۳۷۸۴
۰
۱۳۸۷/۰۴/۱۴

سفر به جاوه قدیم یا اندونزی جدید

پدیدآور: رسول جعفريان

خلاصه

در حال حاضر دو جریان مهم اسلامی در اندونزی وجود دارد: یکی نهضت العلماء که ادعا می شود چهل میلیون عضو و سه هزار مدرسه و مکتب خانه دارد و رئیس بخش حوزوی آن دکتر عقیل سراج است. ديگري...

سفر به جاوه قدیم یا اندونزی جدید<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

رسول جعفریان

 

مدتی پیش حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای سید جواد شهرستانی – زید عزّه - که به تازگی مؤسسه‌ای به نام مبارک اهل البیت (ع) در شهر جاکارتا پایتخت اندونزی برای تبلیغات دینی تأسیس کرده‌اند، دعوت کردند تا دیداری از آن مؤسسه و دیگر مراکز مذهبی شهر مزبور داشته باشیم.

قرار بود پنج نفر از دوستان برای یک هفته به اندونزی برویم. پس از فراهم شدن مقدمات، جناب استاد مهدوی راد به دلیل شنیدن خبر بیماری پدرشان، از آمدن صرف نظر کردند. بنابرین ما چهار نفر (بنده همراه آقایان: معراجی، مهریزی و عابدی) ساعت پنج صبح روز پنج شنبه 6 تیرماه 1387  راهی امارات شدیم تا از آن میسر به جاکارتا پرواز کنیم.

پرواز ما با هواپیمایی امارات به مدت دو ساعت به دبی رسید و پس از یک توقف دو ساعته عازم اندونزی شدیم. فاصله دبی تا جاکارتا تقریبا 9 ساعت بود که برای ما بسیار طولانی بود. با این حال به دلیل کم خوابی شب گذشته، بخش عمده راه را – مثل بقیه عمر – در خواب بودم. با محاسبه نزدیک به سه ساعت تفاوت افق، ساعت 9 به مقصد رسیدیم.

 در وقت مهر کردن گذرنامه، مأمور مربوطه ما را راهنمایی کرد که پولی به رسم هدیه بدهیم! لاجرم و از ترس این که مشکلی پیش نیاید به راهنمایی خود او یک ده دلاری لای یکی از گذرنامه‌ها گذاشته به او دادیم. باز هم طلب می کرد، اما به او حالی کردیم که بیش از این خبری نیست (از شگفتی ها آن که در بازگشت همان مأمور باز طلب پول کرد که با انکار ما روبرو شد). 25 دلار هم برای ده روز ویزا از هر کدام ما گرفتند و برگه ویزا را در گذرنامه ما چسباندند. هرچه بود کارها به سرعت انجام شد و ما از آنجا خارج شدیم. ابتدا دو نکته را عرض کنم. یکی در باره کشور اندونزی و دیگری در باره مؤسسه اهل البیت (ع).

کشور اندونزی متشکل از شمار زیادی جزیره کوچک و بزرگ تحت عنوان جزایر مالایا است که میان چین و هند و استرالیا قرار دارد. این کشور به عنوان چهارمین کشور پرجمعیت دنیا (با 238 میلیون نفر) بیشتر مسلمان را دارد. اندونزی قرنها تحت استعمار هلند و در جریان جنگ جهانی دوم برای چهار سال تحت سلطه ژاپن بود. بعد از آن استقلال طلبان با هلند درگیر شدند. این کشور در سال 1349 مستقل شد ودکتر سوکارنو به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. جزایر اندونزی را از 3 تا 17 هزار جزیره دانسته‌اند. روشن است که در این محاسبات برخی از جزایر کوچک شمرده یا ناشمرده باقی مانده است. برای اطلاعات بیشتر می‌توان به مدخل اندونزی در دایرة المعارف بزرگ اسلامی مراجعه کرد.

پس از خروج از فرودگاه با استقبال جناب آقای سید فارس حسینی روبر شدیم. جناب حجت الاسلام و المسلمین سید فارس حسینی تویسرکانی از روحانیون فعال وبانی مؤسسه اهل البیت (ع) در جاکارتاست که فارسی و انگلیسی و عربی واندنزیایی و سواحلی را به راحتی صحبت می‌کند. ایشان مدتها در تانزانیا بوده و از هفت هشت سال پیش به اندونزی آمده است. مؤسسه اهل البیت (ع) در سال 2006 توسط خود این سید و با پشتوانه مالی حجت الاسلام و المسلمین شهرستانی طی نه ماه ساخته شده و دوسالی است که فعالیت‌های تبلیغی و درسی خود را شروع کرده است. ایشان پیش از ساختن مؤسسه، به صورت پراکنده در مؤسسات مختلف مشغول به فعالیت‌های تبلیغی بوده است.

روزهای شنبه و یکشنبه که روزهای رسمی تعطیل در اندونزی است نماز جماعت در مؤسسه برگزار می‌شود. سه روز بعد از آن، هر روز درس فقه و عقاید ارائه می شود که همراه آن نماز جماعت مغرب و عشا نیز برگزار می‌گردد. به گفته ایشان در حال حاضر، درس‌های فقه و عقاید متعددی از سوی طلابی که در ایران تحصیل کرده‌اند برای شیعیان برگزار می‌شود. ایشان در راه افزودند که بسیاری از شیعیان طالب اقامه نماز جمعه هستند، اما تاکنون برای حفظ اوضاع، به مصلحت دانسته نشده و به خصوص در رابطه با مؤسسه این کار در حوزه وظایف آن شمرده نشده است. در واقع یک دلیل دیگر هم این است که این ساختمان صورت مسجد ندارد. همین جا بیفزایم که مساجد اینجا به جز موارد خاص که مساجد باشکوهی است، معمولا یک ساختمان عادی است که یک گنبد کوچک روی آن گذاشته می شود.

