۱۱۳۳
۰
۱۳۹۷/۱۱/۰۳

تفسیر و تحلیل علامه مجلسی از روایات مربوط به پدیده های جوّی

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

مجلدات «السماءو العالم» بحار، در باره آیات، روایات و تفسیرها و تحلیل هایی است که در باره دانش طبیعیات وارد شده است. علامه مجلسی، به رسم خود، اول آیات را می آورد، ذیل آنها از برخی از تفاسیر مانند فخر رازی یا بیضاوی مطالبی نقل کرده و سپس به روایات می پردازد. بیشتر سعی می کند دیدگاه های موجود را عرضه کند و در عین حال خودش هم اظهار نظرهایی دارد. این مقاله گزارش بخشی از آن مطالب است که در باره باد و باران و دیگر پدیده های جوی مانند رعد و برق اینها در بحار آمده است.

مقدمه

علامه مجلسی باب بیست و هشتم کتاب السماء و العالم را به بحث از «ابر، باران، شهاب، برق، صاعقه، قوس و دیگر حوادث جوی» اختصاص داده است. علی الرسم، اول آیات را آورده و سپس به بیان برخی از نکات تفسیری در باره آنها پرداخته است. در باره «انزلنا من السماء ماءً» شرحی از تفسیر بیضاوی نقل کرده است که دقیقا هدف آن است تا نشان دهد، مهم این اسباب نیستند که در این میانه مطرح اند، بلکه خداوند قادر است همه چیزها را بدون اسباب هم ایجاد کند. با این حال، این اسباب و تدریج را گذاشته تا بشر توجه بیشتری به خلقت آنها کند. او توجه می دهد که باران به هر حال از ابر می ریزد، و بسا همان رطوبتی باشد که از زمین برخاسته و به آسمان رفته و تبدیل به باران شده است. [56/348]

شبهه این که از یک طرف قرآن تصریح کرده که باران از آسمان می آید، با این که می بینیم تأثیر خورشید را روی زمین که بخار برخاسته و به آسمان رفته و باران می شود، مسأله ای است که فخر رازی هم به آن پرداخته و مجلسی مطالب او را نقل کرده است. رازی در باره پذیرفتن این که باران ناشی از تأثیر خورشید برای برخاستن بخار و تبدیل آن به باران گوید: این مسأله فی حد نفسه ممکن است، اما قطع به آن، تنها پس از نفی عنوان فاعل مختار (از خدا) و باور به قدم عالم است که نزد ما کفر است. وقتی ما خدا را فاعل مختار می دانیم، چطور می توانیم قطع به گفته اینها ـ علمای طبیعی ـ داشته باشیم. (تفسیر کبیر: 4/169). مجلسی خود می گوید که این مباحث را در کتاب التوحید آورده است، اما اندکی بعد، باز در ذیل آیه «و هو الذی انزل من السماء ماءً» مطالبی از رازی نقل می کند که او از جبائی نقل کرده است که ظاهر آیه، نزول باران از آسمان است، اما سخن علمای طبیعی، خلاف ظاهر آیه و نوعی تأویل است. دلیلی ندارد ما به خاطر مطالب آنها، دست از ظاهر آیه برداریم. «فوجب إجراء اللفظ على ظاهره». سپس چند انتقاد به نظریه علمای طبیعی می کند. یکی آمدن باران در گرما، که برخلاف توجیه آنها است که بخار به زمهریر بالا می رسد و باران می شود. دیگر این که بخارها، وقتی بالا بروند و متفرق شوند، قطره بارانی از آنها شکل نمی گیرد. سوم این که بخارات دایما از دریا بالا می روند، اما فقط در ایام خاصی باران می آید، در حالی که اگر باران ناشی از بخار بود، باید دایما در نواحی دریا باران می آمد. نتیجه این که «فثبت بهذه الوجوه أنه ليس تولد المطر من بخار الأرض» . [56/351]. به گفته جبائی، علمای طبیعی این مطالب را می گویند، چون جسم را قدیم می کنند. آنچه قدیم است، زیاده و نقصان در آن روی نمی دهد، بلکه تنها تغییر و در واقع حدوثی که رخ می دهد، همین اتصاف آنها به صفات مختلف است. آنها برای این جهت، از تبدیل بخار به باران سخن می گویند. و باز نتیجه این که «فثبت أن ظاهر القرآن يدل على أن الماء إنما ينزل من السماء و لا دليل على امتناع هذا الظاهر. فوجب القول بحمله على ظاهره. فثبت أن الحق سبحانه ينزل المطر من السماء بمعنى أنه يخلق هذه الأجسام في السماء ثم ينزلها إلى السحاب ثم من السحاب إلى الأرض». مجلسی می گوید، همین رازی در جای دیگری نظریه تولید باران از ابر را ترجیح داده و گوید، وقتی انسان بالای کوهی ایستاده، از آنجا ابری را می بیند که از آن باران می آید، معنایش این است که باید همین را پذیرفت : « إذا كان هذا الأمر مشاهدا بالبصر، كان النزاع فيه باطلا». البته می گوید هر قطره ای که فرود می آید، یک فرشته هم با آن هست. این در حالی است که علمای طبیعی، وجود این فرشته را حمل را بر خصلت طبیعی جسمی می کنند که باران از آن می آید. [بحار: 56/352].

