].

ﻻﺯﻡ ﺑﻪ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﻠﺖ ﺍﺻﻠﻰ ﺗﻮﻗﻴﻒ ﻣﺤﻤﻮﻟﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻋﺪﻡ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺣﻘـﻮﻕ ﮔﻤﺮﻛﻰ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻧﺒﻮﺩ؛ ﺩﻟﻴﻞ ﻣﻬﻢ ﺩﻳﮕﺮ، ﻭﺟﻮﺩ ﻋﺘﻴﻘﻪﺟﺎﺕ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻰ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﭘﻮپ ﺩﺭ ﻟﻴﺴﺖ ﺗﻨﻈﻴﻤﻰ ﻫﻴﭻ ﺍﺷﺎﺭﻩﺍﻯ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁنها ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﮔﻮﻳﺎ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﺯ ﻧﻮﺍﺩﺭﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺯﺩﻯ ﻭ ﭼﭙﺎﻭﻝ ﻣﻴﺮﺍﺙ ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺗﻮﺳﻂ ﭘﻮپ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﮔﺮﺩﻳﺪ.[8]

ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎ ﺗﻼﺵ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﻣﺮﻳﻜﺎ ﻭ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﺩﻭﻟﺘﻰ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻗﻀﻴﻪ ﺣﻞ ﻭ ﻓﺼﻞ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻣﺤﻤﻮﻟﻪ ﻣﻨﻊ ﺗﻮﻗﻴﻒ ﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺷﺪ. ﺩﻛﺘﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﻗﻠﻰ ﻣﺠﺪ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﻣﺤﺮﻣﺎﻧﻪ ﺁﺭﺷﻴﻮ ﻣﻠﻰ ﺍﻣﺮﻳﻜﺎ (ﻧﺎﺭﺍ) ﻗﻀﻴﻪ ﺭﺍ ﭼﻨﻴﻦ ﺷﺮﺡ ﻣﻰﺩﻫﺪ:

ﭘﻮپ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﭘﺎﺭﻳﺲ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﻰﺑﺮﺩ، ﻃﻰ ﺗﻠﮕﺮﺍﻓﻰ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺩﻭﻡ ﻣﻬﺮ 1304 ﺑﻪ واﻻﺱ ﻣﻮﺭﻱ ﻛﺎﺭﺩﺍﺭ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﻣﺮﻳﻜﺎ ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻧﻮﺷﺖ: «ﺍﺷﻴﺎء ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﺭ ﻛﺮﻣﺎﻧﺸﺎﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺁﻳﺎ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﻛﻤﻚ ﻛﻨﺪ. ﭘﻮپ.» ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻣﻮﺭ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﺍﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﺩﺍﺭ ﺟﺪﻳﺪ ﻛﻮﭘﻠﻲ ﺁﻣﻮﺭﻱ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺭﺍ ﭘﻲﮔﻴﺮﻱ ﻛﻨﺪ: «ﭘﻮپ ﺍﺯ ﭘﺎﺭﻳﺲ ﺗﻠﮕﺮﺍﻣﻲ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺄﺧﻴﺮ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﺗﺮﺧﻴﺺ ﺍﺷﻴﺎﻱ ﺧﺮﻳﺪﺍﺭﻱ ﺷﺪﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻮﺯﻩ ﺷﻴﻜﺎﮔﻮ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺧﻼﺻﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻓﻮﺭﺍً ﺭﺳﻴﺪﮔﻲ ﻭ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﻛﻨﻴﺪ.» ﺁﻣﻮﺭﻱ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ:

ﺩﻟﻴﻞ ﺗﺄﺧﻴﺮ ﺩﺭ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺷﻴﺎء ﺍﺯ ﻛﺮﻣﺎﻧﺸﺎﻩ ﺑﻲﺗﻮﺟﻬﻲ ﺣﻤﻞﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺭﺳﻲﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻜﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻪ ﺁﺛﺎﺭ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ... ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﮔﺎﻥ ﺁﻗﺎﻱ ﭘﻮپ ﻣﺤﻤﻮﻟﻪ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﺛﺎﺭ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﻲ ﺻﺎﺩﺭﺍﺗﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﮔﺎﻥ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﻣﻌﺎﺭﻑ (ﺍﻳﺮﺍﻥ) ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺎﺯﺭﺳﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ. ﻫﺪﻑ ﺍﻳﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻱ ﺍﺯ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺷﻴﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪﻫﺎﻱ ﺳﻠﻄﻨﺘﻲ ﻳﺎ ﺩﻭﻟﺘﻲ ﺩﺯﺩﻳﺪﻩ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ؛ ﻳﺎ ﺁن هاﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﺍﺭﺯﺵ ﻓﻮﻕﺍﻟﻌﺎﺩﻩﺷﺎﻥ ﺟﺰء ﺩﺍﺭﺍﻳﻲﻫﺎﻱ ﻣﻠﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻣﻦ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻣﻮﺭ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﺍﻃﻤﻴﻨﺎﻥ ﺩﻫﻢ ﻛﻪ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﻫﻤﻪ ﺗﻼﺵ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﻳﻦ ﻣﺤﻤﻮﻟﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.[9]