از صحبت‌های مقدماتی روشن شد که در ارتباط با فعالیت های تبلیغی، اندونزی این شانس را دارد که چندین نفر از افراد فرهیخته به کار آموزش دین و مذهب شیعه مشغول هستند. به علاوه سالهاست که تعدادی از طلبه‌های اندونزیایی که در قم تحصیل کرده‌اند به اینجا بازگشته، به اداره مؤسسات پرداخته و مشغول تبلیغات دینی هستند.

از فرودگاه که خارج شدیم، چهل دقیقه طول کشید تا به مؤسسه اهل البیت (ع) رسیدیم. به تازگی، یعنی ساعتی پیش از ورود ما، مراسم عروسی یک دختر و پسر شیعه اندونزیایی در آن محل تمام شده بود. در آن مراسم حدیث کسا خوانده شده بود. گفتنی است که هر شب جمعه در اینجا و چندین مؤسسه دیگر دعای کمیل برگزار می شود، اما امشب به خاطر عروسی حدیث کسا خوانده شده است.

شام ایرانی با برخی از میوه های خاص اندونزیایی صرف شد. سر شام صحبت‌هایی در باره وضعیت تبلیغات دینی و مذهبی صورت گرفت. فعالیت وهابی ها اخیرا در اینجا رو به ازدیاد گذاشته است. بیشتر حساسیت آنان روی شیعه بوده و از این زاویه به مسائل تبلیغی می نگرند. متقابلا وجود آنها به شیعیان انگیزه فعالیت بیشتر می دهد. این همان وضعی است که در حال حاضر در بیشتر کشورهای افریقایی و شرق آسیا جریان دارد. هرچه هست سایه تبلیغات وهابی در اینجا بر سر شیعیان سنگین است، هرچند چندان جدی نیست. طبعا به دلیل آن که تشیع در این جا یک مذهب رسمی شناخته شده، اوضاع عادی‌تر است. وهابی‌ها مترصد هستند تا با کمکهای مالی خود ارتباط برخی از چهره‌های سنی معتدل را با شیعیان قطع کنند. در یک مورد، با یک کمک سه میلیون دلاری یکی از چهره‌های مذهبی معتدل اندونزی را که دست کم دو بار هم به ایران سفر کرده و در سخنرانی های خود از ایران و امام خمینی ستایش می کرد، وادار به تغییر موضع کردند. این کمک پس از آنی انجام شد که امام جماعت مسجد الحرام به اندونزی آمد و با وی دیدار کرد. این استاد، حتی به تعهدش برای آوردن یک استاد ایرانی عمل نکرد، چون طبق قرار خودشان باید برای دانشگاه آنان از هر کشوری یک استاد همراه همسرش به جاکارتا می‌آمد. تلاش برای لغو اقامت برخی از مبلغان مذهبی هم از سوی وهابی‌ها در جریان بوده و هست.

باید عرض کنم غالب نود درصد مسلمان اینجا (از 240 میلیون جمعیت آن) شافعی هستند. اخیرا تبلیغات فرقه احمدیه (مریدان غلام احمد قادیانی) نیز در اینجا بالا گرفته و تعداد زیادی از مردم هوادار آنان شده اند. چند هفته پیش یک تظاهرات نیز داشته‌اند.

یکی از اهداف سفر من تهیه یک گزارش کوتاه اما درست از وضعیت شیعیان است.  صبح روز جمعه از آقای سید فارس درخواست کمک کردم. ایشان با آقای سید حسین الکاف تماس گرفت که از علما و از سادات اندونزی است و نوشته‌هایی در این باب دارد. آدرسی سایتی را داد که در آنجا مقاله و کتابی از وی در این زمینه وجود داشت. این اولین خبر خوشحال کننده  برای من بود. گفتنی است که آقای سید حسین الکاف از تحصیل کرده‌های ایران و از وکلای دفتر رهبری در اینجاست. مؤسسه‌ای به نام مؤسسة الجواد (ع) در باندونگ دارد، شهری که شیعیان آن فراوان هستند.

نماینده دیگر رهبری در اندونزی، آقای سید محمد بِن علوی است. وی در ایران تحصیل نکرده، اما بر اساس گفته دوستان، آگاهی های مذهبی خوبی دارد و سخنور توانایی است.

نخستین نکته‌ای که در باره تشیع در اندونزی می شنویم، در باره سادات اینجاست که همگی از نسل امام جعفر صادق (ع) و از شاخه علی بن جعفر عریضی هستند. اینها سادات حضارمه یا حضرموتی (بخشی از یمن) هستند که در قرن نهم با کشتی به این مناطق آمده اند. این را هم عرض کنم که سادات عریضی در ایران هم شاخه‌هایی دارند. شماری از این سادات از شیعیان قدیم هستند که اولین بار در شهر آچه ساکن شده و از آنجا به سایر نقاط اندونزی کوچ کرده‌اند. در حال حاضر شمار زیادی از آنان سنی مذهب (شافعی) و حتی برخی از آنها وهابی هستند. در اینجا به جای کلمه «سید» کلمه «حبیب» را به کار می برند.

