۲۱۴۹
۰
۱۳۸۳/۰۹/۱۷

نخستين آگاهي هاي ما از فرنگ - يک گزارش کوتاه

پدیدآور: رسول جعفريان
اين پرسش يکي از موضوعات قابل تحقيق است که مي بايست براي بدست آوردن پاسخ آن، در متون مختلف تامل و تدقيق کرد و از لابلاي آنها مطالب کوتاهي را که غالبا به صورت اشاره آمده به دست آورد و از ديد ايرانيان يا همسايگان ايران، فرنگ را در مراحل آغازين تحولات جديدش دريافت.
عربها به ويژه شاميان و مصريان غالبا از طريق جنگهاي صليبي غرب را شناخته اند و همان شناخت را ادامه دادند تا به عصر جديد رسيدند. اما ايرانيان درگير جنگهاي صليبي نبودند و به علاوه گذر تجاري هم نداشتند و بنابرين شناختشان از فرنگ چندان گسترده نبوده است. اين شناخت تنها از طريق گذر اتفاقي فرنگي ها به اين ناحيه براي تجارت يا عبور يا مقاصد سياسي ممکن مي شده و اين چيزي است که جسته گريخته از عصر ايلخانان به اين سو فراهم آمده است.
دو عامل در اين دوره به آمدن فرنگي ها به اين سوي کمک کرد.
نخست آن که اندک اندک تبريز به عنوان يک قطب اقتصادي و سياسي درآمد و از آنجا که امکان رفت و شد از تبريز به سواحل درياي سياه از يک سو و حلب و نواحي ديگر وجود داشت، آمدن تجار اروپايي آغاز شد. اين وضعيت در دوره ترکمانان جدي تر شد و بعدها در دوره صفوي رسمي تر و از زمان شاه عباس عمومي تر و فراگيرتر.
در زمان ترکمانان يا حتي قبل از آن اروپايي ها تبريز را توريث مي خواندند و هنوز هم در ادبيات اروپا گهگاه اين کلمه به کار مي رود.
اما نکته ديگر ارتباط اروپاييان با مغولان بود که بعدها در دوره ايلخانان نيز ادامه يافت. از همان روزگار به آرامي انديشه تبليغ مسيحيت در شرق جدي تر مي شد و اين انگيزه هم بعدها ادامه يافت.
در همين دوره در برخي از آثار تاريخي و جغرافيايي به آرامي تاريخچه مختصري هم از فرنگ نوشته مي شود.
وقتي انسان مي بيند که در دوره صفوي اين ضرب المثل رواج يافته است که دين دين محمدي و کشتي کشتي فرنگي در مي يابد که به آرامي شناخت ايراني ها از فرنگ در مسير تازه اي افتاده است.
در اينجا بناي توضيح و تبيين اين مسير نيست که البته کاري است کارستان و نياز به بررسي هاي جدي تر به خصوص اسنادي دارد.
آنچه در اينجا مد نظر است گذري است بر چند اطلاع جزيي که در اين باره در کتاب هفت کشوريا صور الاقاليم تاليف شده در سال 748 داريم. اين سال، درست سه سال پيش از سقوط کامل دولت ايلخاني است. هدف نويسنده گزارش جغرافياي عالم بر حسب عجايب و غرايبي بوده که مي شنيده است. اين گرايشي است در جغرافياي اسلامي که بناي نقل عجايب و غرايب در آنها جدي است.
در اين کتاب چند اطلاع کوتاه در موضوع مورد بحث هست.
وقتي مولف به شرح قبرس مي رسد بحث از فرنگ را آغاز مي کند ..
اگر کسي آنجا رود که نه از دين ايشان باشد تعذيب دهند و کارهاي سخت فرمايند و شب محبوس کنند.
و آنجا کليسايي به غايت بزرگ است و نعمت بي حد خلايق در آنجا جمع کرده اند و از چندين بازرگانان که در اطراف عالم با مايه تمام تجارت مي کنند، چنين استماع افتاد که از اموال کليسيا باشد.
و مدمان عزب و دختران به موافقت عيسي مجرد زيند و در کليسيا طاعت کنند و صورت عيسي و مريم ساخته اند و بر بلندي نهاده.
شخصي حکايت کرد که بازرگاني فرنگي هر سال به تبريز به تجارت مي آمد و مرا با او دستي پيدا شد ، چنان که بي مشورت من هيچ معامله نکردي.
روزي گفتم مي خواهم که ملک شما ببينم و مي ترسم که مسلمانان را عذاب مي کنند و شب محبوس مي کنند و اگر خواهد که برود نمي گذارند. فرنگي گفت تو همه من بيا، به عهده من که باز ترا به تبريز بياورم مي گويد که رفتم و بسيار عجايب ها بديدم. از جمله چرخي ديدم که پره از چوب داشت بر سر چاهي آب و چنان ساخته بودند که آن پره ها بر مي خاست و باز برهم مي نشست و آب از چاه مي کشيدند و اگر مي خواستند که آب نيايد سنگي بزرگ بر سر آن پره مي نهادند تا بر نخيزد و چون مي خواستند که دگر بار آب از چاه بيرون آرند، سنگ بر مي داشتند، بي محرکي چرخ در حرکت مي آمد و آب از چاه بيرون مي آورد.
و فرنگيان و ترسايان، رهباني دارند که بر آن ملک حاکم بود و مال کليسيا به تصرف و فرمان او باشد و مجرد زيد و از طفلي چند کس ملازمت او کنند تا متعرض زني و آرزويي و شهوتي نشود و نسبت به عيسي عليه السلام او را مجرد تربيت کنند.
و فرنگيان در طلب علم بسيار کوشند و در محفل ضرطه رها کنند و عيب ندارند که اختفاي باد در شکم قولنج پيدا کند.
و در فرنگ سنگي هست سفيد که به طلق مي ماند و چون در پيش چشم دارند چيزها بزرگتر مي بيند و از بهر کسي که باصره او ضعيف باشد و خط باريک بسيار سازند به سبب آن که اشيا و خطوط بزرگتر مي نمايد. از آن است که چون بصر در او نفوذ مي کند غليظ مي گردد و البته بزرگتر از آنچه باشد در نظر آيد و هم چنان که دانه جويا دانه انگور که در آبگينه پر از آب مي اندازند بيش زا آنچه هست مي نمايد. (هفت کشور، به کوشش منوچهر ستوده، 1353، صص 94 – 96)

