۶۱۸
۰
۱۳۹۵/۱۰/۱۸

مستوفی، سنی دوازده امامی و نگاهش به اسماعیلیه و امامیه

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

نزهة القلوب یکی از آثار مهم جغرافی بلکه دانشنامه ای در زبان فارسی است.من هم بخش تقویم آن را به تازگی چاپ کردم. در مقدمه آن مطلبی در باره مستوفی و تسنن دوازده امامی نوشتم که بد نیست اینجا هم مطرح کنم.

نزهة القلوب یکی از آثار مهم جغرافی بلکه دانشنامه ای در زبان فارسی است. فقط یک بار کامل چاپ شده آن هم در بمبئی در سال 1314ق. بعدها بخش جغرافیش را لسترنج چاپ کرد. همان بخش کاملتر توسط آقای دبیرسیاقی چاپ شد. آقای میرهاشم محدث جایی قول داده کاملش را چاپ کند. (آقای سلمان ساکت برایم نوشتند که کار آن تمام شده و مقدمه اش را هم ایشان خوانده اند) بخش حیوان شناسی آن هم زمانی مستقلا چاپ شده است. دوست دانشمند جناب مطلبی هم گفتند سالهاست با یکی از دوستانشان در پی تصحیح متن کامل آن هستند. من هم بخش تقویم آن را به تازگی چاپ کردم. در مقدمه آن مطلبی درباره مستوفی و تسنن دوازده امامی نوشتم که بد نیست اینجا هم مطرح کنم. البته مطلب زیر تنها بر اساس نکاتی است که در همان بخش تقویم از نزهة القلوب آمده است.

سالها قبل مقاله ای (چاپ شده در مقالات تاریخی، دفتر پانزدهم، ص 92 به بعد) در باره دیدگاه حمد الله مستوفی به عنوان یک سنی دوازده امامی نوشتم. آن مقاله به استناد بخش ویژه ای از ظفرنامه بود که تاریخ زندگی دوازده امام بود. مستوفی در این متن هم، ضمن برشمردن حوادث قرون اولیه اسلامی بر حسب سال، به بیان سال تولد دوازده امام پرداخته و این شامل امام دوازدهم هم می شود، آنجا که نوشته است: «در سنه اربع و ستین [و مأتی] به ماه رمضان غیبت امام معصوم محمد المهدی ـ علیه الصلاة و السلام ـ  بود به سامره». در این متن، همه جا از تمام امامان، با عنوان «امام معصوم» یاد کرده است.
با این حال چنان که مکرر در شرح تعبیر سنی دوازده امامی گفته ام، این افراد، سنّی هستند و به باورهای مذهبی خود اعتقاد داشته و پای بندند. به عبارت دیگر، تعبیر سنی دوازده امامی، نباید این تصور را ایجاد کند که در باور آنها به خلفا، خللی روی داده است. چنان که برخی ممکن است ردیه بر شیعه امامی هم نوشته باشند. به هر روی مستوفی از این نظر که برابر ملاحده یا اسماعیلیه است (در باره دیدگاه های وی در باره اسماعیلیه هم مقاله ای منتشر شده که در نورمگز هم هست)، و همین طور از فعالیت های شیعیان امامی آگاه بود، ضمن پذیرش امامان دوازده گانه، موضع منفی خود را نسبت به هر دو گروه اسماعیلیه و امامیه دارد.
شاید در این رساله، از همه شگفت تر، تعبیری باشد که در باره غدیر دارد: «و هیجدهم ذی حجه، عید غدیر است، آنکه به حکم  رسول ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ اصحاب با هم برادری گرفتند». این نکته شگفتی است.
همانجا و بلافاصله پس از غدیر با  این تفسیر عجیب، به روز مباهله اشاره دارد، و پس از آن، از مراسم شیعیان در باره نهم ربیع یاد کرده که از نقطه نظر تاریخی، فوق العاده اهمیت دارد. «هفدهم ربیع الاوّل را، رافضه «شکم دَران عمری» خوانند، و [حال] آن [که] روز قتل عمر سعد است که سرلشکر مخالفان حضرت امام حسین ـ علیه السلام  ـ بوده، اما این قوم آن را با عمر نسبت کنند». لاجرم می دانیم که مقصودش نهم ربیع الاول بوده نه هفدهم.  این نص نشان می دهد که این قبیل کارهای عوامی از آن زمان مرسوم بوده است. نسبت به روافض، جای دیگری هم موضع نشان داده، گرچه قضاوت تندی نکرده است و آن خبر رسمی شدن تشیع امامی در دولت ایلخانی به عهد سلطان محمد خدا بنده است: «در سنه ستّه و سبع مائه، غلوی روافضه بود، و افکندن نام صحابه از خطبه، و بطلان آن به سبب الجایتو سلطان». همین که از کلمه رافضه استفاده می کند، کافی است.
در باره رفتار متوکل عباسی با قبر امام حسین (ع) و نامیده شدن کربلا به حائر هم نوشته است: «و در سنه سته و ثلاثین و مأتی، هم به حکم او قبر امام حسین ـ علیه السلام ـ را خراب کردند و مردم را از زیارت کردن و مجاور شدن منع کردند، میسّر نمی شد، آب در آن زمین بستند تا اثر گور به کلّی ناچیز گردد، آب حیرت آورد و زمین گور خشک ماند، بدین سبب آن را مشهد حایری خواندند.» یک جا با شگفتی نوشته است: در سنه 65 «در عراق ظهور خروج ازارقه، و ایشان طالب خون حسین بودند، و بعد از آن طالب ملک شدند». معلوم نیست اشاره اش به چیست. جای دیگری، ازارقه را ناصبی خوانده است.
چنان که اشاره شد، از مدتها قبل تا زمان مستوفی، همچنان صاحب میراث سنگینی از منازعه دولت های سنی و اسماعیلیه بوده و او در چند جا اشاراتی دارد. از جمله در باره هفدهم رمضان گوید: «و 17 رمضان را ملاحده، عید القیام گویند، و عجب آنکه ایشان خود را متابع حضرت علی ـ علیه السلام ـ  شمارند، و آن روز قتل اوست که عید می انگارند». می دانیم که نوزدهم رمضان، زمان ضربت خوردن است، نه هفدهم. اما به هر حال این موضعی است که نسبت به اسماعیلیه دارد. در باره امام علی (ع) احترام عمیقی گذاشته و از جمله در باره ولادتش نویسد: «در سی سالگیش [سی سالگی رسول ص] علیّ ـ علیه السلام ـ در کعبه متولد شد، و غیر از او هیچ کس را در آن خانه ولادت نبوده است». در باره حدیث رد شمس هم گوید: «در سنه اربعین به ماه رمضان، قتل علی ـ علیه السلام ـ بود در کوفه، و او چهار سال و نه ماه خلافت کرد. به قوّت ولایت، آفتاب را از وقت غروب تا جای عصر آورد، تا نمازش قضا نشد».

