۲۵۷۹
۰
۱۳۸۴/۰۲/۲۳

مروري بر خاطرات ابوالفضل توکلي بينا

پدیدآور: رسول جعفريان
شمار زيادي از خاطرات مربوط به انقلاب اسلامي همراه با مجموعه از اسناد انقلاب و شخصيت هاي درگير در انقلاب اسلامي که به تازگي انتشار يافته روانه بازار شده است. به رغم اشکالاتي که در اين حوزه، به لحاظ ضعف در تدوين يا ساده و سبک بودن برخي از نکات يا غلط چاپ شدن برخي از اسناد وجود دارد، اما حجم مطالب ياد شده چندان است که مسؤوليت سنگيني را براي تحليل گراني که توانايي تحليل را دارند فراهم مي سازد.
اکنون و با توجه به آنچه انتشار يافته، مي توان گفت، به مرور گوشه هايي از زواياي پنهان انقلاب اسلامي، آنچه که سالها زير ابرها پنهان بوده، آشکار شده است. طبعا بر اساس آن گفته ها مي توان راهي براي درک بهتر علت شعله ور شدن آتش انقلاب، همچنين پيروزي مذهبي ها در آن و شکست کمونيستها و ملي ها به دست آورد.
آنچه تاکنون از ديده ها پنهان مانده بود، شايد وضوح و آشکار بودن برخي از فعاليت ها بود که همه تصور مي کردند آن فعاليت ها چندان واضح است که نياز به تبيين ندارد. براي مثال روضه خواني هاي فراواني که در محرم و صفر و رمضان در مساجد و حسينيه ها به خصوص با گرايش سياسي مي شد، گويي تصور چنان نبود که اينها چيزي نيست که به عنوان مطالب تاريخي ثبت شود. اما اکنون برخي از کساني که اهميت اين مطالب را حس کرده اند و مي بييند که کساني از کمونيستها جلسات بي خاصيت دو نفره خود را به عنوان سوابق مبارزاتي جزو سلسله اسناد تاريخي و تحت عنوان فعاليت چپ روانه بازار نشر مي کنند، تلاش مي کنند تا اندکي از آن فعاليت هاي مسجدي و منبري را بازگو کرده و نشان دهند که آن فعاليت ها به خصوص در جريان نهضت امام خميني تا چه اندازه رنگ سياسي به خود گرفت و در ايجاد انقلاب مؤثر واقع شد.
در سال 1345 يکي از افسران حزب توده با نام پرويز حکمت جو، در زندان قصر به ابوالفضل توکلي بينا مي گويد: شما مذهبي ها امکانات بسيار خوبي داريد که اگر اين امکانات در اختيار ما بود، خاک ايران را به توبره تبديل مي کرديم. شما علاوه بر سه ماه رمضان و محرم و صفر که يک چهارم سال را در بر مي گيرد روزهاي ديگري مانند تولد يا شهادت امامان خود را در اختيار داريد. افزون بر آن، از روز تولد و مرگ مرجع تقليد بهره برداري مي کنيد و مي توانيد توده هاي مردم را در آن ايام بسيج کنيد (خاطرات توکلي بينا، ص 133).#
آقاي ابوالفضل توکلي بينا (متولد 1312) از بچه هاي مذهبي بازار، تحصيل کرده دانشگاه و عضو هيئت هاي مؤتلفه و از کادرهاي مذهبي – سياسي فعال طي پنج دهه گذشته است. وي از روزهاي نخست شروع نهضت امام در کنار دوستان ديگر خود که مشهورترين و شجاع ترين آنها شهيد عراقي و فعالاني مانند آقاي عسکر اولادي بود، فعالانه در صحنه ها مبارزه حضور داشت و اکنون که خاطرات آن روزها را انتشار داده طبيعي است که مشتمل بر نکات تازه اي باشد.
وي که متولد قم بوده و سپس به قم رفته و در آنجا سابقه تحصيل در درس هاي طلبگي هم داشته، از همان آغاز مبارزه، رفت و آمدي در قم داشته است. از آن جمله مي گويد که يک روز پيش از مصوبه انجمن هاي ايالتي و ولايتي نزد امام نشسته بودم. متوجه شدم تلفنا با آقاي گلپايگاني مشغول صحبت است. سخن امام اين بود که آن مرجعيت و يکپارچگي دوران آيت الله بروجردي به سر رسيد و اکنون اگر متحد نشويم و برنخيزيم و با هم يکجا نشويم، رژيم همه ما را زير چکمه هاي خود خرد خواهد کرد. (ص 33).
توکلي در سفر ديگري شهيد عراقي را به قم مي آورد و با امام ديداري مي کنند و از همان زمان است که شهيد عراقي، عاشق امام مي شود و حالت عجيبي نسبت به امام پيدا مي کند (ص 34).
