۲۵۹۲
۰
۱۳۸۷/۰۵/۲۹

مدرسه معصوميه قم در سده دهم و يازدهم هجري

پدیدآور: جواد بشري

خلاصه

اين مدرسه كه از آن در چند دستنويس سده دهم و يازدهم به نام «مدرسه معصوميه» ياد شده، گويا همان مدرسه اى است كه در اواخر سده يازدهم به «فيضيه» تغيير نام داده

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

مدرسه معصومه در سده دهم و يازدهم*

 

 

 

جواد بشرى

اطلاعات موجود در انجامه هاى نسخه هاى خطى، در پاره اى موارد حكم اسنادى را دارند كه در ترسيم تاريخ علمى يك منطقه نقش حياتى ايفا مى كنند.

مثلاً درباره دارالعلم قم كه از قرن چهارم - كه عصر نگارش تك نگارىِ مشهورى موسوم به «تاريخ قم» است - تا سده دوازدهم، هيچ تاليف مستقلى راجع به تاريخ و جغرافياى آن در دست نيست، ناچاريم از اسناد ديگر در تدوين چشم اندازى از حيات علمى اين منطقه پربار استفاده كنيم.

يكى از اين اسناد بسيار معتبر و جاندار، انجامه هاى دستنويس هاى كتابت شده در اين شهر است و ديگرى وقف نامه هايى است كه بر روى اوراق كتابهاى خطّى بر جاى مانده. پيش از اين، استاد فرزانه و بسياردان، آقاى دكتر حسين مدرسى طباطبائى از اين انجامه ها در حيطه اى بسيار گسترده استفاده كرده و جابجا در آثارشان بدانها ارجاع داده اند. از آن جا كه در اين مورد خاص - مدرسه معصوميه - تا جايى كه من مى دانم بدين شكل مطلبى نوشته نشده است، اين يادداشت را ترتيب دادم تا يادى باشد از يكى از مراكز زنده علمى قم در عصر صفوى.

پس از سده چهارم كه مركزى علمى موسوم به «مدرسه» كم كم جاى مسجد و خانقاه را - كه پيش از آن مجمع محصلين دانش بود - گرفت (مدرسى طباطبائى، بهمن 1349: 204) كهن ترين اطلاعى كه از مدارس قم در دست است، چند مدرسه اى است كه در قرن ششم، صاحب النقض از آن ها نام مى برد (عبدالجليل قزوينى رازى: 195). از آن ميان او به موردى اينچنين اشاره مى كند: «و مدرسه سيد امام زين الدين اميره شرفشاه كه قاضى و حاكم است و آن سراى ستّى فاطمه بنت موسى بن جعفر عليهما السلام باوقاف و مدرس و فقها و ائمه و زينت تمام و قبول اعظم».

با استناد به چاپ نخست النقض، كه سالها پيش از وفات مرحوم محدث منتشر شد و نسخه هاى جديد و ناقصى پشتوانه آن بود، استاد مدرسى از نه مدرسه ياد كرده و «مدرسه امام زين الدين اميره شرفشاه» را جدا از «مشهد ستّى فاطمه» (در چاپ دوم «سراى ستّى فاطمه») دانسته است. اما آنچه بر اساس تصحيح تنقيح شده اين كتاب (چاپ دوم) دستگيرمان مى شود اين است كه مدرسه اميره شرفشاه در محل سراى / مشهد ستّى فاطمه داير بوده است. حال خود اين جاى بحث دارد كه منظور سراى حضرت معصومه است در محل ميدان مير كنونى و يا مشهد و مزار ايشان در حرم مطهّر مد نظر بوده كه در بافت قديم قم، كنار شهر و حتّى گاهى خارج از باروى شهر مى افتاده؟