سادات اندونزی، نسب شان به سید علوی بن عبیدالله بن احمد المهاجر بن عیسی بن محمد بن علی بن جعفر الصادق علیه السلام می رسد. عنوان «باعلوی» به ساداتی اطلاق می شود که به این «سید علوی» می‌رسند. این شاخه از سادات در منطقه حضرموت بوده و شماری از آنان به مناطقی در شرق آسیا از قبیل اندونزی، مالزی، تایلند، فیلیپین، سنگاپور و برخی هم به مناطقی از افریقا رفته‌اند. مهم‌ترین خدمت این جماعت، انتشار اسلام در اندونزی در یک فرصت کوتاه است. آنان در قرن چهاردهم میلادی وارد این دیار شده و توانستند به سرعت به نشر اسلام بپردازند. در جاوه، جزیره ای از پنج جزیره بزرگ اندونزی که جاکارتا هم در آن قرار دارد، از «اولیاء‌تسعه» یاد می شود که نسب آنان به سید جمال الدین بن احمد بن عبدالله بن عبدالملک بن علوي بن محمد صاحب مرباط بن علي بن علوي بن محمد بن علوي بن عبيد الله بن احمد المهاجر منتهی می‌شود. گفته می‌شود که سید احمد مهاجر در سال 317 از بصره راهی حضرموت شده و در حال حاضر مرقد او در فاصله‌ای نزدیک با شهر تریم است.

جد این سادات یعنی امام صادق (ع) و فرزندش علی بن جعفر عریضی، یکی امام مذهب جعفری و دیگری از علمای برجسته آن است. طبیعی است که فرزندان در این مذهب باشند. اما حضورشان در یمن این احتمال را پدید می‌آورد که شماری از آنان زیدی شده باشند. با این حال، بعدها در اندونزی غالب این سادات شافعی مذهب شده‌اند. در عین حال، طی یک صد سال گذشته، همواره علویانی بوده اند که از مذهب تشیع امامی سخن گفته‌اند. این امر پس از استقلال اندونزی به جد مطرح شده و از روزهای پس از انقلاب اسلامی به سرعت خود را در عرصه جامعه اسلامی اندونزی نشان داده است.

صبح روز جمعه هفتم تیرماه به پونچاک، جایی کوهستانی در جنوب جاکارتا رفتیم که بسیار زیبا بود. فاصله آن به تقریب کمتر از یک ساعت راه از جاکارتاست. مسیر آن توریستی و نسبتا شلوغ بود و به تدریج که به منطقه کوهستانی نزدیک شدیم راه باریک و تنگ گردید. گفته می‌شود که جاکارتا 18 میلیون جمعیت دارد. روزهای تعطیل آنان شنبه و یکشنبه است و بنابرین روز جمعه، مسیر یاد شده چندان شلوغ نبود. نماز ظهر را در مسجدی بسیار زیبا که بر بلندی کوهی ساخته شده بود، وانسان را بی اختیار به یاد امامزاده هاشم می انداخت،  خواندیم. از ابتدای ورودی باید کفشها را در می آوردیم و تمامی محدوده وضوخانه و حتی دستشویی را با پای لخت رفت. ظاهرش البته تمیز بود و برای ما هم راهی جز رعایت مقررات نبود. با اصرار برای ورود به دستشویی یک دمپایی گرفتیم. بعد از  اقامه نماز از مسجد بیرون آمده به سمت یک رستوران رفتیم. فروشندگان دوره‌گرد، اشیاء کوچک مانند تسبیح و دیگر وسائل تزیینی برای فروش اجناسشان بسیار سماجت دارند. گداها نیز چنین هستند. با این حال ادب را رعایت می‌کنند. وضعیت اقتصادی مردم از سرووضع آنها آشکار و شکننده است.

رستوران بر فراز کوه و مشرف به یک دره بود اما غذا به رغم مفصلی و گرانی، چندان مطبوع نبود، دلیل آن هم نوع پخت محلی آن بود. باید گفت در اینجا پخت نان معمول نیست و غذای عادی مردم متکی به برنج و ماهی است. دلیل نامطبوعی آن برای ما هم رعایت جنبه‌های محلی در پخت غذا بود که با عادات ما ناسازگار بود.

پس از ناهار همین مسیر را ادامه داده به سوی باغ گلها رفتیم. باغی بسیار بزرگ که دست کم یک تا یک ساعت و نیم باید در آن گردش کرد تا بتوان بخشی از آن را دید. انواع گلها و درختان بسیار زیبا که با هوای شرجی و کوهستانی و بارانی این منطقه سازگار هستند، در آن دیده می‌شد. دیدن این گلها و درختان بسیار عالی و زیبا اسباب فرح و شادی و الحق چشم نواز بود. از آنجا بیرون آمده و به شهر گلها رفتیم که شهری است با ویلاهای متعدد که هر بخشی از آن به سبک و سیاق معماری کشوری ساخته شده است. این ویلاها متعلق به افرادی ثروتمند از ساکنان جاکارتا یا شهرهای دیگر است که تعطیلات آخر هفته را در آنها سپری می‌کنند. غروب بود که همین مسیر را برای بازگشت طی کرده، در همان مسجد نماز خوانده و در یک رستوران شام صرف شد. ساعت حوالی ده و نیم بود که به محل مؤسسه رسیدیم.

