۲۱۴۸
۰
۱۳۸۶/۰۲/۰۹

گنج باز يافته (گزارشي از گنجينه خواف يا خاطرات و نوشته هاي مدرس)

پدیدآور: جعفر رباني
ميان دولتمردان و رجال سياسي دوره مشروطه و بعد از آن ، سيد حسن مدرس از هر حيث ممتاز است. هم به لحاظ عالم عامل بودن و نگاه روشن و عيني به امور داشتن، هم به لحاظ شم سياسي قوي و شهامت فکري و هم از نظر پايداري و ايستادگي در مبارزه تا پاي شهادت. درباره اين مرد سخن بسيار گفته اند و نوشته اند با اين حال هنوز هم زواياي تاريک در زندگي او به ويژه در نظام فکري و فلسفي او و ديدگاه هاي حقوقي و عقيدتي وي وجود دارد که اين ها را بايد به علت فرجام اندوهناکي که براي او رقم زدند و نگذاشتند چراغ علم و انديشه اش روشنگر راه او باشد، دانست.

اخيرا کتاب گنجينه خواف مجموعه اي نه چندان مفصل ولي در عين حال بسيار با محتوا و ارزشمند، از درس ها و يادداشت هاي روزانه شهيد سيد حسن مدرس در تبعيد انتشار يافته است که بايد آن را بايد نقطه عطفي در شناخت اين مرد روشن شدن بعضي از زواياي تاريکي که بدان اشاره شده، تلقي کرد. گنجينه خواف همان مجموعه اي است که پژوهشگران سال ها از وجود آن سخن مي گفتند و بيش از هفتاد سال در خفا مانده بود تا اين که بالاخره از خفا در آمد و به کوشش دکتر نصر الله صالحي تصحيح و با مقدمه اي انتقادي منتشر شد. نا گفته نماند که پاره اي از يادداشت هاي مدرس، قبلا به کوشش دکتر علي مدرسي، خواهرزاده مدرس با عنوان مرد روزگاران منتشر شده است که در آن مي توان با پاره اي از بارقه هاي فکري مدرس آشنا شد، اما گنجينه خواف، چيز ديگري است و در واقع گنجي است باز يافته.

اين اثر،‌ البته باز هم تمام آنچه انتظار مي رفت نيست و بايد گفت: قسمتي از يک اثر بزرگ تر است که هنوز روشن نيست. در کجا و نزد چه کسي است و آيا اصلا وجود دارد يا نه؟ از همين روست که مي بينيم کتاب با عنوان بقيه قسمت دوم آغاز مي شود. دکتر صالحي در مقدمه جامعي که بر کتاب نوشته اس شرح کاملي از چگونگي پيدايش گنجينه خواف (اين نام را خود مدرسي بر کتاب نهاده است) و نيز کلياتي راجع به دست داده که نيازي به شرح آن نيست اما لازم است اشاره کنيم که مدرس آن قدر به اهميت اثر خود وقوف داشته است که در همان ايام، از يکي از مأموران حبس خود به نام محمد علي مباشريان خواسته است متن گنجينه خواف را پاک نويس[مبيضه] کند و سپس مهر خود را در پايان پاک نويس زده و صحت و اصالت آن را چنين گواهي کرده است:



بسم الله الرحمن الرحيم

قسمت سيم گنجينه خواف که مشتمل بر سه دفتر است و هر دفتري مشتمل بر مقدمه و چهل درس و خاتمه است،‌ من البدو الي الختم بر من قرائت شد و با مسوّده اي که اصل محسوب است،‌ مقابله شد؛ طابق النعل بالنعل و الجزوه بالجزوه مطابق مي باشند. فقط محتمل است از جهت املا يا رسم الخط اين مبيضه نقصي دارا باشد که موقع استنساخ بايد مورد توجه [واقع شود]. ان شاء الله تعالي.

في ليلة 7 شهر ذي الحجة الحرام 1349. سيد حسن المدرس [سجع مهر] عبده حسن بن اسمعيل الطباطبائي.