نکته بعدی در باره «باد» است که به مناسبت آیه «و هو الذی یرسل الریاح بشرا» مطرح می شود و از تأثیر باد روی ابرها سخن می گوید. از جمله اظهار نظرهای فخر رازی این است که بادها جهت مشخصی ندارند و از هر طرف به هر طرف می روند. باد شرقی و غربی نداریم. این بیشتر تابع آن است که خداوند اراده کرده است که باران را به کجا بفرستد، ابرها نیزهمان طرف خواهند رفت. باد، گاهی ابرها را پراکنده کرده، مانع از باریدن آنها می شود. وظیفه لقاح هم بر عهده باد است. و این که باد از زیر دریاها هم تولید می شود و این را کسی که روی عرشه کشتی باشد می فهمد که از زیر باد آمده و موج در دریا ایجاد می شود: «فإن من ركب البحر يشاهد أن البحر يحصل له غليان شديد فيه بسبب تولد الرياح في قعر البحر إلى ما فوق البحر و حينئذ يعظم هبوب الرياح في وجه البحر».

اما نکته ای که خود مجلسی می گوید این است که وقتی به گفته وی، همه افلاک وضع واحدی دارند اما این همه تنوع در باد و باران هست، معنایش این است که فاعل مختاری وجود دارد که با تدبیر خود این کارها را انجام می دهد تا به نقاطی باران برسد یا نرسد:«فنقول اختلاف الرياح في الصفات المذكورة مع أن طبيعة الهواء واحدة و تأثيرات الطبائع و الأنجم و الأفلاك واحدة تدل على أن هذه الأحوال لم تحصل إلا بتدبير الفاعل المختار سبحانه و تعالى». بحث در باره «اسباب» «علیت» «فاعل مختار» همه در داشتن توجیهات مختلف، تأثیر دارد. این که گفته شود، میوه، مستقیما از آب بدست نمی آید، بلکه خداوند «نبات» را به گونه ای خلق کرده است که با درآمیختن آب و خاک، از آن میوه بدست می آید، در حالی که «حکما» می گویند، خدای متعال، در آب، نیرو و طبیعتی قرار داده که سبب حدوث احوال مخصوصیه ای شده است. در مقابل، متکلمان، این نظریه را فاسد دانسته و می گویند، طبیعت آب و خاک، یکی است. چرا از یک جا انگور در می آید و در جای دیگری خرما، همه اینها به خاطر آن است که «فاعل مختاری» هست که با تدبیر عمل می کند، و الان طبیعت همه جا یکسان است. اینها مطالب فخر رزای است که مجلسی از تفسیر او نقل کرده است. [بحار: 56/355، تفسیر الکبیر: 14/290].

نکته بعدی که از رازی نقل می کند، در باره برق آسمان است. به نظر رازی، این مسأله دلیل شگفتی بر قدرت خداست. ابرها دارای اجزاء آبی هستند، طبع آنها سرد و تر است، چطور می شود از چیزی که طبع آن سرد و تر است، برق در آید. در واقع، ضد از ضد در می آید و همین سبب شگفتی قدرت خداست.

