۴۶۰۳
۰
۱۳۸۳/۱۱/۰۶

شيخ حسين لنکراني چگونه آدمي بود

پدیدآور: رسول جعفريان
شيخ حسين لنکراني (م 1368) از چهره هاي شگفت سياسي ايران معاصر است که عمري طولاني کرد و تقريبا در تمام عمر دراز خود موجودي سياسي ماند. خاندان وي که از خاندان هاي عالم ايران دوره قاجار، در اصل از منطقه قفقاز و سپس مهاجر به تهران هستند، مانند بسياري از خاندان هاي روحاني ديگر، در جريان رشد نحله هاي فکري در اواخر دوره رضا خان و پس از آن، دچار سرگشتگي شده، و بيشتر برادرها به حزب توده پيوستند.
طي سالهاي اخير آقاي علي ابوالحسني که از مريدان پروپاقرص شيخ حسين و سالها ملازم وي بود تلاش زيادي در نوشتن شرح حال وي کرد و دست کم دو مقاله درشماره هاي اخير مجله تاريخ معاصر ايران، مفصل کوشيد تا همراهي وي را با انقلاب اسلامي و نهضت امام نشان دهد. از اسناد موجود اين همراهي به دست مي آيد اما اين که تآثير مهمي در جريانها داشته باشد، يا ارتباط امام با او طي اين سالها زياد باشد، با اين اسناد نمي توان اثبات کرد. بايد توجه داشت که اين زمان سن او بسيار بالا بوده و به علاوه موقعيت وي هم در حد روحاني يک مسجد و منبري و مدرس نبود تا از آن زوايا تاثيري در اوضاع سياسي داشته باشد.
در اينجا بايد قدري به عقب برگشت. شيخ حسين لنکراني فراز و نشيب هاي زيادي در زندگيش داشت اما اين مسلم است که او يک آدم سياسي بود و برخي از افرادي که علاقمند به سياست بودند از همنشيني با او لذت مي بردند. دليل آن آشنايي وي با اوضاع دنيا و قدرت تجزيه و تحليل وي نسبت به مسائل کلي سياسي بود. وي اين رويه را از روزگار جواني داشته و تا به آخر هم حفظ کرد.
به تازگي اسناد پرونده ايشان در ساواک تحت عنوان شيخ حسين لنکراني به روايت اسناد ساواک انتشار يافته و گوشه هايي از زندگي و ديدگاه هاي وي را آشکار کرده است.
اسناد موجود در اين کتاب که در اداره ساواک بوده – هر چند برخي از آنها مربوط به سالهاي پيش از تاسيس ساواک است و قاعدتا از شهرباني به ساواک منتقل شده باشد – نشانگر آن است که ساواک کمابيش مراقب وي بوده و جلسات وي با افراد مختلف را که اکثريت قريب به اتفاق آنها در خانه اش بوده زير نظر داشته است. طبعا اسناد فعاليت هاي وي پيش از سالهاي 30 در اين کتاب درج نشده و از بعد از آن هم تا حوالي سال 40 اندک است و از آن پس تعداد اسناد گسترده و قابل توجه است که آخرين آنها مربوط به مهر سال 57 مي باشد.
در گزارش هايي که از جلسات خانگي او با حضور افراد مختلف ثبت شده چنين به دست مي آيد که لنکراني منتقد رژيم پهلوي و در عين حال آشناي با سياست جهاني و حساس روي مسائل جهان عرب و به خصوص فلسطين بوده وتحولات سياسي جهان عرب و مجادلات ميان شرق و غرب بر سر آن را دنبال مي کرده است.
مرحوم لنکراني مريدان خاص خود را داشت و روي آنان تاثير مي گذاشت. از جمله آخرين مريدان وي دوست عزيز ما جناب آقاي ابوالحسني بود که سخت از وي تاثير پذيرفت و بعدها زبان ناطق مرحوم لنکراني در عرصه مسائل مختلف مربوط به تاريخ معاصر دش. براي مثال به لحاظ گرايش مرحوم لنکراني به شيخ فضل الله علاقه فراواني داشته و همين علاقه سبب شده است تا دوست ارجمند ما جناب آقاي ابوالحسني هم از ابتدا چون شيفته لنکراني بود به شيخ هم علاقمند شود که حاصل آن چندين مجلد کتاب بود. چنان که ديدگاه مثبت لنکراني نسبت به دکتر مصدق سبب شده است با وجود آن نگاه به شيخ فضل الله ، ايضا مريدان ايشان در اين زمينه ديدگاه مثبتي داشته باشند. در باره شريعتي هم موضع لنکراني – همان گونه که خواهد آمد بسيار معارضانه و تند بود در اين زمينه هم ديدگاه هاي وي بعدها توسط آقاي ابوالحسني با تتبعي گسترده ارائه گرديد.
ارتباط افراد درجه دوم از جبهه ملي هم با لنکراني در طول اين سالها وجود داشت. لنکراني مصدق را بر کاشاني ترجيح داد و از جمله مريدان سالهاي طولاني او آقاي شاه حسيني بود هم که از مريدان پروپاقرص لنکراني بود و همزمان هوادار سرسخت دکتر مصدق بود.
همنشينان با لنکراني به اتفاق عقيده دارند که مجلس او بسيار شيرين و آموزنده بوده و مطالب و تحليل هاي تازه فراوني در آن يافت مي شده است. در يک گزارش ساواک آمده است : (قدرت بيانش) بسيار خوب است و ناطق زبردست است . اغلب سياستمدارانه صحبت مي کند و در لفافه گوشه به دولت هاي غربي مي زند. (ص 45) همانجا نوشته که نقطه ضعف او کمونيست است (ص 45) .
اين مساله که تقريبا مهم ترين معضل در تحليل زندگي لنکراني است به انتخابات مجلس چهاردهم بر مي گردد. ظاهرا گزارشگر شنيده بوده که لنکراني علائقي با حزب توده در گذشته داشته است. لنکراني در مجلس چهاردهم از اردبيل که آن زمان تح