۹۳۱
۰
۱۳۹۵/۱۰/۰۲

جستاری در باب منشیان دوره قاجاری

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

منشی گری یکی از شغل های مهم فرهنگی ـ سیاسی در طول هزاران سال در ایران بود که با پایان یافتن دوره قاجار، از میان رفت و این هم از آن مطالب محل تامل است. پس از آن نامه نگاری بسیار ساده شد، و دیگر طبقه ای به نام منشی با آن دانش ها و فرهیختگی و نثر و قدرت بر نظم با خط خوب، وجود نداشت.

منشی گری یا همان ادب الکاتب، یک شغل ریشه دار و اساسی در نظام اداری ـ سیاسی جهان اسلام بوده است. این شغل، تا پیش از مشروطه، و شاید اندکی پس از آن، اهمیت داشت، و زمانی که ادب جدید فارسی و نظامات تازه اداری آمد، تقریبا به طور کامل از این مجموعه حذف گردید. البته نوشتن رسائل ادبی، همچنان معمول بوده و هست، اما مع الاسف، اینها هم با آمدن ابزارهای جدید نقل و انتقال مطلب، از قبیل تلفن و باقی وسائل ارتباطی، بسیار بسیار ضعیف شد. دیگر یافتن نشانی از نگارش متن های سنگین، و یا حتی خط های بسیار خوش قدری دشوار است.