توضیحات بعدی برای نشان دادن پیچیدگی و در هم آمیختن عقل و تجربه از یک طرف، نارسایی تجربه های بشری به دلیل نبودن ابزارهای دقیق، نیز آشنا نبودن با دانشی که امروز بشر در باره سرعت نور یا صدا دارد از طرف دیگر، همه دخیل اند. این مطالب همه از ذهن کاوشگر رازی است که با روش کلامی و تجربه ناقص، می کوشد با استدلال و حدس، نظریاتی را مطرح و پاسخ دهد. آخر این مطالب این است که ««فثبت أن السبب الذي ذكروه ضعيف و أن حدوث النار الخالصة في جرم السحاب مع كونه ماء خالصا لا يمكن إلا بقدرة القادر الحكيم». جهت این بحثها این است که بحث «فاعل مختار» درست شده و علل و اسباب مادی و طبیعی، به حداقل کاهش یابد. در باره این آیه شریفه که می فرماید: «وَ يُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ» و از ابرهای سنگین یاد می کند، می گوید دو فرض وجود دارد. نخست این که بگوییم اجزاء بخاری در همان هوا حادث می شود که خوب این مطلوب ماست و این از نشانه های قدرت و حکمت الهی است. اما اگر گفته شود از زمین برخاسته و به آسمان رفته و آنجا سنگین شده و به زمین برگشته، این باطل است. چرا که قطرات باران، متفاوت است. گاه قطره های بزرگ است گاه کوچک، گاهی به هم نزدیک پایین می آیند، و گاه از هم دور هستند، ... اختلاف باران، به رغم این که طبیعت زمین طبیعت اشعه آفتاب که بخار را گرم کند، واحد است، فقط می تواند به خواست فاعل مختار باشد. [56/356]. روایتی از رسول (ص) بر این است که خداوند ابرها را می آفریند، و آنها بهترین نطق و بهترین خنده را دارند. این مسأله با اقوالی که گفته می شود افلاک قوای روحانی دارند، با هم نزدیک می شود. صوفیان می گویند، فریادهای ملائکه همان رعد است، و باران، گریه آنها. در بیشتر این موارد، وقتی گفته های حکما نقل و از دید کلامی نقد می شود، نتیجه به آنجا ختم می شود که راهی جز قبول فاعل مختار برای ترتیب و تدبیر این امور نیست. [بحار: 56/358]. رازی باز در جای دیگری هم نظریاتی که در باره پیدایش باران از بخار و رفتن آنها به آسمان و تبدیل شدن به قطرات باران استر ا نقد کرده و م یگوید: این حرفها را کسی می زند که «فاعل مختار» را منکر است. [56/362، التفسیر الکبیر: 23/268]. جالب است که ذیل آیه دیگری که در آن آمده: «أَ لَمْ تَرَأَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحاباً» و مراحل تکوین باران را شرح داده، باز هم رازی، شرح مفصلی از آرای حکما در باره باران و برف آورده و در نهایت بر همان دیدگاه خود تأکید می کند هرچند اندکی ملایم تر رفتار می کند. [التفسیر الکبیر: 24/404]. اینها روش متکلمانه است، روشی که از اساس ضدیت با سلسله علل و اسباب دارد، و و قتی این متکلم اشعری باشد، تکلیفش روشن است.

مجلسی از اینجا به بعد، و پس از آیات مربوط به باد و باران و صاعقه، به ذکر روایات پرداخته و آنچه در مصادر بوده را گردآوری کرده که تعداد 43 روایت است [بحار: 56/371 ـ  388]. در این روایات مطالب مختلفی در باره کائنات الجو، به ویژه باران و نیز توضیحاتی در باره رعد و برق و مانند اینها آمده است.

گزارش مجلسی از نظریات فلاسفه در باره آسمان و زمین

مجلسی علاوه بر اشارات بسیار مختصری که بین روایات در باره شرح برخی از لغات نقل کرده، پس  از نقل آخرین روایت، به شرح و بسط آنها و دیدگاههای خودش پرداخته است. وی بحث عناصر چهارگانه را از قول «فلاسفه» آورده، و این که زمین سرد و خشک است، بالاتر از آن کرة القمر قرار دارد، و بالاتر کرة النار است. زیر آن هوا است، و این هوای چهار طبقه دارد. بخشی که چسبیده به کره ناری است و بسیار گرم و همان دخان است و کواکب و سیارات و دنباله دار و .. داخل آن قرار دارد. طبقه پایین تر، هوای نسبتا لطیف و صاف است و دُخانهای لطیف در آنجایند، و شهاب ها آنجا هستند. طبقه سوم از هوا، هوای سرد به علاوه بخارهایی است که چون اشعه منعکس شده از زمین روی آنها نمی تابد، سرد هستند. هوای چهارم، همان هوای اطراف زمین است که به خاطر انعکاس اشعه ای که از وجه زمین بر می خیزد، برودت اولیه را ندارد و گرم است. به گفته مجلسی، یک کرة الماء هم هست که البته تمام سطح زمین را پوشش نمی دهد بلکه حدود سه چهارم زمین است و برخی از قسمت های آن خالی است. این در واقع، همان اقیانوسها و دریاها هستند که با زمین، به منزله یک کره واحدند. این آب، پاکی و صرافت اولیه را ندارد، چون اشعه و اجزاء ارضی با آن درآمیخته است، گرچه به تفکیک مشخص نیست. زمین در میان عالم، ثابت و مرکز عالم است، چنان این مسأله میان فلاسفه مشهور است. مجلسی می افزاید: البته در قدیم، این نظر بوده است که زمین حرکت وضعی دوری دارد که از مغرب به مشرق می رود، و پدید آمدن غرب و شرق، به خاطر حرکت زمین است، نه به خاطر حرکت فَلک، اما این قول نزد آنان ضعیف و متروک است «هذا قول ضعیف متروک عندهم». [پیداست که علامه، از تحولات دویست ساله در اروپا در این باره آگاهی نداشته است].