در جای دیگری نوشته ام، مکتب تاریخ اسلام نگاری ایرانی، با معاویه، میانه ای ندارد. (بنگرید به مقاله: نگاه سنایی غزنوی و رشید الدین فضل الله به امویان چاپ شده در: مقالات و رسالات تاریخی، صص 667 ـ 650) سمبل آن شاعر معروف سنایی است که در حدیقه، نگره تاریخی دارد و این نگره سخت ضد اموی است. رشیدالدین فضل الله هم همین طور است. مستوفی پیرو همین مکتب و به همین دلیل، با معاویه میانه ای ندارد. جایی در این متن که در باره درگذشت عایشه سخن می گوید، از مکر معاویه در این باره به اشارت یاد کرده است. این اشاره به یک روایت تاریخی رایج در آن عصر است که معاویه را عامل مرگ عایشه می شناساند. سنایی، این مساله را با تفصیل بیان کرده است. مستوفی هم نوشته است: «در سنه ستّه و خمسین وفات عایشه بود به مکر معاویه». بنابرین بعدی ندارد اگر تعبیر تندی که به دنبال اسم معاویه در جایی از همین رساله آمده، از خود او باشد نه کاتب. البته این بحث را باید با مرور بیشتر بر تاریخ گزیده دنبال کرد. اینها اشاراتی بود که به مسائل شیعی دارد.

 

photo_2018-01-08_01-28-35.jpg
 

نزهة القلوب کتابت محمود بن عبدالحسین سبزواری در 959: دستم بزیر خاک چو خواهد شدن تباه - باری به یادگار بماند خط سیاه

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

حوزه قم و مفهوم نوین «قانون»

علی‌اشرف فتحی

اگر بخواهیم تاریخ فقهای قم در عصر جدید را بررسی کنیم، ناگزیریم که به زندگی و زمانه پرحادثه میرزای قم

سر دین را برید بی دینی

رسول جعفریان

مرور بر یک نسخه خطی است که نوعی باور مذهبی را در ماوراءالنهر در قبول یک جای خلفا و امامان (ع) نشان م

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

شرح حال خودنوشت عبدالعلی معتمد الدوله در «تذکره صدر اعظمی»

رسول جعفریان

من بنده در شب سه شنبه بیست و هشتم شهر ربیع الثّانی هزار و دویست و هفتاد و شش هجری [1276] از مادر به

تاریخ از مرکز و حاشیه / نسخه های خطی منبعی برای تاریخ محلی

رسول جعفریان

تاریخ یک کشور، نباید صرفا از مرکز نوشته شود، بلکه سهم هر نقطه ای از کشور، اعم از آن که شهر باشد یا ق