۱۷۲۴
۰
۱۳۹۳/۰۴/۱۸

زایچه نامه نویسی و طالع بینی در تاریخ ما

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

مردم گذشته، افکاری جز افکار امروزی داشتند. شاهدش همین زایچه نامه نویسی است که نقش مهمی در تعریف مسیر زندگی یک فرد بر اساس طالع بینی داشت. البته که امروزه هم طالع بینی رواج دارد اما عمق و نفوذ گذشته را ندارد. با این حال همان زمان نیز مردم درک می کردند که باید برای زندگی تلاش کنند و کاری به این حرفها نداشته باشند؛ اما اشکال اصلی در آن بود که حتی نخبگان هم گرفتارش بودند... در اینجا با بررسی یک سند تاریخ بیشتر به جنبه تاریخی این زایچه نامه ها می پردازیم و کاری به درستی و نادرستی آن نداریم.

مردم گذشته، افکاری جز افکار امروزی داشتند. شاهدش همین زایچه نامه نویسی است که نقش مهمی در تعریف مسیر زندگی یک فرد بر اساس طالع بینی داشت. البته که امروزه هم طالع بینی رواج دارد اما عمق و نفوذ گذشته را ندارد. با این حال همان زمان نیز مردم درک می کردند که باید برای زندگی تلاش کنند و کاری به این حرفها نداشته باشند؛ اما اشکال اصلی در آن بود که حتی نخبگان هم گرفتارش بودند... در اینجا با بررسی یک سند تاریخ بیشتر به جنبه تاریخی این زایچه نامه ها می پردازیم و کاری به درستی و نادرستی آن نداریم. راستش متن حاضر طولانی است، آنها که علاقه ای به مطالعه مقالات طولانی ندارند، همین الان صفحه را ببندند و خود را راحت کنند!

 زایچه نامه ها منبعی برای تاریخ

برای شناخت بهتر گذشته، نباید صرفا متکی به منابع تاریخی مستقیم باشیم، زیرا منابعی وجود دارند که گرچه به صورت رسمی تاریخی نیستند، اما می توانند کمک های ویژه ای در تبیین برخی از ابعاد زندگی اجتماعی بشر داشته باشند. این منابع، گاه اختصاصی یک قوم و گاه در میان اقوام مختلف به صورت مشترک وجود دارد؛ گرچه همین موارد مشترک هم، در هر نقطه ای، چارچوب و زبان ویژه خویش را دارد. طبعا تاریخ نگاری متعهد به این نیست که صرفا به منابع مستقیم تاریخی مراجعه کند، بلکه هر منبعی که بتواند گوشه ای از تاریخ گذشته را نشان دهد و معلوماتی در اختیار گذارد، به خصوص زمانی که فقر منابع وجود دارد، می تواند به عنوان یک منبع تاریخی شناخته شود.

تا آنجا که بنده می دانم تاکنون در باره اهمیت تاریخ نگارانه زایجه ها کمتر صحبت شده است. این زایجه ها که متاسفانه پراکنده و اغلب متفردا در میان نسخه های قدیمی یا پشت قرآنها و کتابهای ادعیه و جز اینها آمده، حاوی اطلاعاتی است که می تواند به عنوان یک منبع مکمل در تاریخ نویسی برخی از ادوار مورد استفاده قرار گیرد.

زایچه چیست؟ جدولی است از داده های نجومی از نظر تعیین موقعیت سیارات و اوضاع فلکی که برای نشان دادن زمان دقیق تولد یک فرد ارائه می شود. این آگاهی ها که بر اساس شناخت بدست آمده از اسطرلاب از وضعیت فلکی در آن زمان خاص است، با باورهایی که به نوعی به دانش طالع بینی مربوط می شود و از سعد و نحس ایام در حال و تأثیر آن بر شخصیت و سرشت آن فرد برای وضعیت آینده او خبر می دهد، همراه است. در این تصویر، هر کدام از سیارات منظومه شمسی، با توجه به شکل و قیافه خود، مظهری از مظاهر نور، دوستی، خشکی، زیبایی و عشق و جز اینهاست. از مجموع نسبت اینها با یکدیگر، و تلفیق این حالات، باورهایی در باره موقعیت زمانی خوب و بد توسط منجم بدست می آید که به باور آن مردمان، می تواند روشنگر سرشت این فرد و آینده او از خوبی و بدی یا آینده مثبت و منفی باشد.

دانش یاد شده، چنان استنباطات و استخراجات گسترده ای بر اساس قِران سیارات دارد که به پیش بینی نوزادی خاص با ویژگی هایی از این قبیل که می تواند چه نقشی در یک امر مهم مانند حکومت داشته باشد، هم می پردازد. چنان که در داستان های قدیم و در میان اقوام مختلف، نمونه های فراوانی از آنها را می شناسیم. گفته اند که این دانش، متعلق به بابلی ها بوده که سپس به مصریان و رومیان و ایرانیان رسیده و بعدها در میراث اسلامی آن، با روایات مذهبی زیادی تلفیق و بازتولید شده است.

در تقویم هایی که منجمان سنتی برای روزهای طول سال می دهند، آن باورهای نجومی به علاوه روایات مذهبی نقش مهمی دارند و جداول یاد شده که در شکل تقویم های سالانه بوده و از قدیم الایام در اختیار مردم قرار داده می شده، نقش مهمی در اعمال و رفتار زندگی روزانه مردم و انتخاب آنان داشته است. نمونه ای از این تقاویم را حتی الان نیز می توان در برخی از مراکز یافت و همچنان میان مردم محترم است.

گفتنی است که زایچه، فی حد نفسه، یک جدول نجومی است که می تواند دقیق و عالمانه برای تعیین یک زمان به خصوص باشد، اما زمانی که با بحث ها و باورهای رایج در باره سعد و نحس ایام گره می خورد، و یا نویسنده در کنار جدول، به شرح و بیان برخی از جزئیات دیگر می پردازد، می توان از آنچه نوشته شده، به عنوان یک منبع استفاده کرد.

در واقع باید پرسید، چه نوع آگاهی هایی در زایچه ها هست که بدرد تاریخ می خورد؟ در این باره نمی توان اظهار نظر روشنی از این زاویه داشت که به صورت قاعده مند این زایچه ها می توانند اطلاعات یکسانی را در اختیار بگذارند. این امر بستگی به این دارد که جز اصل زایچه که صرفا مبتنی بر اطلاعاتی در باره وضعیت فلکی در هنگام ولادت فرد است، چه نوع داده های حاشیه ای در باره آن شخص و وضعیت او ارائه شده است.

مدتی قبل رساله ای در باره زایچه نطفه مظفرالدین شاه با عنوان «طالع سقوط نطفه مبارکه مظفرالدین شاه» در همین وبلاگ گزارش کردم (http://www.khabaronline.ir/detail/344103) که رساله ای مفصل در باره زایجه مظفرالدین شاه بود. اطلاعات ارائه شده در آن رساله بیشتر نجومی و در کنار آن مسائلی بود که امکان استفاده از آن در تاریخ نیز وجود داشت. از این قبیل زایچه ها شمار فراوانی در میراث خطی ما وجود دارد که بیشتر آنها به دلیل عدم تخصص افراد در زمینه نجوم قدیم، همچنان بدون تحقیق انتقادی و تحلیل تاریخی باقی مانده است. برخی از این زایچه نامه ها، مفصل و برخی کوتاه است. کوتاه ترین آنها شامل یک جدول به علاوه تاریخ ولادت است. در اینجا یک نمونه آن را از دوره صفوی که پشت یک نسخه پزشکی [دانشگاه، ش 7503] آمده ملاحظه می کنید.

 14-7-9-43824012.jpg

اما یک نمونه مفصل از سال 1205 زایچه ای است با نام وجیزه [دانشگاه: ش 7627] که افزون بر اطلاعات نجومی، آگاهی های سودمند دیگری هم دارد که از لحاظ تاریخی و فرهنگی دارای اهمیت است. برخی از این زایجه ها شامل آموزش استخراج زایجه نیز هست که از آن جمله طالع موعود از محمدرضای هندی است زایجه کلبعلی بیک بن احمد خان دنبلی است که در 11 ذی قعده 1174 در خوی به دنیا آمده و در مقدمه آن طی چند فصل طریقه استخراج زایجه را شرح داده است [فهرست دایرة المعارف بزرگ: 1/ 127، نشریه نسخه های خطی: 1/ 296]

بر اساس ادعاهایی که در کتابهای تاریخی درج شده، در برخی از زایچه ها مهم ترین تحولات زندگی یک شخص نیز قابل درج است. در باره مأمون، غلبه او بر برادرش امین و حتی مرگش در رقه، گفته شده که همه در زایچه وی بوده است [مروج الذهب: 3/ 457].  برای مثال در باره خان احمد خان گیلانی و فرار وی آمده است: «خان احمد خان از علوم نجوم بهره وافى داشته در آثار زايچه‏ طالع مولود خود ديده بود كه در اين سال ملك او به ديگران انتقال خواهد يافت و او از خانه خود بيرون خواهد شتافت، زوارق و سفاين چند آماده ساخته و از طلا و نقره و جواهر و اسباب نفايس و ذخاير آنچه داشته به سفاين فرستاده، در لنگرود رودسر لنگر فكنده مهياى فرار بود». [روضة‌ الصفاء: 8/ 6652].

