۴۸۶
۰
۱۳۹۵/۱۱/۱۷

عباس زریاب خویی و شیخ قاسم مهاجر

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

عباس زریاب خویی در جوانی شیفته یک روحانی خود ساخته و مهذب بود که در شهر خوی به غربت می زیست، کسی که سخت در روح جوانی زریاب موثر افتاده بود و زریاب با دلدادگی از او سخن می گفت. این عالم دینی کسی جز شیخ قاسم مهاجر ایروانی الاصلی نیست که پس از انقلاب اکتبر از ایروان گریخت و به خوی آمد.

یکی از استادان و چهره های مؤثر در مرحوم زریاب، یک روحانی ایروانی الاصل است که به دلیل جنگها و انقلابات اوضاع ارامنه از آن نواحی گریخته و به خوی پناه آورد. وی شیخ قاسم مهاجر است که به گفته نویسنده کتاب تذکرة الفضلاء، در سال 1292 ق (1875 م) به دنیا آمده و در 19 محرم سال 1362 ق (ششم بهمن ماه 1321ش / 1943م) درگذشته است.
در شرح حال وی آمده است: قاسم بن زین العابدین مهاجر ایروانی الاصل، خویی المسکن و المدفن. تحصیلات ابتدایی اش را در خوی بوده و قسمت نهایی را در حوزه علمیه تبریز از مجلس درس آقا میرزا صادق مجتهد تبریزی انجام داده، بعد از تکمیل به وطنش مراجعت نمود. در بلوای ارامنه در قفقاز به جهت انقلاب محلی ناچار آنجا را ترک نموده، و به خوی عودت، و تا آخر عمر در این شهر اقامت می کند، در مدرسه نمازی به تربیت طلاب و تدریس آن ها مشغول شده، و ضمنا به وعظ و خطابه هم اشتغال داشت. (تذکرة الفضلاء، تألیف شیخ جابر فاضلی خویی، به کوشش علی صدرای خویی، قم ، 1385، ص 185).
شیخ مهاجر مقبره ای هم در خوی داشته است که دوست دانشمند ما آقای صدرایی خویی جایی با گلایه نوشته اند: مقبره های بزرگان تخریب گردید مانند مقبره شیخ الاسلام خویی، مقبره امین الشرع خویی، مزار شیخ علی ملائکه، باغ دلگشا، باغ فیرورق، مزار عالم مجاهد شیخ قاسم مهاجر، مزار شهدای تهاجم ارامنه به خوی، تخریب گردیده و از بین رفته است (از دفتر عشق آقای صدرائی نقل شده در یک وبلاگ).
آقای الوانساز ـ که در سالهای اخیر در شناساندن علمای آذربایجان تلاش زیادی کرده اند ـ در کتاب مزارات خوی (ص 186) از او یاد کرده و به شماری دیگر از علمای مهاجر از آن نواحی به خوی نام برده است: شیخ علی اکبر هاسونی، شیخ آقا پورناکی، شیخ نجف خوکی، و آخوند ملاحیدر حلمی. همچنین در جای دیگر (ص 285 ـ 286) شرح حال بیشتری از وی آورده و به نقل از مهدی آقاسی نوشته است:
با ورود او به ایروان، اختلاف ارامنه و مسلمانان شدت یافت. ارامنه در حالی که از طرف متفقین پشتیبانی می شدند، بنای تجاوز به مسلمانان قفقاز گذاشتند. مسلمانان نخجوان و ایروان و اطراف آن نیز اتحادیه ای تشکیل دادند و شیخ را به سبب کاردانی و حمیت و مردانگی و فضل و تقوی به فرماندهی قوای مسلمین برگزیدند. شیخ از همان روز اول دست به کار شد و وجوه هنگفتی جمع آوری و جوانان مسلمان را به سرپرستی افسران مسلمان فنون نظامی یاد داد و مدتی با ارامنه جنگید و چون از هیچ جا کمکی به او نشد و ارامنه روز به روز بر اثر پشتیبانی دول مسیحی قوت پیدا می کردند، لذا اجبارا خاک قفقاز را ترک و مسلمانان آنجا را نیز وادار کرد که منظما به ترکیه و ایران عقب نشینی کنند. خود شیخ به خوی آمد و با خانواده آقاسی در قریه سراب برخورد نمود و در این خانواده مخصوصا حسن آقاسی را شیفته جوانمردی و فضل و تقوای خود کرد. شیخ بعد از ورود به خوی کارهای سربازی را کنار گذاشت و به تدریس علوم دینی و وعظ و خطابه پرداخت... شیخ از این که ملل اسلامی در انحطاط و بدبختی و در زیر سلطه ملل دیگر به سر می برند خیلی متاسف بود و بسیار زجر می کشید و بالای منبر با سخنرانی های گرم و آتشین مردم را به رعایت اصول اسلام و اتحاد و یگانگی دعوت می کرد و در عین حال مردی با عزت نفس و قانع بود. روز و شب به نان جوین می ساخت و دست نیاز به سوی این و آن درزار نمی کرد و آنچه داشت از بینوایان و فقراء دریغ نمی نمود. تا زمانی که کارخانه قند ایران شروع به کار کند، با کشمش چایی می خورد و با وجود تصدی مقامات مهم حین فوت، فقط یک حیاط مخروبه در خارج شهر خوی داشت که آن را هم با فروشنگ تفنگ و اسب خود پس از ورود به شهر خوی خریده بود. [تاریخ خوی، آقاسی، ص 549).

