۴۱۸۹
۰
۱۳۸۶/۰۶/۱۹

تشيع در جنوب هند (ميراث دوره قطب شاهيان و ايرانيان مهاجر به هند) (3)

پدیدآور: سيد علي قلي قرائي
قرن سيزدهم
سالهاي آخر سده دوازدهم مصادف است با شروع وزارت غلام سيد خان ملقب به ارسطو جاه (218-1195/1804-1781)، وزير شيعي مير نظام علي خان آصفجاه دوم (1218-1176/1803-1762). در سال 1212/1797 صفدر علي خان (بن محمد اسماعيل شيرازي) کازروني، زيجي را که ترتيب داده بود به ارسطو جاه تقديم نمود. الصفدري در شرح شافيه، زيج صفدري (1234/1741) و معرفت تقويم از تأليفات ديگر وي مي باشند. در سال 1114/1702 ابو المفاخر نظام الدين محمد هادي حسيني صفوي رساله اي در حروف و علوم غريبه در حيدرآباد تأليف نمود. ظاهرا در همين زمان (حدود 1209/1794) شيخ حسن بن محسن بلادي از بحرين به حيدرآباد آمده در آنجا ساکن شد و در همانجا از دنيا رفت. حکيم نور الدين محمد کاشاني (زنده در 1208/1794) که صبحي و صباحي تخلص داشت در همين دوره در حيدرآباد زندگي مي کرد.
براي درک ميزان رواج فارسي بعنوان زبان شعر و ادب در حيدرآباد اين عصر کافي است به مجموعه اي مراجعه نمايم که در آن آثار يکصد وچهل وسه شاعر فارسي گو گرد آوري شده و حاوي قصايدي است که براي ارسطو جاه سروده شد.
بعد از ارسطو جاه منصب وزارت به سيد ابوالقاسم بن سيد محمد رضي الدين بن نور الدين بن محدث نعمة الله جزائري، معروف به مير عالم (1223-1166/1808-1753)، مؤلف تاريخ حديقة عالم و تأليفات ديگر، رسيد که براي چهار سال تا وفات در اين سمت باقي ماند.
آقا احمد بن محمد علي به محمد باقر بهبهاني (1243-1191/1827-1777) از عالماني است که در نيمه ي اول قرن سيزدهم از ايران به هند آمده اند. وي چند سالي (حداقل پنج سال، 1224-1219) در زمان وزارت مير عالم در حيدرآباد و شهر هاي ديگر هند مانند لکهنؤ و فيض آباد بسر برده و سفرنامه ي هند را باعنوان مرآة البلدان نوشت. کتاب تحرير مير عالمي که حاشيه بر شرح باب حادي عشر به عربي است اثر صفدر علي بن محمد حسن شيرازي است که آنرا براي مير عالم تأليف نمود. درهمين عصرمير بابر علي يکسان رساله سبعه صفات مير عالم (درباره ي ويژگيهاي شخصي مير عالم) را نگاشت. مير محمد علي خان موسوي، متخلص به ناله و مؤلف مناقب الابرار في مدح النبي و اهل بيت الاطهار، که از نجف به حيدرآباد آمده بود، قصايدي در مدح مير عالم سرود و سيد نور الاصفياء بن نور العلي (م 1255/1839) نور الشهداء را بر اساس اخبار اهل سنت درباره ي پنج تن به سال 1219 تأليف نمود.
مير عبداللطيف (بن نور الدين بن نعمةالله) شوشتري، سياح و نويسنده ي تحفة العالم (تأليف شده در حيدرآباد بين سالهاي 19-1216)، از حيدرآباد و مردم آن سخت بيزار است. وي که با مير عالم بستگي خانوادگي داشت و سفرنامه ي خويش را به نام وي نوشت، در سال 1219/1802 با آقا احمد نيز در حيدرآباد مصاحبت داشته است. سيد محمد بن طيب جزائري ‏(بن محمد بن نور الدين بن نعمة الله موسوي)، عالمي از همين بيت است که به حيدرآباد آمده به مير عبد الطيف پيوست.
بعد از مير عالم منصب وزارت به بديع الزمان منير الملک (1248-1223/1832-1808) وزير شيعي ديگر رسيد و چندين وزير بعدي آصفجاهان يعني مير عالم علي خان سراج الملک (که دو نوبت منصب وزارت را داشته است، 1848-1846 و 1853-1851) ، مير تراب علي خان سالار جنگ اول (1883-1853)، مير لائق علي خان سالار جنگ دوم (1887-1884) و مير يوسف علي خان سالار جنگ سوم (1914-1912) از همين خانواده ي شيعي بوده اند.
منير الملک شخصي با فضيلت بود و بسياري از کتابهاي گنجينه ي موزه ي سالار جنگ متعلق به کتابخانه ي شخصي اوست.
در دوران وزارت منير الملک عالمي از ايران به نام مولي محمد محسن بن ابي الحسن کاشاني کتاب خود باعنوان الأدعية و الاخبار را در سال 1228/1813 در حين اقامت در حيدرآباد تأليف نمود. وي که احتمالا از احفاد فيض کاشاني است، نسخه اي از تأليفش ترجمة الصلاة را در سال 1230/1815 در حيدرآباد نگاشت. عالمي به نام باقر بن علي شيرازي کتاب ضياء المنير درباره ي اصول فقه شيعه را براي منير الملک نگاشت و محمد هادي بن احمد خراساني نوافل ليل و نهار را براي منير الملک تأليف کرد.
