۲۵۶۹
۰
۱۳۸۵/۰۷/۰۱

ابن معصوم مدني شيرازي (م 1120) مورخي برجسته از قرن يازدهم (مروري بر سلافة العصر)

پدیدآور: بندر بن محمد بن رشيد همزاني مترجم: رسول جعفريان
بندر بن محمد بن رشيد همزاني در سال 418 هجري کتابي با عنوان المنهج التاريخي لمؤرخي مکة المکرمة في القرن الحادي عشر الهجري نوشت و ضمن آن به بررسي مکتب تاريخنگاري شهر مکه در قرن يازدهم پرداخت. اين کتاب توسط کتابخانه ملک فهد در رياض ضمن 597 صفحه انتشار يافت.

مؤلف در کتاب ياد شده، ضمن چند باب، موضوعات تاريخنگاري را تقسيم کرده و ضمن هر يک، به شرح حال مورخاني که در آن موضوع نگارش يا نگارشاتي داشته اند، پرداخته است.



* باب اول در باره تاريخ عمومي مکه و وصف حرم با ياد از اين مورخان:

- احمد بن محمد اسدي با کتاب اخبار الکرام بأخبار المسجد الحرام

- علي بن عبدالقادر طبري با کتاب الارج المسکي في التاريخ المکي

- حسن عجيمي با دو کتاب تاريخ مکة و المدينة و بيت المقدس و کتاب الفتح الغيبي فيما يتعلق بمنصب آل شيبي.

- محمد علي بن علان با کتاب أنباء المؤيد الجليل مراد ببناء بيت الوهاب الجواد

- عبدالقادر طبري با کتاب نشأة السلافة بمنشأت الخلافة

- خليفة بن ابي الفرج الزمزمي با کتاب نشر الاس في فضائل زمزم و سقاية العباس

- در پايان يک ارزيابي کلي از تاريخنگاري در اين زمينه در مکه، ارائه شده است.



* باب دوم در باره تاريخنگاري در زمينه سيرۀ نبوي است با ياد از يک مورخ:

- علي بن سلطان هروي با دو کتاب رسالة في أولاد النبي (ص).

- و در پايان اين باب يک ارزيابي کلي. باب سوم در باره تاريخنگاري در زمينه کتابهاي طبقات و تراجم است با ياد از چند مورخ:

- علي بن سلطان هروي با سه کتاب الاثمار الجنية، المشرب الوردي، نزهة الخاطر.

- عبدالقادر طبري با کتاب انباء البرية بأبناء الطبرية.

- احمد الاسدي با کتاب طبقات الشافعية

- محمد بن ابي بکر شلي با سه کتاب السناء الباهر، المشروع الروي، عقد الجواهر و الدرر

- عبدالملک عصامي با کتاب سمط النجوم العوالي

- محمد بن محمد بن سليمان روداني با کتاب صلة الخلف بموصول السلف

- حسن عجيمي با دو کتاب خبايا الزوايا، اسبال الستر

- صدرالدين حسيني معروف به ابن معصوم با کتاب سلافة العصر في محاسن الشعراء بکل مصر

- يک ارزيابي کلي از تاريخنگاري در اين زمينه در اين دوره.



* باب چهارم در باب کتابهاي فضائل نگاري و مناقب نويسي است.

- علي بن سلطان هروي با کتاب استئناس الناس بفضائل ابن عباس؛ المعدن العدني في فضل اويس القرني

- خليفة بن ابي الفرج زمزمي با کتاب رونق الحسان في فضائل الحبشان

- محمد بن محمد بخشي با کتاب شمس المفاخر

- با يک ارزيابي کلي در اين زمينه



* باب پنجم در باره نگارش در باره تواريخ محلي با ياد از اين مورخان:

- عبدالقادر بن احمد بن فرج شافعي با کتاب السلاح و العدة في تارخي ثغر جدة

- محمد علي ابن علان با کتاب الطيف الطائف بتاريخ وج و الطائف، حسن النبأ في فضل مسجد قبا

- حسن عجيمي با کتاب اهداء اللطائف من أخبار الطائف

- و يک ارزيابي کلي در اين زمينه.

