۲۴۲۸
۰
۱۳۹۴/۰۸/۲۶

گفت‌وگوی استاد رسول جعفریان با حجت‌الاسلام والمسلمین شهرستانی تاریخ شفاهی مؤسسه آل‌البیت(ع)

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سید جوادشهرستانی، روحانی نیک‌آوازه‌ای است که مؤسسات علمی، فرهنگی و عمرانی فراوانی در شهرهای مختلف ایران، عراق، لبنان و... در نتیجه‌ی فعالیت‌های وی تأسیس شده‌اند؛ برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: مؤسسه آل‌البیت‌(ع) لاحیاء التراث (قم)، مرکز فعالیت‌های فلکی نجومی (قم)، مرکز تخصصی و فوق تخصصی چشم‌پزشکی جوادالائمه(ع) (قم)، مرکز تحقیقاتی اهل‌البیت(ع) (بیروت)، شبکه‌ی ماهواره‌ای هدهد ویژه‌ی کودکان به دوزبان فارسی و عربی و...

مباحثات: حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سید جوادشهرستانی، روحانی نیک‌آوازه‌ای است که مؤسسات علمی، فرهنگی و عمرانی فراوانی در شهرهای مختلف ایران، عراق، لبنان و... در نتیجه‌ی فعالیت‌های وی تأسیس شده‌اند؛ برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: مؤسسه آل‌البیت‌(ع) لاحیاء التراث (قم)، مرکز فعالیت‌های فلکی نجومی (قم)، مرکز تخصصی و فوق تخصصی چشم‌پزشکی جوادالائمه(ع) (قم)، مرکز تحقیقاتی اهل‌البیت(ع) (بیروت)، شبکه‌ی ماهواره‌ای هدهد ویژه‌ی کودکان به دوزبان فارسی و عربی و...

از آن‌جا که حجت‌الاسلام شهرستانی نماینده‌ی تام الاختیار آیت‌الله العظمی سیستانی است، شاید برخی این ذهنیت را پیدا کنند که تمام فعالیت‌های ایشان به پشتوانه‌ی حمایت مالی این مرجع بزرگ شیعه یا استفاده از وجوه شرعیه است؛ اما گفت‌وگوی استاد رسول جعفریان با حجت‌الاسلام شهرستانی، خلاف چنین ذهنیتی را نشان می‌دهد. این گفت‌وگو در سال ۱۳۸۹ش و با موضوع چگونگی شکل‌گیری مؤسسه‌ی‌ آل‌البیت(ع) انجام گرفته است و متن آن به قلم خود استاد رسول جعفریان در قالب یادداشت‌های عمره، در کتاب «یاد یار و دیار» منتشر شده است؛ خواندن آن خالی از لطف نیست.

ساعت هفت صبح بود که به هتل آمدم. صبحانه را خدمت آقای شهرستانی بودیم و قرار بود با دوستان گفت‌وگویی با ایشان در باره تاریخچه مؤسسه آل‌البیت(ع) داشته باشیم. بحث را آقای مهدوی راد شروع کرد و این‌که چطور شد مؤسسه به راه افتاد.

ایشان گفت اول کار ما مشغول تحقیق کتاب «الخلاف» شیخ طوسی بودیم. بنده و آقایان سید علی خراسانی و شیخ مهدی نجف. این کار را برای آقای کوشانپور می‌کردیم که حامی نشر این‌گونه آثار بود. اصل کار به درخواست آقای منتظری و به‌وساطت مرحوم حاج آقا مجتبی عراقی بود. آقای کوشان‌پور در چاپ کتاب یک نظری داشت که به نظر ما درست نبود؛ در شکل چاپ بیش‌تر قدیمی فکر می‌کرد. خواست ما این بود که در فرم تازه‌تری کار بشود و چاپ بهتری باشد. برخوردی پیش آمد که جای بیانش این‌جا نیست. این‌که مثلاً صفحه سفید در وسط کتاب و اوایل فصل‌ها نباید داشته باشد؛ سر صفحه نباشد. ما مردد شدیم چه کنیم. من مطرح کردم که گرچه امکان مالی ندارم؛ اما توانایی قرض‌کردن و کار اقتصادی دارم. باور من این بود که تا کار نکنیم کسی به ما کمک نمی‌کند. اگر کار شروع بشود و دیگران ببینند، کمک می‌کنند. از این‌جا بود که از کوشانپور جدا شدیم. این‌جا بود که مؤسسه آل‌البیت(ع) را درست کردیم.