عالمي به نام عبدالعظيم بن علي رضا حسيني اصفهاني (زنده در1231/1816)، فقيه امامي، در اين دوره به حيدرآباد آمد و ميان او علماي حيدرآباد مباحثاتي صورت گرفته است. وي رساله اي در اخلاق باعنوان چهل کلمه براي منير الملک تأليف نمود و رساله اي ديگر با نام تحفة الاخوان در تعبير خواب را در بمبئي در خانه ي محمد علي خان شوشتري به پايان رساند.
محمد جعفر حسيني يزدي يکي از عالمان اين دوره است که تحت سرپرستي درگاه قلي خان يکي از اعيان حيدرآباد قرار داشت. حدائق القراآت درباره ي تجويد از تأليفات او است که به نام سکندر جاه نوشته است. اديبي به نام محمد باقر خراساني بخشي از هزار و يک شب را به خواست هنري راسل، رسيدنت کمپاني انگليسي ها در حيدرآباد (1238-1226/1820-1811)، باعنوان هنريه از عربي به فارسي ترجمه کرد. در سال 1227/1812 مير اسماعيل نجفي که داراي مناصبي تحت حيدر علي و تيپو سلطان بود کتابي در نجوم باعنوان بحر الفنون تأليف نمود و مير فتح علي بن ابو تراب علي رضوي متخلص به مسعود رساله اي منظوم در نجوم باعنوان رساله منير در ضابطه نجوم براي منير الملک نگاشت. رساله ي منظوم ديگري از جعفري در سال 1246/1831 براي منير الملک نگاشته شده است. بهجت شيرازي (ميرزا جعفر بن ميرزا کاظم متخلص به شرفا) بعد از وفات پدر در سال 1235/1819 از حيدرآباد به اصفهان بازگشت و به سال 1296/1879 در شيراز درگذشت. ميرزا طاهر شيرازي متخلص به نيّري، يکي از شاعران صاحب ديوان دوره ي ناصر الدوله آصفجاه چهارم (1273-1244/1857-1829) است.
سيد غلام جيلاني رساله اي باعنوان سالار انتظام در مورد امور اداري و مالي در سال 1272/1854 براي سالار جنگ نوشت. در سال 1275/1859، علي اکبر بن محمد کاظم کاشاني رساله مسالک الوزراء را که آنرا براي مختار الملک سالار جنگ نوشته بود به وي تقديم نمود. در سال 1284/1867 عالمي سني از عراق به نام ابن محمد عراقي شافعي رساله اي در فقه حنفي باعنوان مختار الجنايات را به سالار جنگ تقديم داشت. وقاري تهراني تذکرة الواصلين (تذکره 76 شخصيتهاي شيعه) را در سال 1287/1870 تأليف و به سالار جنگ تقديم نمود.
در سال 1288/1871 محمد علي يزدي کتابي در علم اخلاق باعنوان اخلاق محمدي براي همان سالار جنگ تأليف نمود. رساله اي باعنوان نصائح ملوک از ميرزا حبيب شيرازي (معروف به حکيم قائيني و حسان الهند) که قصيده اي در مدح سالار جنگ در آخر آن آمده در همين زمان تأليف شده است (1296/1879). مجموعه اي باعنوان مختار الجوامع در عربي و فارسي درباره ي تفسير، حديث، ادعيه و تاريخ از محمد حسين بن محمد علي موسوي جزائري شوشتري نيز به نام سالار جنگ نگاشته شده است.
سيد محمد حسين بن اسماعيل خراساني (زنده در 1295/1878) از کربلا به حيدرآباد هجرت نمود و متعاقبا به کلکته منتقل شد. صفا شيرازي (ميرزا ابراهيم بن محمد حسين معروف بحاج آقا) (متوفي 1301/1883) که شاعر و خطاطي چيره دست بود، بعد از مدتي اقامت در بمبئي در سال 1289/1872 به حيدرآباد آمد و بعد از ملاقات با سالار جنگ بلافاصله بسمت معلمي پادشاه جوان مير محبوب علي خان منصوب گرديد. کتاب کنز النصائح در علم اخلاق از تصانيف وي مي باشد. صدر الشعراء فياض ايراني مثنوي در مدح سالار جنگ سرود و علي نقي مازندراني، متخلص به ضيغم و محمد علي شيرازي، با تخلص شيدا، قصايدي در مدح وي در سال 1290/1873 سروده اند، و سيد صادق علي رشتي حديقه مختاريه (مجموعه قصايد فارسي و اردو از 130 شاعر در مدح سالار جنگ اول) را در سال 1291/1874 گرد آوري نمود. ميرزا اسمعيل دُردي اصفهاني (م 1332/1913) يکي از اديبان عصر سالار جنگ است که يادگار عجيب را درباره ي انتصاب وي به وزارت و يادگار جهان را در شرح حالش و همچنين مثنوي يوسف نامه را در مدح مير يوسف علي خان سالار جنگ سوم در سال 1330/1912 نگاشته است.
در سال 1296/1879 جمال الدين اسدآبادي از مصر به حيدرآباد آمده در اين شهر مدتي اقامت گزيد و در همين زمان رساله نيچريه خويش را بفارسي در رد افکار سر سيد احمد خان تأليف کرد. دولت انگليس وي را به کلکته فراخواند و مدتي اورا ملزم به اقامت در آن شهر نمود.

