۵۷۰
۰
۱۳۹۵/۱۰/۲۴

زندگی در اشرف مازندران در اواخر قرن ۱۱هجری، چگونه سپری می‌شد؟

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

متن حاضر یادداشت های یک مهاجر به شهر اشرف مازندران طی سالهای 1080 هجری تا 1114 است. نویسنده ی این یادداشت ها وقایع شخصی زندگی خود و برخی از اتفاقات جاری آن منطقه را گزارش کرده که جالب توجه است. این یادداشت ها از یک نسخه خطی نقل می شود.

متن حاضر یادداشت های یک مهاجر به شهر اشرف مازندران طی سالهای 1080 هجری تا 1114 است. این شهر را شاه عباس ساخت و به تدریج کسانی از نقاط دیگر برای اقامت به آنجا آمدند. نویسنده این یادداشت ها وقایعی شخصی زندگی خود و برخی از اتفاقات جاری آن منطقه را گزارش کرده که جالب توجه است. این یادداشت ها از یک نسخه خطی نقل می شود.

مقدمه
نویسنده این یادداشت در نخستین مورد، خودش را محمد، ملقّب به مؤمن یاد کرده اما هیچ عنوان دیگری برای خود نیاورده است. در موارد بعدی هم از خودش با نام «محمد» یاد می کند. نمی‌دانیم از نظر رتبت علمی در چه سطحی بوده است. در میان علمای قرن دوازدهم هجری، چندین محمد مؤمن داریم که آقابزرگ شرح احوال آنها را آورده است (الکواکب المنتثره (طبقات اعلام الشیعه قرن دوازدهم)، صص 746ـ 752). عجالتاً که اطلاعات آنها با مورد ما تطبیق نداشت.

نویسنده می‌گوید که نخستین بار در اول ماه صفر سال 1080 وارد اشرف مازندران شده است. این آمدن به قصد ماندن بوده و او نمی‌گوید که تا این زمان کجا بوده و چه می‌کرده است. آخرین یادداشت وی در اینجا تاریخ 1114 دارد که به این ترتیب می‌دانیم 34 سال در این شهر باقی مانده است. البته در تاریخ‌های بعد از 1111 که از حمله ترکمانان یاد شده، دیگر از اشرف نام نبرده، اما وقایع به همان ترتیب ذکر شده و اشاره به این که جای دیگری رفته باشد، نشده است.

اطلاعات یاد شده به صورت بند بند و البته همگی به جز سه مورد اخیر، در یک صفحه آمده است. ما برای هر بند، یک شماره گذاشتیم که جمعا 29 مورد می شود. یادداشت ها بسیار ریز و کنار هم نوشته شده است. طبعاً به دلیل خرابی نسخه، اطراف برخی از نوشته ها از بین رفته و موارد اندکی از آن ناخوانا شده است. ترتیب سنوات نشان می دهد که این یادداشت ها را در طول سالیان، همینجا نوشته و سعی کرده است به اختصار مهم‌ترین نکات زندگی خویش را در آن درج کند.

مرکز ثقل این حوادث شهر اشرف مازندران یا همان بهشهر فعلی است. در واقع در این یادداشت‌ها از سه نقطه جغرافیایی یاد شده است: یکی اشرف در مازندران، شهری که شاه عباس در سال 1021 در منطقه ای که به بلوکات پنج هزار معروف است، ساخت. [در باره تأسیس آن شهر که حالا بهشهر نامیده می‌شود، بنگرید: تاریخ عالم آرای عباسی (چاپ ایرج افشار): ج 2، قسمت 2، 855]. دوم کاشان که دست کم می‌دانیم برادرش که نامش را نیاورده، آنجا بوده و بسا اصلش از همان ولایت بوده است. وی چهار بار به کاشان سفر کرده است. سوم مشهد که نویسنده دست کم دو بار برای زیارت به آنجا رفته است. اما شهری که در آن تا آخر سکونت داشته، همان شهر اشرف در مازندران است، جایی‌ که دسته کم دو بار زمین خریده و خانه ساخته و شرح بنای آن را هم آورده است. به جز اینها از مناطقی چون قراطغان، میاندرود و فرح آباد و استرآباد و قلعه مبارکه آن هم یاد شده است.