از آثاري که در اين بخش ياد شده بايد دريافت که تنها در برخي از زمينه ها کار جدي بوده که از آن جمله يکي دو کتاب در باره تاريخ عمومي مکه و چند کتاب در علم تراجم و طبقات از اهميت برخوردار است.

بدون ترديد تاريخنگاري در مکه، به خصوص در زمينه تاريخ عمومي اين شهر، عمدتا مربوط به قرن نهم و و به ويژه خاندان ابن فهد است. با اين حال، مکه هميشه سهم عمده اي در تاريخنگاري اسلامي داشته است. دليل آن هم اهميت محوري اين شهر در طول تاريخ براي تمام جهان اسلام و توجه سلاطين و ملوک و خلفا به شهر مکه در تمامي ادوار تاريخي بوده است. اقامت شمار زيادي از عالمان بلاد ديگر در اين شهر، و يا دست کم رفت و آمد آنان براي حج و اقامت چند ماهه، و نيز حضور خاندان هاي علمي عريض و طويل که گاه چند قرن در اين شهر مناصب علمي و ديني را در اختيار داشتند، همه و همه سبب مي شد تا اين شهر در علوم اسلامي و از جمله تاريخ اسلامي نقش مهمي داشته باشد.در اينجا بخشي از کتاب ياد شده را که به صدرالدين سيد علي خان حسيني معروف به ابن معصوم شيرازي و کتاب سلافة العصر اوست، ترجمه کرده در اختيار مي گذاريم. ان شاء الله اميدواريم در فرصتي ديگر بتوانيم ابعادي ديگر از شخصيت علمي ابن معصوم را در حوزه دانش تاريخ معرفي کنيم. افزون بر اصل مقاله در پايان استدراکي هم بر اصل مقاله خواهيم داشت.

رسول جعفريان





سيد علي صدرالدين بن امير احمد نظام الدين بن محمد بن معصوم بن نظام الدين احمد بن ابراهيم حسيني دشتکي، صدر الدين شيرازي شيعي مذهب که نسب وي به يزيد بن علي بن الحسين بن علي بن ابي طالب مي رسد. (هدية العارفين: 1/763؛ فهرس الخزانة التيمورية: 3/283؛ رحلة ابن معصوم، شاکر هادي شکر، مجله المورد: مجلد 8، شماره 2 ، ص 173)

وي شب شنبه 15 جمادي الاولي سال 1052 / 1642 در مکه متولد شد. (المختصر من کتاب نشر النور و الزهر، مرداد، ص 359؛ الاعلام، زرکلي، : 4/258؛ روضات الجنات: 2/394)، با اين حال رواياتي وجود دارد که ولادت او را در مدينه منوره مي داند. ( البدر الطالع بمحاسن بعد القرن السابع، شوکاني: 1/428 – 429؛ رحلة ابن معصوم: 137).

مادر وي دختر شيخ احمد منوفي، امام شافعي ها در سرزمين حجاز بود.

تربيت و رشد ابن معصوم در مکه مکرمه بود، جايي که نزد علماي آن درس خواند تا آن که در سن چهارده سالگي، به سال 1066/1655 به هند مهاجرت کرد. اين سفر به درخواست پدرش بود که شغل نيابت سلطنت را در زمان سلطنت سلطان عبدالله قطب شاه در حيدرآباد بر عهده داشت. با وفات اين سلطان، يکي از وزراي او بر حکومت تسلط يافت و ابن معصوم و پدرش را به اقامت اجباري در آنجا واداشت. پدر وي در حالي که زير نظر بود در سال 1086 /1675 درگذشت. ابن معصوم دريافت که توطئه اي براي کشتن وي در جريان است. بنابرين به برهانپور رفته، در آنجا در خدمت سلطان اورنگ زيب شاه درآمد و به عنوان «رئيس ديوان دربار شاهي» منصوب شد.

زماني که سلطنت اين سلطان ضعيف گرديد و سلطان پير شد، ابن معصوم، چنين احساس کرد اخلاق شاه غير قابل تحمل است و وي – يعني خودش - قادر به انجام وظايف خود نيست. بنابراين تصميم گرفت به حجاز برود. به همين منظور، از سلطان براي انجام فريضه حج اجازه گرفت و سلطان هم به او اجازه داد.