قرن چهاردهم
مهاجرتها و تماسهاي علماي ايران با حيدرآباد در اين دوره باز کمرنگتر مي شود ولي بطور کلي قطع نمي گردد. شيخ محمد علي خراساني طبسي حائري، نويسنده اثبات النبوة الخاصة و انوار الابصار به حيدرآباد مهاجرت نمود. وي که بسال 1320/1902 در کربلاي معلي درگذشت اسئلة النثارية را در جواب 23 سؤالي نوشت که سيد نثار حسين عظيم آبادي برايش مطرح کرده بود.
فقيهي از قطيف بنام شيخ حسن علي بدر بن عبد الله قطيفي بعد از اقامت چند ماهه در حيدرآباد و لکهنؤ در سال 1329/1912 به نجف مراجعت نمود. سيد عبدالله خان نيّر (بن سلطان العلماء آقا سيد علي شوشتري) قصايد نيّر را در سال 1332/1914 در مدح سالار جنگ سوم سروده است.
فقيه و اديبي ديگر از حضرموت به نام سيد أبو بکر بن عبد الرحمن بن محمد بن شهاب الدين علوي حسين حضرمي مدت طولاني در حيدرآباد اقامت داشت. وي متکفل تدريس در جامعه نظاميه بود وعلامه رشيد ترابي، خطيب پرآوازه شبه قاره، شاگرد وي بوده است. وي در همان شهر به سال 1341/1923 از دنيا رفت.
شيخ أبو القاسم بن عبد الحکيم کاشاني (1351-1275/1932-1858) که مدتي مقيم بمبئي بود کتاب يا رساله اي مبسوط باعنوان جواب الکتاب الوارد من حيدرآباد الهند در جواب نامه ي سيد علي شوشتري نوشت. سيد محمد حسين ملقب به سيد بزرگ (ابن محمد جعفر بن محمد حسين بن جعفر بن طيب بن محمد بن نور الدين بن نعمة الله الموسوي الجزائري) (1350-1275/1931-1858)، و‏ شيخ محمد علي بن محمد رضا نائيني از عالماني هستند که در اين دوره مقيم حيدرآباد بوده اند. يکي از علماي متأخر اين دوره سيد ابراهيم رضوي (سيد إبراهيم بن عباس بن إبراهيم بن حيدر بن عباس بن علي بن عبد القادر بن محمد بن حسن) است که به خانوده اي علمي تعلق داشته و نجفي الاصل بود. وي به سال 1295/1878 در نواحي حيدرآباد به دنيا آمد و در اين شهر وفات يافت. منظومه اي در مدح آل نبي (ص) باعنوان لاميه دکن از وي به يادگار مانده است.
بعد از قطب شاهان در دوره ي آصف جاهان نيز زبان فارسي بعنوان زبان رسمي و اداري و نيز زبان دين و ادب باقي ماند و بسياري از کتابهاي ديني و علمي، و نيز تأليفات مربوط به شعر و ادب، تاريخ و طب وغيره به زبان فارسي تأليف مي شد و اين روند کم و بيش تا اوخر قرن 13/19 ادامه داشته است. ولي از اواسط اين قرن رواج فارسي بعنوان زبان رسمي کمرنگ گرديد اگر چه تدريس آن به عنوان جزئي از برنامه ي تدريسي مدارس تا اواسط قرن بيستم ميلادي ادامه داشت. بيشتر ايرانيان تحصيل کرده که در دوره ي اخير به هند رفته اند معلمان فارسي و عربي بوده اند. در ابتداي قرن گذشته محمد قلي خان قرائي خراساني، جد مادري پدر اينجانب، از خراسان به حيدرآباد آمد. از وي بعنوان معلم و مربي سالارجنگ سوم دعوت به عمل آمده بود. سيد محمد رضا حمزوي، پدر بزرگ اينجانب و معروف به آقا بزرگ شيرازي، از شيراز آمده در مدرسه عاليه