ویژگی و تمرکز اصلی این یادداشت‌ها، توجه نویسنده به ثبت و گزارش زندگی شخصی اوست. این روش و رویه، برای آن دوره تاریخی، بسیار جالب و ممتاز است، زیرا نویسندگان آن دوره، تقریباً از زندگی خصوصی خود اطلاعی به دست نمی‌دهند. ما بر اساس این یادداشت‌ها، می‌دانیم که محمد مؤمن، دقیقاً در کدام شهر سکونت داشته، چند بار ازدواج کرده و هر کدام از همسرانش در چه تاریخی فوت کرده‌اند. نیز می‌دانیم که علاوه بر ازدواج دایم، یک بار هم متعه دوازده ساله گرفته است. به علاوه، از دو کنیز وی خبر داریم، و نام آنها را هم می‌دانیم. همین طور تعداد خانه‌هایی که ساخته و حتی چگونگی معماری آن را از داشتن دروازه یا در ورودی، دالان، طویله و حوض می‌دانیم. نیز از سفرهای متعدد او به کاشان و مشهد با تاریخ مطلع هستیم. اینها آگاهی‌های ارزشمندی است که رسم بر نگارش آنها نبوده است.

به جز مسائل شخصی، نویسنده از دو اتفاق مهم تاریخی یاد کرده است:

الف: نخست حمله ترکمانان به استرآباد و مازندران و اشرف در سال 1111 است که به همراه وزیر مازندران در عمارت‌های سلطنتی، 39 روز در محاصره بوده است. شرح وقایع مربوط به حمله ترکمانان به استرآباد و قلعه مبارک آباد و ماجراهایی که در تضعیف کلی دولت صفوی نقش مهمی داشت، در منابع دوره صفوی به ویژه دستور شهریاران (صص 87 ـ 914، 136 ـ 140، 187، 214) منبع مهم دوره شاه سلطان حسین، آمده که بسیار دردناک است. نویسنده ما در همین جا اشاره به بردن چهار پنج هزار اسیر در حمله سال 1111 کرده و خسارات کلی که به مازندران وارد شده را یاد نموده است. نویسنده دستور شهریاران نوشته است::... [ترکمانان] از كنار آب گرگان رو به جانب خانه‏هاى ايل گرجى كه در مغرب قلعه واقع است، آورده و به يكدفعه سيلاب‏آسا به ميان خانه‏ها ريخته دست غارتگرى و يغما گشادند و به يك حمله خاك آن مرز و بوم را به خون آن بيچارگان مظلوم آميخته و به آتش بيداد، دود از آن دودمان برآورده قاطبه قاطنين را به باد فنا بردادند... و همانجا را مقام ساخته غارتگران خود را در اطراف و اكناف قلعه از امكنه دور دست كه از آسيب صدمات قوارع و مقارع مصون باشند، برگماشتند و تا مدت بيست و هفت يوم قلعه را محصور و مشدود و راه آمد و شد مترددان را مسدود داشته هر روز به طريق ايلغار لواى قتل و غارت و نهب اموال و سبى ذرارى و اطفال و عيال در هر ديار مى‏افراشتند. [دستور شهریاران، (تهران، 1373) ص 247]. گرجی ها را شاه عباس در اشرف و نواحی آن اسکان داد که تاکنون نیز هستند.

ب: دوم شیوع طاعون که در دو سال متوالی اتفاق افتاده و وی آمار آن را داده است: تاریخ ابتدا شیوع طاعون در بلده طیبه اشرف، اوایل شهر رجب المرجب سنه 1097. تاریخ تخفیف طاعون از بلده طیبه اشرف و اطمینان خاطرها، اواخر شهر صفر ختم بالخیر و الظفر سنه 1098 الحمد الله. و در سال بعدش نیز طاعون واقع شده زمانش دو سه ماه بود.