البته لزومی نداشت از روز اول این مطالب در زایچه شخص درج شده باشد، بلکه اغلب، طالع بینان بعدی، بر اساس زایچه، مطالبی را بیان می کردند، چنان که محمد ولی میرزا عموی ناصرالدین شاه، خبر قرانی را در سر پنجاه سالگی برای ناصرالدین شاه داده بود که اگر بگذرد سی سال دیگر هم پادشاهی خواهد کرد که البته نگذشت [تاریخ نگارستان، غفاری کاشانی، تهران، حافظ، 1404، ص 495].

 مبانی طالع بینی بر اساس زایچه

اما اصول این زایجه ها که ایجاد ارتباط میان وضعیت فلکی با مفاهیم جاری در زندگی روزمره اعم از سیاسی و اجتماعی و ... است، امری است بسیار مهم. این که یک منجم چگونه ثبات یک پادشاهی یا زوال آن را از زایچه می‌فهمد، این که پیروزی یا شکست در جنگ را عنوان می کند و بسیاری از مفاهیم دیگر، مبتنی بر شبه دانشی است که در این زمینه بر اساس نوع نگاه به افلاک، تعریف از ماهیت هر کدام، استنباطهای مفهومی از ویژگی هایی که به هر بخشی از افلاک، اعم از ثابت و متحرک داده می شود و جز اینها، تدوین شده است. توضیح اینها برای این مقاله آن هم از قلم ناتوان بنده مشکل است، اما این امکان هست که یک نمونه از این برداشت ها را که نسبتا هم مفصل اما برای پاسخ به این پرسش راهگشاست، ارائه کنیم. در اینجا صورت زایچه اقدس را در باره اکبر شاه از سلاطین گورکانی هند می آوریم:

صورت زایچه اقدس:

اگرچه سنبله برج ذو جسدين است مركب از ثبات و انقلاب، امّا در اين ديباچه اقبال ثبات طالع به امعان نظر و لمعان تأمّل به دو وجه محقّق شده: يكى آنكه جزو طالع درجه هفتم است‏ از ثلث اوّل برج و آن به اتّفاق اهل تنجيم ثبات دارد؛ دوّم آنكه برج ارضى است و ثبات در عناصر به ارض منسوب. و اين دو دليل است بر ثبات سرير سلطنت و استقرار مسند خلافت.

و صاحب طالع عطارد در اين زايچه اشراف به‏منزله سعد اكبر است چه، مشترى كه سعد اكبر است با اوست و عطارد كوكبى است كه با سعد سعدتر گردد و زهره كه سعد اصغر است در خانه اوست؛ چنانچه عطارد در خانه زهره است كه ميزان باشد و منسوب است به عقل و دانش و فراست و كياست. و آن، هم به حسب تسويه و هم به حسب برجيّت در خانه دوّم است كه تعلّق به اسباب معاش و قوام زندگانى دارد، افاضه‏ كمال عقل و دانش بر خداوند طالع كرده كه در امور معاش و معاد عالم را به نور عقل بيارايد و عقده‏هاى دين و دولت را به سرانگشت خرد بگشايد. و زهره كه به سعادت و ميمنت مشهور و به عيش و طرب منسوب است، در اين طالع آمده و همواره اسباب شوق و سرور و مواد ذوق و حضور آماده مى‏دارد.

 14-7-9-43917011.jpg

و از غرايب آنكه صاحب طالع در خانه معاش نشسته و صاحب خانه معاش در طالع، و هر دو سعادت ذاتى و عرضى دارند، و ايّام زندگانى را با عيش و كامرانى انتظام مى‏بخشند.

و مشترى كه سعد اكبر است و منسوب به عدل و ديانت و علوّ همّت و استقامت طبع و تعمير عالم نيز در خانه دوّم است ناظر به خانه چهارم- كه خانه عاقبت است- اسباب عيش‏ و كامرانى بر وجه اتمّ تا عاقبة العاقبه مقارن حال فرخنده‏مآل آن حضرت مى‏دارد.

و عطارد ممتزج المزاج به سبب مقارنه با سعد اكبر سعادت كبرى يافته و سعادت بر سعادت افزوده و دلالت كرده بر آنكه صاحب طالع به علو همّت و سموّ منزلت بر همه خلايق فايق باشد، و به ارباب عقل و دانش و اصحاب فطانت و ذكا مجالست نمايد، و دانشوران روزگار و دانايان هر فريق ملازم درگاه دانش‏پناه او باشند، و هنرمندان روى زمين ترك اوطان نموده احرام طواف آستان رفيع او بندند.

و آنچه در ضمير الهام ورود او پرتو حضور اندازد موافق عقل و مطابق نفس امر باشد و ابواب نصفت و معدلت بر روى عالميان گشاده، در جميع امور حفظ مراتب ديانت و صيانت نمايد، و در اختراع مبانى عمارات عالى، كه ملوك گذشته را كمتر دست داده باشد، همّت بگمارد و در آن عمارات دلپسند به انواع خوشحالى و خرّمى و اصناف آزادگى و بى‏غمى بگذراند.

از جمله غرايب آنكه زهره در خانه عطارد است و عطارد در خانه زهره. و سه سعادت جمع شده: يكى سعادت مشترى، دوّم سعادت زهره، و سيّوم سعادت عطارد كه از سعدين كسب كرده و اين به غايت نادر افتد. و نيّر اعظم عطيه‏بخش عالم- كه نظام‏بخش امور جهان و جهانيان است، على الخصوص كرامت‏فرماى جلالت و اقتدار و شوكت و اعتبار- در خانه سيّوم در برج ثابت واقع شده، رفعت و جلالت و عظمت و شوكت موهبت نموده. و چون از هبوط برآمده رو به شرف دارد شرافتش روزافزون ساخته. و چون ناظر است به خانه نهم كه خانه سفر است، همواره در سفر رايات فتح و ظفرش سربلند بوده از آسيب و آشوب زمان در كنف حفظ و حراست روشنى‏بخش جهان باشد.

و خانه سيوم كه با اقربا نسبت يافته عقرب است از اقارب عقارب خبر داده.

و زحل در آنجا آن نزديكان دور را به نحوست و نكابت به هاويه ضلالت و هلاكت رسانيده. و قوس وتد رابع است و آن خانه عواقب كارها. و مشترى كه صاحب اوست، نظر تسديس دارد و متّصل است به عطارد مسعود و در حدِّ خود و مثلثه خود اوست. در هر كارى توجّه فرمايد به آسان‏ترين روشى انصرام يابد و عاقبت كارش به كامروايى باشد.

و خانه پنجم كه خانه فرزندان است جدى است و آن برجى است بسيار فرزند. و مرّيخ كه كوكب سپاه‏ است در آنجاست و كدخداى طالع است كه مدار قانون عمر بر اوست. و از جلايل امور آنكه اين كوكب الجيش در بيت الشرف است در وجه و مثلّثه و دريجان و آدرجان و اثناعشريّه خود... عمر دراز برومند گرداند، و از بسيارى اولاد و احفاد بهره‏مند سازد، و از فرزندان برخوردار كامگار اعتضاد بخشد، و سپاه گيتى‏پوى را كامياب ظفر و نصرت دارد.

و از جمله اتّفاقات حسنه آنكه در زايچه طالع حضرت صاحبقرانى نيز مرّيخ در پنجم بود؛ چنانچه در ظفرنامه ايراد يافته، و حكمت‏پروران تجربه‏كار در طالع سلاطين قوّت مرّيخ اعتبار كرده‏اند، و در اين زايچه قوى حال قدسى مثال زيادتى از طالع صاحبقرانى آن است كه اين كوكب والا در بيت الشرف است با قوّتهايى كه گزارش يافت، چنانچه اين معنى از جلالت قدر و بزرگى شأن و بلندى رتبت در فتح و نصرت و تسخير مسالك آگاه مى‏سازد و ايما مى‏نمايد از اينكه صاحب طالع هرچند دراز عمر شود جاه او بيشتر و بهتر از ايّام شباب باشد.

و ماه كه واسطه تأثير علويّات و سفليّات است زائد النور آمده به دولت روزافزون رهنمويى مى‏نمايد. و هيلاج هم اوست كه به مثابه روح است و مربّى بدن در خانه پنجم است، منصرف از مرّيخ به تثليث زهره واسطه دوام صحّت‏ و تندرستى مزاج و قوّت بدن گشته.