و نظام کالج مشغول به تدريس فارسي و عربي بوده است. از ايرانياني که در اين دوره به حيدرآباد آمدند حاج فتح الله بن عبد الرحيم معروف به مفتون يزدي است. وي از سال 1330/1912 در جاگيردار کالج معلم فارسي بود و داراي تأليفات متعددي است. يکي ديگر از مدرسان فارسي در حيدرآباد شيخ محمد تهراني بود که بعد از سقوط حيدرآباد به ايران و عراق مراجعت نمود. ولي مهمترين شخصيت ادبيات فارسي در اين دوره سيد محمد علي داعي الاسلام، مؤلف فرهنگ نظام است. وي در دائره مير مؤمن در کنار عارف بزرگوار سيد حسن بن اسد الله رضوي اصفهاني، معروف به سيد حسن مسقطي (متوفي 1947م) که مدتي در دکن بسر برده، آرميده است. سيد شاه عباس خراساني، روحاني و خطيب، و سيد صمصام شيرازي، مدير نشريه شيراز، از آخرين شخصيتهاي ايراني هستند که تا سالها بعد از اشغال نظامي حيدرآباد توسط ارتش هند (1367/1948) در اين شهر فعاليتهاي فرهنگي داشته اند.
مسلمانان هند در طول دو قرن گذشته آماج شديدترين نوع تهاجم فرهنگي قرار گرفته اند. در اولين مرحله اين تهاجم آنها ميراث فرهنگي خود را که بيشتر در قالب فارسي قرار داشت از دست دادند. با اين حال آنها کوشيدند بخشي از سرمايه هاي فرهنگي خود را از نابودي نجات داده آنرا در قالب اردو حفظ نمايند و در همين راستا بود که دانشگاه عثمانيه که در آن اردو وسيله ي آموزش در تمام رشته هاي علمي بود در حيدرآباد تاسيس گرديد. ولي با رفتن انگليسي ها سياستهاي فرهنگي آنها در قبال مسلمانان از بين نرفت و آنها آماج مرحله ي دوم اين تهاجم قرار گرفتند که طي آن اردو نيز موقعيت خود را بعنوان زبان رسمي و وسيله ي آموزش دانشگاهي از دست داد. در نتيجه اين سياست اکثريت نسل جديد فاقد سواد خواندن و نوشتن به زبان اردو مي باشد و بدين طريق براي بار دوم رابطه ي آن با ميراث فرهنگي خود قطع شده است.
مورخان انگليسي و به پيروي آنها مورخان هندي تمدن چند صد ساله ي اسلامي فارسي در هند را تمدني سقط شده (aborted civilization) بمعني تمدني نافرجام يا تمدني ابتر ناميده اند. آنها غافل اند از اين حقيقت که اين تمدن پيوسته به اصلي زايل ناشدني است که در لسان قرآن ريشه آن ثابت است و فرع آن در آسمان و بقول حافظ گوهريست بيرون از صدف کون و مکان.
زمانهاي قدرت و ضعف، نشيبها و فرازها، جزوي از تاريخ ملتهاها را تشکيل ميدهد و ما اميدواريم با پراکنده شدن ابرهاي تيره ي تعصب و کوتاه نظري، بحول و قوه الهي مردم هند بار ديگر اين توفيق را خواهند يافت تا از ميراثهاي علمي گذشته ي خويش بنحوي بهره مند شوند.
شوال 1434 مطابق خواهد بود با سالگرد چهارصدمين سال درگذشت مرحوم مير مؤمن استرآبادي و بنده اميدوارم دانشمندان و دانش پژوهان ايراني و شبه قاره اي اين فرصت را مغتنم شمرده در جهت بازيافت تاريخ تشيع در دکن و احياي ميراث آن قدمهاي بلند و شايسته بردارند. والله ولي التوفيق.