اما این چند صفحه که در ادامه آمده، گزارشی است که یک منشی دوره قاجاری در مقدمه کتابی با عنوان چاره ساز، در شرح برخی از فرمایشات امام علی (ع) نوشته است. وی در این مقدمه، به بهانه گزارشی از وضع زندگی و شغلی خود، و نیز ستایش از شاه و امین السلطان و حاکم خراسان یعنی رکن الدوله، نکاتی را در باره وضع منشی گری نوشته که بسیار جالب است.
تقی عنوان نگار، فرزند رئیس محمد منشی ساوجبلاغی، شرحی در باره کار خود، توانایی هایش، آثاری که به خط خویش نوشته، و نیز مطالبی در باره برادر نابینای خود، و نیز فرزندش عزیزالله که از او با عنوان غلام زاده یاد می کند، نوشته که جالب است. زمانی که این متن را می نوشته، پدرش که منشی قدری بوده، مرحوم شده بوده و او پس از ستایش خدا و رسول و شاه و وزیر، در مقدمه این کتاب می گوید که آن را برای شکرگذاری از نعمتی که نصیب او شده، نوشته است.
وی از جمله خدمات خود را نگارش قطعه ها، کتابت قرآن مجید، مرقعات و قطعات قاب آینه دانسته است. طبعا منشیان، هم نثر زیبا داشتند، و هم خط خوش. بنابرین بسیاری از اوقات، به عنوان تحفه، آثاری مانند قرآن یا حدیث یا قطعه یا برخی از کتب دینی را می نوشتند و تقدیم شاه و وزیر می کردند. گاهی هم به آنها تکلیف می شد که البته بابت آن پول می گرفتند.
وی در زمره آثار خود اثری را می داند که «یک سال متجاوز شب و روز» برای نگارش آن تلاش کرده و طی آن زمان، «جلد اول شرح مثنوی را از ترکی بپارسی ترجمه کرده، بنام نامی صدر اقدس به اتابکیه اقدسیه موسوم ساخت».
برادرش ملا عباس علی، نیز به رغم آن که نابینا بوده، توانایی هایی داشته است و « به قوّه استماع با معلّمی مخصوص، در حفظ کلام الله، و آموزش قواعد عربیه، و علم قرائت و مطالب ادبیه رنج برده، با صغر سن، دقیقه ای ازدعا و فرایض نمک شناسی غفلت ندارد، و در منابر خامس آل عبا ـ علیه من الصلوة انماها و من التحیات ازکاها ـ به دعاگوئی متذکر است».
فرزندش عزیزالله هم از سن هشت و نه سالگی به آموختن قرآن و دیگر رموز انشاء مشغول بوده و این زمان هم در کنار پدر مشغول نگارش می بوده است. نویسنده ما می گوید که اکنون که «ده و اند از قرن دویم ناصری می گذرد»، اجازه گرفته به سراغ املاک شان در ساوجبلاغ رفته، اما همانجا نیز بیکار نبوده و « از خط پدر و پسر دعای ایام هفته نوشته، جلد آن را به عکس مبارک موشّح داشته، بطور ارمغان و راه آورد تقدیم کرد». بنابرین باید فرض کرد بسیاری از این کتابچه های دعا که با خط خوش در کتابخانه های سلطنتی یا جز آن بوده و هست، از آثار همین دبیران و به قصد خوش آمد گویی به درباریان نوشته شده است.
همان وقت که در ساوجبلاغ بوده، قطعه ای به اسم پسرش عزیزالله به خاکپای همایون تقدیم کرده، و نیز «کتاب دعایی به کتابخانه مبارکه» آماده کرده است. نتیجه آن که وزیر هم «وعده منشی گری» به فرزند داده و «یک صد و پنجاه تومان مواجب» سالانه برای او در نظر گرفته است.
حالا او با خیال راحت مدتی در ساوجبلاغ بوده و علاوه بر آنچه برای فرزندش گرفته، مقدار «بیست خروار خانواری معوقه» هم «از محل تخفیفات خالصه ساوجبلاغ» برای ملاعباسعلی نابینا، برادرش گرفته است.
وی می گوید که دو والده دارد که اینها از بس برای شاه و وزیر دعا کرده اند دندانشان ساییده شده است: « خانه زاد را دو نفر والده است که در مظان اجابت دعوات، از بس بوجود مبارک دعا کرده اند، دندان به دهان هیچیک نمانده، مدتهاست آرزو دارند که دعای وجود مقدس را در اراضی مقدسه بجای آرند». آرزوی اینها سفر مشهد است که گویا برای این هم، پولی می خواهد.
و اما این کار وی، یعنی ترجمه و شرح فرمایشات امام علی (ع) که نامش را چاره ساز نوشته، کاری است که «دارای انواع حکم عقلیه و نقلیه، و مراتب علمیه و عملیه است. نامش را چاره ساز گذاشته است. گویا این متن را در سفر مشهد نوشته و می گوید این وقت شاهزاده رکن الدوله به سمت حاکم خراسان است و می افزاید که حکم او را پدرش در آن وقت نوشته است: « پدر این غلام، محمد منشی ساوجبلاغی، فرمان آن مملکت وسیع فسیح را باسم مبارک این شاهزاده بزرگ که شخص سلطنت را والا گهر برادر است، نوشت» و بابت آ« توسط میرزا عبدالوهاب خان آصف الدوله، یک صد تومان دریافت کرده است. «بعد از آن نیز چون تحریرات و احکام خراسان در دیوان رسایل خاصه، با این پدر و پسر بود، همه وقت، بهر تقریبی که پیش می آمده، طرف مرحمت و رعایت این شاهزاده رؤوف قدردان بوده».
وی می گوید البته نهج البلاغه ترجمه و شرح فراوان دارد، اما او نیز دلش خواسته است کاری انجام دهد و «نیت او جز عبودیت و استفاضه نیست»!
برای وی، نکته مهم خداشناسی و شاه پرستی است که آن را بکار برده و به عنوان دو ویژگی مهم یاد کرده است.
و ما چاره ساز، کتابی است در 147 صفحه در شرح شماری از فرمایشات حکمت آمیز امام علی (ع) با خط خوش نوشته شده و آخرین کلمات آن دو بیت شعر در ستایش ناصرالدین شاه است:
شه ناصر دین که مهر و مه برده اوست
تا خیمه مشتری سراپرده اوست
گوهر خرد امین سلطان شهست
نبود عجبی که دست پرورده اوست