و خانه ششم دلو است منسوب به لشكر و صاحبش كه زحل است در سيوم واقع شده كه خانه اعوان و انصار است، و رأس در اوست‏ لشكريان را از خيل مخلصان و فداييان داشته. و وتد سابع حوت است به درجه هفتم كه حدّ زهره است و از مثلّثه و آدرجان اوست. مخدّرات حريم عصمت را در لوازم رضاجويى و آداب خدمتكارى ثابت‏قدمى عطيّه نموده، و از نيكوخدمتى كامياب دولت و سعادت ساخته.

و خانه هشتم حمل است. صاحبش مرّيخ كه سعادات مذكوره دارد و ناظر به طالع به نظر تثليث است. اشارت بر حمايت الهى نموده در مواقف خوف و مكامن خطر. و خانه نهم خانه سفر است. صاحبش زهره در طالع قرار گرفته مواد سرور و جمعيّت در سفرهاى دور آماده مى‏دارد و موجب ازدياد ملك مى‏گردد. و سهم السعادة در وتد عاشر است كه خانه دولت و اقبال است و صاحبش عطارد مسعود ناظر به نظر تثليث. و همچنين سعد اكبر ناظر به نظر تثليث بر سلطنت عظمى و كمال عقل و عدل دلالت كرده و خزاين روزگار را در حيطه تصرّف و قبضه اقتدار او درآورده.

خانه يازدهم كه خانه اميد است صاحبش قمر زايد النور در پنجم طالع به واسطه نظر تثليث به طالع سبب حصول امانى و آمال شده. و در خانه دوازدهم كه خانه دشمنان است ذنب جاى گرفته در خوارى و نگونسارى اعداى دولت ابد پيوند اهتمام دارد. هر بى‏دولتى را كه از قبله اطاعت روگردان شده به باديه فنا سرگردان ساخته. صاحبش كه نيّر اعظم است در خانه سيوم كه جاى اعوان و انصار است جاى گرفته بسيارى از مخالفان را پشيمان ساخته در سلك بندگى و جان‏سپارى درآورده.

و از غرايب اين طالع آنكه عاشر كه خانه دولت و سلطنت است جوز است كه خداوندش صاحب طالع است‏ و مقرّر كه هر صاحب طالع مى‏خواهد كه منسوب خود را به رتبه بلند رساند، ليكن به واسطه موانع از قوّه به فعل نمى‏آيد. و در اين طالع مسعود آن خانه جاى دولت و سلطنت واقع است. هرگاه كه دولت در خانه خود داشته باشد چگونه از منسوب خود دريغ دارد [اکبرنامه تاریخ گورکانیان  هند، (تهران، انجمن مفاخر، 1385) صص 45 ـ 49]. نمونه های متعدد دیگری را هم در همین اثر که می توان آن را گنجینه ای برای زایچه ها دانست، می توان ملاحظه کرد.

اما نمونه ای دیگر از استنباطهای طالع بینانه از زایجه، آن گونه که واضح و روشن باشد، این است: اگر مولود را مشتری در طالع بود: مولود دین دار بود و با اعتقاد و عابد و امانت گذار و خوش صورت و اگر صاحب طالع بدون ناظر باشد، قوی تر بود و قومی را پیشوا گردد و اگر مشتری راجع بود، کم اعتقاد باشد و بی طاعت خاصه که عطارد ساقط بود. اگر مولود را زهره طالع بود مولود تیّس باشد و پاکیزه خورنده و خوب صورت و پر انداخ خاصه که در درجه طالع، و راغب باشد به زنان و مناکحت، و اگر مقبول بود زنان بدو رغبت نمایند و در دین با اعتقاود بود و داننده موسیقی خاصه که در خانه های خود یا خانه مشتری بود و در خانه های زحل طلب فسق و فجور دارد و در خانه های مریخ ... بود و در خانه های عطارد طلب کودکان دارد. اگر مولود را عطارد در طالع بود، مولود فصیح بود و زیرک، اگر راجع بود، رای گردان و بی ثبات و وعده دهنده باشد و اگر در خانه های زح لبود مولود حکیم و منجم شود خاصه که زحل با او بود. اگر در خانه های مشتری بود مولود عالم باشند لکن کسان بدو رغبت ننمایند و عاجز باشد و باقی همچنین [زایچه، نسخه مجلس، ش 6551، ص 33]. این اثر،  می تواند منبعی چالب در باره زایچه پژوهشی باشد. این متن را مفصل نقل کردیم که خوانندگان دریابند مبانی فکری این قبیل طالع بینی ها در گذشته چه بوده است، مبانی که تسلط قاطع داشته است.

 14-7-9-44014010%20%D9%85%D9%86%D9%88%DA%

از عصر تیموری تا قاجار

در میان آثار مخطوط برخی از بهترین زایچه ها که مربوط به سلاطین و ملوک است وجود دارد که لازم است مورد بررسی قرار گیرد. عصر تیموری یکی از درخشان ترین آنهاست.  دوره ای که علم نجوم هم در هرات سخت مورد توجه بود. از آن جمله طالع نامه یا زایچه عضدالدوله امیرزاده رستم بهادر بن امیرزاده عمر شیخ بهادر بن امیر تیمور گورگان است که در سال ولادت وی 783 نوشته شده و متنی مهم  و کهن با جداول مفصل در باره اوست. [نسخه 12754 مرعشی].  بدین ترتیب دوره تیموری، همزمان با گسترش علم نجوم، یکی از پربارترین ادوار برای تدوین زایچه‌هاست که شماری از آنها برجای مانده است.

بعدها در دوره صفوی نیز این روش ادامه یافت و تا روزگار قاجار همچنان یکی از کارهای مورد توجه منجمان از یک طرف و درباریان از طرف دیگر بود. نمونه هایی از آنچه در باره زایچه فتحعلی شاه [فهرست مجلس: 19/ 267] یا عباس میرزا [فهرست ملک: 9/ 93] و دیگر سلاطین قاجاری و امرای آن [برای مثال منوچهر خان معتمدالدوله گرجی: فهرست مجلس:‌ 11/ 35] [محمد ولی میرزا: مجلس: 17/ 92] نوشته شده در فهارس نسخ خطی دیده می‌شود.  

طبعا بسیاری از اشراف نیز علاقه مند به این امر بوده و در تلاش بودند تا برای خود و فرزندانشان، زایچه ای ترتیب داده ضمن ثبت دقیق تاریخ ولادت آنان، خوش یمن بودن و سعادت مندی آنان را در زندگی یادآور شوند.

14-7-9-4405101.jpg

در دوره صفوی، بسیاری از اشخاص، خود دست به کار شده با استفاده از دانش منجمان و حتما با پرداخت مبالغی، زایچه خود و فرزندان خویش را تهیه می کردند. آنان در این زمینه، با استفاده از منجمان و افراد متخصص دست به این کار می زدند که نمونه آن همین زایچه‌ای است که در این جا مرور خواهیم کرد. در واقع، یک منجم حرفه ای می توانست زایچه‌ای را با دقت تدوین کرده و جداول مربوطه را بکشد.

 

زایچه یک خانواده قمی ـ اصفهانی از نیمه دوم قرن یازدهم هجری

در اینجا نمونه‌ ای از یک زایچه را داریم که از جهاتی تاریخی و حاوی نکاتی است که در فهم افکار و اندیشه های روزانه عصر صفوی و باورهای مذهبی و اخلاقی آنان سودمند است. همان طور که اشاره شد، زایچه ها متفاوت نوشته می شد و جدای از اطلاعات فلکی مربوط به زمان دقیق ولادت یک فرزند، آنچه به صورت حاشیه ای در آن درج می گردید، مطالبی بود که از نظر ما به عنوان یک مورخ قابل توجه است.

 نسخه

اطلاعاتی که ما در اینجا استفاده کرده ایم در نسخه ای آمده که شامل 161 فریم است. در این نسخه، از فریم چهارم، اطلاعات پراکنده ای که غالبا پزشکی است آمده و در فریم پنجم فهرست رسائلی که در این نسخه است درج شده است. این نسخه حاوی چند رساله از جمله رساله ای از ملاصدرا در منطق، کتاب مشاعر همو، رساله ای در تحقیق منطقه الفلک، و نیز دو رساله فیض با عنوان لئالی و مرآت الاخره است.

در این نسخه، پیش از شروع رسائل، از فریم 9 تا 15 اطلاعات مربوط به زایچه های خانوادگی آمده است. پیش و پس از آن هم آگاهی های پراکنده پزشکی و غیره آمده است. علی القاعده این نسخه در اختیار نویسنده ما بوده و این اوراق را در آغاز آن نهاده است. یادداشتی که مالکیت نسخه را در همین خانواده نشان می دهد این است:

الحمد لله و له الشکر علی آلائه و الصلوة علی محمد و آله و اولیاءه اما بعد فقد تشرفت بملک هذه المجموعة المحتویه علی لوامع التوحید و موارد التحمید و التمجید و استکبته بسعیی علی نظم سدید و انا الفقیر علی الله الکریم المنان مهدیقلی حافد المرحوم قرچقای خان المقلب بسپهسالار ایران، حرره فی شهر جمیدی الاول من شهر تسع و ثمانین و الف الهجریه [1089]  حرره مهدیقلی [به صورت مهر که دو بار مهدیقلی تکرار شده است]. نسخه یاد شده به شماره 1721 در کتابخانه مجلس نگهداری می شود.

