۶۲۶۴
۰
۱۳۸۴/۰۱/۱۶

حيدر علي قلمداران و ديدگاه او در باب حکومت اسلامي

پدیدآور: رسول جعفريان
{شرح احوال}
حيدرعلي قلمداران‌، فرزند محمد اسماعيل‌، نويسنده‌، معلم‌، روشنفکر ديني ودگرانديش در مسائل اسلامي بود که طي چهار دهه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي‌فعاليت فرهنگي و فکري داشت‌. وي که نام خانوادگي‌اش هيربد بود و سپس به قلمداران‌تبديل شد، به سال 1290 شمسي (1333قمري بر اساس گفته خودش در «حکومت دراسلام‌»، ج 2، ص 143) در روستاي ديزيجان ـ از بخش خَلَجستان در ميان راه قم‌، اراک،تفرش ـ به دنيا آمد.
در يادي از يار، تولد او را در سال 1292 دانسته و سن وي را در وقت درگذشت‌، 76 سال‌عنوان کرده است‌. در تربت پاکان قم‌، سال تولد وي 1291 آمده که گويا مستند به نقل‌يکي از فرزندان وي شده است‌.
وي در سال 20ـ1319 شمسي در قم سکونت گزيد و حوالي سي سالگي به خدمت‌آموزش و پرورش اين شهر درآمد و همزمان به کار نويسندگي به صورت مقاله و کتاب‌پرداخت‌.
قلمداران پس از چند دهه فعاليت فرهنگي و نويسندگي‌، در سال 1358 زماني که درروستاي خود (ديزيجان‌) بود، مورد حمله مسلحانه قرار گرفت که زخمي شد و از آن‌ترور جان سالم بدر برد. وي در سال 60 دچار سکته مغزي شد و پس از گذراندن هشت‌سال بيماري طاقت فرساي فلج‌، در 68.2.15 (29 رمضان 1409) در سن 78 ـ 76سالگي درگذشت و پس از آن که مصطفي حسيني طباطبايي‌، از دوستان و همفکرانش‌،بر وي نماز گزارد، در باغ بهشت قم دفن شد. کتابخانه وي هم به دليل وجود آقاي‌حسيني طباطبايي در بنياد دائرة المعارف به کتابخانه بنياد آن انتقال يافت‌. (يادي از يار، ص‌15)
فعاليت فرهنگي و نگارشي وي از همکاري با مطبوعات ديني در دهه بيست آغاز شد.وي مقالاتي در نشرياتي مانند «استوار»، «سرچشمه‌»، در قم‌، و نشرياتي مانند «وظيفه‌» و«يغما» در تهران مي نوشت‌. قلمداران در روزگار جواني‌، در اواخر دهه بيست‌، مقالاتي در سال چهارم نشريه آيين اسلام به چاپ رساند. از جمله در شماره 30 اين سال ‌مقاله اي تحت عنوان «آيا متدينين ما دروغ نمي‌گويند؟» چاپ شده که در يکي ازشماره‌هاي بعد مورد انتقاد آقاي محي‌الدين انواري قرار گرفت‌. (ش 35، ص 11)
همچنين در نشرياتي مانند نوردانش‌ و نداي حق هم مقالاتي چاپ کرد. عنوان مقاله اي ازوي در نوردانش اين بود: «مي‌دانيد که اعمال زشت ما
موجب بدنامي ديانت است‌؟» (مجله نور دانش‌، سال اول‌، شماره 29، ص 804). وي درشماره‌هاي متعدد مجله هفتگي نور دانش و گاه سالنامه‌ها مقالاتي دارد. از جمله بنگريد به مقاله وي در همان نشريه‌، سال اول‌، ش 36 و شعري که در باره آيه (أفحسبتم أنّماخلقناکم عَبَثَاً) سروده است‌. شعري ديگر در صفحه نخست شماره 40 از وي چاپ شده‌است‌.#
نيز عنوان مقاله اي از وي در نداي حق‌، ش 169 چنين بود: «مقلديد يا محقق‌». عنوان‌مقاله اي از وي در مجله مسلمين هم اين بود: من از عاشورا چنين مي فهمم‌. (مسلمين‌، ش‌17، سال 1371.1330ق‌، صص 21ـ20)
قلمداران از همان جواني شيفته آثار آيت الله شيخ محمد خالصي گرديد و به ترجمه آثاروي که قدري متفاوت از مشي رسمي تفکر شيعي با نگاه اصلاحي نوشته شده بود،همت گماشت‌. کارهاي ديني وي از اين زمان به بعد بيشتر ترجمه آثار خالصي بود. کتاب‌هايي مانند المعارف المحمديه‌، احياء الشريعه‌، الاسلام سبيل السعادة و السلام و الجمعة‌ شيخ‌ محمد خالصي را به فارسي ترجمه کرد.
نشريه هفتگي وظيفه‌ که روزگاري همراهي و حمايت خالصي را پشت سر داشت‌،مقاله اي از قلمداران در ترجمه کتاب الجمعه‌ خالصي چاپ مي کرد که اين مقالات که‌حاوي برخي از مباحث مربوط به حکومت ديني هم بود، بعدها تحت عنوان ارمغان الهي‌به صورت کتاب درآمد. اين به جز کتاب او با عنوان ارمغان آسمان در بيان علل و عوامل‌انحطاط مسلمانان (1339) است‌.
مرحوم خالصي در مقدمه آن اثر، از قلمداران به عنوان جواني ياد کرد که‌: «در عصرغفلت و تجاهل مسلمين‌... اين حقايق را بدون ترس و هراس‌، با کمال شجاعت و دليري‌منتشر مي نمايد.»
قلمداران‌، همچنين کتاب سه جلدي احياء الشريعه خالصي را (که توضيح المسائل بود) به ‌فارسي ترجمه کرد که در سالهاي 1330، 36 و 37 چاپ شد. کتابچه اي هم با نام شَرَرُ فتنة‌ِالجَهل في ايران‌ از خالصي توسط وي به فارسي درآمد که در سال 1344 ضميمه يکي ازنوشته‌هاي قلمداران با عنوان آيا اينان مسلمانند چاپ شد. علاوه بر آن در نشريه وظيفه‌،مقاله اي تحت عنوان «انحطاط مسلمين و چاره آن‌» به چاپ رسيد. بخشي از آن درشماره 630 (تير 1338) و بخشهاي ديگر در شماره‌هاي بعدي وظيفه آمده که بسيارطولاني است‌. چن