در جريان مراسم روز شهادت امام صادق (ع) در فيضيه و درگيري کماندوها با مردم و احتمال هجوم آنان به خانه امام، شهيد عراقي وارد ميدان شده ابتدا پولي به کسي مي دهد تا چند چاقوي ضامن دار بخرد و بعد هم بچه ها را بسيج مي کند که اينها فقط از روي جنازه ما مي توانند وارد خانه امام شوند. بعد هم به خانه امام مي رود و با اين که امام فرموده بود کسي اينجا نماند، شهيد عراقي وارد خانه شده يک راست به زيرزمين رفته و چوب هايي که قابل استفاده بود بيرون مي آورد. امام از سروصدا بيرون آمده و مي پرسد کيست؟ شهيد عراقي مي گويد: ما هستيم. امام مي فرمايد: مگر نگفتم کسي در خانه نباشد. شهيد عراقي مي گويد: آقا ما وظيفه داريم. امام در پاسخ مي گويد: وظيفه را من تعيين مي کنم. شهيد عراقي هم بي درنگ مي گويد: بله، اما تشخيص آن با ماست. اما م ديگري حرفي نزده به اندروني مي روند (ص 54).#
امام که شاهد فعاليت چند مرکز متفرق مذهبي در تهران بوده، از اينها دعوت مي کند به قم بيايند. وقتي اعضاي سه گروه مذهبي از سه مسجد مي آيند امام از آنها مي خواهد يکي شوند و به اين ترتيب هيئت هاي مؤتلفه تشکيل مي شود (ص 59).
در جريان دستگيري امام و انتقال ايشان به تهران، تلاش زيادي شد تا علماي شهرستان ها براي دفاع از امام به تهران بيايند. آقاي توکلي بينا که چندين بار از طرف امام ، براي آيت الله ميلاني پيام برده يا اعلاميه برده بود تا امضا کند، اين بار هم به مشهد رفته آيت الله ميلاني را به تهران آورد. همچنين وي در 17 خرداد به قم آمده، نزد آيت الله شريعتمداري رفته به ايشان مي گويد: پيشکار حضرت عالي از قول شما گفته است: اگر روزي آيت الله خميني را بازداشت کنند من سر و پا برهنه به خيابان خواهم رفت. آقاي شريعتمداري هم قبول کرده يکي دو روز بعد به تهران مي آيد (ص 71).
شرح و تفصيلي که توکلي بينا از شکنجه و زندان به خاطر اتهام ترور منصور داده مشتمل بر جزئيات جالب توجهي است. از آنجايي که قرار بود نصيري هم ترور شود بازجوها از وي و آقاي هاشمي رفسنجاني بازجويي هاي مفصلي به عمل آوردند. او مي نويسد: در يکي از اين بازجويي ها آقاي هاشمي را آن قدر شکنجه کردند که استخوان پايش شکست و عيب کرد و ايشان را براي معالجه به بيمارستان 501 ارتش بردند (ص 115).
توکلي بينا در زندان شرحي از کارهاي علمي و رفتاري آيت الله طالقاني بيان کرده که جالب است. ازجمله در باره همکاري خود در پاکنويس کتاب پرتوي از قرآن ياد کرده و مي گويد که جلد اول کتاب را به طورکامل از روي يادداشت هاي آقاي طالقاني پاکنويس کرده که آيت الله طالقاني همان را براي چاپخانه فرستاده است (ص 128). از اقدامات ديگر آيت الله طالقاني در زندان اقامه نماز جمعه بوده است.
توکلي بينا در اسفند 1345 از زندان آزاد شده و همراه دوستانش به فکر تأسيس مدرسه رفاه براي دختران مي افتد. براي تأسيس مدرسه، ابتدا بنياد رفاه تشکيل شده و پس از خريداري زميني قرار مي شود مبلغ نهصد هزار تومان در سه قسط سيصد هزار توماني بدهند. آنان که تنها يک صد هزار تومان داشتند به آقاي هاشمي متوسل مي شوند و ايشان هم با حاج حسين آقا اخوان فرشچي تماس گرفت و ايشان را راضي کرد تا مبلغ دويست هزار تومان ديگر را بابت سهم امام بدهد. #
بعد از تأسيس مدرسه، کساني که معروف به ولايتي بوده اند در باره استفاده از سهم امام و افراد مزبور، نزد امام گلايه مي برند. امام هم نامه اي براي هاشمي فرستاده و به او مي فرمايد که قبل از انجام کارها مرا با خبر کنيد که کساني فرصت نيابند اينجا بيايند و مطالب را وارونه جلوه دهند (ص 140). درگير شدن مدرسه در جريان مجاهدين خلق سبب تعطيلي دبيرستان و مدرسه راهنمايي آن شده و فقط دبستان آن تا انقلاب باقي مي ماند.
اما مسجد قبا هم عمدتا کار حاجي طرخاني بود که از بازاري هاي متدين و متمول بود. توکلي بينا به حق معتقد است که حق اين شهيد که در اثر جهالت و نفهمي گروه فرقان به شهادت رسيد اصلا ادا نشده است. وي به اجمال به خدمات وي در حمايت از مبارزان و مخفي کردن آنان اشاره کرده و از جمله به سهم عمده او در بناي مسجد قبا پرداخته است. اين مسجد که امام جماعت آن شهيد مفتح بود از مساجد پررونق در آستانه انقلاب اسلامي بود.