 14-7-9-4413106.jpg

در انتهای یکی از رسائل در برگ 125 آمده است: قوبل بحمد الله قبالا کاملا علی یدی الفقیر الی ربه الغنی مهدیقلی متولی فی العشرین من شهر ربیع المولود علی مولودها الصلوة و السلام فی سنة اثنتی عشره و مائة و الف الهجریة 1112.

این یادداشت، دلیلی بر دانشی بودن مهدیقلی است که البته عربیت او نیز  ـ به جز آن که در موردی رمضان را الرمضان و شعبان را الشعبان نوشته ـ  که بسیار کم عیب است، شاهد تعلق وی به اهل علم است.

 بنابرین نسخه متعلق به مهدی قلی فرزند علی قلی فرزند قرچقای است و قرچقای مشهور به سپهسالار ایران بوده است. در همین صفحه یادداشت های دیگر علمی هم به عربی هست. در مجموع به نظر می رسد نویسنده اهل علم بوده و با توجه به عربی نویسی و برخی از اشاراتی که در متن زایچه ها دارد، این نکته بدست می آید. علائق فلسفی او نیز در این نوشته دیده می شود.

از قرچقای سپهسالار تا  مهدیقلی بن علیقلی بن قرچقای

همان طور که اشاره شد پدر خانواده که این اطلاعات را نوشته، نامش مهدی قلی است که در سال 1055 به دنیا آمده و به دلیل آن که آخرین فرزند او در سال 1118 به دنیا آمده و خودش زایچه او را نیز نوشته معلوم می شود که دست کم تا این سال زنده بوده و بدین ترتیب تا این سال، 58 سال عمر کرده است.

وی در یاد از ولادت فرزندش فتحعلی نیز ضمن شعری که به عنوان تاریخ ولادت آورده، به تلمیح، نام خود را آورده که این فرزند از مهدی پای به عرصه عالم نهاده است. اما شگفت که در زایچه ولادت خود نام خویش را نیاورده است. در یادداشت پشت نسخه خود را مهدی قلی حفید قرچقای نامیده اما در یکی از زایچه ها وقتی وقتی از ولادت یکی از فرزندانش با نام علیقلی یاد کرده، گوید که او را به نام پدرش علیقلی بن قرچقای نامیده که بدین ترتیب نام جدش نیز معلوم می شود که قرچقای است.

خوشبختانه این خانواده در تاریخ ایران عصر صفوی شناخته شده است. در باره قرچقای سپهسالار آگاهی‌هایی در منابع عصر صفوی از جمله خلد برین که با نام ایران در زمان شاه صفی و شاه عباس دوم چاپ شده (تهران، انجمن آثار ملی، 1382) آمده است. منوچهر خان والد این قرچقای، زمانی بیگلربیگی مشهد مقدس بوده [ص 361] فرزندش یعنی همین قرچقای «به جای پدر بر مدارج اعتلا صعود نموده» [ص 361] یادش در صفحات بعدی هم با احترام آمده است [ص 384]. واقعه کشته شدن قرچقای به دستور شاه [ص 395] نیز آمده است که همه اینها مستقلا نیاز به پژوهش دارد. (عجالتا بنگرید مدخل قرچقای در ویکی)

این علی قلی که پدر نویسنده زایجه های ماست رساله ای با عنوان زبور العارفین دارد که توسط علی اوسط تصحیح و در میراث حدیثی شیعه دفتر یازدهم (صص 109 - 286) چاپ شده است. در مقدمه همان رساله شرحی از قرچقای و سپسهالاری وی در عهد عباس اول آمده از دو پسر او یکی منوچهرخان و دیگر علیقلی خان هر دو از شاگردان مجلسی اول یاد کرده و آثار وی را برشمرده است. علیقلی سالها تولیت آستانه حضرت معصومه (س) را داشته است. پس وی مهدیقلی خان نیز از شخصیت های قم بوده و بنای مدرسه خان و گذر خان از همین مهدیقلی است (مقدمه زیور العارفین، ص 111) که تا به امروز باقی مانده است.

 

در خلد برین (کتاب پیشگفته) یک جا نیز از «علی قلی بیک ولد قرچقای خان» یاد شده و آمده است که «در عوض میرزا محمد قمی طبیب خاصه شریفه و کتابدار کتابخانه عامره که سفر آخرت اختیار نموده بود، به منصب ارجمند کتابداری سربلند گردید». اگر این مطالب اشاره به پدر مؤلف ما باشد، باید شغل پدر را پس از سپهسالاری پدرش، کتابدار بدانیم. واقعه اخیر مربوط به سال 1049 زمان شاه صفی است. شش سال بعد از آن یعنی سال 1055 مؤلف ما بدنیا آمده است. زمانی که فرزندش رضا قلی در سال 1081 به دنیا آمده، هنوز پدر وی زنده بوده و زایجه او را استخراج کرده که در متن به آن تصریح شده است.
به هر روی خاندان قرچقای که از خاندان های گرجی دوره عباس اول در ایران است، به تدریج به یکی از خاندان های علمی قمی تبدیل شده و انتظار می رود در باره وی تحقیقات مستقلی انجام شده باشد. در باره منوچهر خان پسر قرچقای و برادر علیقلی هم، استاد ذکاوتی مقاله ای با عنوان منوچهر خان حکیم کیست نوشته اند (آینه میراث شماره 39، ص 131 ـ 137). گفتنی است که استاد حسین مدرسی طباطبائی هم در تربت پاکان (ج 2، ص 235) شرحی در باره مدرسه خان نوشته و آن را از آثار مهدی قلی خان [نویسنده این زایچه ها] پسر علیقلی خان فرزند قرچقای خان در سال 1123 دانسته است. معلوم است که وی تا این سال زنده بوده است. همانجا به تفصیل در باره آثار فراوان علیقلی که شامل 20 اثر است یاد کرده و در ادامه نوشته است: مهدی قلی خان فرزند او مردی دانشمند بوده و شعر نیز می سروده و صفا تخلص می نموده است. سرگذشت مختصر و نمونه شعر او در تذکره نصرآبادی دیده می شود. دیدیم که علی قلی خان کتاب منطق خود را به نام همین فرزند در سال 1076 نگاشته است. در بحث تولیت تفویضی در مجلد نخستین همین کتاب (تربت پاکان ج 1، ص 244) دانستیم که او مدتی نیز متولی آستانه قم بوده است. او کتاب بزرگی به نام سماء الاسماء در لغت عربی به فارسی به نام شاه سلطان حسین نگاشته که مفصل و نظیر دایره المعارف است. نسخه ای از آن در کتابخانه ملک تهران دیده شده است ... او را فرزندی بوده است به نام حیدرقلی بیک که در سندی که هم اکنون می بینیم (سند وقف نامه ای که ص  ـ242 - 243 تربت پاکان ج 2 آمده) از او یاد شده است. قبر مهدی قلی خان در حجره کنار راهرو مدرسه او در قم بوده که پس از احداث خیابان ارم این شهر جزء پیاده رو خیابان شده است. (تربت پاکان، ص 241)

 نسل سوم این خانواده

بیفزایم که در انتهای این زایجه ها، یعنی صفحه ماقبل آخرین زایچه، یک زایچه توسط یکی از فرزندان مؤلف ـ که می تواند حیدر باشد ـ نوشته شده و با اشاره به دیگر زایچه ها که پدرش نوشته، گوید که من هم زایچه فرزندم را می نویسم. نام وی ابوالحسن محمد علی و تاریخ تولد او سال 1140 پنج سال پس از سقوط صفوی است.

بدین ترتیب باید توجه داشته باشیم که زایچه سه نسل در اینجا آمده است. متن آن را گرچه تا حدودی ناخواناست در پایان خواهم آورد.

 

تاریخ ولادت افراد خانواده بر اساس زایچه ها

فهرست این زایچه ها ولادت نه فرزند را نشان می دهد که با پدر می شود ده نفر، بدین ترتیب:

 

ولادت پدر در 21 رمضان سال 1055 در شهر قم

اولاد ذکور:

1. فتحعلی ولادت در روز دوشنبه [ماه قمری ذکر نشده] سال 1074 [25 آذر جلالی]

2. رضا قلی بیک روز شنبه 12 شوال سال 1081 (22 مرداد فارسی)

3. حسین قلی روز جمعه سوم شعبان 1096 در اصفهان

4. حیدر بیک روز شنبه هشتم محرم 1109

5. علی قلی بیک روز دوشنبه 11 ذی حجه سال 1118

 

اولاد اناث

1. خیر النساء خانم ولادت در  شب 20 رمضان 1072 (اولاد اول)

2. مهین بانو خانم ولادت در دوم رمضان 1076 (آخرین روز مرداد ماه)

3. بیگم جان خانم ولادت در شب عید فطر 1078 (هفتم شهریور ماه)

4. نور جهان خانم (مشخصات ولادت وی نیامده است.)