ابن معصوم در سال 1114/1702 به همراه خانواده اش راهي مکه شد و تصميم به اقامت گرفت. با فرارسيدن موسم حج به انجام فريضه حج پرداخت. آنگاه به قصد زيارت قبر رسول (ص) عازم مدينه منوره شد. وي به بررسي اوضاع اين دو شهر پرداخت و احساس کرد همه چيز تغيير کرده و غيبت 48 ساله او سبب شده است تا هيچ کس را نشناسد. بنابرين عازم عراق شد و بصره و نجف و کربلا و بغداد را زيارت کرد.

در آنجا دريافت که فضاي عراق، جاي مناسبي براي تأليف و تدريس، کاري که او تصميم گرفته بود باقي مانده عمر خود را به آن اختصاص دهد، نيست. به همين جهت به سفر ادامه داده به مهم ترين شهرهاي ايران، خراسان و قم و اصفهان رفت. نيت وي چنان بود که در اصفهان که پايتخت بود بماند، اما احساس کرد که اوضاع سلطنت سلطان حسين صفوي در اضطراب است. وي سفرش را ادامه داده به شيراز که آن زمان به لحاظ علم و علما شهري آباد بود، رسيد و در آنجا رحل اقامت افکند.




ابن معصوم، مدرسه منصوريه را به عنوان محل تدريس و تأليف انتخاب کرده و باقي مانده عمر خويش را که در سال 1120 /1708 به پايان رسيد، در آنجا سپري کرد. در برخي نقلها سال درگذشت او 1117/1705 و منابع ديگر 1119/1707 آمده است.

وي نويسنده چندين اثر است که عناوين معروف آنها اينهاست:

سلوة الغريب و اسوة الاديب (چاپ شاکر هادي شکر که ابتدا در مجله المورد، مجلد هشتم شماره هاي 2-3 چاپ شد و بعدها به صورت مستقل توسط عالم الکتب انتشار يافت). اين کتاب گزارش سفر وي از مکه به حيدر آباد در طول 19 ماه و گزارش هرآنچه ديده با ذکر اشعار و نکات فراوان و سپس شرح حال سلطان عبدالله قطب شاه و نيز شرح حال شماري از علما و ادباي آن روزگار و سپس بيان شرحي از اخبار هند قديم و جديد و در نهايت هم گزيده اي از بهترين اشعار است. وي در پايان جمادي الثانيه 1075 از تأليف آن فراغت يافته است.

سلافة العصر في محاسن الشعراء بکل مصر

انوار الربيع في علم البديع (تصحيح شاکر هادي شکر، بغداد، 1968.)

الطراز الاول فيما عليه من لغة العرب المعولتخميس البردة (چاپ شده)

الدرجات الرفيعة في طبقات الامامية من الشيعة (چاپ شده)

رياض السالکين في شرح الصحيفة السجادية (چاپ ايران، انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين)

الحدائق الندية في شرح الصمدية (چاپ شده)

دو شرح ديگر بر صمديه

الکلم الطيب و الغيث الصيب في الادعية المأثورة

موضح الرشاد في شرح الارشاد في النحو
نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

از نسل ناسخ التواریخ تا نسل نور السیره

رسول جعفریان

نسل ناسخ التواریخ، یک نسل ویژه در نگارش و درک تاریخ اسلام است، و نسل نورالسیره نسلی است که از منابع

جریان اخباری ـ اصولی تا دوره صفوی

رسول جعفریان

درس امروز پنجم دی 95 که روز آخر درس تاریخ تشیع در این ترم بود، مرور بر جریان اخباری ـ اصولی تا دوره

منابع مشابه بیشتر ...

اشعاری در باره راه حج از ابوهاشم!

رسول جعفریان

در میان یک مجموعه شعر هجو، اشعاری در باره راه حج آمده که گرچه سبک و گاه با استفاده از کلمات نازیباست

نکاتی در باره میراث مکتوب عاشورا

رسول جعفریان

گزارش سخنرانی بنده با همین عنوان در خانه اندیشمندان علوم انسانی در شب هشتم محرم (16 شهریور 1398) اس