15-2-23-1948341.jpg

آقای الوانساز از منبعی دیگر (فرهنگ نام آوران خوی، ص 486) چنین نوشته اند: از ویژگی های وی، این بود که عمامه اش را از کرباسی که در کارگاه های سنتی در کوچه شمس تبریزی بافته می شد، استفاده می کرد. در جریان کشف حجاب رودرروی رژیم رضاخان ایستاد و تا زمانی که خط بسته شدن مدرسه نمازی می رفت، شبانه روز در مدرسه سکنا می گزید و در مرمت و جذب طلاب علوم دینی با شاگرد فاضلش آیت الله سید ابراهیم علوی کمال همکاری را مبذول می نمود.
تصویری از سنگ مزار وی در مزارات خوی ص 395 و متن آن در ص 287 همان کتاب آمده است.
... و اما مرحوم زریاب که سالهای جوانیش را در خوی بوده، چنان که خود گفته است، به شدت تحت تأثیر روحیات وی قرار داشته است. عبارات مرحوم زریاب در شرح حال خودنوشت‌شان چنین است:
از کسانی که در روح جوانی من اثر گذاشته اند یکی مرحوم شیخ قاسم واعظ مهاجر ایروانی بود. او مردی نحیف و لاغر بود. در لباس روحانی بود، اما لباسش مرتب نبود. مجلس وعظ او به گونه دیگر بود. او از عقب ماندگی و بدبختی ملل اسلامی سخن می گفت و روزهای عظمت اسلام را به یاد مردم می آورد. شیخ قاسم اهل ایروان بود و تحصیلات فقه و اصول را در تبریز انجام داده به ایروان بازگشته بود. در این میان، انقلاب اکتبر درگرفته بود و مردم قفقاز از ارمنی و مسلمان به جان هم افتاده بودند. در اثر جنگهای خونین میان ارمنیان و مسلمانان عده زیادی از طرفین کشته شده بودند. سرانجام با پیروزی کمونیستها، جنگ ارمنیها و مسلمانان به پایان رسیده بود و شهر ایروان یک شهر ارمنی و در حقیقت پایتخت ارمسنتان شوروی اعلام شده بود. شیخ قاسم که این امر را نمی توانست تحمل کند، با جمعی از اتباع خود جنگ کنان از شهر بیرون آمده رو به سوی ایران نهاده بود و در ایران به ناچار با جمعی از اتباع خود به نام مهاجر در خوی مسکن گزیده بود. به همنی جهت دل پر خونی از کمونیستها داشت، اما اهل تبلیغ بر ضد آنها نبود، بلکه به تبلیغ برای بدست آوردن عظمت گذشته مسلمانان متوجه بود. او از تمدن اسلام و دوران باشکوه اندلس و خلافت عثمانی سخن می گفت و هنگامی که به یاد مسلمانان قفقاز و مخصوصا شهر ایروان می افتاد، اشک از چشمانش سرازیر می شد. اما حالات و رفتار شیخ مهم تر از عقاید او بود. او همتی بلند داشت و هرچه به دستش می افتاد برای مهاجران و هموطنانش خرج می کرد و خود به لباسی کهنه و عذایی خشن قانع بود. گاهی در بازار اجرت وعظ ده روزه امام محرم و صفر و ایام سوگواری دیگر را به او می دادند، و توقع آن بود که با جیبی پر به خانه برسد، باز مانند همیشه جیبهایش خالی بود. در راه به هرچه فقیر و مستحق می دید، پول می داد تا آن که دیگر چیزی در جیبش نمی ماند. پدر دوستم آقای دکتر رسول پورنکی گفت که روزی به منزل شیخ قاسم رفتم و دیدم بر روی پلاسی کهنه و پاره نشسته است. به خانه رفتم و چند عدد گلیم و فرش کوچک به خانه اش بردم. پس از یک ماه که آنجا رفتم، دیدم از گلیمها و فرشها اثری نیست. خودش گفت که فرشها و گلیمها را به بعضی از مهاجران که مستحق تر از او بودند و حتی پلاسی هم نداشتند، داده است. سخنان و حالات شیخ در من تأثیری عمیق داشت و اثر مهم اش آن بود که دنیا و اسباب دنیوی در نظر من نیز خوار و بی مقدار آمد و اگر چه هرگز آن همت و روح بلند شیخ در من پیدا نشد، اما این تأثیر را کرد که چندان به دنبال مال و منال نباشم. شیخ قاسم در سال 1322 یا 1323 به بیماری عفونت روده زائده در خوی مرحوم شد. (بزم آوردی دیگر، ص 424 ـ 425)