با منابع فعلى بيش از اين نمى توان از مدرسه مزبور سخن گفت. اما هر چه هست، در سده دهم هجرى از مدرسه اى با نام و هويت خاص، در جوار آستان شريف حضرت فاطمه معصومه (س) آگاهى داريم كه شايد همان مدرسه نامبرده در النقض باشد. اين مدرسه كه از آن در چند دستنويس سده دهم و يازدهم به نام «مدرسه معصوميه» ياد شده، گويا همان مدرسه اى است كه در اواخر سده يازدهم به «فيضيه» تغيير نام داده و گويا بناى آن نيز توسعه يافته است.* (مدرسى طباطبائى، فروردين 1350: 128 - 127; همو، 1355،   ج 2: 220-218) اگرچه فعلاً مدركى در اختيار نداريم كه ثابت كند مدرسه معصوميه قطعاً همان فيضيه است و نيز به درستى روشن نيست كه آيا بنابر مشهور، اين مدرسه به واسطه تدريس مرحوم فيض كاشانى به فيضيه نامبردار گشته يا نه، امّا هنوز نقض آن نيز ثابت نشده و گويا نظر مذكور را بايد پذيرفت. از سويى، با نيم نگاهى به هفت نسخه كتابت شده در مدرسه فيضيه كه در فواصل سالهاى 1090 تا 1120 هجرى كتابت شده، مى توان نتيجه گرفت كه اين مدرسه در سالهاى پايانى سده يازدهم، به فيضيه نامبردار گشته است. (مدرسى طباطبائى، 1355، ج 2: 134، پاورقى 1)

 

مدرسه معصوميه آستانه

اكنون پيش از هر چيز، تمام اسناد و مداركى را كه در آنها از مدرسه آستانه حضرت معصومه يادى شده به ترتيب تاريخى، اشاره وار مى آورم:

- در خلاصة التواريخ قاضى احمد قمى، ذيل وقايع سال 994 هجرى از «مدرسه آستانه» ياد گرديده است.(الحسينى القمى: 7-836; مدرسى طباطبائى، 1355، ج 2: 219)**.

- نسخه اى در كتابخانه علامه طباطبائى شيراز به شماره 882 نگهدارى مى شود شامل سه رساله كلامى و فلسفى كه يكى از آن ها «اثبات الواجب القديم» از جلال الدين دوانى است. اين نسخه در جمادى الاخر 994 هجرى به دست محمد رضا بن اسماعيل در «مدرسه معصوميه» قم كتابت شده است. (بركت، پاييز 1385: 124)

- نسخه كتاب التعليمات ابن سينا شماره 8599 دانشگاه تهران كه در روز آدينه دوم محرم 1025 هجرى به دست محمد بن محمد طاهر فاضل كاشانى در «مدرسه معصومه» شهر قم كتابت شده است (دانش پژوه، 1364: 3-172)

- نسخه ارزشمند شماره 6222 كتابخانه ملك كه مجموعه اى است شامل رسالات فلسفى اكثراً از ملاصدرا. رساله اول اين مجموعه و يا به گمان نگارنده، دستنويسى كه از روى آن كتابت شده (منقول عنه / مستنسخ عنه) بخط عبدالرزاق گيلانى در پنجشنبه 9 جمادى الاولى 1034 هجرى در «المدرسة الطيبة المعصومية» كتابت شده است. از آنجا كه باقى رسالات مجموعه را محمد باقر بن زين العابدين مقصود على در قم و قزوين استنساخ نموده، به يقين مدرسه معصوميه قم مراد است. گفتنى است در فهرست كتابخانه ملك، كلمه «الطيبة» را «الطبية» خوانده اند كه به نظر درست نيست (افشار - دانش پژوه، 1371: 277)

- در 1037 هجرى، شاه عباس كبير، يكصد و ده مجلد كتاب بر «روضه منوره... و بر مدرسه آستانه مزبوره واقعه در دارالمؤمنين قم» وقف نمود مشروط بر آن كه از روضه مقدسه مذكوره و مدرسه مزبوره بيرون نبرند (مدرسى طباطبائى، 1355، ج 1: 150 و تصوير چهار سند در اين باره در پايان جلد اول; همان، ج 2: 219; دانش پژوه، 1355: 20 - مقدمه) طغرايى از ميرزا رفيع شهرستانى در پايان اين وقف نامه آمده كه تاريخ 1027 هجرى دارد (مدرسى طباطبائى، شهريور 1353: 27)