 

نکات برجسته تاریخی و فرهنگی در این زایچه ها

1. هدف اول در نگارش این زایچه ها، برای تعیین موقعیت فلکی در وقت ولادت بر اساس باورهای موجود در امر طالع بینی زایچه ای است. بنابرین آنچه که در داده های مؤلف ذیل نام هر یک از فرزندان آمده عبارت است از: نام، تاریخ دقیق ولادت قمری و اغلب همراه با تاریخ شمسی، و یکی دو مورد ترکی، تعیین وضع فلکی، و سپس تثبیت این که چنین وضعیتی چه آثار ارزشی و اخلاقی و نیز وضعی در اوضاع آتی مولود خواهد داشت.

2. مؤلف در باره سعد بودن ایام، به جز موقعیت فلکی، به منابع حدیثی نیز رجوع می کند. دو منبع اصلی او کتاب الدروع الواقیه و کتاب زوائد الفوائد سید بن طاوس است که منبع این قبیل اخبار و مطالب به شمار می آید. جالب است که در این روایات، روایتی که بر حسب تاریخ شمسی ایرانی است در بیشتر موارد مورد استفاده قرار گرفته و گهگاه روایت دیگری هم در باره آن وقت و ساعت و اهمیت و شایستگی آن برای انجام هر کاری از قبیل خرید و فروش یا ازدواج، و جز اینها ضمیمه می شود.

3. شاید نخستین اشاره در باره ترتیب این زایچه ها، ترجیح اولاد ذکور بر اناث ـ البته در اوائل امر ـ باشد که در آن فرهنگ امری عادی بوده است. او می گوید شایسته است تا نام فرزندانش در این صحیفه نوشته شود، اول از خودش و سپس از فرزندان ذکورش پیش از دختران، حتی اگر به دو یا سه سال کوچکتر از آنها باشند! با این حال، پس از یاد از دو فرزند پسر از چهار دختر یاد کرده و مجددا به سراغ فرزندان پسرش که سه تن دیگر هستند رفته است. معلوم می شود زمانی خاص زایچه ها را از جای دیگری به اینجا منتقل کرده و از نقطه ای به بعد به ترتیب نوشته است. بر اساس این زایچه ها جمعا 9 فرزند داشته است. این ها مواردی است که در اینجا آمده است. جالب است که تنها برای خود و دو پسرش فتحعلی و رضا قلی جدول کشیده اما برای دخترها و باقی پسرها تنها به ذکر کلی وضعیت فلکی در وقت ولادت آنها اکتفا کرده است. در یک مورد از دختران، هیچ اشاره ای جز یادآوری نام او نکرده است.

4. برای او این مهم است که در کدام شهر بدنیا آمده است. در واقع، ولادت و درگذشت یا به عبارتی دفن در شهرهای مقدس اهمیت خاص خود را دارد. نویسنده متن حاضر از این که خودش و بیشتر فرزندانش در قم به دنیا آمده اند بسیار شادمان است. فضائلی برای این شهر ذکر می کند که یکی از مهم ترین آنها به جز مدفن حضرت معصومه (س) این است که هیچ کس غیر شیعه و همین طور کسی از اهل ذمه و کفار در این شهر وجود ندارد. فضائل این شهر را هم که مشتمل بر چند حدیث است نقل می کند و مرتب از آن به عنوان «الارض المقدسه» یاد کرده است. البته دست کم یکی از فرزندانش در سال 1096 اصفهان بدنیا آمده و محل ولادت برخی را هم ذکر نکرده است. نمی دانیم از آن سال بعد این خانواده به اصفهان رفته یا آن که اتفاقی بوده است. ممکن است شغلی در این زمان در این شهر که پایتخت صفوی بوده به وی واگذار شده باشد.

5. علت این که شما چه نامی برای فرزندانتان برگزینید در این فرهنگ و بر اساس داده های این چند زایجه، روشن می شود. اولا نام هایی که برگزیده شده اغلب نام های معصومین است که تا به امروز در ایران رایج ترین است. اما هر کدام بهانه و سوژه ای می خواهد که نمونه هایی را در اینجا ملاحظه می کنیم. بزرگترین فرزند پسر او «محمد فتح علی» است. از توضیحی که در حاشیه داده چنین معلوم می شود که ابتدا نام وی محمد بوده و او سپس آن را به فتح علی تغییر داده و لذا می گوید نام او «محمد المدعو بفتح علی» است. او می گوید که این اقدام را با الهام انجام داده و در واقع او را «فتح من علی» می داند، نامی که به آن خوانده می شده است. یک فرزند دیگر او رضا قلی به معنای عبد رضا است. در واقع، او در زیارت مشهد در سال 1079  نذر کرده است که اگر خداوند پسری به او بدهد، او را بنده رضا یا همان رضا قلی خواهد نامید.

وی نام دختر اولش را که در واقع فرزند اول او هم هست، به نام فاطمه زهرا، به «خیر النساء خانم» نامیده است. این نام گذاری های به شکل خاص، وابسته دانستن فرزند به کسی است که نام وی به احترام از وی برگرفته شده هرچند به این امر تصریح نمی شود اما از دعاهایی که پشت سر آن می آید، این مسأله معلوم می شود.

برخی از نام ها نیز از پدر یا وابستگان قابل احترام گرفته شده روی فرزندان گذاشته می شود. نام دختر دوم او مهین بانو خانم است که به نام عمه پدر یعنی نویسنده این زایچه ها نامیده شده است. دو دختر دیگر او بیگم خانم و نور جهان خانم، وجه خاصی برای نام گذاری ندارند. اما پسرهای آخر وی یکی حسین قلی است که به نام امام حسین (ع) نامیده شده و دلیلش هم آن بوده است که روز ولادت امام حسین (ع) به دنیا آمده است.  طبعا برای هر فرزندی که در این روز بدنیا می آید، شایسته است که عبد حسین باشد و او نیز چنین کرده است. جالب است که ابتدا سه اسم انتخاب کرده و سومین را حسین قلی گذاشته و میان آنها قرعه انداخته اند که همین سومی درآمده است. پسر دیگر او حیدر به نام امام علی (ع) نامیده شده است. آخرین پسر او علیقلی به نام پدر نویسنده ماست که بر اساس حدسی که زدیم باید نامش مهدی باشد. او پدرش را علیقلی بن قرچقای نامیده و نام این پسر را از روی نام پدر برداشته است. در یک مورد نسبت به حسین قلی اشاره شده است که روز هفتم تولد، برای نام گذاری انتخاب شده و قرعه مزبور در آن روز که جمعه بوده برگزار شده است.

6. تاریخ گذاری ولادت: اساس در این زایچه ها، تعیین تاریخ دقیق ولادت است که در این زمینه دو نکته اهمیت دارد:

الف . زمان ولادت نه تنها از نظر فلکی بلکه از نظر روزهای قمری برای نویسنده ما مهم است. اولین اهمیت در همین است که تاریخ رسمی کشور قمری بوده و تعیین روز ولادت، و این که دقیقا چه تاریخی به دنیا آمده، مهم است. این وضعیت در تاریخ نگاری اسلامی به دلیل اهمیت علم رجال از همان آغاز مهم بوده و در شیعه به طور خاص در باره امامان رعایت می شده است. اگر در همین روزهای قمری، ولادت یک فرزند در روزهایی چون روز ولادت امام حسین (ع) یا روز مبعث، یا شب عید فطر یا شب قدر باشد (چنان که در باره سه فرزند وی این اتفاق افتاده) ارزش تاریخ گزاری بیشتر می شود. ماه نیز کما بیش اهمیت دارد. ولادت در رمضان به طور کل می تواند جالب باشد.

ب: برای این نویسنده ما تاریخ شمسی یا همان تاریخ الفارسی یا فرس قدیم اهمیت خاصی دارد. در واقع برای نویسنده ما اول تاریخ قمری و پس از آن تاریخ فرس قدیم اهمیت داد. در دو مورد تاریخ ترکی هم مورد استفاده قرار گرفته و به ترکی بودن آن تصریح شده است. اما آنچه تقریبا قاعده مؤلف است این است که در باره تاریخ ولادت، علاوه بر قمری، غالبا  تاریخ شمسی نیز ذکر می شود. یکی از دلایل این امر روایت یا روایاتی است که در باره اهمیت این روزها بر اساس فرهنگ فرس آمده و در این روایات به اهل بیت منسوب شده است. این که فلان روز مربوط به فلان ملک موکل فلان بخش عالم از قبیل باد یا دهور یا جز اینهاست و نویسنده ما مقید است که در باره خوب بودن آن روز آن را ذکر کند.