- متن نوشته عنوان نگار منشی

بسم الله الرحمن الرحیم
ای تو نوازنده بیچارگان /ای تو رهاننده آوارگان
چاره ما ساز که بیچاره ایم /گمره و سرگشته و آواره ایم
چاره ساز بی نیاز را سپاس سزاست که به لطف عمیم وجود مسعود همایون اعلیحضرت قدر قدرت شاهنشاه اسلام پناه را ـ ارواح العالمین فداه ـ نگین صاحبقرانی بخشد، و به تخت و اورنگ ذوالقرنین جای فرمود، و دولت ابد آیت ناصری را در آسایش عباد، به قرون متوالیه نعمت جاوید ارزانی داشت.
خدایا تو این شاه درویش دوست /که آسایش خلق در ظلّ اوست
بقائی فزونش ز اندازه بخش /بهر ساعتی نعمتی تازه بخش
الحمد لله تعالی، قوام سلطنت جاوید نگین، چون نظام دولت ابد تمکین، رونقی بکمال دارد، و امروز برای این مردم آن سعادت و شرافت حاصل است که مربّی ارباب کمال خداوند، اصحاب حال حضرت اشرف مستطاب اجل امجد افخم، وزیر اقدس اعظم، امین السلطان ـ متّع الله المسلمین بطول بقائه، در تحصیل آسایش عموم و خصوص دعای ذات ملکوتی صفات همایون ـ خلدالله ملکه و سلطانه ـ در مسند صدارت اقدسیه، به وجود حق شناس شاهنشاه پرست، زحمت را بر راحت مقدم داشته، و تحمّل بسی زحمت های خداجویی دارند که در هر دو عالم غیر خدا نشناسند، خدایش در عوض خداجوئی، دنیا و اهل دنیا را در خدمتش مطیع ساخته، که در حدیث قدسی می فرماید: یا دنیا اخدمی من خدمنی و استخدمی من خدمک. لمؤلفه الفقیر
تا هست جهان تو صدر باشی /در حضرت شه بقدر باشی
خانه را و بن خانه را و تقی عنوان نگار پسر مرحوم رئیس محمد ساوجبلاغی، اوّل منشی دیوان رسایل خاصه همایونی، عمری در خدمتگزاری و تحریرات دیوانی، زیردست پدر، به علم صدق و دانش و راستی ولی نعمت پرستی قیام و اقدام ورزیده، و در مأموریتها و نگارشات مطالب سرحدیه و تکالیف عبیدانه با اهتمامات لازمه دارای فرامین واجب الاطاعه و تصدیقات رجال قدردان آمد، فحمدا لله ثم حمدا لله، همیشه به کمال رغبت طالب است، همانطور که اغلب از فضلا از روزگار و اهل دنیا شکایت داشته، و رساله شکوی نوشته اند، در مقابل این نعم الهیه که برای آحاد و افراد ناس از پرتو مبارک خداشناس ـ ارواح العالمین له الفداء ـ حاصل است، خانه زاد کتب مبسوطه لشکر عرضه دارد. ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا.
الحق در این دعوی سجل حقیّت را این بنده می برد که خدا می فرماید: ولئن شکرتم لازیدنکم، به شکرانه اقبال این عهد سعید، قطعه ها نوشت، برای کتابخانه مبارکه کلام الله مجید، و مرقع ها و قطعات قاب آینه ترتیب داده، کتب متعدده به روزگار سعادت یادآور گذاشت، و بارث و اکتساب، چون استادان قدیم، در فنون خطاطی از کتیبه تا قلم غبار بر امثال رجحان یافت. در نشر فضایل اقدسیه، از اثر تربیت ملوکانه، یک سال متجاوز شب و روز نیاسود، و جلد اول شرح مثنوی را از ترکی بپارسی ترجمه کرده، بنام نامی صدر اقدس به اتابکیه اقدسیه موسوم ساخت، و در تقدیم آن به قبول مستدعیات غلامانه، با صدور دستخط مبارک، در ذیل بزرگواری و اعطاف و الطاف حضرت مستطاب اجل اکرم بندگان، آقای امین الملک ـ ادام الله اجلاله العالی ـ به اختصاص جاروب کشی آستان مبارک سرافراز آمد.
امین الملک شَه، آن مظهر عقل /که نظم ملک شه، زو شد مسلم