- نسخه شماره 44 از كتابخانه آيت الله جليلى در كرمانشاه كه شرح شمسيه از قطب الدين محمد رازى است، در هنگام صلوة عصر دوشنبه محرم 1039 هجرى به دست ملا كمال الدين بن محمد كاشى از بلده قم و در «مدرسه قم» كتابت شده كه از آنج كه هيچ قيدى ندارد به احتمال قوى منظور همين مدرسه است (وفادار مرادى، 1383: 159)

- مرحوم ميرزا عبدالله افندى در رياض، در بخش مربوط به احوال و آثار عبدالرزاق لاهيجى (فياض لاهيجى صاحب ديوان شعر فارسى) نوشته است: «و كان هذا المولى مدرساً بمدرسة معصومة قم صلوات الله عليها و على اخيها و على ابيها، الى ان مات بها» (افندى الاصبهانى، 1403: 114; مدرسى طباطبائى، 1355، ج 2: 219) كه نشان مى دهد فياض لاهيجى تا 1051 (سال وفاتش) در «مدرسه معصومه» تدريس مى كرده است. اسماعيل پاشا بغدادى نيز از تدريس او در اين مدرسه با عنوان «]الـ[مدرسة المعصومية بقم» ياد كرده است (بغدادى: 567; كحّاله، ج 5: 218)

- نسخه «حل مشكلات الاشارات و التنبيهات» از خواجه نصير را كه به شماره 5293 در كتابخانه مرعشى نگهدارى مى شود، محمد حسين بن على محمّد (/ محمد على) سروى (/سرى) مازندرانى در 1064 هجرى در «المدرسة المعصومية» در دارالمؤمنين قم كتابت كرده و بعدها در شيراز آن را نزد ميرزا ابراهيم فرزند ملاصدرا خوانده است (حسينى، 1366: 83; مرعشى نجفى، 1384: 2-101 كه در پاورقى اين منبع، اطلاعاتى نيز راجع به مدرسه مزبور آمده است)

- مير محمد هاشم گيلانى در سال 1064 هجرى هفتاد و پنج مجلد كتاب، بر روضه آستانه مقدسه وقف كرده و شرط كرده كه آنها را «از روضه مذكوره و مدرسه آن نبرند» (مدرسى طباطبائى، 1355، ج 1: 155 و ج 2: 219; دانش پژوه، 1355: 20 - مقدمه)***

- نسخه اى از حاشيه شرح تجريد الكلام از جلال الدين دوانى كه در كتابخانه استاد سيد محمدعلى روضاتى نگهدارى مى شود، در رمضان 1065 هجرى به دست سلطان محمد حسينى دامغانى در «مدرسه معصومه» در بلده طيبه قم كتابت شده است (روضاتى 1386: 9-288)

- نسخه كتاب «حاشية الفوائد الضيائية» در نحو از ملا عبدالغفور لارى، كه به شماره 6802 در كتابخانه سپهسالار (مطهرى فعلى) نگهدارى مى شود، به خط سبزعلى بن خواجه على كبورالى در «مدرسه معصوميه» در شوال 1066 هجرى كتابت شده كه به احتمال قريب به يقين، منظور همين مدرسه معصوميه قم است (دانش پژوه - منزوى، 1346: 248)

- نسخه كتاب طبّى «الغنى و المنى» كه به شماره 340 در كتابخانه شخصى مرحوم دكتر حسين مفتاح نگهدارى مى شده است، به سال 1073 هجرى در «مدرسه معصومه قم» كتابت شده است (دانش پژوه، 1353: 198; همو، 1355: 22- مقدمه; مدرسى طباطبائى، 1355، ج 2; 219).