بر اساس همین اطلاعات دکتر جردن می گوید: در صحبت با مسئولان وزارت معارف دریافته است که پوپ اشیایی را خریداری کرده است که نه در فاکتورهای محموله کرمانشاه هستند و نه در اشیایی که هنگام خروج از ایران با خود برده است. متأسفانه آقای پوپ اشیایی را بدون آگاهی مقامات ایرانی از کشور خارج کرده است.[10]

به گفته والاس موری یک جلد قرآن متعلق به قرن شانزدهم و یک پارچه ابریشمی زربافت از اماکن متبرکه ای که پوپ اجازه ورود به آن ها را داشته دزدیده شده اند.[11]

با تکیه بر حمایت سیاسی امریکا و منافع هنگفت مالی به دست آمده از غارت و فروش آثار فرهنگی ایران پوپ توانست رضایت همراهی و شراکت دانه درشت های حکومت پهلوی را به دست آورد و آنان هر چه می خواست در اختیارش قرار می دادند. تا حدی که محمدرضا شاه به پاس خدمات وی نشان سلطنتی یعنی تاج را به وی و همسرش هدیه داد. بعد از انقلاب دولت در پی باز گرداندن این اشیاء بود. دولت ایران در سال 1383 توانست 200 کتیبه از این اموال غارت شده را پس بگیرد که بسیاری از آنان خرد شده بود و تخمین زده شده که هنوز حدود دو هزار کتیبه در اختیار دانشگاه شیکاگو است.[12] مشکل پس گرفتن الواح و سایر آثار دزدیده شده ایرانی از امریکا میراث شوم خدمات آرتور پوپ و هرتسفلد است که به یادگار مانده است.

نمونه دیگر از اسناد مربوط به غارت پوپ و تاراج عتیقه های ایرانی نامه هایی است که در اسناد آستانه مقدسه قم موجود است. در این نامه ها به یک سری عتیقه جات اشاره شده که مربوط به آستانه مقدسه بوده و به دستور وزارت معارف به پوپ داده شده است. این اشیاء به بهانه نمایش در کاخ گلستان از آستانه مقدسه خارج شده است که برگشت آن معلوم نیست. لیست این اجناس با توضیحات کامل در این اسناد آمده است و گفته شده که یک نسخه از آن به وزارت معارف داده شده است. این اجناس با پی گیری و اصرار وزارت معارف در اختیار پوپ قرار گرفته است.

مسیو گدار که از وی نیز در این اسناد نام برده شده است. فردی فرانسوی است که به عنوان مدیر آثار باستانی ایران با این که از دزدی های وی خبر داشته به وی اجازه فعالیت داده است. اسمیت مهندسی که سابقه طولانی در ایران داشته در این باره می گوید: وزیر مختار سابق امریکا در تهران [هارت] یک بار گفته بود که در زمان مأموریتش در تهران تنها وضعیت خطرناک بین روابط ایران و امریکا وضعیت پوپ بوده است. با توجه به رویکرد گدار آشکار است که او از این رسوایی برای منافع علمی فرانسویان سود برده است. عجیب است که او به عنوان مدیر آستان باستانی می توانست جرائم فراوان پوپ را اعلام کند ولی این کار را نکرده است. این طور به نظر می رسد که او به عنوان یک فرانسوی ترجیح داده فعالیت های پوپ ادامه یابد تا این مورد را به عنوان نمونه ای از معیارهایی زننده امریکائیان در فضاهای علمی پژوهشی مطرح کند.[13] در گزارش های سفارت امریکا آمده است که دشمنی مردم با پوپ در مشهد به خاطر تعصب نبوده بلکه به علت همین دزدی ها بوده است.[14]

نماینده موزه دانشگاه پنسیلوانیا درباره وی می گوید: او نبوغ فراوانی در دشمن تراشی و سلب اعتماد دیگران دارد. بیشتر کسانی که با او در ارتباطند دلالان عتیقه یهودی هستند که من حتی حاضر نیستم آنان را به خانه ام راه بدهم...... نمی توانم این فکر را از ذهنم بیرون کنم که باستان شناسی ایران بدون او می توانست سرنوشت بهتری داشته باشد...... گدار که به نمایشگاه لندن رفته بود به من گفت پوپ با وجود اعتراضات سایر اعضای کمیته تعدادی اشیای تقلبی را به معرض نمایش گذاشته و برای انبوهی سفالینه های تقلبی گواهی صادر کرده که این اقدام باعث بی اعتبار کردن آثار همه دوره هاست........ این جا بود که فهمیدم باید از هر کس و هر کاری مرتبط با پوپ مانند طاعون دوری گزید.[15]