17/9/83
نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

بیانیه یک عالم اخباری در گلایه از تکفیر و تفسیق خود توسط مجتهدان

رسول جعفریان

جنگ اخباری ـ اصولی از اواخر قرن دوازدهم هجری شدت گرفت و تا نیمه های قرن سیزدهم ادامه داشت. در این فا

یادداشت های اجتماعی ـ مذهبی از تبریز میانه سالهای 1257 تا 1289ق / 1841 ـ 1872

رسول جعفریان

فردی به نام محمد رضا اهرابی که حرفه اش روضه خوانی و در عین حال نویسندگی بوده، کتابی با عنوان مطالع ا

منابع مشابه بیشتر ...

از کربلا تا کاشان (داستان آمدن صفیه دختر مالک اشتر به کاشان و حکایت پنجه شاه)

رسول جعفریان

داستان ساختگی آمدن ابولولو به کاشان، تنها داستانی نیست که در قرن های ششم و هفتم ساخته شد، بلکه بعدها

حکایتی عبرت آموز از شیخ علی خان زنگنه وزیر بزرگ عصر صفوی

رسول جعفریان

شب هنگام، نخست وزیر صفوی، شیخ علی خان زنگنه، عازم مسجد است... شبه درویشی را می بیند که .... شمع را ا

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

يک گزارش و سه سند در باره حجاج ايراني در راه جبل

رسول جعفريان

یش از یک هزار و سیصد سال، ایرانیانی که عازم حج بودند از راه جبل، به مکه می رفتند. این راه، حد فاصل ک

نشانه ها 11 _ 15

رسول جعفريان

نشانه ها گزيده اي است از نکات برگزيده در حوزه کتاب و تاريخ. اين سري در وبلاگ بنده در خبرآنلاين با تص