15-2-23-1949122.jpg

آنچه از شیخ قاسم مهاجر به صورت مکتوب و چاپ شده مانده است، دو کتاب است. یکی کتاب مبدأ الاسلام فی اثبات نبوة خیر الانام که تاریخ چاپ آن 18 شهر ربیع الثانی 1346 (مهر 1306) است دیگری که به عنوان مجلد دوم آن کتاب است، کتاب تمدن الاسلام که در سال 1312ش / 1352ق منتشر شده است.
هر دو کتاب، به تناسب اوضاع و احوال جهان اسلام در آن برهه نگاشته شده است. آنچه در باره اثبات نبوت نوشته شده، بیشتر ناظر به تبلیغات ضد اسلامی است که در آن وقت، مبشران و مبلغان مسیحی در دنیای اسلام انتشار می دادند. شیخ، با این افکار بخوبی آشنا بوده و به فراوانی از نام های فرنگی و اسامی کتابهای آنان یاد کرده و تسلط خود را بر آنچه در آن زمان در ایروان و آن نواحی بوده نشان می دهد.
مقدمه وی بر کتاب مبدأ اسلام که تا حدودی می تواند ما را به دامنه افکار و اندیشه های شیخ قاسم مهاجر آشنا کند، بدین شرح است:
مخفي نماند كه مركز اسلام از حيث مذهب جعفري (ع) از چندين عصر بر اين است به قول «ميرزا ملكم‌خان» ايران به منزلة يك دانه در ميان دو سنگ ضخيم آسيايي كه در وقت حركت سنگ فوق با آب سياست خورد خواهد شد و اگر عطف به تاريخ نمايم اين نكته را خواهيم ديد از زمان پيوطر كبير و ناپاليون كه ائتلاف در ميانشان دربارة فتح هندوستان شده بود، اين معني در نظر داشتند و چند دفعه تصميم مرام به نام محوريت ايران و اسلام شده، فقط «دست غيب آمد و بر سينه نامحرم زد» نبايد شك كرد كه ايران را يك قوة فوق ‌العاده از استيلا قوا ظالمه رهانيده و در مقابل فشارهاي اجانب در ظاهر ابداً قوه مدافعه در ميان نبود غير از امر غيبي روحاني كه فوق قوای بشري است، تدبيرات انساني با تقديرات آسماني موافق نيامده، در هر عصر و زمان اقدامات ظالمانه ايشان يك قسمي اختلاف و انقلاب ميانشان افتاد، و شير خورشيد ايراني از زير ابرهاي متراكمه ظلماني اشعه‌پاش عالميان گرديد، الحق:
صد هزاران طفل سر ببريده شد تا كليم‌ الله صاحب ديده شد
چندان خون‌هاي ناحق ريخته شد و فداهاي راه عشق استقلال مملكت و شرافت ديانت حيات دنيا را وداع ابدي گفت تا اينكه يك نفر شخصيت تاريخي در دوره سعادت ايران كه در پرده امانت براي حفظ شريعت مودوع بود براي اثبات شهامت اسلام اين مركز مذهب حقه جعفري را به استقلال تام و تمام رسانيده و افسانه بهرام گوري را به ضمه شهود و رؤيت به نظر عالميان ارائه فرمود و اصول منحوسی (كاپتالسيون) را كه امتيازات دول اجنبيه عليه دول اسلام بود الغا نمود و افراد اين ملت بعد از اين تاريخ اگر از غفلت بيدار شده، هر كس به نوبه و قوه خود خدمت به شريعت نمايد، مانعي نيست قوای خارجي در ظاهر به هيچ وجهي ممانعت به ترقي از حيث ديانت و يا تجارت نيستند، چون نفوذ ظاهري ايشان منقطع گرديد، ولي در باطن با صرف نقود و جلب امتعه خودشان و به واسطه گشادن مكاتيب و تأسيس بعضي مريض‌خانه‌ها در باطن قلوب ضعيفه ضعفا مسلمين را از دين حنيف اسلام برگردانيده، و بدين واسطه جهت جامعه را متزلزل مي‌نمايند، و ايران بلكه كليه عالم اسلام فعلاً در فشار معنوي دو گونه قوه خارجيه است، يكي تبليغات بي‌ديني و بي‌ديانتي و يك قوة تبليع ديانت مسيحي، و ما در اين رساله بعون‌الله تعالي با طرز بسي اجمال لزوم دين و ديانت را و خصوصاً لزوم و وجوب ديانت اسلام را به نظر قارئين كرام تقديم مي‌داريم و بطلان ديانت مسيحي كنوني را با قانون عقل مدلل نموده و حقيقت اسلام را از حيث توافق معيشت و مطابق مدنيت آشكار مي‌نمايم. من سخن راست نوشتم تو اگر راست نخواني جرم لجلاج چه باشد كه تو شطرنج نداني. (مبدأ الاسلام، ص 1، 2)
بدون تردید باید بر این کتاب مروری جدی بشود تا روشن گردد شیخ قاسم، دقیقا چه اندیشه هایی داشته و از اسلام چه تفسیری ارائه داده است. این کار بماند برای وقتی دیگر.