- نسخه «المختصر» تفتازانى به خط نستعليق على اكبر بن مهدى حسينى لباسانى ]= لواسانى (ظ)[ به تاريخ پنجشنبه 11 صفر 1076 هجرى در «مدرسه معصوميه» كتابت شده كه اينجا نيز به احتمال قوى همان مدرسه شهر قم است (حسينى اشكورى، 1386: 99)

- وقف نامه اى بسيار شيوا در مجموعه منشآت شماره 9252 كتابخانه مجلس كه در 1084 هجرى در قزوين كتابت شده موجود است كه حاكى است مولانا محمد كاظم، مدرس مدرسه سلطانى قزوين، به وكالت نواب دانشمند خان(؟)، نُسخ كتاب هاى اربعه حديثى شيعى را، وقف طالب علمان شيعه «مدرسه آستانه» حضرت معصومه در قم كرده است (مدرسى طباطبائى، 1355، ج 2: 3-220) از توضيحى كه در پايان وقف نامه آمده و گفته كه توليت آن را به مدرّس آن مدرسه، و اگر مدرس متعدد باشد ما بين ايشان تفويض نموده بر مى آيد كه مدرسه مزبور، در قياس با مدرسه اى چون مدرسه سلطانى قزوين، عظمت و جلالى نداشته و حتى بعضاً يك مدرس در آنجا تدريس مى كرده است.

- نسخه شماره 43 از كتابخانه آيت الله جليلى، كه باز هم شرح شمسيه است به دست مراد بن زين العابدين رستمدارى در جمعه 2 شوال 1085 هجرى در «مدرسه معصومه» دارالمومنين قم كتابت شده است (وفا دار مرادى، 1383:، 160)

- وقف نامه يكى از فرزندان شاه عباس كه به موجب آن تعدادى نسخه از جمله دو دستنويس از شرح استبصار مورخ 1032 و 1037 هجرى (محفوظ در كتابخانه فيضيه كنونى) را بر طلاب قم وقف كرده و در فرمان توليت آن، به متولى در باب نحوه امانت دادن و خروج كتابها از «مدرسه» سفارشى كرده است. (استادى، 1396هـ: 12-11; مدرسى طباطبائى، فروردين 1350: 129; دانش پژوه، 1355: 21- مقدمه) در وقف نامه مزبور از «مدرس و طلبه مزار كثير الانوار خاقان خلد آشيان» سخن رفته كه منظور، مقبره يكى از سلاطين صفوى است و گويا عنوان «آستانه» براى مدرسه، به قرينه حال و مقام حذف شده است.

- همچنين استاد مدرسى از نسخه اى از تفسير طيبى نيشابورى (گويا در كتابخانه اى شخصى در قم) ياد مى كند كه جزو مجموعه اى بوده شامل كتب وقف شده بدست شيخ بهائى بر كتابخانه مدرسه مزبور كه به موجب آن، شيخ، توليت مجموعه را به برادر زاده خود حسين بن عبدالصمد واگذار كرده است (مدرسى طباطبائى، فروردين 1350: 129; دانش پژوه، 1355، 21- مقدمه)****

در اين هفده مورد كه در آنها يادى از مدرسه مورد بحث ما در قرن يازدهم وجود دارد نام آن به چند شكل ديده مى شود. در خلاصة التواريخ، وقف نامه شاه عباس و وقف نامه قزوين، از آن به «مدرسه آستانه» تعبير شده است. در وقف نامه مورخ 1064 هجرى نيز مدرسه ]آستانه[ بوده كه به قرينه حذف شده است. از اين چند مورد كه بگذريم، مى بينيم كه در نسخه مورخ  1025 هجرى، مطلب ميرزا عبدالله افندى در مورد فياض لاهيجى، نسخه هاى مورخ 1065، 1073 و 1085 هجرى، نام «مدرسه معصومه» بر آنجا اطلاق شده است. در شش مورد نيز، از اين محل با عنوان «مدرسه معصوميه» سخن رفته كه شامل دستنويسهاى مورخ 994 و 1034 هجرى، يادكردِ اسماعيل پاشا بغدادى از فياض لاهيجى و نسخه هاى مورخ 1064، 1066 و 1076 هجرى است. هر چند در برخى موارد، ترديدهايى برايم باقى مانده كه فهرست نويسان معصومه و معصوميه را به درستى خوانده و آنها را با هم خلط نكرده باشند، با اين حال اين سه عنوان را بايد عناوين مدرسه مزبور در سده يازدهم (تا عصر فيض كاشانى) دانست كه البته عنوان مدرسه آستانه، بسيار كلى است و بعيد است نام آن بوده باشد.