زندگی مردم در اینجا به نظر دشوار می‌آید. درآمدها اندک و شمار جمعیت قابل توجه است. در طول این مسیر، هزاران مغازه کوچک اما با کیفیت بسیار پایین دیده می شد. راسته های میوه فروشی، با میوه های معمولی و محلی، پررونق ترین آنها از لحاظ جنس بود. مغازه های دیگر معمولا بسیار حقیر و شامل برخی از اقلام عادی و ابتدایی و گاه صنایع دستی بود. اصولا در اینجا صنایع دستی جایگاه ویژه ای دارد و به خصوص از چوب که محصول عمده اندونزی است، بسیار خوب استفاده می‌شود. می دانیم که جنگلهای بیشمار اندونزی، این کشور را به یک منبع شگفت برای کاغذ تبدیل کرده و بهترین کاغذهایی که ما و بسیاری از کشورهای منطقه ما از آن استفاده می کنند از همین اندونزی است. ذغال سنگ این کشور به علاوه برنج از مهم ترین اقلام اقتصادی آن است. مردمان این خطه، همان طور که در مکه و مدینه هم فراوان آنان را دیده بودیم، آرام و قانع و به احتمال اندکی هم ترسو که شرط یک زندگی بی سروصداست. لذاست که دعوا میان افراد کمتر دیده می شود. در رانندگی هم کسی عصبی نیست به علاوه، غالب مردم خنده رو و ملیح هستند. البته خنده‌ای که ویژه فروشندگان است و بسا آن را از اروپایی ها یاد گرفته باشند، خنده‌هایی است که به عقیده من بیشتر محیلانه است تا از سر صداقت، درست مثل اروپا.

به هر روی، اندونزی کشوری پیشرفته نیست، بلکه به اصطلاح کشوری در حال توسعه است. بنابرین سطح دانشگاههای آن نیز چندان بالا نیست؛ به همین دلیل دانشجو از سایر کشورها به اینجا نمی‌آید. به عکس مالزی که در حال حاضر نزدیک به پنج هزار دانشجوی ایرانی در آن داریم در اینجا شمار دانشجویان ایرانی به عدد انگشتان دست هم نمی رسد. این چند نفر هم فرزندان ایرانیان مقیم هستند. یکی از آنها آقا سید حسین فرزند میربان مهربان ما جناب سید فارس بود.

صبح روز شنبه هشتم تیرماه برای دیدن مرکز فرهنگی ایران که ریاست آن با آقای محسن حکیم الهی است عازم شدیم. انتشاراتی هم با نام الهدی جزو زیر مجموعه های این مرکز است که البته ارتباطی با نشر الهدای معروف ندارد. در راه شعبه‌ای از دانشگاه الازهر را دیدیم که ظاهرا فقط اسمی از آن باقی مانده است.

مرکز فرهنگی ایران که به نام icc شناخته می شود ساختمان نسبتا بزرگی است که در مرکز شهر قرار دارد. این مرکز در سال 2003 افتتاح شده و به انواع کارهای فرهنگی و دینی و مذهبی و همچنین برگزاری مراسم مذهبی می پردازد.

آقای حکیم الهی ابتدا بر اساس نقشه‌ای که روی دیوار بود، توضیحی در باره مجمع الجزائر اندونزی دادند. مرکز این جزائر، جزیرة‌ جاوه است که جاکارتا هم در آن قرار دارد.  بزرگترین جزیره این مجمع الجزائر که پوشیده از درخت است، کالیمانتان نام دارد که به دلیل کثرت درختان، مانند آمازون، به عنوان یکی از شش های زمین نامیده می‌شود. سوماترا جزیره بزرگ دیگر از مجمع الجزایر اندونزی است. ایشان افزودند که اسلام حدود ششصد سال پیش از طریق آچه وارد این جزیره شده و عامل آن تعدادی از سادات حضرموت یا اصطلاحا حضارمه هستند که تا به امروز در این جزیره حضور دارند. مقابر شمار زیادی از آن در این جزایر و نقاط دیگر اطراف آن موجود است. این افراد که ریشه عرب دارند قیافه‌هایشان اندکی متفاوت از ساکنان اصلی اندونزی است. در اینجا مذهب شافعی با رنگی از تصوف غلبه دارد. مسلمانان دویست سالی در اینجا حاکم بودند تا آن که هلندی های استعمارگر آمدند و این منطقه را از دست آنان خارج کردند. در دوره حکومت مسلمانان بیشتر مردم به سرعت مسلمان شدند. برخی از این حکام سختگیر بودند و یکی از آنان بود که تمام بودایی‌ها را به بالی فرستاد که امروزه بودایی‌های متدین همه در آنجا هستند. زبان آن دوره جاوی و خط آنان عربی بوده و نمونه هایی از آن است. البته زبان های محلی بسیار زیاد است و شمار آنها را تا سیصد زبان می دانند.

در دوره تسلط هلندی‌ها تبلیغات زیادی برای رواج مسیحیت در این جزایر شد، اما راه به جایی نبرد. البته ساکنان فلیبپین با تلاش اروپائیان مسیحی شدند؛ همین طور تیمور شرقی که آنها هم مسیحی هستند و با حمایت غرب و کلیسای کاتولیک چند سال قبل آنها از اندونزی مستقل شده و یک کشور مسیحی در این منطقه مستقل درست شد. سنگاپور هم بیشترشان مسیحی هستند. شمار زیادی هم در مالزی تغییر دین دادند، اما آنچه امروز اندونزی نامیده می شود، مردمانش سخت برابر این تبلیغات ایستادگی کردند. دولت برونئی هم که زمانی دولت بزرگی بود و اکنون بسیار کوچک شده تنها بازمانده دولت های اسلامی کهن است و  سلسله ای  از نسل همان سادات بر آن حکومت می‌کنند. سادات در اندونزی تقریبا حدود سه میلیون نفر هستند که نسب نامه دارند. در حال حاضر نیز تبلیغات مسیحی ادامه دارد و در جزایر مالاکو تلاش می کنند جزایر را به پنجاه پنجاه مسیحی و مسلمان برسانند.