7. این محاسبات را چه کسی انجام می داده است؟‌ همان طور که اشاره شد، نویسنده این زایچه ها اهل علم بوده و پدرش نیز ـ اگر تطبق ما درست باشد ـ مدتی کتابدار خاصه شاه صفوی بوده و بنابرین این خانواده با کتاب و دانش آشنایی داشته اند. اما خود وی وقتی از زایچه اش یاد کرده، ضمن آن که تصریح می کند که تاریخ ولادت او را پدرش ضبط کرده است، می گوید که کشیدن جدول زایچه او و محاسباتش کار منجم بزرگ وقت ملاعبدالله بوده است. در باره دو تن از فرزندانش، یکی فتح علی و دیگری رضا قلی بیک گوید: «صورة‌ الزایجة من مولده المبارکة علی ما استخرجه ابی رضی الله عنه» و «الزایجه من طالع مولوده المیمونة علی ما وضعه ابی رضی الله عنه هکذا».. بنابرین زایجه این دو فرزندش را که فتح علی در سال 1074 و رضا قلی در سال 1081 به دنیا آمده، پدرش استخراج کرده است. در باره باقی موارد یعنی فرزندانش اشاره به این که چه کسی آنها را محاسبه کرده اشاره ای ندارد و محتمل است که خودش اهل فن بوده و این کار را انجام داده باشد. هرچند این یک حدس است.

 

متن زایچه ها

 

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

[مقدمه]

الحمد لله رب العالمین الاوّل بلا أوّل کان قبله، و الآخر بلا آخر کان بعده، حمدا یفضُلُ سایر الحمد کفضله علی ما سواه، و یعلو کل حمد یحمده به علی آلائه و نعماه، و الصلوة علی محمّد و علی و فاطمة و الحسن و الحسین و التسعة من ولد الحسین: علیّ و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و الحسن و القائم بالامر و صاحب العصر، امام الثقلین و خلیفة الرحمن فی الخافقین، صلوةً کثیرة دائمة نامیة مبارکة طیبه نقیة من الشین، و لعنة الله علی أعدائهم و من شایعهم و بایعهم و تابعهم من اهل النفاق ... لعنا لایخطر ببال احد و یستفید منه خلقُ العالمین، حتی اذا کشف الغطاء من البین و صلّی الله علی محمّد و آله المصطفین.

اما بعد فهذه تواریخ میلاد اولادی و ابنائی ـ اطال الله بقاءهم و جعلهم عابدین لله فی ما امرهم به، ورعین عمّا نهاهم عنه، موالین بموالیهم المعصومین، معادی لاعدائهم العاصین الطاغین، و جعلهم لی بفضله و حوله محبین، و علی حدیثی مستقیمین، لی مطیعین غیر ضالّین و لا عافین، اللهم و مُنّ علیّ ببقائهم، و باصلاحهم لی، و بامتاعی بهم، و امدد لی فی اعمارهم، و زد لی فی آجالهم، و رب لی صغیرهم، و قوّ لی کبیرهم، و اصحّ لی ابدانهم و ادیانهم، و ادرر علی یدی ارزاقهم. اللهم اشدد بهم ازری، و قوّ بهم ظهری، و اعضد بهم عضدی، و اقِم بهم اودی، و کثر بهم عددی، و زیّن بهم محضری، و احی بهم ذکری، و أعنی علی تربیتهم و برّهم، و أعنهم علی برّ و تأدیة حقّی، و هب لی من لدنک ذرّیة طیّبة، و هب لی من لدنک ذریة طیبة، انک سمیع الدعاء، و اعذنی و ذریتی من الشیطان الرجیم انّک قدیر علی ما تشاء،

فینبغی أن نثبت أولا فی هذه الصحیفة میلادی، و صفة ایجادی ثم میلاد الذکور من ابناءی و احفادی قبل اُناثهم و إن صغّروا من الاناث، و تأخروا فی المیلاد بحولین أو ثلاثة، و الحمد لله اولا و آخرا و باطنا و ظاهرا.

 

[زایچه پدر خانواده]

صورة تاریخ تولدی وفّقنی الله لما یحبه و یرضاه علی ما ضبّطه ابی ـ اطال الله بقاءه و الحقه بموالیه المعصومین و غفر له و لوالدتی کما ربیانی صغیرا و یجزیهما بالاحسان احسانا، و بالسیآت غفرانا، هو یوم السبت احد و العشرین من شهر رمضان المبارک الذی انزل فیه القرآن، و بیّنات من الهدی و الفرقان، سنة خمس و خمسین و الف [1055] مضین من الهجرة، السابع و الشعرین من الفرس القدیم.

 روی الشیخ الجلیل النبیل علی بن طاوس ـ قدس سره ـ فی کتاب دروع الواقیه عن سلمان الفارسی ـ رضی الله عنه ـ حیث قال : الیوم السابع و العشرین آسمان روز اسم الملک الموکل بالسموات بقول الفرس ان یوم آسمان روز یوم مختار، و فی روایه اخری: انه یوم جید مختار یصلح لطلب الحوائج و لکل شیء تریده، و من ولد فیه یکون حسنا جمیلا ملیحا، و فی روایة اخری یکون طویل العمر کثیر الخیر قریب علی الناس مجیب الیهم.

ثم ولدت بحمدالله بلدة قم الموسوم بحرم اهل البیت علیهم السلام، کما روی عنهم علیهم السلام فی عدة روایات، صانها الله من الافات و السنین، و عمرها بسکّانها المتقین و شیعة امیر المؤمنین و عتره المعصومین علیهم السلام کما عمرنی بهؤلاء من بدو بنائها حتی حین، و الحمد لله رب العالمین، و وهبنی فیه بفضله و کرمه حین کان الطالع من ذلک الوقت درجة الثامن عشر من درجات العقرب، حیث کان المریخ فی الطالع فی الرابع و العشرین منها، فهو صاحب الطالع و العطارد فی اوّلها و کانت الشمس فی الدرجة‌ التاسع عشر منها، فعلی هذا کان وقت الولادة قبل طلوع الشمس بدرجه، و هکذا سایر الکواکب و الاوتاد، و نظام البیوت علی الوضع المعین المعهود من اساتید هذا الفن بحسب الابداع و الایجاد، و قد صور صورتها اَعْلم المنجمین فی ذلک العصر ملاعبدالله و اثبت شکلها علی وجه وجیه و هی هذه:

14-7-9-4423407%20pedar.jpg

ولدت بحمدالله فی ارض المحروسه المشهوره بقم، الموصوف ببلدة المؤمنین من عهد النبی صلی الله علیه و آله  الی الان، لایلد فیها سُنّی و لایعیش فیها ناصبی، و لا ذمی، فضلا عن الکافر قطّ، و هی حرم اهل البیت علیهم السلام. فمن ولد فیها یکون عبدا لهم، واقفا علی بابِهم متوقعا فی ایابهم، جعلنی الله من اولیاءهم، و صیرنی تحت لوائهم، بحرمتهم و حرمة اولیائهم صلوات الله علیهم، و قد جاء فی کثیر من آثارهم و اخبارهم محامد علیّة لهذه الارض المقدسة اکثر من أن تحصی. ذکره الاصحاب ـ رضوان الله علیهم ـ فی کتبهم و مصنّفاتهم المعوّل علیها، التی کانت علیها المدار فی هذه الاعصار، ککتاب تهذیب الاحکام و عیون اخبار الرضا علیه السلام، مثل حدیث: لولا القمیون لضاع الدین و حدیث: ألا ان لله حرما و هو مکه ـ الی ان قال ـ و انّ لنا اهل البیت حرما و هو قم، دفن فیه صدیقة منّا، من زاره وجبت له الجنة الی غیر ذلک من الاخبار.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

صورة میلاد اکبر اولادی الذکور الولد الاعز الارشد الرفیع المنیع قرّة عینی و ثمرة فوادی محمد المدعوّ بفتح علی ـ اطال الله عمره بخلود بقاءه.

[در حاشیه: فانّی بدلت اسمه اطال الله بقاءه وحیاً و الهاماً بنصر منه و فتح من علی، باسم احسن، و هو فتح علی، فیدعی به الان أیده الله بولایة خیرِ وصیّ و خیر ولی].

و اعزّه فی الدنیا و الاخرة بعزة اولیائه و وفّقه بتوفیقاته الربانیة، و أیده بتأییداته الصمدانیة و اکرمه بکراماته الوحدانیة، و رزقه خیر ما یرزقه العباد، بجوده الحنانیة و المنانیة بولایة محمد و علی و آلهما، المتفردین بالخواص الفردانیة الرحمانیة، علیهم افضل الصلوات و التسلیمات و اکرم التحیات النامیات المبارکات، کما بورکوا بالبرکات السبحانیة، و تنزهوا عن دنس الخطیئات، و عصموا من شین السیئآت بالعصمه الدیانیة، و هو اکبر اولادی الذکور، وقاه الله شر الناس، و حفظه من شر الوسواس الخناس.

