۴۱۰۴
۰
۱۳۹۳/۰۹/۱۲

سفرنامه اصفهان

پدیدآور: مصحح: سعیده سلطانی مقدم

خلاصه

سفرنامه اصفهان نوشته شیخ عیسی لواسانی است که به شماره 1634 که در مرکز احیاء میراث اسلامی نگهداری می-شود. از این سفرنامه جز نسخه یاد شده، در جایی نشانی دیده نشده است. گزارش مربوطه، از سال 1302 و زمانی است که وی در سن 25 سالگی به اصفهان مسافرت کرده است.

مقدمه

سفرنامه نویسی از میانه عصر قاجاری و تحت تأثیر آثار فرنگی ها به تدریج باب شد؛ چنان که خاطره نویسی هم؛ دو گرایشی که اغلب در دست هم داشته و دارند؛ هرچند دو شاخه متفاوت هستند.

سفرنامه اصفهان نوشته شیخ عیسی لواسانی است که به شماره 1634 که در مرکز احیاء میراث اسلامی نگهداری می­شود. از این سفرنامه جز نسخه یاد شده، در جایی نشانی دیده نشده است. گزارش مربوطه، از سال 1302 و زمانی است که وی در سن 25 سالگی به اصفهان مسافرت کرده است.

شیخ عیسی، فرزند ملا شکرالله سینکی لواسانی به سال ۱۲۷۷ ق در تهران( سینک )[1]متولد شد. در تبعیت از پدر که کسوت روحانیت داشت،[2] وی نیز از کودکی نزد پدر و نیز میرزامحمد آشتیانی به تحصیل مشغول بود. پس از آن به نجف رفت و نزد میرزا فتح‌الله شیخ‌الشریعه اصفهانی و آخوند ملا محمدکاظم خراسانی به تحصیل علوم دینی مشغول گردید.[3] نظر به پیشرفت در مراتب تحصیل، از سوی آخوند خراسانی به وی اجازه داده شد در همان حوزه‌ی نجف به تدریس مشغول گردد. سپس در سال ۱۳۲2ق به ایران بازگشت و در مدارس علوم دینی تهران و ری به تدریس فقه و اصول مشغول شد. [4] شیخ عیسی سینکی ضمن تدریس در تهران، دفتری واقع در دروازه دولاب [خیابان ۱۷شهریور فعلی حدّفاصل میدان‌های شهدا و خراسان] تأسیس کرد که علاوه بر رتق و فتق و پاسخ‌گویی به امور شرعی مراجعان، به امور حقوقی گوناگونی از قبیل عقد نکاح و معاملات … نیز می‌پرداخت. بدین‌ترتیب وی عملاً یکی از محضردارانی به‌شمار می‌آمد که قبل از قانونی شدن محاضر و دفاتر ثبت در زمان رضاشاه، به این امر اشتغال داشتند. از شیخ عیسی آثاری نیز برجای مانده است  اولین آن کتاب انیس العارفین است که در کتاب الذریعه ذکری از آن به میان نیامده، دوم کتاب تحفه الاحباب که در الذریعه در محل خود ذکر نشده با اینکه چندین کتاب به این نام آورده شده است. سوم کتاب جلاءالابصار، که از آن نیز نامی در الذریعه برده نشده است.چهارم کتاب الشیخ و الشیخه که در جلد 14 الذریعه نام برده شده و پنجم کتاب میزان الاخوه که در جلد 23 نام آن ذکر شده است.[5] ششم کتابی در ترجمه امام غزالی.  فوت این رجل مشهور در دوم صفر  ۱۳۶۴ق در تهران رخ داد ،در قم کنار مقبره حاج شیخ عبدالکریم دفن شد.[6]

نویسنده دلیل سفر به اصفهان را بیماری می نویسد و دلیل آن را اینگونه شرح می­دهد:

«غبار مصائب و الم در سویدای دلم چنان زنگار بسته بود که به هیچ تدبیر صفا نمی‌یافت و تأثرات روحانی چندان اسباب ازدیاد امراض جسمانی و تفرق حواس و پریشانی گردیده بود که ابداً معالجات اثری نمی­داشت و بهبودی نمی­بخشید و آن به آن امراض ظاهره و کدورات باطنه در تزاید بود تا آنکه به تجویز بعضی اطبا و صلاح دید جمعی احبا و استنباط خود حقیر خوبی و نفع حرکت معلوم بلکه انحصار علاج در آن مفهوم گردید و در ترک آن خوف تلف یا جنون مظنون شد. دیدم تکلیف دیگر در اقامت نیست و به جهت امتیاز دارالسلطنه اصفهان از سایر بلاد ایران و عذوبت آب و اعتدال هوای آن سامان و مساعدت استخاره بر یقین آن به آن صفحه مایل شدم »

شیخ عیسی در غروب روز