در این متن به جز مؤلف از چند نفر دیگر که از افراد نزدیک به وی بوده یاد شده است.
اسماعیل بیک قبچاقی (پدر زن مولف)
امیر سید حسن (پدر زن مولف)
آقابهرام پدر زن مولف
پری وش (کنیز مولف)
حاجی محمد کلانتری (پدر زن مولف)
خان پرور خانم (همسر مولف)
خیر النساء (همسر موقت مولف)
رضیه خانم دختر امیر سید حسن (همسر مولف)
رضیه خانم دختر حاجی محمد کلانتر (همسر)
زوجه استاد محمد بنا
زوجه حاجی حیدرا (از او زمین خریداری کرده)
شرف الدین (کسی که از او زمین خریداری کرده)
لطیفه (کنیز مولف)
محمد شفیع (از او زمین خریداری کرده)
محمد علی بیک قپلان
محمد علی جزایری
مریم دختر اسماعیل بیک قپجاقی (همسر مولف)
میرزا محمد رحیم وزیر مازندران
نصرت بانو دختر آقا بهرام

دست کم سه زن و یک کنیز او در حیات وی مرده‌اند که تاریخ آنها را ضبط کرده و غالباً در طاعون سال 1098 درگذشته‌اند. در یک مورد بین عقد و زفاف بیش از یک ماه فاصله بوده اما در مورد دیگر گویا فقط یک روز فاصله بوده است.

این یادداشت‌ها روی نسخه ش:1025 مدرسه مروی آمده است (فهرست مروی، ص 167 دریغ از یک کلمه در باره این نسخه) نسخه‌ای که شرح اصول کافی از ملارفیعای نائینی (م 1106) و از پایان هم ناقص است. آیا این نسخه متعلق به نویسنده این یادداشت‌ها بوده است؟ در واقع احتمال نخست و طبیعی همین است. اما در نسخه‌ها این احتمال هست که صفحاتی بعدا به ابتدای این نسخه، ملصق و صحافی شده باشد. این نسخه، پیش از ورود به مدرسه مروی، در اصفهان بوده و در سال 1307ق از زنی در نزدیکی مدرسه سلطانی (چهارباغ) به چهار درهم خریداری شده است.