آقای حکیم الهی در باره جنبش استقلال اندونزی گفت که علما نقش مهمی داشتند و لذا برخی از خیابانها به نام آنان است. اما بعدها سوکارنو دولت سکولار درست کرد و علما را کنار زد. حتی خط مردم را هم از ملایو که همان عربی بود به لاتین تغییر داد. الان فقط در برونئی خط عربی مانده است. جالب است که بدانیم در این کشور که بزرگترین کشور اسلامی است، اسلام دین رسمی شناخته نمی‌شود.

اما در ارتباط با مذهب سادات؛ واقعیت آن است که آنان به تدریج تشیع خویش را فراموش کرده و حتی هویت سید بودن خویش را نیز برای مدتها فراموش کردند. آنان از حضرموتِ یمن به سمت آچه آمده بودند و اسلام نیز از همین طریق وارد اندونزی کردند. بسا به جز سادات، قبایل دیگری هم از زمره مهاجران بوده اند.

از زمان آیت الله حکیم به تدریج زمینه تشیع در میان برخی از این سادات فراهم شد. نوع تشیعی که آن زمان وجود داشت، تشیعی شافعی مزاج بود. مرحوم اسد شهاب که چند کتاب هم دارد در این زمینه پیشگام شد. از وی کتابچه ای با نام الشیعة فی اندونیسیا به چاپ رسیده است.

آیت الله حکیم هم زمانی آقای آیت الله شیخ محمد رضا جعفری را به اندونزی فرستاد. البته آن زمان استبداد بسیار جدی و کار تبلیغات مذهبی بسیار خطرناک بود. اسد شهاب پدر خانم علوی شهاب بود که زمانی وزیر خارجه اندونزی شد. این اسد شهاب مروج تشیع در اندونزی بود و چندین کتاب هم در باره اهل بیت (ع) نوشت.

آقای حکیم الهی در باره حرکت ترجمه آثار شیعی به زبان اندونزیایی گفت که از آغاز تاکنون حدود دو هزار عنوان کتاب از فارسی، عربی، و انگلیسی در باره معارف شیعه ترجمه شده است. خود این مرکز تاکنون حدود 250 عنوان کتاب ترجمه و منتشر کرده است. در سالهای اخیر فارغ التحصیلان قم بیش از همه به کارهای انتشاراتی روی آورده‌اند و مرتب آثاری را ترجمه و منتشر می‌کنند. کتابی در باره آقای احمدی نژاد در اینجا ترجمه شد و تاکنون چهار بار چاپ شده است. در حال حاضر چندین ناشر در اینجا فعال هستند. یک بار هم نشر الهدی، قرآنی را که چاپ ایران بود در تیراژ ده هزار نسخه افست و منتشر کرد تا پاسخ به اظهارات کسانی باشد که ادعا می‌کنند قرآن شیعیان متفاوت از قرآن سایر مسلمانان است. یکی از آثار ترجمه شده و پرچاپ، کتاب کیمیای محبت آقای ری شهری است.

آقای حکیم الهی گفت که حدود یک سال پیش کتاب تاریخ خلفای من هم ترجمه شد که فقط جلد اول آن با عنوان Sejarah Khilafah  انتشار يافته است.

در حال حاضر دو جریان مهم اسلامی در اندونزی وجود دارد. یکی نهضت العلماء که ادعا می شود که چهل میلیون عضو و سه هزار مدرسه و مکتب خانه دارد و رئیس بخش حوزه ای آن دکتر عقیل سراج است. اینها نفوذ زیادی بین مردم دارند و به طور معمول وزیر دین از اینها انتخاب می شود. این عقیل سراج چند بار هم ایران آمده و روابطش با ایران خوب است. اما بیشتر فارغ التحصیلان آنها برای ادامه تحصیل به سعودی یا مصر می روند. جمعیت دیگر انجمن محمدیه است که مؤسس آن شخصی به نام احمد دحلان بوده و آنها هم رابطه شان با ایران خوب است. برخی از فارغ التحصیلان آنها به ایران آمده‌اند. اینها نیز یک صد و هفتاد دانگشاه و مدرسه عالی دارند و ادعا می شود که 25 میلیون عضو دارند.

به نظر می‌رسد آینده اندونزی در اختیار این دو جمعیت و انجمن است و به همین دلیل قدرت های خارجی هم روی آنها حساسیت زیادی دارند. رایس در یکی از سفرهای اخیر خود از یکی از این حوزه ها بازدید کرد.

در کل فضای مذهبی اینجا متاثر از سعودی است و به همین دلیل وهابی ها در اینجا بسیار فعال هستند.

در این میان نکته‌ای که در اینجا جالب توجه است گرایش نخبگان به تشیع است. تعدادی از اساتید دانشگاه و حتی سیاستمداران یا فرزندان آنان در شمار این افراد هستند. اما در مقابل، وهابی‌ها برای جلوگیری از رشد تشیع تلاش زیادی دارند.

حدود پانزده سال پیش آنان از دولت خواستند تشیع را مانند کشور مالزی مذهبی ممنوع اعلام کند، اما عبدالرحمان وحید این برخورد را مخالف با آزادی دانست. آنان کتابی با عنوان «چرا شیعه را نفی می کنیم» در این باره نوشتند.