15-2-23-195083.jpg

شیخ قاسم در کتاب تمدن الاسلام، نگاهی به تاریخ اسلام، وضعیت مسلمانان در گذشته و حال، دشمنی های موجود میان مسلمانان و مسیحیان، عقب ماندگی و علل آن و بسیاری از مباحث از این دست دارد. مقدمه وی هم چندان گویا نیست که در کتاب دنبال چه می گردد، اما به هر حال، می تواند ما را با بخشی از افکار او آشنا کند. شیخ در مقدمه آن کتاب چنین می نویسد:
بر ارباب اطلاع و اهل تاریخ معلوم است که پیش از طلوع نجم سعادت در افق مملکت عزیزمان و قبل از دوره درخشان یگانه پناه اسلامیان مهین شهریار گیتی مدار اعلی‌حضرت قدر قدرت .... هر چیزی در محور خود در تنزل و انحطاط بوده، حالات ننگین و اعمال شرمگین اولیاء امور و باالواسطه غفلت و عطلت کلیه طبقات مردم به اندازه‌ای عمومیت پیدا کرده بود که هر صاحب فکر و انصاف نام ایران و ایرانیت از خود سلب و در نظر اجانب از منسوب بودن به ایران متنفر می‌نمود، و مسئله روحانیت از این مرحله تنزل خارج نبوده، بلکه با تمامی معنایش از هر چیز نازل‌تر شده بود. اغلب محصلین علوم قدیمه غیر از جلب منافع شخصیه در مخیلة فکریه‌اش مقصدی دیگر مرکوز نبود، ولی در این عصر فرخنده سیر کلیه امور مادی و معنوی موافق دورة عصر و سعی و عمل رو به اصلاحات و انکشافات است. از آن جمله امور روحانیه و کیفیت ترتیب مقدمات تحصیلات علوم مذهبیه و طرز تبلیغ و دعوت بر عظمت دیانت مقدس اسلامیه برای علاقه‌مندان دیانت و محب ملیت یک اقدامات امیدبخشی بوده، با کمال اطمینان اذعان لازم است که در آتیه یک دوره درخشان را نائل خواهیم شد، طوری که تنظیم مدارس قدیمه و تعمیم مرام انتظامات مخصوصه بر طلاب علوم دیانتی و تعیین مدرسین و امداد و معاونت معاش برای فقراء طلاب و محصلین از طرف ... اعلی‌حضرت، و صدور دستورات لازمه از وزارت معارف در کیفیت تحصیلات و امتحانات در محضر هیئت ممتحنه و به معنای عالی «الملک و الدین توأمان» پی برده کتابخانه‌ها تشکیل، و بایست که صفوف ممتازه و کلیة طبقات اهالی عن صمیم القلب تشکر نموده، و در تشیید مبانی سلطنت چون روح واحد در اجسام مختلفه قیام و در ترویج مقصد مقدس توحید افکار و وحدانیت ملیه اقدام نمایند.
این معنا، هم از نظر نباید دور داشتن که فعلاً در اغلب مناطق عالم از ملل مترقبه کره به امور دیانتی فکری داده، مثل علوم مادی و صنعتی، علوم دینی را تدقیق و در اطراف آن جدیت کرده و ترقی محیر‌العقول هم داده‌اند، و بیست میلیون نفوس از ارباب علم و فن تابع و طرفدار عقاید روحی شده، و هر روز در علم روح مذاکرات نموده و اکتشافات غریبه و تدقیقات عجیبه انتشار می‌نمایند، و در قبال مادیون و طبیعیون فوق‌العاده مجاهداتی دارند. امید است در اندک زمانی کلمات طبیعیون در انظار اهل علم بی‌قیمت مانده، و اهمیت ادله روحیون جلب توجه عموم ملل را بنماید.
و عجیب‌تر این که در اغلب مواد و اکثر مطالب روحیون با دین اسلام موافق و با کلمات علمای روحیون اسلامیه مطابقت دارد، از قبیل احیاءالعلوم غزالی خراسانی، و فخر رازی و شیخ نراقی و محقق اردبیلی؛ بدین‌وسیله اکثر غوامض قرآن و بسیاری از مشکلات احادیث و اخبار کتب اسلامی حل خواهد شد.
و تا به حال در موضوع بقاء روح و آثار روحیه کلمات کمّلین گوشزد افراد مسلمین بوده و از جمله امور معنویه محسوب شده، چندان مورد تصدیق نمی‌گردید، مثلاً حاضر شدن ارواح مؤمنین در لیالی جمعه در منزل باقی ماندگان از صله رحم و یا این که تقدیم هدایا و تحف به موتاء و مغفرت ذنوب به سعی اولاد و احفاد و بازماندگان، و رؤیای صادق در کیفیت زندگانی ارواح که مجهول بود و الان از طرف علمای (اسپیریتیست Spiritist) کاملاً تصدیق شده و بعضاً آثار روحی را باالعیان مشاهده هم می‌کنند و در آخر این رساله به طور اختصار ذکر و تطبیق به دستورات کمّلین اسلام خواهد شد.