در نمایشگاه هایی که پوپ در لندن با موضوع هنر و باستان شناسی ایران برگزار کرد بزرگ ترین آثار هنری ایران به نمایش در آمد. بسیاری از اماکن مقدس ایران که پیش از این هیچ غیر مسلمانی آن ها را ندیده به دستور شاه تخلیه شده و به لندن فرستاده شد. کسان دیگری که با وی همکاری داشتند تیمور تاش رضا شاه و تقی زاده و مسیو گدار بودند که امکانات را فراهم می کردند اشیاء به دست مسیو گدار بسته بندی و به لندن فرستاده می شد. اشیایی که پوپ انتخاب کرده بود از مشهد، قم و اردبیل بودند و از همان ابتدا روحانیون با این اعمال مخالف بودند. هارت این گونه توضیح می دهد: آخوندها نمی خواستند گنجینه های موجود در زیارتگاه هایشان به خصوص قم را تحویل دهند. چون می ترسیدند با وجود تلاش های دولت برای جلب اطمینان آنان این اشیاء باز گردانده نشوند. آقای گدار گفت که آخوندها دلایل محکمی برای این سوء ظن خود دارند. چون وزیر دربار به او گفته فرش هایی که از مرقدهای موجود در قم برداشته شده که برخی از آن ها بسیار نفیسند و تا کنون ناشناخته مانده اند ـ بعد از برگرداندن از لندن در تهران باقی خواهند ماند. البته دولت اشیاء را از مشهد نیمه شب و در هنگام خلوت از حرم خارج کرده است. [16]

آقای پوپ در مورد پروفسور پوپ به سفارت گزارش داده است که.... رابنو که پوپ بیشتر خریدهایش را از طریق او انجام می داده است رئیس باندی است که با همدستی نگهبانانی که حقوق کافی به آن ها داده نمی شود، مبادرت به دزدی از مساجد و سایر مکان های تاریخی می کنند و آن ها را به پروفسور پوپ در ایران می فروشند. او مکانی را در مسجدی نشان داد که چند هفته پیش قطعه پوب کنده کاری شده مخفیانه از آن جا دزدیده شده بود با وجود آن که آقای گدار با محافظه کاری به مسائل اشاره کرده بر این باور است که پروفسور پوپ دانسته یا ندانسته دریافت کننده اشیاء دزدی بوده است. با توجه به این که هیچ کدام از این اشیاء را نمی توان قانونی خریداری کرد.[17]

مورخه 15 شهر محرم الحرام 1349

23/3/1309

سواد مراسله حضرت آقای اعتماد الدوله وزیر معارف در تهران

به عرض اشرف عالی می رساند پیوسته در آستانه مقدسه دعا گویی و ثنا جویی دارد و مقام محترم عالی را مغتنم می شمارد و امید دارم موفقیت کامله در خدمت به دولت و ملت حاصل فرموده باعث آسایش نوع گردد. آقایان ناظر شرعیات و رئیس کل اوقاف که بر حسب آن مقام منیع برای ارائه دادن پاره اثاثیه آستانه مقدسه به پروفسور امریکایی آمده بودند، چندی منتظر شدند، پروفسور مزبور مراجعت نکرد لذا آقایان معاودت کردند. ان شاءالله تعالی در اداء وظیفه غفلت نشده و نخواهد شد. از مراقبت در امور آستانه مقدسه به قدر مقدور ساعی هستم. با حسن توجه آن وزارت جلیله اطمینان دارم. ایام شوکت و جلالت برقرار باد. امضاء

تهران خدمت حضرت مستطاب اجل اشرف عالی آقای اعتماد الدوله وزیر معارف و اوقاف دامت شوکته

[76] مورخه 22 محرم الحرام 1349

سواد تلگراف حضرت اشرف آقای وزیر دربار پهلوی

مقام منیع وزارت دربار پهلوی دامت عظمته

امر تلگرافی در خصوص ارائه اشیاء عتیقه آستانه مقدسه به پروفسور پوپ اطاعت خواهد شد. داعی متولی باشی

مورخه 22 شهر محرم 49

سواد تلگراف وزارت جلیله معارف

مقام منیع وزارت جلیله معارف و اوقاف دامت شوکته

تلگراف وزارت دربار پهلوی رسید که اشیاء عتیقه آستانه مقدسه را به پروفسور پوپ ارائه داده شود. هنوز ایشان وارد نشده اند. از طرف آن مقام منیع مأمور و نماینده اعزام فرمایید. داعی متولی باشی امضا شده

[174] مورخه 3 شهریور ماه 1309

اداره کل اوقاف

سواد مراسله وزارت جلیله معارف و اوقاف دامت شوکته

نمره 1410 ضمیمه 11457

جناب مستطاب آقای متولی باشی آستانه متبرکه حضرت معصومه سلام الله علیها

برای اطلاع خاطر جنابعالی اظهار می دارد که آقای مینوئی به اتفاق مسیو گدار به قم عزیمت می نمایند که اشیاء را انتخاب کنند و لازمه مراقبت را در بستن اشیاء و حفظ آن ها معمول دارید. امضا و مهر وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه

مورخه 17 شهریور ماه 1309

اداره کل اوقاف

سواد مراسله وزارت جلیله معارف و اوقاف دامت شوکته

نمره 12370/ 1587

صورت جلسه و صورت مشروح اشیاء قم پنج ورقه

جناب مستطاب شریعتمدار آقای متولی باشی سلمه الله

تلگراف جنابعالی در خصوص حمل اشیاء آستانه متبرکه سمت وصول یافت. جواباً اظهار می دارد که اشیاء مزبور توسط مأمورین به مرکز واصل به موجب مراسله نمره 260 اداره محاسبات تومات سلطنتی اشیاء عتیقه محموله از قم در قصر گلستان تسلیم کمسیون مأمورین تحویل اشیاء گردیده و رسید آن ها دریافت شده که اکنون صورت جلسه به امضای اعضاء کمسیون و سواد صورت مشروح اشیاء تحویلی برای ضبط دفتر آستانه مقدسه لفاً ارسال می شود. امضا و مهر وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه

جناب مستطاب شریعتمدار آقای متولی باشی سلمه الله

مورخه 12 شهریور ماه 1309

سواد رسید اشیاء آستانه مقدسه از طرف اداره محاسبات شاهنشاهی به وزارت جلیله معارف

چون حسب الامر مقرر شده بود تعدادی قالی و قالیچه و کاشی و پرده زری برای اکسپوزیسون از آستانه مقدسه حضرت معصومه ـ سلام الله علیها ـ به مرکز حمل شود، لهذا اشیاء مفصله ذیل توسط آقایان میر سید مصطفی خان مدیر دفتر آستانه و حاجی مصطفی خان پیشکار آقای متولی باشی و حاجی رضا قلی خان فراش باشی آستانه در تاریخ ذیل در قصر گلستان آورده و در عمارت خوابگاه در اطاقی که برای ضبط اشیاء اکسپوزسیون تخصیص یافته بود تحویل این جنابان امضا کنندگان ذیل

؟ کاشی های بزرگ و کوچک و برجسته و خط دار که مشخصات آن علی حده نقل گردیده است (30) پارچه

قالی و قالیچه های شاه عباسی به شرح و توصیف جداگانه 13 تخته

پرده پارچه ابریشمی و زری دو تخته

کمسیون تهیه صورت اشیاء اکسپوزسیون گردید. اشیاء فوق الذکر با شرح و توصیف خود در ضمن صورت کلیه اشیاء اکسپوزسیون[18] تحت نمرات 136 الی 176 ثبت گردیده است و این صورت مجلس برای تشخیص تعداد و قطعات کاشی و قالیچه و قالی و پرده که از آستانه حضرت معصومه به مرکز آورده شده تنظیم می گردد و یک نسخه آن

[176] ص 1 بقیه از صفحه قبل مراسله محاسبات شاهنشاهی

مورخه 12 شهریور ماه 1309

به آورندگان اشیاء برای رسید تسلیم می شود و نیز یک نسخه از صورت مشروح فوق که ضمن صورت اشیاء اکسپوزسیون از نمره 126 الی نمره 176 می باشد از محاسبات پوتات و کمسیون مربوط مستقیماً به وزارت جلیله معارف اداره عتیقات ارسال خواهد گردید تا اولیاء محترم آن وزارتخانه و اداره محترم اوقاف از جریان امر اطلاع حاصل نمایند. 12 شهریور ماه سنه 1309 امضارئیس محاسبات پوتات دولتی قانع بصیری (مسیو گدار متخصص عتقات) (گدار) (محمد ابراهیم خان توفقی سرایدار شاهنشاهی) (ابراهیم)

ص2 اشیاء انتقالی از حضرت معصومه قم که توسط نمایندگان وزارت معارف و متصدیان حمل اشیاء در عمارت خوابگاه تحویل کمسیون تهیه اشیاء اکسپوزسیون شده 11 شهریور ماه سنه 1309

 