فقد ولد بحمد الله فی الواد المقدسة فلا نعیدها ههنا. و اتفق ولادته المبارکة بعنایة‌الله جلّ و عز، فی اوّل نهار یوم الاثنین بعد ساعة مضت من طلوع الشمس، سنة اربع و سبعین و الف [1074] خلت من الهجرة النبویة المصطفویة ـ علیه و آله الصلوة و السلام، و اسدانی الله تلک الموهبة العظمی فی الخامس و العشرون من آذر الجلالی الیوم الاخر من فرس القدیم، حیث کانت الشمس فی برج القوس، فی الدرجة التاسعة عشر منها. روی السید الجلیل علی بن طاوس ـ برد الله مضجعه الشریف ـ فی کتاب دروع الواقیة، و کتاب زاوید الفواید عن سلمان الفارسی ـ رضی الله عنه ـ انه روز انیران اسم ملک موکل بالدهور و الازمنة یوم مجید مبارک، یصلح لکل شی تریده. و عن الصادق علیه السلام: انه یوم جید للبیع و الشری و للتزویج، و من ولد فیه یکون حلیما مبارکا و تعسر تربیته و یسوء خلقه و یُرزق رزقا یمنع منه، و من هرب فیه اخذ، و من ضلت نه ضالة وجدها و من افترض فیه شیئا ردّه سریعا.

و قد انشد بعض الشعراء فی تاریخه اشعارا نذکر نبذا منه تذکرة فقال احدهم:

از لطف خدا داد به مهدی ی گفت / نیکو خلقی از کرم خویش نهفت / تاریخ ولادت ز خود جستم گفت / از «گلبن مهدی» [1074] گل امید شکفت.

و قال الاخر فی قطعة طویلة اخذنا منه موضع الجاجة:‌

حساب سال مولودش که بادا جاودان یا رب / خرد گفتا به آن بخش [؟] کرم ارزانی آن گوهر [1074] اللهم امدده برکنه الشدید و اطل عمره بمحمد و آله علیهم السلام.

الزایجة من طالع مولوده المیمونه علی ما وضعه ابی رضی الله عنه هکذا:

 

14-7-9-4431203.jpg

میلاد بُنیّ الاعز الارشد المؤید بتایید الملک الاحد الصمد، عبید الامام الهمام علی بن موسی الرضا علیه و علی آبائه و عترته المعصومین علیه السلام رضا قلی بیک ـ اطال الله بقاءه و احسن حاله  وارغد عیشه و اصلح حاله و وفقه لما یحب و یرضاه بعز جلاله و کرم وجهه و جماله بولایة محمد و آله.

ولد بحمد الله فی ضحوة یوم السبت الثانی عشر من شهر شوال المعظم من شهور سنة احدی و ثمانین و الف الهجریه [1081] ـ علی مهاجرها صلوات الله و سلامه، ما تنفّس صبح و ما ادلهم ظلام، و ما عسعس لیل، و ما اضاءت الایام، و قد مضی من نهار ذاک الیوم المبارک المیمون المختص بالدعوة المتسجابة، اللهم بارک لامّتی فی بکور سبتها و خمیسها ساعتان و اربعون دقیقة. و ارتفع الشمس بحسب الاسطرلاب النصفی اثنین و ثلاثین دقیقه علی ما اصطلح علیه علماء النجوم، و هو الیوم الخامس و العشرون من اسفندار الجلالی حیث کانت الشمس فی الدرجة العاشرة من برج الحوت، و الثانی و العشرون من مرداد الفارسی المشهور بالقدیم.

روی السید الاجل الافضل الاکمل قدوة‌ اصحاب الدعاء و مونس اخوان الصفاء علی بن طاوس ـ قدس سره ـ فی کتابه المسمی بالدورع الواقیة و فی کتابه المسمی بالزوائد الفوائد عن سلمان الفارسی ـ رضی الله عنه ـ ان قال: اسم ذلک الیوم روز ماحر [روز باد] اسم ملک موکل بالریح و هو یوم صالح لکلّ امر و حاجة. و روی عن الصادق علیه السلام: انّه یوم صالح لقضاء الحوائج و البیع و الشری و الدخول علی السلطان، و الصدقة فیه مقبولة و المریض فیه یبریء سریعا و المسافر یرجع معافا ان شاءالله.

صورة الزایجة من مولوده المبارکه علی ما استخرجه ابی رضی الله عنه هکذا:


14-7-9-4434309.jpg

لما وفّقنی الله و له الحمد لتقبیل اعتاب مولای و مولی الثقلین علی بن موسی الرضا فی سنة تسع و سبعین و الف الهجریة [1079] فنذرت لله انّه جل و عز، لو وهبنی ذکَرا فی اولادی بعد ذلک، جعلتُه عبدا من عبادی مولای، فلما وهبنی سمّیته رضا قلی فها هو عبده الحقیر، و قد جاء الخبر عن الصادقین علیهم السلام أنّ الاسماء تنزل من السماء، فهذا آیة واضحة لعبودیته ایاه علیه السلام فی التاریخ الذی سنح لقریحتی مما یؤکد هذا الاول: کلب جناب امام ضامن [1081]  الثانی «بنده رضاجوی» [1081]  فان العبد لا یرجو [؟] لا مولاه و لا یطلب الا ایاه و لا ینبغی الا رضاه  فان بابه منقلبه و مثواه و ... مناه.

 صورة میلاد ابنتی الکبری و من اولادی کلها کانت هی الاولی

المسماة باللقب الاسمی لسیدة النسوان بضعة رسول الرحمن ام الائمة النجباء، فاطمة الزهراء علیها و علی ابیها و بعلها و ذراریها المعصومین الصلوة و السلام و التحیة و الثناء خیر النساء خانم حفظها الله من الافات و العاهات، و بلغها بأقصی ما أملناه من أعمار المعمّرین فی الباقیات الصالحات.

اتفق میلادها فی تلک الارض المقدسة التی آنفا وصفناها فی لیلة الثلاثاء وقت السحر، المشحونة بالفیض کجنّات و نهَر، العشرین من لیالی شهر رمضان یفرق فی لیلة من کل امر حکیم امرا من عند الکریم المنان، اثنین و سبعین و الف [1072] سنة مضت من الهجرة النبویة علیه و آله السلام و الحمد لله اولا و آخرا و باطنا و ظاهرا.

 14-7-9-4441404.jpg

صورة میلاد بُنیّتی الوسطی و قرة‌عینی من ذریتی الذکر و الانثی

نور الدجی و فخر الاقران و المثل الاعلی سمی عمّتی بتفویض الاسم بالاستحقاق من المسمی مهین بانو خانم صانها الله من آفات الایام و حرسها بفضله من حسد أهل الطغیان من الانام، و وفّقها بتوفیقه لما یحبه و یرضاه فی جمیع الشهور و الاعوام، و اطال عمرها و بقاءها بولایة محمد سید الانام و موالاة آله المعصومین من الخطایا و الاثام.

فقد وهبها الله عز ذکره و له الحمد، فی عصر یوم الثلاثاء الثانی من شهر المبارک الرمضان [کذا] سنة ست و سبعین و الف [1076] خلت من الهجرة النبویة‌المصطفویه علیه و آله الصلوة و السلام، حیث بقی من الیوم ساعتین و نصف نجوما، و کان الخامس و العشرین من اسفند ماه الجلالی، و اخر المرداد الفارسی المشهور بالفرس القدیم، فی اوّل درجة العشرین من برج الحوت.

روی الشیخ الاجل علی بن طاوس فی کتاب دروع الواقیه عن سلمان الفارسی رضی الله عنه انه روز انیران اسم ملک موکل بالدهور و الازمنه یوم سعید مبارک یصلح لکل شیء تریده. و عن الصادق علیه السلام: انه یوم جید للبیع و الشری و للتزویج و من ولد فیه یکون حلیما مبارکا و تعسر تربیته و یسوء خلقه و یُرزق رزقا یمنع منه، و من هرب فیه اخذ و من ضلت له ضالة وجدها و من افترض فیه ردّه سریعا؛ جعلها الله تعالی من القانتات العابدات السایحات الرایحات و العاملات بالباقیات الصالحات بحق محمد اشرف البریات و عتره الطاهرین من الذنوب و الخطئیات و الحمد لله رب العالمین و له الشکر اولا و آخرا و باطنا و ظاهرا.

نزلت بحمد الله عند الولادة فی الارض المقدسة الموصوفه المنعوتة بالحسنی آنفا فی ذلک الیوم المبارک حسب ما جاء عن الصادقین ان الیوم الذی اَلانَ الله فیه الحدید لداود علیه السلام.

 14-7-9-4445408.jpg

صورة میلاد صبیّتی الاوسط

سمیّ جدّی الامی بگم جان خانم ـ زاد الله عمرها و رزقها رزقا حسنا بمزید احسانه و منتهی فضله و احسانه، بحرمة الطاهرین من آل نبیه رحمت الله و برکاته علیهم اهل البیت انه حمید مجید، و سلام علی من آوی علی رکنهم، ان رکنهم قوی شدید.