سيد علي قلي قرائي
شهر مقدس قم
5 شعبان 1428ه ق
نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

علم و فهم علمی در آثار جاحظ، ابن قتیبه و راغب اصفهانی

رسول جعفریان

سه چهره جاحظ، ابن قتیبه و راغب، هم ادیبان بزرگی هستند و هم در دانش نقد ادبی ید طولایی دارند. پرسش ای

یادی از بانیان «مطبعه حیدریه» در نجف و ابو زینب ما

رسول جعفریان

خاندان کتبی در سه نسل محمد صادق، محمد کاظم و محمد صادق «ابوزینب» نقش مهمی در نشر کتابهای شیعی در نجف

منابع مشابه بیشتر ...

پرسش و پاسخ هایی در باب مسأله اخباری ـ اصولی، غنا و تصوف از دوره اخیر صفوی  بر اساس یک متن تازه یاب

رسول جعفریان

جامعه عصر صفوی در پنجاه سال آخر خود، سخت درگیر چند بحث بود، نماز جمعه، تصوف و رد آن، غنا، و بحث اجته

از هر طرف که رفتم جز حیرتم نیفزود (به بهانه انتشار کتاب عصر حیرت)

رسول جعفریان

نگاهی است که مدلهای مختلف برخورد ما با غرب، و آنچه که کتاب عصر حیرت در این میانه عرضه می کند.

دیگر آثار نویسنده

تشيع در جنوب هند «گلکنده» (مقدمات ظهور مير مؤمن استرآبادي ) (1)

سيد علي قلي قرائي

در باره ميرمؤمن استرآبادي و نقش وي در تشيع در جنوب هند زندگاني مير مؤمن استرآبادي و نقش او در مق