نمره ترتیب

اسم اشیاء

شرح

تعداد

136

کاشی های برجسته

خط دار اسلیمی و غیره مربع مستطیل وسط و یک حاشیه خط به طول 77 و عرض 66 سانتی متر

یک پارچه

137

کاشی های برجسته

شرح فوق وسط اسلیمی برجسته و دو حاشیه خط دار به طول 76 و عرض 71 نیم سانتی متر

یک پارچه

138

کاشی های برجسته

مربع وسط خط لاجوردی و دو حاشیه خط نوشته به طول 77 و عرض 69 سانتی متر

یک پارچه

139

کاشی های برجسته

خط جلی لاجوردی یک حاشیه برجسته دار به طول 39 و عرض 45 سانتی متر

یک پارچه

140

کاشی های برجسته

به شرح فوق وسط خط و دو حاشیه برجسته دار به طول 44 و عرض 39 سانتی متر

یک پارچه

141

کاشی های برجسته

به شرح فوق یک حاشیه برجسته دار به طول 39 و عرض 45 سانتی متر

یک پارچه

142

کاشی های برجسته

به شرح فوق یک حاشیه برجسته دار به طول 39 و عرض 45 سانتی متر

یک پارچه

143

کاشی های برجسته

یک طرف شکسته سنه اربع و ثلاثین و سبعمائه به طول 39 و عرض یک طرف 32 سانتی متر

یک پارچه

145

کاشی های برجسته

زمینه لاجوردی خط طلایی برجسته گوشه شکسته حاشیه دار به طول 34 و عرض 35 سانتی متر

یک پارچه

145

کاشی های برجسته

زمینه و دو حاشیه لاجوردی برجسته دار به طول 35 و عرض 33 سانتیمتر

یک پارچه

146

کاشی های برجسته

زمینه لاجوردی و حاشیه برجسته به طول 34 ـ 33

یک پارچه

147

کاشی های برجسته

کتیبه لاجوردی کوچک مربع مستطیل 34 و 17

یک پارچه

148

کاشی های برجسته

زمینه قهوه ای خط لاجوردی برجسته 36 ـ 29

یک پارچه

149

کاشی کتیبه

زمینه قهوه ای خط لاجوردی برجسته به طول 37 ـ و 19 سانتی متر

یک پارچه

150

کاشی کتیبه

زمینه قهوه ای خط لاجوردی برجسته به طول 37 ـ و 19 سانتی متر

یک پارچه

151

کاشی کتیبه

باریک خط لاجوردی برجسته به طول 32 ـ 10 سانتیمتر

یک پارچه

152

کاشی کتیبه

باریک خط لاجوردی برجسته به طول 32 ـ 10 سانتی متر

یک پارچه

153

کاشی کتیبه

باریک خط لاجوردی برجسته به طول 32 ـ 10 سانتی متر

یک پارچه

154

کاشی کتیبه

خط برجسته لاجوردی ضخیم 33 ـ 15 سانتی متر

یک پارچه

155

کاشی مستطیل

نیم دایره ای شبیه ستون، زمینه سفید، قلم قهوه ای و نیز دو حاشیه باریک دارد به طول 40 ـ 19

یک پارچه

ص 3

نمره ترتیب

اسم اشیاء

شرح

تعداد

156

کاشی مستطیل

به شرح فوق کوچکتر 23 ـ 10 سانتی متر

یک پارچه

157

کاشی مستطیل

به شرح فوق که سرستون است 22 ـ 11 سانتی متر

یک پارچه

158

کاشی مستطیل

به شرح فوق کوچکتر 14 ـ 10 سانتی متر

در حاشیه: سه پاره است

یک پارچه

159

کاشی مربع مستطیل

محرابی دو لچکی دار که در متن اسلیمی برجسته و چهار حاشیه.... و غیره خط برجسته لاجوردی که از وسط و گوشه لچکی شکسته و سه پارچه هست و سه پارچه در طی نمره 159 ت 3 پارچه 59 ـ 90

یک نمره

160

کاشی مثلث

اسلیمی برجسته دار لاجوردی 49 ـ 50

یک پارچه

161

کاشی مثلث

اسلیمی برجسته دار که گوشه شکسته و دو پارچه است 58 ـ 52

در حاشیه: دو پاره است

یک پارچه

 

162

قالی ابریشمی

قالی و قالیچه

متعلق به نصف مقبره مرحوم شاه عباس که محل قبر کسر و بافته گی است دو طرف ریشه سبز دار است. متن زمینه آبی هم رنگ رفته دو دوره نیم دایره یازده درخت سرو و کاج که زمینه سروها زرد گل و برگ و ساقه ها زمینه قرمز است. دو حاشیه متصل به محل قبر زمینه قرمز و زمینه زرد و آبی است و حاشیه دوره نیم دایره ای کتیبه سازی زمینه قرمز و زمینه زرد ترنج زمینه الی دار دست دور ریشه ابریشمی زرد که دوره محل قبر که بدون قواره بافته شده تقریباً به طول 287 سانتی متر زمینه شکری ساده بافته شده که یک سوراخ دارد که سوخته بوده است به طول 823 و عرض حشمت به صد قبر 408 سانتی متر

یک پارچه

163

قالی ابریشمی

که نصفه قالی مقبره مرحوم شاه عباس است تماماً مطابق با شرح لنگه فوق که این پارچه مقداری بید زده گی در متن و حواشی دارد مخصوصاً که حاشیه دوره در وسط به طول 45 و و عرض..... 13 سانتی متر مفروض شده و موجود هست و در ریشه راه دار که در بعضی محل ها ریشه آن ریخته است به طول 823 ـ 408

یک تخته

164

قالی میان درگاهی

شاه عباسی بسیار اعلی که از دو طرف به طول 55.. برای اندازه درگاه کسر بافته شده متن قالی آبی نیم رنگ آسمانی رنگ رفته رگدار است و چهار نقش پیرو زمینه سبز پسته ای در وسط طرح و بقیه مشتمل بر شاخه و ساقه و گل و برگ های الوان بسیار اعلی نقش شده و یک حاشیه باریک کتیبه سازی زمینه دار دارد و دوره ریشه دار دارد به طول 186 و عرض 129

یک تخته

165

قالیچه میان درگاهی

شاه عباسی شرح فوق زمینه آبی نیم رنگ که در متن سروهای کوچک الوان و شاخه و برگ های مخفف الوان طرح شده و از دو طرف برای درگاه به طول 35 کسر بافته شده حاشیه باریک زمینه قرمز و زرد است به طول 188 و عر ض 111 سانتی متر

یک تخته

166

قالیچه میان درگاهی

شاه عباسی مستطیل سروی که شش سرو زمینه سبز پسته ای طرح و نقشه شاخه و ساقه های الوان روی زمینه آبی آسمانی نیم رنگ رگدار طرح شده و از دو طرف به طول 26 سانتی متر برای درگاه کسر بافته شده حاشیه باریک زمینه زرد کتیبه قرمز گل و برگ اسلیمی است که در میان دو کتیبه زمینه قرمز عمل استاد نعمت الله جوشقانی سنه 1082 بافته شده به طول 188 ـ 85

یک تخته

167

قالیچه میان درگاهی

مستطیل شاه عباسی زمینه آبی نیم رنگ رگدار که در قسمت بالای قالیچه که درخت سرو کوچک و در وسط شبیه درخت کاج کوتاه زمینه سبز پسته ای طرح شده و بقیه متن گل و برگ های مختلف الوان بافته شده و حاشیه باریک دوره زمینه زرد کتیبه زمینه قرمز و آبی است که از طرف عرض به محل قدری سوراخ و کسر و پاره است یک طرف عرض ریشه ابریشمی زرد دار است و بقیه ریخته به طول 194 ـ 73 سانتی متر