وی در ادامه از طبقات زمین که سه عدد سخن می گوید. طبقه زیرین، طبقه میانی که خاکی است و طبقه رویین که ترکیب آب و بخار و ... است، و معادن و نباتات و حیوانات در آن پدید می آیند. بخشی کوه و بخشی دشت است. ربع مسکون در طبقه سوم قرار دارد که همان اقالیم سبعه است. [بحار: 56/389]. سپس از نظریه فلاسفه در باره کون و فساد یا همان انقلاب عناصر چهارگانه آب و باد و خاک و آتش صحبت کرده، و نتیجه آن را تولید انواع سنگها و غیره می داند. مثلا سنگ مرمر از آب صاف و جاری مشروب است به سنگ مرمر تبدیل می شود، چنان که در باره برخی نواحی مراغه در آذربایجان گفته می شود. برخی هم نظر درست را این می دانند که برخی از مواضع روی زمین، خصایصی از لحاظ معدنی دارد که وقتی آب روی آن تأثیر بگذارد، نتیجه اش تولید این سنگها می شود. حتی این که گفته اند برخی از آدم ها سنگ می شوند از همین قبیل است: «و من هذا القبيل ما نقل من انقلاب بعض الناس حجرا» چنان که در برخی از نقاط، مجسمه هایی از آدم ها دیده می شود که به شکل زن و مرد بوده اند. بعید نیست که غضب خداوند شامل حال اینها شده باشد. به نظر می رسد|، مجلسی این مطالب را از منابع دیگر نقل کرده و گاهی منبع آن را نیاورده است. بعید می نماید که مطالب از خود وی باشد. عبارات با قالوا یا قیل شروع شده، و با کلمه «انتهی» تمام می شود. این بحثها ادامه می یابد، این که گاهی هوا، تبدیل به آب می شود، و این چیزی است که اگر کسی در روی قله ها باشد، می بیند. درست مثل قطرات آبی که را بر سقف طاسی که روی یخ گذاشته اند، ظاهر می شود. گاهی هم آب تبدیل به هوا می شود. وی سپس به نقل از صاحب مقاصد ـ تفتازانی ـ در باره پیدایش مزاج بر اثر ترکیب این عناصر سخن گفته، و در اطراف آن و این که شماری از مرکبات، دارای مزاج معین نیستند، سخن می گوید. اشیایی که مزاج دارند معمولا یک صورت نوعی به خود می گیرند، و اینها همین موجودات روی زمین هستند، اما برخی دیگر، مثل هوا و غیره، صورت نوعی ندارند و اصولا کائنات الجو این طور هستند و به سرعت تغییر شکل می دهند.  بخارهای متصاعده، به همین جهت، با اندک حرارتی تلطیف شده، تغییر شکل می دهد. آبی که تبدیل به هوا می شود، همین حکم را دارد.

مجلسی از اینجا وارد بحث باران می شود. این بخاری که به خاطر حرارت، تبدیل به هوا شده، به کره زمهریر می رسد، و آنجا تبدیل به بخار کثیف و فشرده شده و باران می شود. این ها مطالبی است که صاحب مقاصد بیان کرده است. اگر سرما زیاد باشد، تبدیل به برف می شود. اگر همین بخار، به کره النار برسد، تولید آتش می کند و این همان چیزهای درخشنده ای است که ما در آسمان می بینیم، و به آن شهاب می گوییم. گاهی این آتش طولانی است، و این همان چیزی است که به آن «ذؤابه» یا «ذنب» گفته می شود. رنگهای سرخی و سیاهی هم که به خاطر غلظت دخان دید می آید، باز در آسمان ظاهر می شود و گاه به گونه ای است که گویی از آسمان به سوی زمین می آید.

ادامه این مباحث به نقل از شرح مواقف از قاضی عضد ایجی (م 756) و شرح آن، در باره باد و باران و پدیده های دیگر جوی توضیح داده شده است که مبتنی بر همان دیدگاه های رایج در دانش طبیعی است که فلاسفه و حکما بیان کرده اند. همین طور بحث از هاله و قوس نیز در ادامه بر اساس همین مبانی آمده و مجلسی آنها را نقل کرده است [بحار: 56/392 ـ 394].