15-2-24-09431.jpg

مادامی که گنجینه معارف و منابع علوم معنوی در دست مسلمین است و در حقیقت کتب علمی و مدارک تاریخیه اسلامیه ـ به قول هوواس نام محرّر فرانسوی ـ سبب سعادت وحشیان عالم غرب شده و فعلاً نظر به بعضی ملاحظات سیاسیه در پایتخت اسپانیه پنهان و مخفی توقیف شده، لازم است که خود مسلمین از آن معدن معارف استفاده، و در اطراف آن بحث نمایند و دوره غفلت منقضی و زمان عیاشی و عطالت سپری شده، و البته جنگ بین‌المللی اخیری محاربه عادیه نبوده بلکه یک نوع تازیانه تأدیبی بود که بر تن عریان مسلمانان برخورده، و الم آن را حس کردند و زمان ماضی به مثابه موت ابدی است، ولی اثرات تاریخیه‌اش در صحایف روزگار باقی و پایدار است و کلیه افراد اسلامی حاضر وقعات خونین جنگ عمومی شده و فهمیدند که آن جنگ متعارفی نبوده، بلکه مقابله علم به جهل را تشکیل می‌داد و با لسان ازلی این حقیقت واقعیه به واسطه مبلغین روحانی و معلمین نوع بشری برای ما ابلاغ شده که «هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون». بدیهی است که افیون به آغاز مهلک و الکول و استعمال مشروبات الکولی با سالوارزان و هپوستر و سروم، و استعمال ماده مهلکه قاقائن به صرف مواد مقویه معموله طبیه تقابلی نداشته و قمه و قدارهای قدیمه با شصت تیرهای معموله و عراده گاوی با تانقهای [ = تانک] مهیبه و الاغ‌های