خدایش داده اقبال مؤبد /که بوده در خداجوئی معظم
اکنون دو سال است که به تشکر این اختصاص، به عقل ناقص و زبان کلیل، به تصدیق عموم فضلای عصر، محسود اماثل و اقران و مغبوط ابن مقله و سحبان گردیده، به عون الله از ملتزمین خدمت، و مستعدین مرحمت است. برادری دارد ضریر و نابینا، به قوه استماع با معلمی مخصوص، در حفظ کلام الله، و آموزش قواعد عربیه، و علم قرائت و مطالب ادبیه رنج برده، با صغر سن، دقیقه ای ازدعا و فرایض نمک شناسی غفلت ندارد، و در منابر خامس آل عبا ـ علیه من الصلوة انماها و من التحیات ازکاها ـ به دعاگوئی متذکر است. عزیز الله، غلام زاده، به تربیت آفتاب اقبال در سن هشت و نه سال، به درس و مشق چاکری کتاب و قطعه تقدیم نموده، و مورد این مرحمت آمد که هذا الشبل من ذاک الاسد [ضرب المثل که یعنی به پدرش رفته!] امسال که ده و اند از قرن دویم ناصری می گذرد، و بر سبیل معهود، سه ماه سر خرمن را استیذان نموده، مرخص خانه شده، و به ساوجبلاغ برای سرکشی تیولات چاکرانه و علاقه رعیتی رفت. بعد از انقضاء مدت مرخصی، به فرایض چاکری به زیارت آستان اقدس عودت نمود. از خط پدر و پسر دعای ایام هفته نوشته، جلد آن را به عکس مبارک موشّح داشته، بطور ارمغان و راه آورد تقدیم کرد. مثنوی
گر برای تو دل و جان آورم /زیره را من سوی کرمان آورم
در موقع استرخاص به ساوجبلاغ نیز، قطعه ای به اسم غلام زاده عزیز الله، به خاکپای اعلی، و کتاب دعایی به کتابخانه مبارکه، و حضور مبارک حضرت اشرف وزیر اقدس اعظم ـ روحنا فداه ـ فرستاد، و عزیز الله غلام زاده به وعده منصب منشی گری، و یکصد و پنجاه تومان مواجب او از صرف جیب مبارک مستظهر شده، به کمال امیدواری به ساوجبلاغ رفته، و در این مدت شب و روز چیز نوشته، در حق خانه زاد دیگر، برادر این غلام ملاعباسعلی اعمی نیز منتظر است که بیست خروار خانواری معوّقه این غلام را از محل تخفیفات خالصه ساوجبلاغ در حق او مستمر فرمایند که یک صد نفر صغیر و کبیر نان خور دعا گو، از تصدّق فرق فرقدسای مبارک، به ترفیه و آسایش باشد، تا خدا چه بخواهد، و همت والا نهمت چه اقتضا فرماید.
خانه زاد را دو نفر والده است که در مظان اجابت دعوات، از بس بوجود مبارک دعا کرده اند، دندان به دهان هیچیک نمانده، مدتهاست آرزو دارند که دعای وجود مقدس را در اراضی مقدسه بجای آرند. به عون الله اکنون به زیارت ارض اقدس و مشهد مقدس عازمند، به شکرانه اینکه الحمد لله المتعال مساعدت بخت و رهبری سعادت در جرگه خدام آستان رفعت بنیان حضرت اشرف افخم وزیر اقدس اعظم ـ دامت شوکته العالی ـ منسلک داشته، محض دعای بقای وجود مبارک، در زیارات مخصوصه خود، مرخصی حاصل نموده، حاضر می شود، و با آنکه زاد و راحله ندارد، توکل به خدا و توسل به ائمه هدا را بهترین راحله و توشه می شمارد. در این توکل و توسل، ترجمه این باب از فرمایشات حضرت یعسوب الدین امیرالمومنین اسدالله الغالب علی بن ابی طالب ـ صلوات الله و سلامه علیه ـ را به رجاء واثق چاره ساز عبودیت خود قرار می دهد، و این ترجمه باب شریف را که دارای انواع حکم عقلیه و نقلیه، و مراتب علمیه و عملیه است، به ملایمت براعت استهلال که در توحید دیباچه بقلم رسیده، به چاره ساز مسمی می دارد، و از خلاق رؤوف چاره ساز، مسألت می نماید که به تفضلات سبحانی، این سفر توکل و توسل را به وسعت و نعمت دنیا و آخرت مقرون داشته، توفیقی عطا فرماید که در استدامت این عهد فیروز مهد، مصون از زوال که قوام دولتش پاینده و آفتاب شوکتش تابنده باد، سجدات شکر بجای آرد.