اتفق بلطفه الشامل ولادتها فی الارض المقدسة التی مضی مناقبها و محسناتها لیلة الفطر الذی جعله الله جلّ  وعز للمؤمنین عیداً و لمحمد صلی الله علیه و آله ذُخرا و کرامةً و مزیدا و الحمد لله کثیرا مقرونة بلیلة الخمیس الذی بورک لنا فی جملة الامم حیث کنا من امته صلوات الله علیه و آله عند انقضاء ساعتین من تلک اللیلة المبارکة المیمونة سنة ثمان و سبعین و الف [1078] مضت من هجرة السید الانام علیه و آله الصلوة و السلام متطابقة باوّل الخمسة المسترقة من الجلالی، متوافقة للسابع من شهریور ماه الفارسی المشهور بالفرس القدیم؛ و کانت الشمس فی اواخر درجة الخامس و الشعرین من برج الحوت.

و قد اورد الشیخ الاکمل الاعلم علی بن طاوس فی دروع الواقیه عن سلمان الفارسی رضی الله عنه انه روز خرداد اسم ملک موکل بالناس و ارزاقهم، و هو یوم مبارک سعید فاعمل ما تشاء من الخیر، و روی عن الصادق علیه السلام انه یوم مبارک صالح لجمیع الامور و من بدأ فیه الکتابة اکملها صدقا، و من بدأ فیه بعمارة أو غرس حمدت عاقبته، و من ولد فیه صلحت تربیته و وسع علیه رزقه، جعلها الله من القائمین للصلوة و المؤتین الزکاة و الطائعین لله و لرسوله و عتره علیهم افضل ثنائه و تحیة.

 صورة میلاد بنتیّتی الصغری و نور ..... فور النور و الضیاء

نور جهان خانم حفظها من الحدثان، و اکلأها باللیل و النهار طول حیاته فی طول الزمان بعزة محمد و اهل بیته و ذریته علیهم من الصلوات اکملها و من التحیات افضلها و اجملها فی البلدة السابقه ذکرها.

 صورة میلاد ولدی و قرة عینی حسین قلی اطال الله بقائة بحق الحسین و اخیه و جده و امه و بنیه المعصومین علیهم الصلوة و السلام

الحمد لله و الصلوة و السلام علی من أرسله رحمة للعالمین، میلاد بُنیّ الصغیر ذی البرکات الکثیر المبارک مولوداً و المیمون وجوداً عبد مولانا و سیدنا سید الشهداء، و مفزعنا فی الاخرة و الاولی اباعبدالله الحسین، ابن سید الاولیاء علی جدّه و ابیه و امه و اخیه و اصحابه و بنیه افضل الصلوة و الثناء المدعو الملقب بحسین قلی ـ اطال الله بقائة و متعنا بطول حیاته و ادامه برکاته بمحمد و آله ولد بحمد الله و حسن عنایته ـ لیلة السبت السابع و العشرین من رجب المرجب سنة ست و تسعین و الف [1096] من هجرة‌ خاتم النبیین و سیّد العالمین المتفقة توحیدها مع لیلة مبعثه علیه و آله صلوات الله و تحیاته، لیلة مبارکة، انه هو السمع العلیم فی بلدة اصفهان و السماک الرامح فی ارتفاعه الشرقیة علی خمس و اربعین درجة، فلما حان یوم السابع من مولده الشریف المختص بتعیین اسمه المنیف، اتفق فی یوم الجمعة ثالث شهر الشعبان [کذا]، الذی کان هو مولد الحسین علیه السلام، فبالحریّ لموالیه و شیعته ان یسمون مولودهم فیه بما یلمح بالعبودیة له علیه السلام و یؤکد تلک المنقبة السنیة، فلذا اخترنا اسما جامعا لهذه المفخرة الکریمه و جعلنا ثالثا لما عیّنّا من الاسامی الشریفه فعملنا فیه بالقرعة فرج بتوفیق الله و حسن اعتقادنا بذاک السدة السنیة حسین قلی، علی وفق ما املناه من دون حولنا و لا قوتنا، فنحمد الله و نشکره علی تلک العطیة البهیة فلذا کناه بابی البرکات و الحمد الله و الصلوة علی رسوله و آله ملاء الارضین و السموات.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

صورة‌ میلاد قرة عینی حیدر بیک سلّمه الله

الحمد لله رب العالمین و الصلوة علی اشرف الانبیاء و المرسلین محمد و أهل بیته المعصومین.

اما بعد فقد اتفق بعون الله و حسن توفیقه مولد ابنی و قرة عینی و ثمرة فوادی و فلذ کبدی سمّی مولای و مولاه و مولی کل اصغر و اکبر المدعوّ بحیدر، بل هو عبده الاحقر و مملوکه و ابن مملوکه الافقر، و بشفاعته علیه السلام اجدر، اطال الله بقاءه و احسن حاله و ماله، و أوفر علمه و ماله فی یوم السبت الثامن من شهر محرم الحرام لسنة التاسع بعد المأئة و الالف [1109] المطابقة لاودئیل الترکیة بعد انقضاء عشر ساعات و ربع ساعة‌ مضت من نهار ذلک الیوم المحسوب من طلوع الشمس. [در حاشیه نوشته شده: یادداشت حاشیه تقویم که در سال تولد ... شده بود که رجوع کردیم 1107 یکصد و هفت نوشته و درین مقام یک صد و نه نوشته شده. اگر تحقیق شود که کدام اصح است زهی ساعادت است یا علی مدد]

 14-7-9-4453805.jpg

صورت میلاد ابنی و قرّة عینی و سمّی والدی الامجد علیقلی بیک وفقه الله و اطال بقاءه

الحمد لله و الصلوة علی رسول الله و علی اخیه و صنوه و صهره علیّ ولی الله و علَی المعصومین من أطائب ذریة رسول الله و علی المهدیین من شیعتهم و السابقین من أصحابهم و التابعین لاشیاعهم صلوات الله علیهم و رحمة الله.

اما بعد: و لقد اتفق بحمد الله میلاد ابنی و ثمرة‌ فؤادی و قرة عینی سمیّ والدی الماجد بقیة الاماجد علیقلی بن قرچقای خان الذی هو لمراقی الرحمة صاعد، و فی جنّة الخلد خالد، فی ضحوة الاثنین الحادی عشر من ذی الحجة‌ الحرام حیث مضی من الیوم المذکور اربع ساعات بحسب التخمین و من حجج [؟] الهجریة الف و مائة‌ و ثمانیة عشر سنین، یعنی یک هزار و یکصد و هیجده هجری، اطال الله بقاءه بمحمّد و علیّ و عترته سلام الله علیهم اجمعین و بلّغه باقصی درجات الکمال بحرمتهم و جاههم یا رب العالمین.

زایچه نواده مولف
چون ... مستطاب ... صاحبی ابوی ـ طاب ثراه ـ تاریخ تولد اولاد خود را در این مجموعه به خط شریف خود قلمی و از آن جمله تاریخ تولد این احقر عباد الله در این صفحه قلمی شده. لهذا این عاصی روسیاه نیز تولد فرزند ارجمند خود ـ اطال الله بقاءه ـ را در اینجا قلمی می‌نماید. فقد اتفق بعون الله و حسن توفیقه مولد ابنی و قرة عینی و ثمرة فوادی ابوالحسن محمد علی المقلب بعمّ ـ لانه اطال الله و ابقاه ان شاء الله سمیّ عمی الامجد رحمه الله ـ فی اثنین ساعتین مضت من نهار یوم الاحد ثالث عشر شهر شوال ختم بالخیر و الاقبال من شهور اربعین و مائة بعد الالف من الهجرة النبویة علی هاجرها الف لف الف السلام و التحیة مطابقا لوئ ئیل الترکیه، اللهم اجعل مولوده برکة و سعادة لی و لجمیع احوالی المتمسکین بولایة امیر المؤمنین و اولاده المعصومین و طوّل عمره و ابقاه و اجعله عالما عاملا فی دینک ... بمحمد و آله الطیبین صلوات اللهم علیهم.

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

رستم‌الحکماء، مورخ آزاد یا عامل بابیه؟

رسول جعفریان

رستم الحکماء از عوامل بابیه است که در عین حال، در تاریخ نگاری هم آثاری داشته و اساسا اسم و مشخصات او

بیانیه یک عالم اخباری در گلایه از تکفیر و تفسیق خود توسط مجتهدان

رسول جعفریان

جنگ اخباری ـ اصولی از اواخر قرن دوازدهم هجری شدت گرفت و تا نیمه های قرن سیزدهم ادامه داشت. در این فا

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

از کربلا تا کاشان (داستان آمدن صفیه دختر مالک اشتر به کاشان و حکایت پنجه شاه)

رسول جعفریان

داستان ساختگی آمدن ابولولو به کاشان، تنها داستانی نیست که در قرن های ششم و هفتم ساخته شد، بلکه بعدها

حکایتی عبرت آموز از شیخ علی خان زنگنه وزیر بزرگ عصر صفوی

رسول جعفریان

شب هنگام، نخست وزیر صفوی، شیخ علی خان زنگنه، عازم مسجد است... شبه درویشی را می بیند که .... شمع را ا