در باره این قبیل رنگها در آسمان، غالبا نظر بر همین بود که اینها به چشم می آید و خیالات هستند. آنها کما بیش این رنگها را نتیجه انعکاس نور خورشید روی ابرها می دانستند که وقتی با زاویه معینی تابیده می شود، انعکاس آنها چنین است؛ اما کسانی هم بودند که معتقد بودند این قبیل حوادث، ناشی از «اتصالات فکلیه و قوی روحانیه» است، یعنی واقعی است. در واقع، این امر به مسأله تأثیر فلکیات و قوای روحانی آنها به آنچه روی زمین است، باز می گردد. حتی از امام فخر رازی نقل کرده که منافاتی ندارد که برخی از این حوادث، مثل صحت و مرض در آدمیان، هم ناشی از «اسباب عنصریه» باشد و هم مربوط به «اتصالات فکلیه و تأثیرات نفسانیه». به گفته مجلسی، برخی از اینها، بر این باورند که هر گاه خداوند می خواهد حادثه ای در زمین پدید آورد، مثلا باران یا باد بفرستد، به ملائکه دستور می ردهد کاری کنند تا اختلاطی در جو و زمین صورت داده و آنچه مورد نظر است، پدید آید. طبعا تغییرات این چنینی می توانند به تولید باران و برف و سرما و رعد و برق و صاعقه و غیره بینجامد. [بحار: 56/395]. در پایان شرحی هم در باره پیداش «الوان القوس» دارد که احتمالا از منبعی دیگر است و با تعبیر «قال بعض المحققین» آورده و در آن هم از انعکاس نور خورشید و چگونگی آن برای پدید آمدن رنگهای قوس سخن گفته شده است.

اما این که خود علامه مجلسی، چه نظری در این باره دارد، در پایان به اختصار آمده است. او می گوید، من بر این باورم که آنچه اینها یعنی «حکما» در این باره گفته اند، همه آنها مخالف مطالبی است که در زبان شرع وارد شده و لازم نیست انسان در آنها تأمل کند، و به حقایق آنها فکر کند. اگر آنها مطالب لازمی بود، خود شرع بیان می کرد. در حالی که روایاتی داریم که نهی از ورود در مطالبی شده که شخص مکلف به آموختن آنها نشده است: «أقول هذا ما ذكره القوم في هذا المقام و كلها مخالفة لما ورد في لسان الشريعة، و لم يكلّف الإنسان الخوض فيها و التفكّر في حقائقها، و لو كان مما ينفع المكلّف لم يهمل صاحب الشرع بيانها، و قد ورد في كثير من الأخبار النّهي عن‏ تكلف ما لم يؤمر المرء بعلمه». [396].

اما صاحب مقاصد یعنی تفتازانی (م 793) هم که متکلّم است، به همان «فاعل مختار» باور دارد، و خیلی از مطالبی که از حکما و فلاسفه نقل شده، دل خوشی ندارد. او می گوید اینها همه آرای فلاسفه است که قادر مختار را قبول نداشته و همه اتفاقات را مربوط به استعداد مواد مختلف برای قبول صورت های مختلف و مزاج های متفاوت می دانند، و آنها را به حرکات افلاک و غیره بر می گردانند، در حالی که متکلمان بر این باورند که اجسام، بالذات متجانس اند، زیرا از جواهر معین و متماثل بدون اختلاف ترکیب شده اند. و اما و به همین دلیل، آنچه بر اجسام از تغییر عارض می شود مربوط به جوهر آنها نیست بلکه به حسب عوارض است، و کار هم کار قادر مختار است. [ص 397] یعنی از بیرون روی آنها تأثیر گذاشته می شود نه از درون. در واقع، آنها با این تفسیر، جای خدا را باز می کردند و ترس آن داشتند که پذیرفتن آن دیدگاهها، راه اثبات خدا را می بندد.

مجلسی در اینجا، از تجربه انعقاد ابرها برابر دیدگان کسی که بالای قله کوه است، یاد کرده و این که آن شخص می تواند ببیند، از این ابر، باران در می آید، اما این را منافی آنچه مکرر در قرآن آمده که باران از آسمان می آید، نمی داند. با دو توجیه: اوّل این که بسا باران از آسمان روی این ابر می ریزد، آن هم به صورت رشحه ی ضعیف که قابل حس نیست، یا حتی پیش از شکل گیری ابر در آنجا آمده، و سپس فرو می ریزد. دوم این که بگوییم هر دو شکل آن هست، یعنی دو نوع باران داریم: یکی که از آسمان می آید و دیگری از ابر. وی سپس روایتی را که در باره مأمون و امام جواد نقل شده، و این که در آسمان، دریا هست که ماهی هم دارد، به نقل از مفتاح الفلاح شیخ بهایی نقل می کند تا نظر خود را استوارتر کند.