لاغری با اتول‌های زره‌پوش و شمع‌دان‌های آهن با الکتریسته‌های مضییه و سواران دوره نادری با پلیس‌های آهنی امروزی برابری نمی‌تواند بکند. اولی اثر علم، و ثانوی اثرات جهل است.
پس باید هرکس از افراد ملت اسلامی با عطف نظر به تواریخ ایام ماضیه ملتفت شده، مهما امکن ولو با حرکات موریانه هم بوده باشد، برای انتباه افکار عمومی سعی نموده و خدمتی به جامعه ملیه بنماید.
آن چه وظیفه سیاسیون ایران است در قبال اقدامات فوق‌العاده ملل مسیحیه، اثبات وجود نموده با عملیات مُجدّانه مقاصد قلبیه ایشان را عقیم گذاشته، وطن عزیز خود را از تهلکه نفوذ و سلطه اجنبیان خلاص خواهد کرد، و بحمدالله فعلاً آن چنان اشخاصی در ایران ما از برکت توجهات ولی عصر و اقدامات خداپسندانه منجی ملت یگانه قائد توانا میهن شهریار گیتی مدار اعلیحضرتی وجودی دارند.
و اما راجع به قطع احتیاجات ملیه، از امتعه خارجه، بسی اهمیت داشته، و مسئله حیات و ممات را مصداق آن هم به عهده شرافت تجار است که این ملت و کارکنان مملکت است که با تأسیس مبانی شرکت و تزیید منابع ثروت خدمت به عالم دیانت نموده، و مانع از دخول مواد ضروریه باشند از خارج به داخله محیط که با ورود بعضی متاع خارجه یک نوع انقلاب در زبان و عادت و فکر دیانت می‌شود.
و اما آن چه راجع به مسئله روحانیت و ترویج دیانت است، آن هم وظیفه علمای ملت است که دعوت مبلغین و داعیان مسیحی را بی‌نتیجه گذاشته با نشر حقایق اسلامی به وسیله نشر رسائل و مقاله‌های مفیده افکار افراد اسلامیه را تنویر و یا کلمات قیمت‌دار هادیان نوع از منحرف بودن عوام الناس جلوگیری نمایند، طوری که داعیان مسیحی اناجیل کاذبه را در دست شهر به شهر در مجامع عمومی و مریض خانه‌ها و سایر مواقع مناسبه گوش زد خاص و عام می‌نمایند، و بدین واسطه قلوب ضعفا را متزلزل می‌دارند و علمای اسلام به موجب «اذا ظهرت البدع فللعالم ان یظهر علمه» لازم است که چشم عبرت گشوده، و به اطراف عالم نگریسته راحت ننشسته، افکار باطله علمای نصارایی را رد و منع نمایند، و در خانه نشسته و در بر روی خود بسته با زهد خشک و خالی و رهبانیت امرار وقت گران بها ننمایند.
اگر با دقت ملاحظه شود، معلوم خواهد شد که قسم اعظم پول‌های مخصوصه اوقاف و وصایای ملت مسیحی در راه دعوت بر مسلک صرف شده، و از آن منبع، کتاب‌های دینی و مذهبی طبع و نشر می‌نمایند. یک نفر قسیس اعظم لندن در هر سالی هفتاد میلیون تقریبی کتب و رسایل دعوتی از واردات کنیسه بزرگ در زبان‌های مختلفه به طبع رسانیده به توسط مبلغان چرب زبان با لهجه مزورانه به شهرها و قصبات عالم شرق توزیع می‌کنند. (رجوع کنید به کتاب تحفه نصوحیه ترجمه شیخ الاسلام مملکت قفقاز). و بر علمای اسلامی یک وظیفه مقدسه است که در قبال تشبثات مضرّانه ایشان دعوت بر حکمت اسلامیه نمایند.