شگفت ترين گفته در آن چه موجب شد گنجينه خواف شکل بگيرد اين است که در همان دو سال و هفت ماه اول تبعيد مدرسه به خواف (که اين گنجينه در آن نوشته شده است) مأموري از مرکز براي زندان مدرس اعزام مي شود به نام ناصر قلي خان جوانشيري، مردي با سواد و حکمت خوانده که در همان روزهاي اول ورود به محبس، اظهار اشتياق مي کند که با مدرس مذاکره علمي بنمايد و در پاسخ مدرس که در کجا درس حکمت خوانده است مي گويد شش سال در اسلامبول نزد استادي به نام عبدالحق حامد، اين درس ها را فرا گرفته است. مدرس ضمن يان که تعجب مي کند چگونه يک مأمور زندان مي تواند اين چنين اهل معرفت و حکمت باشد (ص 69) در عين حال مشعوف مي شود و با جوانشيري قرار مي گذارد که هر شب يک درس حکمت براي او بگويد و اين کار را در طي مدتي که جوانشيري در خواف بوده، انجام مي دهد. اين درس ها که قسمت سوم کتاب گنجينه خواف را تشکيل داده، در واقع نمايانگر سيماي حکمي، عرفاني و عقلي مدرس است که ما بيشتر او را به عنوان يک شخصيت سياسي شناخته ايم تا فردي انديشمند و اهل حکمت وعرفان و داراي ظرفيت معنوي بسيار.

گنجينه خواف به طور کلي شامل دو بخش است: بقيه قسمت دوم [قسمت اول يافت نشده است] و قسمت سوم که خود شامل سه دفتر و يک خاتمه است.

کتاب با عنوان «بقيه قسمت دوم» دفعتا با اين عبارت شروع مي شود: در اواخر رمضان 1347 [اواسط 1307ش] همان شخص محترم [؟] از تأسيسات نظميه مشهد مقدس که چند ماه قبل هم آمد و دوسيه اي [پرونده اي] ترتيب داده و رفته بودند مجددا وارد شدند....

اين قسمت به طور کل وقايع روزانه است، البته با فاصله بسيار از يکديگر. در اين شرح وقايع، مدرس به نحو مختصر و کوتاه عقايد و انديشه هاي اجتماعي،‌ حقوقي، فقهي و .... خود را بيان مي کند که اغلب آنها قابل تأمل و حتي راهگشاست. براي مثال در يادداشت ليله جمعه 2 اسفند [1308] راجع به مجازات حبس مي نويسد:

«اصول مجازات هايي که دراسلام مقرر است، ضرب، حبس،‌ تبعيد،‌ قطع جوارح و قتل مي باشد. ضرب و قطع و قتل واضح است و موارد آن در محل خودش مفصلا مذکور است، اما حبس (معامله کردن مثل حيوان با انسان) دراسلام از مجازات هاي سخت است و موارد آ» بسيار نادر. چون دول غير اسلامي در مجازات فلسفه تقصير را مراعات نکرده اند لذا مجازات اغلب تقصيرات را حبس قرار داده اند. متأسفانه دول اسلاميهم در اين مسأله از روي تقليد و جهالت از آنها تبعيت نموده اند. فساد حبس مقصرين نوعا از فساد قتل زيادتر است؛ زيرا يک نفري را که حبس کردند رشته زندگاني خود او که قطع مي شود رشته زندگاني اولا و عيال و اشخاصي که با او ارتباط دنيوي داشتند [نيز] گسيخته و بسا امور جمعيت زيادي از حبس يک نفر مختل خواهد شد. هر کس از وضعيات دنياي حاليه و قبل بصيرت داشته باشد تصديق خواهد نمود از موقعي که مجازات اغلب تقصيرات حبس شده، آن تقصيرات کم نشده بلکه زيادتر هم شده است.» (ص 65)

نمونه ديگر از ديدگاه هاي روشن مدرس نظر او نسبت به کشيدن ترياک و ديگر مواد مخدر است که آن را حرام و از گناهان کبيره مي داند (آن هم در زماني که در ايران عرفا ترک تقبيح نمي شد) و بيش از يک صفحه از کتاب را به شرح دلايل خود اختصاص مي دهد و جالب اين که در همين حال نگاه انساني به معتاد را فراموش نکرده و مي نويسد: «هر گاه (معتاد) در موقع معالجه مرض (کشيدن ترياک) استکان را با اوقات تلخي در حضور من زمين زده، بشکند، نسبت به من سوء ادبي ننموده است»(ص 59)

خاتمه اين قسمت، اختصاص دارد به بيان دعاها و شرح اعمال و اذکاري که مدرس در مدت حبس به آنها اشتغال داشته است. اين قسمت، به ويژه با توضيحي که مدرس بر آن افزوده تا شائبه ريا را از خود دور سازد خواندني است.

