۲۹۴۴
۰
۱۳۸۶/۰۳/۲۳

سفرهاي حج ناصر خسرو قبادياني

پدیدآور: رسول جعفريان
سفرهاي حج ناصر خسرو


ناصر وخسرو قبادياني دانشمند، اديب و شاعر و متکلم بزرگ اسماعيلي مذهب در سال 94 به دنيا آمد. در بلخ باليد و شغل اداري گرفت و اين شغل را تا سال 437 داشت. اين چندسالي پس از آمدن سلجوقيان به اين نواحي و تصرّف آن مناطق بود. زين پس از سمت اداري استعفا داده، همراه برادرش ابوسعيد و غلامي هندي راهي سفري طولاني شد.
در مقدمه سفرنامه وي آمده است: «هفت سال در سير و سفر بود و مسافت بيش از 2220 فرسنگ را پيمود. چهاربار خانۀ خدا را زيارت کرد. سه سال در مصر بسر برد.
وي شيعه اسماعيلي بود و در مصر در خدمت مستنصر فاطمي هشتمين خليفه فاطمي رسيد. وقتي در سال 444 از سفر بازگشت، در طبس نزد امير اسماعيلي اين ديار ابوالحسن گيلکي بن محمد چند روز را به ميهماني گذراند و از وي ستايش فراوان کرد. چون به موطنش بازگشت به تبليغ مذهب اسماعيلي پرداخت که با مخالفت حکومت روبرو شده و تحت پيگرد قرار گرفت. زان پس به مازندران گريخت که اسپهبدان شيعي بر آنجا حکومت مي کردند. کتاب زاد المسافرين خود را در سال 453 نوشت و در آن کتاب از اين فرارش ياد کرد. وي بعدها به نيشابور برگشت و سپس به بدخشان رفت و بيست و پنج سال پاياني عمرش را در همانجا بسر برد. جايي که تا امروز هم مردمانش اسماعيلي هستند. وي در سال 481 در يمگان بمرد و همانجا مدفون شد و تا امروز مزارش سرپاست. از وي آثار چندي برجاي مانده که همه در معارف عقلي و يکي هم ديوان اوست که اشعارش هم همان حال و هوا را دارد.
در باره سفرنامه وي ترديدي هايي ابراز شده و حتي کتابي هم آقاي فيروز منصوري در اين باره نوشته است، اما عجالتا به دليل اطلاعات کهنه‌اي که در آن وجود دارد، نمي‌توان با اين احتمالات و به سادگي آن را نفي کرد. طبعا اطلاعات داخل آن بي اشتباه نيست چنان که در باره نثر آن هم تأملاتي وجود دارد.
ارجاعات ما به چاپ دبيرسياقي است. در اين چاپ نقشه‌اي هم از مسيرهايي که ناصرخسرو پيموده درج شده است. اين کتاب چندين چاپ ديگر هم دارد.

سفر حج اول و دوم ناصر خسرو
زماني که ناصر خسرو سفرش را از بلخ آغاز کرده، هدفش زيارت بيت الله الحرام بود و مسيري که وي انتخاب کرد مسيري طولاني. بسا وي افزون بر سفر، قصد گردش در بلاد مختلف را هم داشته است. شايد هم به عنوان يک داعي اسماعيلي در صدد تبليغ دين و آيين خويش هم بوده است و هدف اصلي از اين سفرها براي نشر دعوت اسماعيلي. گرچه در اين سفرنامه اين وجه پنهان مي ماند و اين هم البته بر ابهام آن مي افزايد.
ناصر خسرو به هر شهري مي رسد، گزارش کوتاهي از وضع شهر از حيث اقتصادي و گاه سياسي و حتي تمدني به دست مي‌دهد. بناي ما شرح اين شهرها و ارائه معارف تمدني آن کتاب نيست اما آنچه هست اين که او اين مسيرها را چنان که مرسوم بوده طي مي‌کرده و بنابرين بايد مسيرهاي ياد شده را به عنوان راه هاي اصلي شناخت.
وي از مرو به سرخس، نيشابور، قومس، دامغان، سمنان و ري رفته و عازم قزوين مي‌شود. از آنجا به سمت سراب و تبريز مي‌رود. سپس عازم مرند و خوي و وان و وسطان شده از آنجا عازم شهر اخلاط مي شود که مرز ميان مسلمانان و ارمنيان است. شهر بدليس يا بطليس مقصد بعدي است. پيداست که او براي حج مسير فرات به شام برگزيده است. در آنجا به منطقه صفين رسيده و بر سر مزار اويس قرني مي‌رود. البته او از مزار سخني نمي‌گويد و تنها اشاره مي‌کند که به مسجدي رسيده که گفته‌اند مسجد را اويس قرن بنيان گذاشته است.
ارزن شهر بعدي است و سپس شهر معروف ميافارقين. تا اينجا از بلخ تا ميافارقين552 فرسنگ راه آمده است.
شهر «آمِد» منزل بعدي اوست که شرحي مفصل از آن به دست داده است. مقصد بعدي حران است که دو مسير بوده: يکي آباد و ديگري ناآباد. وي گويد که «ما با کاروان به راه آباداني شديم». (سفرنامه ناصرخسرو، چاپ دبيرسياقي، صص 12 - 13). وي از حران عازم سروج گشته، از فرات گذشته و عازم منبج شده است. شهر مهم بعدي شهر حلب بوده است که وي وصف آن را به تفصيل آورده است.
سپس از حلب عازم شامات شده است تا از آنجا به مدينۀ منوّره برود در مسير از شهرهاي معرة النعمان – شهر ابوالعلاي معري – و حما گذشته است. وي به جاي آن که راه زميني را به سمت دمشق ادامه دهد، به طرف ساحل رفته است تا شهرهاي حاشيه مديترانه را ببيند. بنابرين از حما به سمت طرابلس رفته است. از آنجا به سمت جُبيل رفته که امروز هم شهرکي در ساحل درياست. از آنجا عازم بيروت شده و سپس به صيدا و صور رفته است.
انتخاب اين مسير مي‌توانسته است براي زيارت بيت المقدس باشد. از صور به شهر عکا رفته و مشاهد منتسب به انبيا