با رفتن امام به پاريس توکلي بينا با شهيد عراقي به نوفل لوشاتو رفتند و اداره کارهاي داخلي منزل امام را بر عهده گرفتند. امام با ديدن شهيد عراقي آن هم پس از سالها دوري و رنج، و با توجه به آن که عراقي لاغر و نحيف شده بود، دست او را گرفت و گفت: آن بازوها کجاست؟ (ص 150).
اشاره ديگر توکلي بينا به سفر آقاي مطهري در ارديبهشت 56 به نجف است. آن زمان که هنوز اوضاع آرام بود امام به آقاي مطهري فرموده بود: به برادران بگوييد که ريشه شجره خبيثه پهلوي از خاک بيرون آمده است. جمع شويد و همت کنيد و براي هميشه اين ريشه خبيثه را از خاک ميهن اسلامي به دور اندازيد. اين در حالي بود که بازرگان در پاريس هم به امام گفته بود که راهي که مي رويم بن بست است و امام فرموده بود: بن بستي وجود ندارد (ص 154). بازرگان که يکبار در پاريس با امام ديدار کرد در مرتبه دوم، بر اساس آن که مقرر شده بود هر کسي مي خواهد امام را ببيند اول بايد مواضع خود را اعلام کند و او نکرد، موفق به ديدار دوم با امام نشد و به ايران بازگشت.#
خاطرت آقاي توکلي بينا از آمدن امام و بحث ستاد استقبال و نقش افرادي که در آن قضايا فعال بودند تازگي دارد. از جمله آن که در فرودگاه وقتي امام پايين آمد «نيروهاي مسلح مجهز به مسلسل هاي سبک که حفاظت فرودگاه را بر عهده داشتند، اتومبيل بنزي آماده کرده بودند تا امام سوار آن شود. در آن زمان، در سطح فرودگاه، فقط من و حاج احمد آقا فرزند امام حضور داشتند. وقتي امام مي خواست سوار اتومبيل بنز شود، دست راست خود را روي در اتومبيل گذاشت و خطاب به افسران نيروي هوايي که اطراف اتومبيل ايستاده بودند فرمود: شما تا کي نشسته ايد تا بختيار شرف سربازي تان را به يغما ببرد (ص 162).
امام پس از يک شبانه روز اقامت در مدرسه رفاه، به مدرسه علوي آمدند و ديدارهاي مردمي از زن و مرد آغاز شد. «همان روزها شهيد محلاتي يکبار خدمت امام رفته و به ايشان گفته بود که بهتر است آمدن زنان به مدرسه علوي و حضورشان در اينجا را به سبب ازدحام و مشکلات جاري حذف کنيم. امام در پاسخ فرموده بود: شما خيال مي کنيد به تنهايي شاه را از تخت به زير کشيديد. خير، سهم خانم ها بيش از شماست و اين ها سهم بزرگي در نهضت دارند» (ص 169).
نکته جالب ديگر سفرامام پيش از 22 بهمن براي زيارت شاه عبدالعظيم (ع) است که خود آقاي توکلي بينا با ماشين خودش امام را به زيارت برده و بازگردانده و شرحي از آن به دست داده است (ص 169 – 171).
زنداني شدن سران رژيم در مدرسه علوي هم نکته هاي فراواني دارد. «ناجي بسيار ضعيف النفس بود و مي خواست زمين را بجود ولي خسروداد از همه قوي تر بود و حتي وقتي که مي خواستند او را براي تيرباران ببرند، غر مي زد و مي گفت: به اين مردک، شاه، گفتم اجازه بده ما کار را تمام بکنيم. (ص 173).
امام پيش از رفتن قم هم تنها به همراه حاج احمد آقا، شهيد عراقي و آقاي توکلي بينا به منزل دامادشان آقاي بروجردي رفتند. دو روز آنجا بودند؛ اما وقتي آمدند امام را ببرند معلوم شد مردم خبردار شده و جمعيت زيادي در آنجا اجتماع کرده بود. داستان خبردار شدن مردم هم اين بود که امام در حيات خانه قدم مي زده و چون روبروي خانه مدرسه دخترانه بوده بچه ها امام را در حيات ديده و همه را با خبر کرده بودند (ص 175). راننده ماشيني هم که امام را به قم آورد خود آقاي توکلي بينا بوده و علاوه بر آن شهيد عراقي هم در ماشين ديگري امام را همراهي مي کرده است (ص 176).
آقاي توکلي برخي از مسائل بعد از انقلاب هم اشاره کرده اند که از آن جمله ترور حاجي طرخاني به دست گروه گودرزي است. پيش از انقلاب آنها از وي پول مي گرفتند. وقتي بعد از انقلاب هم آمده بودند که پانصد هزار تومان بگيرند و ايشان در کارهاي آنها اظهار ترديد کرده بود، او را به شهادت رساندند (ص 196).
نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