یک تخته

168

قالیچه میان درگاهی

به شرح صفحه قبل به طول 191 ـ و 74 سانتی متر

یک تخته

169

قالیچه میان درگاهی

متن به شرح صفحه قبل که در وسط شبیه چهار سرو کوچک زمینه سبز پسته ای و در وسط شبیه دو سرو زمینه قرمز طرح شده و بقیه مشتمل بر شاخه و گل و برگ های الوان مختلف است حاشیه باریک کتیبه سازی که یک طرف عرض ریشه ابریشمی زرد دارد و بقیه ریشه از یک طرف طول که محل کوچک سوخته و کسر است به طول 86 و عرض 69 سانتی متر

یک تخته

170

قالیچه میان درگاهی

تماماً به شرح فوق که یک سرو زمینه قرمز در قسمت بالای قالیچه طرح شده به طول 187 و عرض (69)

یک تخته

171

قالیچه میان درگاهی

به شرح فوق که در قسمت بالای قالیچه سه سرو و تقریباً در وسط چنین دو سرو زمینه سبز طرح است و بقیه مشتمل بر شاخه و ساقه و غیره است کتیبه حاشیه باریک زمینه زرد و قرمز است به طول 191 و عرض 70 سانتی متر

یک تخته

172

قالیچه میان درگاهی

به شرح فوق که در وسط پنج سرو کوچک زمینه سبز پسته ای و دو نیم سرو در وسط جایی متصل به حاشیه طرح شده حاشیه باریک کتیبه سازی به شرح فوق که از یک طرف حاشیه عرض مقداری کم بریده شده و کسر است و سرو وسط قالیچه مقداری سوخته و پاره است به طول 192 – 73 سانتی متر

در حاشیه: ملاحظات 172: از یک طرف قالی در متن و حاشیه مقداری رفته و سوراخ های متعدد و حاشیه پاره و کسر دارد طرف دیگر حاشیه نیز سه محل سوراخ دارد سبز است.

یک تخته

173

قالی مسندی

متعلق به روی قبر مرحوم شاه عباس، گلابتون بافت بسیار اعلی متن زمینه گلابتونی زرد که در وسط یک ترنج تقریباً مربع زمینه گلابتونی سفید که مشتمل بر چهار ترنج و چهار نیم ترنج و یک دایره وسط که خورشیدی زمینه زرد در وسط دارد و چهار لچک نیز زمینه گلابتونی سفید و اسلیمی قرمز دار است و بقیه متن تماماً مشتمل بر گل و گلدان های الوان است حاشیه وسط پهن زمینه آبی گل و برگ اسلیمی زمینه گلابتون سفید و غیره است ریشه ابریشمی نیز که اغلب ریخته است به طول 286 و عرض 170 سانتی متر

یک تخته

174

قالیچه محرابی

شاه عباسی که در لچکی محراب روی زمینه سفید به خط نسخ رب اجعلنی مقیم الصلواه الی آخر بافته شده و در لچکی های محراب در میان دو اثر کوچک الوان اسماء الله به خط نسخ و الوان بافته اند که زمینه آن ها گلابتون است و متن قالی زمینه قرمز چهره و ترنج وسط زمینه قرمز گل و برگ اسلیمی گلابتون باف است و محل سجده های «الله اکبر کبیرا» با گلابتون طرح است و نصفه حاشیه دوره محراب در میان کتیبه زمینه قرمز آیة الکرسی با گلابتون است و نیز در حاشیه باریک دوره آیه شریفه آمن الرسول بما انزل علیه الی آخر به نستعین بافته شده و حاشیه وسط پایین قالیچه زمینه سبز پسته ای اسلیمی مشکی گل و برگ گلابتون است دار وسط قالیچه و دو طرف حاشیه سمت طول به یک طرف دیگر از عرض در حاشیه ریشه سبز پسته ای مقداری پاره و کسر است و سوراخ های کوچک و بزرگی در متن و محراب و حاشیه نیز دارد آستر کرباس به طول 140 و ـ 106 سانتی متر

یک تخته

175

پرده ابریشمی

زمینه زنگاری گل و برگ ریزه الوان دار است سالم و بدون عیب به طول 265 و عرض 73 سانتی متر

یک تخته

176

پرده زری

گلابتونی شیر و شکر که در متن تصویر یک زن ایستاده دامن سبز پسته ای زری باف است که در کنار درخت بزرگی ایستاده حاشیه باریک گل و برگ گلابتونی که تمام پرده پاره و ریش و مندرس است و صورت زن محو است به ول 205 و عرض 90 سانتی متر

یک تخته

         
 

[186] مورخه 22 شهریور ماه 1309

اداره کل اوقاف دایره

سواد مراسله وزارت جلیله معارف و اوقاف دامت شوکته

قم نمره 1669 ضمیمه 13212

جناب مستطاب آقای متولی باشی

سواد تصویب نامه هیأت محترم وزراء عظام در خصوص اشیاء عتیقه انتخابی آستانه مقدسه حضرت معصومه ـ سلام الله علیها ـ برای اطلاع خاطر جنابعالی و ضبط در دفتر آستانه لفاً ارسال می شود امضا و مهر وزارت جلیله معارف