و اما اصل گنجينه خواف را بايد قسمت سوم آن دانست. اين قسمت در سه دفتر و يک خاتمه است که هر دفتر داراي 40 درس و مجموعا 120 درس است. اين درس ها همان طور که مصحح نيز در مقدمه اشاره کرده، همه در حوزه خودشناسي، انسان شناسي، هستي شناسي و خداشناسي است. درس ها بسيار موجز و فشرده و در عين حال سرشار از معنا و قابل بسط و شرح بسيار است. به گونه اي که مي توان آن را به صورت يک متن درسي نيز مورد استفاده قرار داد. به هر حال اين جا مجال سخن بيشتر درباره اين قسمت نيست اما از نکته اي نمي توان گذشت و آن اشاره به چگونگي تکوين اين درس ها در ذهن مدرس و تقرير آنهاست که به دو دليل ميسر نشده است. اول پيدا شدن مستمعي که به قول معروف صاحب سخن را بر سر ذوق آورده است و آن همان ناصر قلي خان جوانشيري است که قبلا به آن اشاره کرديم و ديگر احساسي است که در آن تنهايي به مدرس دست داده تا در خود بينديشد و در برهوت زندان خواف – که هيچ کتابي به جز قرآن و مثنوي دسترسي نداشته – کتاب وجود خودش را بخواند.

وي در مقدمه قسمت سوم مي نويسد:

در اين سنوات اخيره، بعضي اوقات به دماغ من مي گذشت که چهل سال صرف کردن عمر در کتب خارج و تحصيل علوم از اشخاص خارج و تعليم دادن به اشخاص خارج گذشت. خوب است قدري عمر را صرف کرده، مشغول تعليم و تعلّم خود شوم و از کتاب خود، يعني خودم بنفسه آن کتابي را که خداوند تبارک و تعالي در فطرت من گذارده، نزد خودم از براي خودم بخوانم و تدريس کنم... تا بعد از گذشتن زياده از شصت سال از عمر در يکي از مضافات خراسان در محبسي که مسلمان نشنود، کافر نبيند محبوس شدم .... و مصمم شدم که بحول الله و قوته به موقع اجرا گذارده، خودم نزد خودم کتاب خودم را خوانده و تحصيل نمايم. (ص 92)

باري گنجينه خواف به حقيقت گنجي بازيافته است که امروز در اختيار اهل خود قرار گرفته است و ما بايد سپاسگذار دو نفر باشيم، يکي خانم دکتر شيرين بياني (صاحب نسخه و نوه مرحوم دکتر مهدي ملک زاده) که نسخه خود را بي چشمداشت در اختيار مصحح قرار داده اند و ديگري خود مصحح دکتر صالحي که در زماني نزديک به چهار سال، وقت صرف کرده تا اين اثر را به شايستگي به اهل نظر، به ويژه علاقمندان به مدرس عرضه کند
نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

بیانیه یک عالم اخباری در گلایه از تکفیر و تفسیق خود توسط مجتهدان

رسول جعفریان

جنگ اخباری ـ اصولی از اواخر قرن دوازدهم هجری شدت گرفت و تا نیمه های قرن سیزدهم ادامه داشت. در این فا

یادداشت های اجتماعی ـ مذهبی از تبریز میانه سالهای 1257 تا 1289ق / 1841 ـ 1872

رسول جعفریان

فردی به نام محمد رضا اهرابی که حرفه اش روضه خوانی و در عین حال نویسندگی بوده، کتابی با عنوان مطالع ا

منابع مشابه بیشتر ...

از کربلا تا کاشان (داستان آمدن صفیه دختر مالک اشتر به کاشان و حکایت پنجه شاه)

رسول جعفریان

داستان ساختگی آمدن ابولولو به کاشان، تنها داستانی نیست که در قرن های ششم و هفتم ساخته شد، بلکه بعدها

حکایتی عبرت آموز از شیخ علی خان زنگنه وزیر بزرگ عصر صفوی

رسول جعفریان

شب هنگام، نخست وزیر صفوی، شیخ علی خان زنگنه، عازم مسجد است... شبه درویشی را می بیند که .... شمع را ا

دیگر آثار نویسنده

معرفي تفصيلي سه کتاب در باره سيرۀ رسول خدا (ص)

جعفر رباني

تاريخ پيامبر اسلام از محمد ابراهيم آيتياگر از يک کتابشناس خبره يا کسي که اهل تحقيق و مطالعه