آخرین سخن مطلبی است از سید مرتضی (م 436) که کسی از او در باره رعد و برق و ابر پرسید که اینها چیستند و این که قرآن می فرماید: « وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِيها مِنْ بَرَدٍ» چیست. سید پاسخ داد، روشن است که ابر، جسم کثیفی «فشرده» است، و این را می بینیم، و در آن تردیدی نیست. اما رعد و برق، روایت شده است که دو ملَک هستند. اما آنچه ما می گوییم این است که رعد صدایی است که از اصطکاک اجرام ابری پدید می آید. برق هم ناشی از تصادم آنهاست. اما این که «جبال برد» چیست، قطعا کلام خداست، و نمی شود در آن شک کرد، بنابر این بعدی ندارد که خداوند در آنجا کوههایی از  تگرگ در وقتی که تگرگ فرود می آید، خلق کرده باشد.  [بحار: 56/399]. مطلبی که مجلسی از سید مرتضی نقل کرده، و دلیل بر عقل گرایی او و نقد روایات دارد،  عجیب و  با شخصیتی که از سید مرتضی می شناسیم، هماهنگ است. در این متن که در رسائل شریف مرتضی: 4/18 آمده، او رسما، روایتی را که رعد و برق را صدای دو فرشته می داند، رد کرده و آن را ناشی از اصطکاک اجرام السحاب می داند. در باره «جبال فیها من برد» هم کوههایی از سرما در آسمان، می گوید که این البته کلام خداست، اما این امر ممتنعی نیست که جبال البرد، در وقتی که خداوند سرما می فرستد، خلق شوند. به نظر می رسد کوههای یخ، اشاره به ابرهای فشرده ای است که تولید تگرگ از آنها می شود و به دلیل فشردگی با این تعبیر بیان شده است. در این باره، در گزارشی که از کتاب باد و باران در قرآن آقای بازرگان خواهیم داشت، شرحی خواهد آمد.

ادامه بحث در باره باد در بحار

ادامه بحث از بادها در مجلد 57 بحار آمده، و در آنجا تحت عنوان «تتمة ابواب العناصر کائنات الجو: البحر و المعادن و الجبال و الانهارو البلدان و الاقالیم» بحث آغاز شده است. باب بیست و نهم کتاب السماء و العالم، در باره «الریاح و اسبابها و انواعها» است. ابتدا آیات همراه توضیحاتی کوتاه از منابع تفسیری بویژه فخر رازی و گاه بیضاوی آمده است. توجیه فلاسفه از علت پیدایش باد نقل شده و نقدهای وی بر نظر فلاسفه در ادامه آمده است. مانند این نقد: «در این باره که آنها گفته اند، بخار به خاطر حرارت بالا می رود، اشکال شده است که «گرمی» عرض است، و چون طبع زمین سرد و خشک است، این اجزاء زمینی ـ همان بخارات ـ که خیلی کوچک هستند، بسیار منفعل اند. اینها زمانی که بالا می رود، و به طبقه سرد بالا می رسند، نمی شود حرارت در آنها باقی مانده باشد. وقتی هم سرد باشند، بعید است به طبقه هوایی که متحرک به حرکت فلک است، برسند. پس ادعای آنها باطل است»

بقیه اشکالات هم به همین سبک و سیاق است. در مقابل فلاسفه، منجمان تأثیر گذاری را در تولید باد، از ناحیه افلاک می دانند. از نظر فخررازی، این هم بعید و نادرست است و در این باره هم شبیه همان نقدهای فلسفی ـ طبیعی را آورده و در نهایت نتیجه می گیرد که ناچاریم بپذیریم که همه اینها یعنی باد و حرکت آن، با اعتقاد به فاعل مختار درست می شود: « فثبت أن محرّك الرياح هو الله سبحانه و ثبت بالدليل العقلي أيضا صحة قوله‏ وَ هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ‏». [بحار: 57/3]  بدین ترتیب گذاشتن خدا به جای همه تحولات و علل و اسباب طبیعی، راه حلی است که متکلمان رفته اند. با این نمونه ها، اگر گفته شود که نه فقط اخباری را بلکه این متکلمان هستند که سنگ بنای مخالفت با علم را گذاشته اند، نباید سخن بیراهی گفته شده باشد. جالب است که در این موارد، مجلسی هم تکیه اش، به همین گفته های فخر رازی است.

در ادامه آیات دیگری که مطلبی در باره ریاح دارد آمده، و سپس به نقل روایات پرداخته شده است. با این روایات که معمولا از رابطه باد با رکن شامی صحبت شده و یا از انواع بادها سخن به میان می آید آشنا هستیم. برای کسانی که آنها را می پذیرند، فقط نوعی تعارض میان آنهاست که باید حل کنند. برخی از این مسائل صرفا جنبه دینی دارد، مثل سخن گفتن از بادهای عذاب، اما برخی بین این که در زبان دین به صورت سمبلیک آمده یا در حال بیان اسباب و علل پدید آمدن یا چگونگی بادهاست، می تواند محل بحث باشد. در این قسمت، 49 روایت آمده است.