مورخه 15 شهریور ماه 1309

وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه

سواد تصویب نامه هیأت وزراء عظام

وزارت جلیله معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه

هیأت وزراء در جلسه 8 شهریور ماه سنه 1309 بر حسب پیشنهاد جناب مستطاب اجل آقای وزیر معارف تصویب نمودند که اسباب و اشیاء عتیقه انتخابی ذیل متعلق به آستانه مبارکه حضرت معصومه سلام الله علیها

فرش شاه عباسی 4 تخته پرده صورتی رضای عباسی یک تخته زری خاقانی یک قواره کاشی قطعه بزرگ 3 پارچه

کاشی قطعه کوچک 28 پارچه

وزارت معارف از بقعه متبرکه برای حمل به اکسپوزیسون لندن استخراج نماید. پس از رفع حاجت به آستانه متبرکه مسترد دارد. تصویب نامه در کابینه هیأت وزراء ضبط است. سواد تصویب نامه برای اطلاع اداره اوقاف ارسال می شود 15 شهریور سنه 1309 امضا امیر هوشمند سواد مطابق اصل است.

مورخه 23 شهر فوق 49

مداوای پرفسور روسی

سواد مراسله آقای آقا محمد جواد گنجه در تهران

فدایت شوم پیوسته سلامت و جلالت وجود محترم را از خداوند و اجداد اطهار خواستارم از ارائه طریق معالجه آقای سالار و و معرفی پروفسور روسی تشکر می کنم البته توصیه هم خواهید فرمود که دقت بیشتر نمایند با فضل خداوند معالجه نماید در چندی قبل ییلاق شخصی بودم سه حلقه انگشتری یکی فیروزه عالی و دو حلقه عقیق که طلا بوده مفقود شده چون فرمودید شخصی است تعین سارق را بنماید هر گاه ممکن است از این گمشده استفساری بنماید بلکه سارق معلوم گردد حقی اگر باید داد به آن شخص مضایقه ندارم موقوف برای صواب نمای عالی است ایام جلالت برقرار باد امضا

تهران خدمت جناب مستطاب اجل امجد عالی آقای آقا محمد جواد گنجه دام اقباله ملحوظ افتد.

تهران سواد تلگراف ریاست محترم کل اوقاف

خدمت حضرت آقای مینوئی رئیس محترم کل اوقاف دام اقباله

پس از عرض خلوص صمیمانه تذکر می دهد نظام داخلی فعلاً لازم نیست آقای مصباح زودتر حرکت کند. متولی باشی

مورخه اول نوامبر 1930

از برلن سواد مراسله دکتر ساموئیل خان روسی

حضور محترم مبارک حضرت مستطاب آقای متولی باشی دام افاضاته العالی

به عرض محترم عالی می رساند بعد از عرض سلام و ارادت معروض می دارد الحمدلله به سلامتی وارد فرنگ شده و انشاء الله عنقریب شرفیابی حاصل خواهد گردید فعلاً جسارت ورزیده همین قدر عرض می نمایم که در حق آقای سالار آقا مبادا به حرف دیگران گوش بدهید چنانچه حضوراً عرض نموده ام باز عرض می نمایم که ناخوشی آقای سالار آقا حتماً خوب خواهد شد و خطری ندارد یک ماه در دار الفنون پاریس برای تدقق ناخوشی آقای سالار در پیش پروفسور های بزرگ تجربیات به عمل آورده ام عجالتاً در.. هم پیش پروفسورهای متخصص به همان مرض که سالار آقا گرفتار است مشغول تدققات و مطامحات می باشم و انشاء الله با دستورالعمل های کافی مراجعت نموده به مداوا مشغول خواهم شد و حق نان و نمک را فراموش نمی کنم ولی از این که آن وقت یعنی موقع ناخوشی سر کار علیه عالیه خانم بنده را برای معاینه اجازت ندادید خیلی عصبانی و ملولم و نمی دانم تا به کی این همه تعصبات بی جهت دوام خواهد نمود و حال آن که خودتان می دانید بنده یکی از بندگان و بچه گان آن خانواده محسوب می شوم و خودم هم حکیم هستم و شرعاً و عرفاً حق آن را دارم که در دایره طب هر مریضه را معاینه و مداوا بکنم حق طبابت و خدمت و لوازم شئونات انسانیت را ادا می نمایم خواهشمندم به سرکار علیه عالیه خانم سلام چاکر را تبلیغ فرمایید که به پرهیز آقای سالار مواظبت فرمایید.