حوادثی هم در باره برخورد وهابی‌ها با شیعیان رخ داده است. سال گذشته در جاوه شرقی در بانگیل یکی از شهرکهای سورابایا،  وهابی ها تظاهراتی ترتیب دادند و ضمن آن یک مرکز شیعه را نیز آتش زدند. شهر بانگیل یکی از مراکز مهم شیعه است که بسیاری از طلاب قم فارغ التحصیل این شهر هستند. بانی این مؤسسه مرحوم سید حسین حبشی است. مؤسسه مزبور یک مجتمع آموزشی شامل مهد کودک تا پایان دبیرستان است. به تازگی قصد تأسیس یک حوزه علمیه نیز دارند.

در ماجرای حمله به این مؤسسه و سنگ باران منزل رئیس این مؤسسه، آقای سید محمد بن علوی بیش از همه تحریکات وهابی‌ها مؤثر بود. پیش از آن قرضاوی در سفری به اندونزی تلاش کرده بود تا به عنوان میهمان ویژه رئیس جمهور، اهل سنت و مسؤولان دولت را بر ضد شیعه بسیج کند. بازتاب این فعالیت در حمله به این مرکز در شهر بانگیل که به عنوان شهر قم برای شیعیان به شمار می‌آید، ظاهر شد. عامل مستقیم این حادثه شخصی به نام سید طاهر الکاف که خود وهابی بود و از عربستان کمک می‌گرفت.

مدرسه‌ای هم به نام الهادی در جاوه مرکزی بود که حدود هفت سال قبل حمله‌ای به آن صورت گرفت و در حال حاضر آن مدرسه تعطیل است، گرچه مدرسه قدیمی آن که حوزوی است مشغول کار است.

به نظر می‌رسد شیعیان در اینجا روش نسبتا عاقلانه‌ای را در پیش گرفته و تحریک نمی کنند. در حالی اگر اندکی افر اط شود برخورد وهابی‌ها با شیعیان بسیار تند خواهد بود و ماجراهای پاکستان تکرار خواهد شد.

آقای حکیم الهی گفت که فردا یعنی یکشنبه عازم جزیره باتام است که یک جزیره آزاد در نزدیکی سنگاپور و مالزی است. شیعیان این مسجد را در این منطقه آزاد درست کرده اند تا به راحتی به آنجا آمده و مراسم خود را داشته باشند.

بعد از آن به بازدید از بخش‌های مختلف مرکز فرهنگی پرداختیم. یک کتابفروشی که عناوین زیادی کتاب در آن بود و بیشتر محصولات خود مرکز بود. کتاب فلسفه اخلاق آقای مصباح ترجمه شده و توسط استاد رحمت در برخی از مراکز دانشگاهی تدریس می شود. یک کتاب دو جلدی جالب بود شامل توصیه‌هایی بود که مرکز فرهنگی هر هفته در چند صفحه برای ائمه جمعه می‌فرستد تا در خطبه ها از آن استفاده کنند. در جاکارتا بیش از 2500 نماز جمعه اقامه می شود.

کتابخانه مرکز نیز حاوی پنج هزار کتاب بود. همان وقت، یک کلاس درس در جریان بود که آقای جلال الدین رحمت در آن تدریس می کرد. وارد کلاس شدیم. سلام و احوالپرسی کردیم. گفت مشغول بحث در باره حضرت فاطمه زهرا (س) بودیم. بعد از تعارفات از کلاس بیرون آمدیم.

آقای جلال الدین رحمت از شیعیان قدیمی است که در شهر باندونگ زندگی می‌کند و مؤسسه ای به نام شهید مطهری دارد. وی آثار متعددی نیز نوشته یا ترجمه کرده و شیفته مسائل عرفانی است. مقالاتی از وی در چندین نشریه دیدم. این مؤسسه، شامل یک مدرسه نیز هست که دانش آموزانی از شیعه و سنی و مسیحی در آنجا تحصیل می‌کنند. خانم ماریا تانگ که از دانشجویان دانشگاه تهران بوده و اخیرا به اندونزی برگشته گفت که دوره دبیرستان را در این مدرسه بوده و بعد از آن به ایران آمده است. آقای جلال الدین به عنوان یک متفکر شهرت دارد و غالبا او را یک شیعه لیبرال می شناسند. وی از سادات نیست و به همین دلیل تأثیر قابل توجهی روی افراد غیر سید برای جذب به تشیع دارد. شاید به همین دلیل رابطه سادات با وی چندان مناسب نیست.

در باره شمار شیعیان پرسیدیم. گفتند: آماری که اخیرا سازمان سیا از اقلیت ها ارائه داد، حکایت از آن داشت که یک درصد جمعیت اندونزی شیعه هستند. آقای حکیم الهی گفت که به نظر ما حدود سه میلیون شیعه در اینجا هست. اما شیعه متدین و مقید شاید حوالی یک صد هزار باشد. ایشان گفت ما در هر شهری وارد می شویم، شیعیانی را در آنجا می بینیم.

یک سالن بزرگ که زیر مرکز فرهنگی بود نزدیک به دو هزار نفر را در خود جای می دهد و باقی مانده جمعیت در حیاط مرکز می نشینند. مراسم دعای کمیل در اینجا بسیار عالی برگزار می‌شود و نه فقط شیعیان بلکه سنی ها نیز در آن شرکت می‌کنند. در اندونزی یکی از علائم تشیع شرکت در دعای کمیل است. این مراسم در مؤسسه فاطمه (س) و مؤسسه اهل البیت نیز برگزار می شود. مؤسسه فاطمه (س) دست خاندان سقاف است.