مجلسی در باره تعارض ظاهری میان این که باد از زیر رکن شامی می آید و این که در روایتی از ریح الشمال بحث شده، توضیحاتی می دهد که اینها را منطبق بر یکدیگر کند (بحار: 57 /10). مجلسی در پایان نقل روایات، به بیان آرای فلاسفه در باره باد می پردازد. وقتی بخار، به واسط سنگینی برودتی که از طبقه زمهریریه بدست آورده به پایین می آید، به خاطر گرمایی که با حرکت به سمت پایین بدست آورده و موجب تلطیف آن می شود، به صورت هوای متحرک که همان باد است درمی آید. تراکم ابرهایی که سبب حرکت اطراف خود از هوا شده اند، سبب دفاع و اندفاع شده، چرا که خلاء هم ناممکن است، پس طبعا سحاب از این طرف به آن طرف می رود. عامل آن، گاه به خاطر انبساط هوا و پر کردن خلاء هاست، و از سمت دیگر اندفاعی که در آن هست، و گاهی هم به خاطر سرد شدن این بخار پس از متصاعد شدن آن با رفتن به سمت طبقه زمهریری و بازگشت؛ باد پدید می آید. این که گفته می شود باد سوزان یا سمی، به درآمیختن این باد گرم شده به وسیله اشعه های آسمانی یا به خاطر درآمیختن با شهاب ها، یا مرور بر روی زمین و غلبه گرما بر آن و مانند اینهاست. در این درون بادها، گاهی هم گرباد درست می شود.

مجلسی توضیحات مختصر دیگری هم در این باره می دهد، اما بحث را بدون آن که از سوی خود اظهار نظری کرده، بر درستی یا نادرستی اینها و یا تعارض یا عدم تعارضش با روایات بحث کند، خاتمه می دهد (بحار: 57/22).

باب 29 در باب آب و انواع آن، دریاها و مسائل مربوط به آن از جزر و مد و جز اینهاست. در اینجا دو روایت از علل الشرایع آورده که نخستین آنها می گوید، جزر و مد ناشی از آن است که ملکی که موکل این کار است، وقتی پایش را در آب می گذارد، آب بالا آمده و وقتی بر می دارد پایین می رود. مجلسی در شرح بحث جزر و مد از قول فلاسفه می گوید: حکما در باره سبب جزر و مد اختلاف کرده اند، اما مطلب بدرد بخوری ندارند «و لیس شیء منها مما یسمن او یغنی من جوع او یروی من عطش». مطلبی که رفع گرسنگی و تشنگی کند در آنها نیست. و ادامه می دهد: همان که در روایت آمده، بهترین و معقول ترین است: «و ما ذکر فی الخبر اظهرها و اصحها عقلا». یک نکته جالب، و آن این که می گوید از برخی از ثقات شنیده است که گفت: من شیء بزرگی را دیدم که از جوّ تا دریا کشیده شده بود و به سبب آن مدّ پدید آمد، و وقتی رفت، دریا شروع به جزر کرد. لابد مقصودش این است آن شخص، مثلا پای آن ملک مربوطه را دیده که از آسمان کشیده شده و در دریا فرو رفته است. وی سپس مطلبی را از رسائل اخوان الصفا نقل می کند. این که آب ها در وقت های بخصوصی در تابستان یا زمستان، بر اثر گرمی و سردی جابجا شده و این فراز و فرودها و امواج در آن پدید می آید. اما علت هیجان آب «فی وقت دون وقت» به دلیل نوع تشکل فلک و ستارگان و شعاعهای آنها و تأثیرش روی سطح دریا در آفاق و وتدهای چهارگانه است. این مسأله به خصوص مربوط به ماه و حلولش در منازل 28 گانه است.

اما در خصوص مدّ دریا در وقت طلوع قمر و رفتنش، علت این است که تکیه گاه دریاها صخره های سختی هستند. زمانی که ماه بر می آید، شعاع های آن به این صخره ها بر می خورد و انعکاس می یابد. در نتیجه، آب ها گرم شده و نیاز به مکان وسیع تری دارد. موج هایی ایجاد شده و به سمت ساحل می رود و سبب می شود نهرهایی که به این دریا متصلند، آبشان کم و زیاد شده، جزر و مد پدید آید. تا وقتی که ماه بلند و در آسمان است، این حالت ادامه دارد. از وقتی که شروع به پایین آمدن می کند، آب نیز بر می گردد حالت جزر پیدا می کند.

مجلسی پس از مطلبی که از رسائل اخوان نقل کرده، مطالبی از مسعودی (از مروج الذهب: 1/68 ـ 70) نقل می کند. او از قول دانشمندان، چند علت را برای جزر و مد نقل کرده که نخستین آنها این است که جزر و مد، ناشی از اثر ماه است. چون ماه نزدیک آب شود، گرمای او سبب گرم شدن و طبعا بسط آب می شود. برخی دیگر، آن را ناشی از تأثیر بخارهایی می دانند که زیر زمین تولید می شود و بر اثر بالا آمدن آنها، جزر و مد پدید می آید. کسانی هم آن را فاقد علت طبیعی و ناشی از «فعل الهی» می دانند که «یدلّ علی توحید الله عزوجل و حکمته». اما «لیس للمدّ و الجزر علة فی الطبیعة». گروهی هم جزر و مد را نوعی «هیجان الطبایع» می دانند که البته ماه روی آن تأثیر می گذارد و بیشترش می کند.  [بحار: 57/33].