[258] بقیه از صفحه قبل

و هر چه در حق خوراک و غیره به ایشان می دهند به واسطه یک نفر حکم حاذق باشد تا خود بنده با دواجات و دستور به عمل ها وارد بشویم به حضور محترم آقای میرزا عبدالکریم آقا و حاجیه خانم و آقایان مصباح آقا و سالار آقا و تمام فامیل محترم سلام و ارادت دارم اگر دواجات و دستور فوری لازم است از یک نفر حکیم مجرب و حاذق کاغذی گرفته به من بفرستید که فوراً ارسال دارم تا به مداوای مشغول باشند و این را هم با کاغذ سریع سفارشی و یا با تلگراف توسط سفارت سنیه برنس به من اطلاع بدهند زیرا ممکن است مراجعت بنده قدری به طول انجامد به جهت این که عمو هم مقیم پاریس بخواهد یک مدتی بنده را در پاریس نگه دارد آدرس بنده به فرانسه نوشته

مورخه 25 آبان ماه 1309

16 نوامبر 1930

سواد جواب مراسله دکتر ساموئیل خان در برلن توسط سفارتخانه دولت علیه ایران

جناب مسیو ساموئیل خان با احترام اظهار می دارد

مراسله شما واصل چون بشارت سلامت آن دوست عزیز را دارا بود مسرور گردید. حال سالار آقا به حمدالله خوب است. ولی معالجه ناقص است. خبر داده بودید مراجعت خواهید نمود. همین انتظار را دارم. جناب مسیو پروفسور عموی محترم را احوال پرسی نمایید. تمام فامیل از شما احوال پرسند. مخصوصاً سالار و مصباح در مدت اقامت فرنگ از ارسال مراسلات مسرورم دارید. ایام به کام باد امضا

برلین توسط سفارتخانه دولت علیه ایران

جناب مسیو ساموئیل خان ملاحظه نماید

مورخه 25 آبان ماه 1309

سواد تلگراف آقای اعتماد الدوله وزیر معارف در همدان

خدمت حضرت مستطاب اجل عالی آقای اعتماد الدوله وزیر معارف و اوقاف دامت شوکته

امید است این مسافرت با سلامت و جلالت قرین مراجعت را از خط قم عبور فرموده ضمناً داعی را از فیض خدمت بهره مند فرمایید. متولی باشی

 

[1]. Arthur upham pope

[2]. معماری ایران نوشته پوپ ترجمه غلامحسین صدری افشار، مقدمه کتاب

[3]. آرامگاه خارجیان در اصفهان، گردآوری هوشنگ مظاهری، یادداشت دکتر باستانی پاریزی، تهران: غزل 1379، صفحه 291 تا 300 – مقدمه کتاب سیری در هنر ایران، تهران، 1387، ترجمه نجف دریابندری- مقدمه معماری ایران، نوشته پوپ، ترجمه غلامحسین صدری افشار در 1965- شاهکارهای هنر ایران، انتشارات فرانکلین – سیر و صور نقاشی ایران، تهران، انتشارات مولی 1378 – فرهنگ خاورشناسان ابوالقاسم سحاب – ص 281- 282 تهران سحاب 2536

[4]. يادداشت‏هاي دکتر قاسم غني، به کوشش سيروس غني، تهران: زوار، 1377، ج 3، صص 222- 223

[5]. تاراج بزرگ، ص 54

[6]. تاراج بزرگ، ص 76

[7]. فصلنامه ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕﺗﺎﺭﻳﺨﻲ، ﺵ4، ﭘﺎﻳﻴﺰ1383، ﺹ323-326- فصلنامه 15 خرداد دوره سوم سال هشتم، شماره 28 تابستان 90 ص 117

[8]. فصل نامه 15 خرداد 121 – تاراج بزرگ محمد قلی مجد تهران مؤسسه مطالعات و پژوهش‏های سیاسی 1388 ص 60- 61

[9]. ﻣﺤﻤﺪ ﻗﻠﻲ ﻣﺠﺪ، ﺗﺎﺭﺍﺝ ﺑﺰﺭگ؛ ﺍﻣﺮﻳﻜﺎ ﻭ ﻏﺎﺭﺕ ﻣﻴﺮﺍﺙ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻣﺼﻄﻔﻲ ﺍﻣﻴﺮﻱ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﻣﺆﺳﺴﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕﻭ ﭘﮋﻭﻫﺶﻫﺎﻱ ﺳﻴﺎﺳﻲ، 1388، ﺹ60- 61 - مجله پانزده خرداد، دوره سوم سال هشتم شماره 28 تابستان 90 مقاله کارنامه آرتور آپهام پوپ ایران شناس امریکایی ص 121

[10]. تاراج بزرگ ص 62

[11]. تاراج بزرگ ص 58-59

[12]. مجله پانزده خرداد شماره 28 ص 135

[13]. ضمیمه یادداشت گفتگوها 927-891- 331 مورخ 2 دسامبر 1942 گوردن پی – مریام و جان ای ویلسون – تاراج بزرگ ص 71

[14]. تاراج بزرگ ص 69

[15]. تاراج بزرگ ص 86

[16]. تاراج بزرگ ص 79

[17]. تاراج بزرگ ص 70

[18]. به معنی نمایشگاه مجله یاد شماره 84

 

Image00502.jpg

Image00551.jpg

Image00552.jpg

Image00553.jpg

Image00554.jpg

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

بستان 3؛ جواد علی و گزیده‌های عربی آثار او

مریم حقی (کورانی)

جواد علی، مورّخ بلندآوازۀ عراقی و متخصص چندین زبان باستانی خاورمیانه، بیش از هر شخص دیگری دربارۀ تار

دیگر آثار نویسنده

چند سند درباره‏‏ وقف در دوره‏ کریم‏خان زند

فرشته کوشکی

بعد از دوران صفویه دوره اوج موقوفات در دوره زندیه است. تا آنجا که در دوره زندیه، کریم‏خان برای تأیید