متن یادداشت‌ها
[1] تاریخ وارد شدن حقیر محمد الملقب بمؤمن به دارالسلطنه اشرف مازندران دفعه اول، غرّه شهر صفر ختم بالخیر و الظفر سنه 1080
[2] تاریخ رفتن به کاشان از بلده طیبه اشرف، دفعه اولی، شهر ربیع الاول سنه 1084
[3] تاریخ ساختن خانه اندرونی اشرف که زمین از محمد علی بیک قپلان ابتیاع شده، شهر ربیع الثانی 1085
[4] تاریخ رفتن به زیارت مشهد مقدس رضوی علیه السلام، دفعه اولی، اوایل ربیع الاول 1086
[5] تاریخ ساختن خانه بیرونی اشرف که درونی شده و الحال خشتی نشسته [؟] [در اصل خشتی بدون نقطه] شهر رجب المرجب 1090
[6] تاریخ خریدن و ساختن [بیرونی زمین که ـ داخل کروشه حدسی ـ ] از محمد علی ابتیاع شده، شهر محرم الحرام 1091
[7] تاریخ رفتن به زیارت مشهد مقدس رضوی ـ علیه السلام ـ دفعه ثانیه، به رفاقت جلیل القدر میرزا محمد رحیم وزیر مازندران، اواخر ربیع الاول 1092 [در تذکره نصرآبادی: 1/653 از محمد رحیم وزیر مازندران یاد شده].
[8] تاریخ رفتن به کاشان از بلده طیبه دفعه ثانیه، غره رجب المرجب 1095
[9] تاریخ تزویج بنت آقا بهرام شب جمعه 4 شهر ربیع الاول سنه 1095، و عقد در صبح سه شنبه ششم شهر مزبور.
[10] تاریخ فوت مرحومه رضیه خانم بیت امیر سید حسن زوجه حقیر، شهر رمضان المبارک 1092 (در حین فوت مرحومه، حقیر در مشهد مقدس بوده).
[11] تاریخ فوت مرحومه نصرت بانو خانم بنت آقا بهرام زوجه حقیر محمد، در سال وقوع طاعون در مازندران و اشرف 17 شهر شعبان المعظم 1097
[12] تاریخ ابتدا شیوع طاعون در بلده طیبه اشرف، اوایل شهر رجب المرجب سنه 1097
[13] تاریخ تخفیف طاعون از بلده طیبه اشرف و اطمینان خاطرها، اواخر شهر صفر ختم بالخیر و الظفر سنه 1098 الحمد لله. و در سال بعدش نیز طاعون واقع شده زمانش دو سه ماه بود.
[14] تاریخ تزویج و عقد مریم خانم بنت اسماعیل بیک قبچاقی، شب شنبه بیست و چهارم شهر ربیع الاول 1098 و تاریخ زفاف مریم خانم شب جمعه بیست و دوم شهر ربیع الاخر سنه 1098
[15] تاریخ فوت مرحومه مریم خانم زوجه حقیر محمد، عصر روز جمعه 25 شهر رجب المرجب 1098. و در روز شنبه 26 شهر مزبور دفن شد در اشرف در محله برزو نزدیک قبر مرحومه رضیه خانم زوجه حقیر. ان شاءالله تعالی حق جلّ و علا هر دو را مستغرق دریای رحمت خودش گرداند. والسلام. [این مریم حدود سه ماه پس از نکاح زنده بوده].
[16] تاریخ تزویج نمودن حقیر بنت حاجی محمد علی کلانتر اشرف را، رضیه خانم، طوّل الله عمره، عقد روز چهارشنبه 23 شعبان، زفاف شب پنج شنبه بیست و چهارم شعبان سنه 1099
[17] تاریخ رفتن حقیر به کاشان از مازندران دفعه ثالثه. بیرون رفتن از اشرف، غرّه رجب المرجب سنه 1101، داخل شدن به کاشان 22 شهر مزبور، مراجعت: بیرون آمدن از کاشان 2 شهر صفر 1102 داخل شدن به اشرف 22 شهر مزبور ختم بالخیر و الظفر، و ان شاءالله حیات باقی باشد تا چه دفعه دیگر این سفر به کاشان واقع شود.
[18] تاریخ ساختن عمارت در فضایی که از محمد علی بیک جزایری ابتیاع شده بود. ابتدای بنای عمارت در عشر ثانی رمضان المبارک 1103 تمام شدن عمارت و فرش نمودن ربیع الاول 1104؛ ان شاء الله مبارک به وجه سلامتی و خوش وقتی و تقوی و سلاح و کسب علوم دینیه در این عمارت بسر برده شود، و مدتها با طول عمر مسکن نماید، ان شاءالله تعالی.
[19] تاریخ متعه نمودن حقیر محمد، خیر النساء را به مدت دوازده سال، اواسط شهر ذی القعدة الحرام سنه 1097 به مبلغ یک تومان تبریزی.