آری زیارت مشهد مقدس، به خلوص عقیدت، ازاله معاصی و اجابت دعوات می نماید، و تحریرات آن سرحد و ثغور، به خداشناسی و شاه پرستی، در انواع تعیّش مورث برکت می آید، خاصه در این موقع که ایالت و فرمانفرمائی آن مملکت وسیع، به حضرت مستطاب اشرف ارفع امجد والا شاهزاده رکن الدوله العلیة والعالیه ـ دامت شوکته الوالا ـ مفوّض و موکول است، ولی نعمت و ولی نعمت زاده اند، و در اسفار سابقه که به حکمرانی این مملکت و مضافات مأمور آمدند پدر این غلام، محمد منشی ساوجبلاغی، فرمان آن مملکت وسیع فسیح را باسم مبارک این شاهزاده بزرگ که شخص سلطنت را والا گهر برادر است، نوشت، و به توسط مرحوم مبرور میرزا عبدالوهاب خان آصف الدوله که در آن وقت نصیرالدوله لقب داشتند، و در حضرت مستطاب اشرف والا، وکالت کافیه می نمودند ـ البسه الله تعالی حلل النور ـ یک صد تومان رسوم فرمان مرحمت فرمودند. بعد از آن نیز چون تحریرات و احکام خراسان در دیوان رسایل خاصه، با این پدر و پسر بود، همه وقت، بهر تقریبی که پیش می آمده، طرف مرحمت و رعایت این شاهزاده رؤوف قدردان بوده، نعم الاتفاق منتهی سعادتست، هرگاه توفیق رفیق شود و به یک کرشمه دو کار، زیارت سرکار فیض آثار، و فیض حضور حضرت شاهزاده والاتبار کامکار حاصل آید ان شاء الله.
شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا /بر منتهای مطلب خود کامران شدم
با دست تهی آمده ام زانکه نزیبد /جز دست تهی تحفه خداوند کرم را
بدست تهی ترجمه این باب را از کلمات مبارکه نهج البلاغه ارمغان آن حضرت و مایه توکل شمرده، به تألیف و تلفیق آن جسات عبیدانه ورزید، و به اذن الله تعالی و اذن رسوله و خلفائه، و به اجازه ولی نعمت عصر برکت عزت و اقبال بدان حضرت آورد، اگرچه اهل فضل و بلاغت از متقدمین و متأخرین عرب و فرس، بسی شرح و تفسیر برای این کتاب مبارک نوشته اند، ولی چون نیت جز عبودیت و استفاضه نیست، ان شاء الله مقبول حضرت می آید.
مسلم است که گنجشک نیست چون شهباز / ولی گریز ندارد ز پر زدن گنجشک.

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

از نسل ناسخ التواریخ تا نسل نور السیره

رسول جعفریان

نسل ناسخ التواریخ، یک نسل ویژه در نگارش و درک تاریخ اسلام است، و نسل نورالسیره نسلی است که از منابع

جریان اخباری ـ اصولی تا دوره صفوی

رسول جعفریان

درس امروز پنجم دی 95 که روز آخر درس تاریخ تشیع در این ترم بود، مرور بر جریان اخباری ـ اصولی تا دوره

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

اشعاری در باره راه حج از ابوهاشم!

رسول جعفریان

در میان یک مجموعه شعر هجو، اشعاری در باره راه حج آمده که گرچه سبک و گاه با استفاده از کلمات نازیباست

نکاتی در باره میراث مکتوب عاشورا

رسول جعفریان

گزارش سخنرانی بنده با همین عنوان در خانه اندیشمندان علوم انسانی در شب هشتم محرم (16 شهریور 1398) اس