سید محمد باقر کتاب المراجعات را ترجمه کرده که بارها چاپ شده است. حیدر باقر فرزند اوست که انتشارات میزان را دارد که یکی از ناشران فعال است و تعداد فراوانی کتاب چاپ کرده است.

صبح روز یکشنبه با خانم «ماریا تانگ صاحب» قرار داشتیم. ایشان دانشجوی فلسفه در دانشکده الهیات دانشگاه تهران بوده و همان طور که گفتم از شاگردان جلال الدین رحمت بوده که پس از اتمام دبیرستان وابسته به مؤسسه شهید مطهری  راهی ایران شده است. اکنون یک سال است که به اندونزی برگشته و در کالج اسلامی مستقر در جاکارتا – و گویا شعبه ای از کالج اسلامی لندن - در رشته تصوف تحصیل خود را آغاز کرده و همزمان کار هم می‌کند. از دیروز خبر داشتیم که نمایشگاه کتاب محلی جاکارتا از شنبه افتتاح شده است. بنابرین مستقیم به نمایشگاه رفتیم.

در اندونزی موتور سوار بسیار فراوان است اما تقریبا همه آنان شامل راننده و سرنشین کلاه ایمنی دارند. با این حال، اگر اندکی راه بسته شود دسته دسته وارد پیاده‌رو شده و به راه خود ادامه می دهند. من تا پیش از این تصور نمی‌کردم کشوری یافت شود که به اندازه ایران موتور سیکلت داشته باشد. اینجا را که دیدم از آن فکر منصرف شدم. ترافیک در جاکارتا بسیار زیاد و بنابرین موتور وسیله نقلیه بسیار خوبی است. به خصوص که بسیاری از کوچه پس کوچه‌های جاکارتا تنگ بوده و به قول خود آنان کوچه موش نامیده می‌شود.

پدید عمومی دیگری که در وقت گردش در مراکز شلوغ می‌توان مشاهده کرد،  حجاب است. طی ده سال گذشته تعداد زنان محجبه چندین برابر شده و در حال حاضر می توان گفت که چیزی بین سی تا چهل درصد زنان محجبه شده اند. گرچه خیلی به معرفت دینی آنان افزوده نشده است. از اسلام، نمازهای یومیه به علاوه نماز جمعه نهایت اهمیت را دارد. اما بیش از آن، چیزی وجود ندارد. غالب مردم در وقت رفتن به نماز جمعه، شلوار خود را درآورده و لنگ مانندی می پوشند. این به خصوص برای افراد مقدس رایج است. کسانی که به مکه مشرف شده اند، اندونزیایی هایی را معمولا با این قبیل لنگ ها دیده اند.

پدیده دیگر خوراک‌پزی روی چرخ های دستی است که بسیار شایع است. روی برخی از آنها یک آشپزخانه کامل با انواع ادویه و سوس و مواد غذایی وجود دارد. روی این چرخ ها انواع غذا ها طبخ می‌شود که طبعا بهداشتی نیست. مؤسسه‌ای که ما در آن بودیم نزدیک دانشگاه مُستپا بود. جلوی آن دهها نمونه از این رستورانهای متحرک بود که دانشجویان از آنها استفاده می‌کردند. از این زاویه، وضع اینجا شباهت زیادی به هند دارد. شباهت دیگر اینجا به هند، چسبیدن اشخاص به در و دیوار اتوبوسهاست که وقتی شلوغ باشد چندین نفر به اطراف در آویزان هستند. این مورد را به صورت نادر دیدم.

از خانم تانگ پرسیدیم که آیا در اندونزی رشته فلسفه اسلامی در دانشگاهها وجود دارد که ایشان جواب منفی داد و گفت که البته رشته فلسفه‌های غربی هست. وی در باره طلبه‌هایی هم که در ایران درس خوانده‌اند گفت که در ایران خیلی به اینها خوش می‌گذرد و وقتی اینجا می‌آیند گرفتار نوعی وازدگی می شوند. البته این که فارغ التحصیلان طلبه ایرانی در اینجا معمولا مشغول کار می شوند نکته جالبی است.  آنان تقریبا بیکار نمی‌مانند و اخیرا به کارهای انتشاراتی رو آورده‌اند.

یک نکته آن که در اینجا همچنین میان طلبه‌هایی که ریشه سید و عرب دارند با اندونزی‌ها نوعی جنگ سرد وجود دارد. بیشتر افراد تأکید داشتند که هماهنگی لازم وجود ندارد. گویا یک بار آقای جلال الدین رحمت هم، حمله ای به حبائب داشته که این اسباب ناراحتی آنها شده و اختلافی در اتحاد جماعت اهل بیت در اندونزی که در بسیاری از شهرها نماینده دارد ایجاد شده است. متقابلا آنان نیز موضع دارند.

باید تأکید کنم پدیده تشیع به معنای امامی آن کاملا مربوط به بعد از انقلاب است. آنچه از تشیع پیش از انقلاب وجود داشته نوعی تشیع شافعی بوده که البته به شدت به تشیع نزدیک بوده است.