امیدواریم در این موضوع مهم که فواید دینی و دنیوی را حائز است اولیاء امور بذل مساعی جمیله فرموده و از اموال موقوفه و سایر اقسام واردات اسلامی حوزة عمومیه دعوتی تشکیل داده، و داعیان مبرّز و دانا به مقتضای عصر به اطراف و اکناف عالم گسیل دارند، طوری که شیوه مرضیه قدمای از مسلمین همین بود، و این گونه جمعیات را اخوان الصفاء و اعضاء آن جمعیت رساله‌ها ترتیب و به رسائل الصفاء موسوم می‌داشتند.
و راقم یک نفر از جزء ضعیف روحانی بوده به نام دعوت بر حقایق اسلامی که سعادت بخش عموم ملل عالم است، یک دوره تمدن الاسلام که عبارت از ده جلد اثر عاجزی تألیف و از روی مدارک مثبته از منابع موثوقه که حاوی مطالب مفیده است تدوین، و برای انتباه افکار عمومی آن چه وظیفه مقدسه ارائه طریق است ایفاء کرده، و بدین وسیله خدمتی به عالم دیانت محسوب گردد و امید این که قارئین گرامی با حس غرور ملی و شرافت ملحوظ دارند.
و سائق تألیف و باعث تحریر این مجلدات ده گانه با وجود کثرت مشاغل و نبودن وسایل طبع و نشر و بسیاری مشکلات فکری همانا وقوعات و سنوات ماضیه و حوادث ایام گذشته است، طوری که صاحب حس و انصاف اگر ملاحظه نموده و عطف نظر به تاریخ چند صد سال قبل بر این بنماید برایش منکشف می‌شود که ما مسلمانان، مالک عنعنات اسلامیه بوده، و حایز افتخارات ملیه بودیم، و امثال الشیخ الرئیس و محمد بن زکریا ... و حاجی الیاس.... در حکمت و شیخ صدوق و شیخ مفید و علم الهدی و علامه در قوانین شریعت فضلای نامدار به جامعه بشریه هدیه نموده‌ایم، و امثال شیخ سعدی و ملاجلال‌الدین دوانی و ملای رومی، عرفا و حکماء صحایف تاریخ روزگار را زینت بخش بوده و مقتدای صاحبان افکار سلمیه شده‌اند، طوری که ملت روس با وجود تولستوی شاعر معروف افتخاری‌ها دارند که مشارالیه در طی مراحل سه گانه حماست و حکمت و اخلاقیت به شیخ مصلح‌الدین سعدی شباهتی دارد، و کتاب گلستان سعدی در میان تمامی ملل عالم معروفیت داشته و به زبان‌های مختلفه ترجمه گردیده، طوری که هر کسی که به منزل دوست خویش وارد می‌شود، اول کتاب سعدی را از روی میز ملاحظه کرده و از کلمات سعدی سر سخن برای خوش‌گذرانی مجلس انتخاب خواهند کرد. پس توده‌ای که این چنین اشخاص با فضیلت به جامعه ملیه گنجینه معارف هدیه و ودیعه گذاشته است، از کلمات با قیمت و جملات با منفعت ایشان صرف نظر نموده عمر عزیز و اوقات گران‌بهای خود را صرف لهویات کند و شب‌های طولانی را در پی کارهای بی‌معنای به آخر رسانیده، هم تیشه به اساس زندگانی خود زده و هم پول ملت و اندوخته چند ساله نیاکان و اجداد خویش را خرج سفاهت و عیاشی متعارفی امروزی نماید، چه اندازه ضیاع عظیم است، و اگر اهل مطالعه بوده اوقات بیکاری را با مطالعات کتب دینی و اخلاقی و عرفانی امرار کند، بلاشبهه هم وجودش سلامت از امراض تناسلی و تمدنی امروزی بوده، و هم پولش در کیسه‌اش مانده، و هم روحاً با مطالب علمی و مواد عالیه التذاذی داشته و محظوظ خواهد شد و در عداد محصلین و طالبان معرفت محسوب می‌شود که عقلاً مرغوب و مذهباً مُثاب و مأجور است. (تمدن الاسلام، ص 5 ـ 8)