[20] تاریخ رفتن حقیر به کاشان دفعه رابعه، بعد از شنیدن خبر فوت مغفرت پناه اخوی. بیرون رفتن از اشرف: 10 شهر شوال. داخل شدن به کاشان: 10 شهر ذی قعده الحرام سنه مزبوره. مراجعت: از کاشان بیرون آمدن از کاشان: پنجم جمادی الاولی، داخل شدن به اشرف: بیست و دوم شهر جمادی الاولی سنه 1108
[21] تاریخ خریدن خانه زوجه استاد محمد بنا را از حاجی شرف الدین و سایر ورثه مالک، سنه 1108؛ در همین سال نیز دروازه ساخته شد، و چینه کشیده شد و حصار شد. ان شاء الله عمارتی ساخته، و بسلامتی در این عمارت بسر برده شود در عبادت و بندگی خدا جلّ و عز، ان شاءالله مبارک باشد.
[22] تاریخ خریدن جاریه مسمات لطیفه به دوازده تومان [این مورد به سیاق و با تردید ثبت شد] 15 شهر صفر سنه 1108 در بلده کاشان.
[23] تاریخ ساختن طویله در فضای خانه ای که از حاجی شرف الدین و غیره ابتیاع شده بود، و ساختن سر دروازه و دالان و اندرونی خانه، گرفتن فضای طویله سابق و ساختن حوض در آن فضا، و حصار نمودن آن فضا، شهر ربیع الاول 1110 ـ عاشره بعد المائة و الف ـ ان شاءالله تعالی مبارک باشد. و در این تاریخ چهار زرع زمین در پشت عمارت از زوجه حاجی حیدرا و محمد شفیع به یک تومان و پنج هزار دینار خریده شد. ان شاءالله مبارک باشد.
[24] تاریخ آمدن ترکمانان به پای قلعه مبارکه استرآباد، هیجدهم جمادی الاولی سنه 1111 و آمدنشان به مازندران بیستم شهر مزبور، تمامی قراطغان و میاندرود و فرح آباد را تاخت نموده، چهار پنج هزار اسیر بردند، و اموال غیر محصور بردند، و بسیاری از محال پنج هزار و بلوکات ساری و فرح آباد را سرتاخت نموده آشوب عظیمی در مازندران پدید آمد، و حقیر با وزیر جلیل القدر سی و نه روز در عمارات پادشاهی محصور بودیم و هر روزه خبرها .... [دو سه کلمه ناخوانا و بقیه (شاید دو کلمه) محو شده است].
[25] ... [بر] خواستن ترکمانان از پای قلعه مبارکه ... نایب بیگلربیگی و عزل بیگلر بیگی ... خذله الله هیجدهم رجب ....
[26] ان شاءالله حق سبحانه و تعالی توفیق داده که مکرر رفته ... به کاشان و دیدن دوستان [؟] بنماید به خوشی و خوشحالی ... اشرف....
[27] تاریخ خریدن جاریه مسمّات پری وش روز چهارشنبه بیست و سیم شعبان 1112 سه تومان
[28] تاریخ فوت لطیفه شب شنبه دوازدهم شعبان 1112
[29] تاریخ فوت مرحومه خان پرور خانم زوج این کمینه اول روز چهارشنبه غره شهر ذی الحجة الحرام سنه 1114 رحمها الله.

17-1-12-21104910.png

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

حوزه قم و مفهوم نوین «قانون»

علی‌اشرف فتحی

اگر بخواهیم تاریخ فقهای قم در عصر جدید را بررسی کنیم، ناگزیریم که به زندگی و زمانه پرحادثه میرزای قم

سر دین را برید بی دینی

رسول جعفریان

مرور بر یک نسخه خطی است که نوعی باور مذهبی را در ماوراءالنهر در قبول یک جای خلفا و امامان (ع) نشان م

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

شرح حال خودنوشت عبدالعلی معتمد الدوله در «تذکره صدر اعظمی»

رسول جعفریان

من بنده در شب سه شنبه بیست و هشتم شهر ربیع الثّانی هزار و دویست و هفتاد و شش هجری [1276] از مادر به

تاریخ از مرکز و حاشیه / نسخه های خطی منبعی برای تاریخ محلی

رسول جعفریان

تاریخ یک کشور، نباید صرفا از مرکز نوشته شود، بلکه سهم هر نقطه ای از کشور، اعم از آن که شهر باشد یا ق