شـــــرح نُسَــــخ یادداشت دوم: كهن ترین نسخه احتجاج طبرسی

علی صدرایی خویی

كتاب الاحتجاج على أهل اللجاج، اثر معروف و مشهورى است كه مؤلف در آن گفتگوها و مناظره هاى حضرت پیامبرا

قلم‫انداز (۳)‬‬؛ یادداشت‫هایی در تاریخ، فرهنگ و ادبیات

سهیل یاری گلدره

از دیرباز باورهای جالبی دربارۀ سمت راست و چپ در ملت‌های مختلف وجود داشته است، به این صورت که سمت راس

منابع مشابه بیشتر ...

یادی از بانیان «مطبعه حیدریه» در نجف و ابو زینب ما

رسول جعفریان

خاندان کتبی در سه نسل محمد صادق، محمد کاظم و محمد صادق «ابوزینب» نقش مهمی در نشر کتابهای شیعی در نجف

پیامد حمله مغول و حاکمیت ایلخانان بر سنت علمی در ایران

امیر دهقان‌نژاد/ محسن رحمتی/ عبدالرسول عمادی

این پژوهش بر آن است که با استفاده از رویکرد توصیفی- تحلیلی، تأثیر حمله مغول و حاکمیت ایلخانان را بر

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

يک گزارش و سه سند در باره حجاج ايراني در راه جبل

رسول جعفريان

یش از یک هزار و سیصد سال، ایرانیانی که عازم حج بودند از راه جبل، به مکه می رفتند. این راه، حد فاصل ک

نشانه ها 11 _ 15

رسول جعفريان

نشانه ها گزيده اي است از نکات برگزيده در حوزه کتاب و تاريخ. اين سري در وبلاگ بنده در خبرآنلاين با تص