15-2-23-1954395.jpg

نقل چند سطری از خاتمه کتاب تمدن الاسلام، بیش از این می تواند ما را با افکار جالب این شیخ آشنا سازد، آنجا که می نویسد:
بعضی از دول اسلامی چند سال قبل بر این اعلان تفکیک سیاست از دیانت را نمودند حالی که چندان فکری ندارند. مگر در اندلس و غرناطه و مصر و بغداد و آناطولی مسلمانان چند صد سال قبل بر این حکمران کره و فاتح کره ارض و معلم ملل عالم و یکه تاز معرکه سیاست و شهسوار میدان مدنیت بودند، مگر دیندار نبودند، یا اینکه دیانت را از سیاست جدا کرده بودند؟ هیچ کدام نبود، بلکه اسلام را عامل بودند و مسلمانان ملتفت نیستند (بولشه و یکها و قومونیزمها [ = بلشویکها و کمونیستها]) منکر دیانات و ضد انسانیت بوده، بعضی اشخاصی هستند که از محور انسانیت خارج شده و در محیط وحشت و بربریت با اصول جلادی انسان‌کش بوده و حقوق نفوس مظلومه را غصب می‌کنند و در هر شب و روز هزاران جوانان با عقیده و با شرافت را طعمه ماهیان دریا یا اینکه فدای راه سیاست ظالمانه دو نان و رذیلان کرده، افراد عائله ایشان را چشم به راه انتظار گذاشته، برای پیشرفت مقاصد ملعونانه خودشان تمام وجدانیات و معنویات و حقایق را زیر پا گذاشته، برای ترویج مرام و پوشیدن عیوب و قبائح خودشان با صرف نقود مطالب مضره را و افکار خبیثه را به اذهان ساده دلان تلقین می‌کنند که بلکه بدین وسیله چند روزه سیاست (ماکیاویلی) ایتالی را در عالم اجراء و حقوق مظلومین را زیر پا گذارند، حالی که ملتفت نیستند که باطن معنویان و حقیقت دیانات تبلیغات ملعونانه منکرین الوهیت را نتیجه عکس‌العملی بخشیده، روزی خواهد شد که انتقام جوانان با حس و با شرافت عناصر قفقازی از آن قبیل اشخاص که ضد بشریت هستند کشیده خواهد شد. پس معلوم شد که تفکیک سیاست از دیانت صرف کلام جاهلانه بوده و دین را مانع ترقی دانستن قول مغرضانه‌ای است که آنانی که اسیران مشهودات نفسانیه بوده، از این لحاظ ضد دیانت می‌باشند بدین وسیله با زحمات و تبلیغات می‌خواهند مردم را از دین و دیانات با یک نوع دلسردی دور کنند، حالی که قطع نظر از خصوص دین اسلام با نظر ساده کلیه ادیان اصول تکامل و طریق ترقی را به پیروان خویش یاد می‌دهد و اما خصوص دین اسلام بدیهی است که عالم اسلام با آن قرقیات محیره العقول که در قرون قبل دارا بودند و مدتی است که دچار ضعف و انحطاط نیست مگر درد و مهجور شدن از احکام اسلام و علاوه از این یک عامل دیگری در میان است که ترقی و انحطاط ملل، مربوط به یک تصادفات تاریخی است که گاهی روح سعی و عمل را تیهج و تشویق می‌کند و گاهی مردم را در دریای تن پروری و عیاشی و شهوت رانی غوطه‌ور می‌کنند، و بالخصوص در روح ایرانیان شور تقلید اروپائی یک جنبه خاصی دارد می‌بیند که اروپائی‌ها ماشین بخار قوه برق بی‌سیم طیاره و سائره اختراع کرده، تصور می‌کنند وقتی از سیاسیون آنها یک مسئله تفکیک سیاست از دیانت را به میان مسائل متناوبه داخل کرده و یا دین مسیحی را مانع ترقی فرض کرده ما ایرانیان تمامی آن ترقیات را حمل به تفکیک یا تغییر دین می‌نمائیم و ملتفت نیستم که آن دین مسیحی کنونی است نه دین اسلام. (تمدن الاسلام، ص 291 ـ 292)
از چند سال پیش قصد کردم کتاب تمدن الاسلام را منتشر کنم. تایپ کردم و سه تن از دانشجویان دکتری من هم آن را در سال قبل مقابله کردند، اما مع الاسف هنوز فرصت آماده کردن آن برای نشر فراهم نشده است که امیدوارم به زودی فراهم شود. شیخ در اواخر کتاب تمدن الاسلام کتابی از خود با عنوان اصول ازدواج در اسلام یاد کرده که مع الاسف نسخه ای از آن نمی شناسیم و خبر نداریم که چاپ شده است یا خیر.

 

منبع بخارا: ش 104 بهمن و اسفند 1393

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

حوزه قم و مفهوم نوین «قانون»

علی‌اشرف فتحی

اگر بخواهیم تاریخ فقهای قم در عصر جدید را بررسی کنیم، ناگزیریم که به زندگی و زمانه پرحادثه میرزای قم

سر دین را برید بی دینی

رسول جعفریان

مرور بر یک نسخه خطی است که نوعی باور مذهبی را در ماوراءالنهر در قبول یک جای خلفا و امامان (ع) نشان م

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

شرح حال خودنوشت عبدالعلی معتمد الدوله در «تذکره صدر اعظمی»

رسول جعفریان

من بنده در شب سه شنبه بیست و هشتم شهر ربیع الثّانی هزار و دویست و هفتاد و شش هجری [1276] از مادر به

تاریخ از مرکز و حاشیه / نسخه های خطی منبعی برای تاریخ محلی

رسول جعفریان

تاریخ یک کشور، نباید صرفا از مرکز نوشته شود، بلکه سهم هر نقطه ای از کشور، اعم از آن که شهر باشد یا ق