به هر روی وارد نمایشگاه کتاب شدیم. این نمایشگاه بین المللی نیست بلکه داخلی است و بیشتر ناشران محلی در آن مشارکت دارند. شاید نیمی از مواردی که ما دیدیم ناشران کتب مذهبی بودند. چندین ناشر شیعه هم هست که به جز الهدی، نشر میزان، لنترا و ایمان را هم می‌توان یاد کرد. نشر میزان یکی از پررونق ترین ناشران و بزرگترین آنها بود. یک سی دی در باره محمد حسین طباطبائی در غرفه خود گذاشته بود که مشغول پخش بود. کتابی هم پیرامون وی داشت که در باره چگونگی حفظ قرآن بود. گفته می شد که این کتاب یکی از پرفروش ترین کتابهاست.

همین طور که کتابهای شیعه به اندونزیایی ترجمه می‌شود دهها برابر آن آثار معروف سنی به این زبان بازگردانده می شود. یک ناشر به نام گما انسانی دوره تفسیر سید قطب را به اندونزیایی ترجمه و منتشر کرده بود. همان ناشر بیش از ده عنوان کتاب از عائض القرنی منتشر کرده بود. سال گذشته عائض القرنی با معاون ریاست جمهوری در مراسم افتتاح همین نمایشگاه شرکت داشته است. این عائض یک وهابی مدرن در سعودی است که اگر اشتباه نکنم شعری هم از وی در ستایش صدام به عنوان یک شهید در یکی از سایت ها دیدم. در این شعر یک چهره متدین از او ساخته بود.

یک کتاب در باره فرقه قادیانیه دیدم که در نقد آنها بود. قبلا هم اشاره کردم که قادیانی ها در اینجا رو به ازدیاد گذاشته اند. عبدالرحمان وحید رئیس جمهور پیشین مخالف ممنوع کردن آنهاست.

صبحت از شیعیان شد و این که آیا کسانی که شیعه می‌شوند از طبقه نخبگان هستند یا افراد عادی. خانم تانگ می‌گفت در جاکارتا نه تنها شیعیان از افراد تحصیل کرده هستند بلکه بسیاری از آنها از افراد ثروتمند هستند. مخصوصا چندین زن ثروتمند هستند که شیعه شده اند و خانه‌های خود را اختصاص به برگزاری مراسم شیعی داده اند. در اینجا معمولا شیعه شدن یک عضو خانواده، واکنش تندی از سوی دیگر اعضا ایجاد نمی‌کند. این نکته مهمی است.

بیشتر شیعیان در شهرهای جاکارتا، باندونگ، بانگیل، بگور، جوک جاکارتا، (با سه روستای کاملا شیعه در حومه جوک جاکارتا)، سمارانگ، مَاکاسار، لامپونگ، و مالانگ  هستند. باندونگ محلی است که برای نخستین بار جنبش عدم تعهد در آنجا تشکیل جلسه داد. متأسفانه فرصت دیدار آن دست نداد.

اما به هر روی این نکته جالبی است که افراد شیعه شده معمولا از قشر تحصیل کرده و دانشگاهی هستند. یکی از دلایل آن تمایلات فکری و فلسفی آنهاست که در تسنن وجود ندارد.

از یک ناشر چندین کتاب ضد شیعه خریداری کردم. یکی از آنها کتاب سید حسین موسوی تحت عنوان Mengapa Saya Keluar dari Syiah که همان الشیعه و التصحیح است. دیگری کتاب Pengkhianatan  Syiah از عماد علی عبدالسلام و سوم کتابی با عنوان Syiah Menguak tabir Kesesatan Dan Penghinaannya Terhakap Islam  از دکتر محمد طالب.

یک نسخه هم از کتاب «چرا شیعه را نفی کردیم» که عنوان اندونزیایی آن چنین است: Mengapa Kita menolak Syiah که مجموعه مقالاتی است که در سال 1997 منتشر شده است و من قبلا به آن اشاره کردم. داستان آن کتاب از یک مناظره مذهبی

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

از روایت غدیر تا روز غدیر (یادداشت هایی در باره رویداد غدیر)

رسول جعفریان

این نوشته، مشتمل بر چند نکته در باره رویداد غدیر است، در باره سند آن و نیز دشواریهایی که برای روایت

آرای فقهای الازهر در باره واکسن در زمان جنگ جهانی اول «رساله در تلقیح»

عبدالواحد فرامرزی / رسول جعفریان

در سال 1335 ق / 1917 پرسشهایی در باره استفاده از واکسن «لقاح» برای جلوگیری از طاعون از مصر و فارس، ب

منابع مشابه بیشتر ...

از هر طرف که رفتم جز حیرتم نیفزود (به بهانه انتشار کتاب عصر حیرت)

رسول جعفریان

نگاهی است که مدلهای مختلف برخورد ما با غرب، و آنچه که کتاب عصر حیرت در این میانه عرضه می کند.

دیوان اسماعیل فراهانی آینه اوضاع اجتماعی، فرهنگی و مذهبی و سیاسی ایران در چهار دهه (دوره رضا شاه تا سال 1343)

رسول جعفریان

این نوشته مروری است بر دیوان اسماعیل فراهانی، طلبه ای که سالهای 1305 تا 1310 ش در قم بود و سپس به اد

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

يک گزارش و سه سند در باره حجاج ايراني در راه جبل

رسول جعفريان

یش از یک هزار و سیصد سال، ایرانیانی که عازم حج بودند از راه جبل، به مکه می رفتند. این راه، حد فاصل ک

نشانه ها 11 _ 15

رسول جعفريان

نشانه ها گزيده اي است از نکات برگزيده در حوزه کتاب و تاريخ. اين سري در وبلاگ بنده در خبرآنلاين با تص