بحث جزر و مد به خصوص در منطقه عراق، به خاطر بحر فارس و همان اروند بود که ذهن دانشمندان و متکلمان بصره تا بغداد را به خود مشغول کرده بود. مسعودی نیز در ادامه نقل بالا، این مسأله را یادآور شده است. نویسنده تثبیت دلائل النبوه هم وقتی از جزر و مد صحبت کرده، مثالش هم بحر فارس است.   قاضی عبدالجبار نوشته است: کندی معتقد است که جزر و مد ناشی از تأثیر ماه است. او اشکال می کند اگر این طور است چرا جزر و مد فقط در بحر فارس دیده می شود|، در حالی که دریاهای زیادی زیر ماه قرار دارند. او ادامه می دهد، کندی از این نفهمی ها «جهالات» زیاد دارد همان طور که فخر رازی. [تثبیت دلائل النبوه، ص 2/631]

توضیحات بعدی که گویا از خود مجلسی است، در این باب است که جزر و مد در بحر نهر بصره، به صورت روزانه و همین طور ماهانه است، و این هم روشن است که علت آن ماه است، اما توجیه آن گرم شدن آب توسط ماه مورد قبول نیست. به گفته وی، به هر حال، معلوم نیست که این تأثیر از سوی ماه چگونه است [طبعا آنان از نظریه جاذبه خبر نداشتند]: «یجوز العقل تأثیر القمر فی المد لنوع من المناسبة و الارتباط بین نوره و بین الماء و إن لم نعلم بخصوصها». ایراد مسأله این است که نمی تواند تاثیر ماه باشد، عدم تقارن میان آمدن ماه  و جزر و مد با مقیاس گرم شدن و زمان آن است. این تأثیر، مربوط به جزر و مد ماهانه است، و مد روزانه نمی تواند مربوط به قمر باشد.

اما نقد این سخن که جزر و مد ناشی از بخارهای زیر زمینی است این است که لازمه این امر، ایجاد انشقاق های بزرگ در زمین است که مرتبط این بخارها عمل کند، و چنین چیزی بدون شک، خلاف واقع است. اگر این انشقاق ها باشد، چطور با این سرعت، دوباره ترمیم می شود؟ به گفته او، اگر تأثیر این بخارها باشد، ما باید شاهد غلیان و فواره زدن آب باشیم. در مورد این که عامل جزر و مد هیجان الطبایع هم باشد، به گفته مجلسی، حرف باطلی است که کسی نگفته است. به نظر می رسد، مستند کردن جزر و مد به هیجان الطبایع، برای کسی است که نمی خواهد علت را بیان کند و به گفته مجلسی، نفعی در طرح این سخن نیست، یعنی چیزی را روشن نمی کند. به گفته مجلسی، بهترین نظر این است که این مسأله یعنی جزر و مد را ناشی از قدرت و تدبیر الهی بدانیم، یا به واسطه یک فرشته، اگر آن روایت درست باشد، یا بگوییم مصلحتی است که خدا دیده و علل و اسبابی را برای آن قرار داده و ما تکلیفی برای این که در آن تفکر و تأمل کنیم نداریم. گرچه ممکن است برخی از عواملی که گذشت در آن دخیل باشد، اما در واقع، این مدبّر است که به آن علل واقف است و همین که ما از منافع و فوایدش بهره می بریم کافی است. (57/35).

 

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

وثائق غازانیه، متن تازه یاب حقوقی از دوره مغولان

رسول جعفریان

غازان خان(سلطنت از 694-703)، نخستین سلطان مغولی است که به اسلام گروید، و در تأسیس نظام اداری و مالی

نسخه‌خوانی(۴)؛ تاریخ چند طاعون و زلزله در فاصله سال‌های 1194 تا 1261ق

رسول جعفریان

متن زیر مشتمل بر شماری از اتفاقات هولناک از طاعون و زلزله در منطقه آذربایجان، به خصوص شهر مراغه است

منابع مشابه

مروری بر دیدگاه های بازرگان در کتاب باد و باران در قرآن

رسول جعفریان

این مدت که در باره دیدگاههای رایج در باره کائنات الجو، یا همان مباحث پدیده های جوی و آب هوایی، در دو

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

زمینه فعالیت های نوشتاری من + تجربه کتابداری و کتابخانه ای

رسول جعفریان

گفتگویی است به ابتکار خبرگزاری حوزه با این بنده خدا. بخشی از سوالات در باره فعالیت های نوشتنی و تعد

رفیق توفیق تأمل برانگیزترین متن سیاسی دوره صفوی

رسول جعفریان

رفیق توفیق از محمد علی قزوینی، بدون شک، برجسته ترین اثر سیاسی دوره صفوی است، اثری که به سیاست، به مث