از ساختمان مدرسه معصومه / معصوميه و فضاى معمارى آن اطلاعى در دست نيست. آيا به بزرگى فيضيه عصر فتحعليشاه قاجار بوده است؟ در اين مورد بايد گفت ما نه تنها از وسعت مدرسه معصومه / معصوميه آگاهى چندانى نداريم، كه از فيضيه تا پيش از فتحعليشاه نيز چيز زيادى نمى دانيم. در عصر اين شاه قاجار است كه مدرسه قبلى از بنيان برداشته مى شود و در همان مكان، مدرسه اى در دو طبقه با حدود صد حجره و مخزن كتاب و مسجد و مدرسه ساخته مى شود. وصف اين مدرسه نوبنياد در منابع چندى از عصر قاجار هست كه به ترسيم فضاى معمارى آن كمك مى كند.*****

در مورد رونق علمى اين مدرسه نيز بايد گفت نگاهى گذرا به موضوع كتابهاى كتابت شده در آن نشان مى دهد كه در زمينه هايى چون نحو، بلاغت، منطق، كلام، فلسفه و حتى طب پويا بوده است; البته اگر بتوان كتابتِ يك يا چند نسخه در اين زمينه ها را دليل پويايى در آن حوزه خاص دانست. اما هيچ نسخه اى مثلاً در تفسير و يا حديث و حتى فقه در مجموعه نسخه هاى بررسى شده ديده نمى شود. از طرفى ديديدم كه در مجموعه وقفى شيخ بهائى، كتابى تفسيرى وجود داشت كه بر مدرسه معصوميه وقف شده بود و يا نسخه وقفى ملاى قزوينى بر مدرسه، نسخه يا نسخه هايى از كتب اربعه حديثى شيعه بود. آيا از لحن وقف نامه قزوين - كه در آن بر مطالعه كتب چهارگانه حديثى تاكيد و ترغيب شده است - مى توان نتيجه گرفت كه حوزه درسى قم در حديث چندان فعاليتى نداشته است؟ حتى اگر پاسخ به اين سؤال منفى باشد، اين را نمى توان ناديده گرفت كه از اواخر قرن دهم - كه كهن ترين مورد بررسى شده ما از آن دوران است - تا پايان قرن يازدهم - كه فيض كاشانى در آن جا اقامتى موقت داشته - حوزه مزبور گرايشى به فلسفه و معقولات داشته است. دورانى كه ملاصدراى شيرازى، فيلسوف بزرگ عصر و فياض لاهيجى نيز در آن، با اين شهر مرتبط بوده اند.******

 

# اين يادداشت را به مناسبت بزرگداشت استادى ناديده و فرزانه اى بزرگوار كه از مفاخر شهرمان به شمار مى رفتند، زنده ياد استاد على اصغر فقيهى تقديم مى كنم. در اينجا جا دارد از فاضل كتابشناس، آقاى حسين متقى كه در اين باره چندين يادداشت مفيد مرحمت كردند تشكر كنم. همچنين از فهرست نگار پركار و دانشور، جناب آقاى سيد جعفر اشكورى كه اين نوشته را پيش از انتشار خواندند و مواردى ارزشمند را بدان افزودند سپاسگزارى مى نمايم.

 

 

*استاد مدرسى از نسخه هاى مفاتيح الشرايع فيض كاشانى محفوظ در كتابخانه آستانه رى شماره 53 مورخ 1090 هجرى، كتاب النفس ابن سينا در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران مورخ 1094 هجرى و شمع اليقين ميرزا حسن لاهيجى در كتابخانه كنونى مدرسه فيضيه مورخ 1120 هجرى ياد كرده اند كه همگى در «مدرسه فيضيه (فاطميه) قم» كتابت شده است (مدرسى طباطبائى، فروردين 1350: 128; همو، 1355، ج 2: 219) همچنين در استدراك بر «تربت پاكان» ايشان از نسخه كتاب النخبة الوجيزه فيض كاشانى در كتابخانه گوهرشاد مشهد به شماره 1069 سخن گفته اند كه در 1114 هجرى در همانجا كتابت شده است (مدرسى طباطبائى، 1386: 242) در اين باره اين منابع نيز ديده شود: دانش پژوه، 1355: 22-21 (مقدمه); حافظيان بابلى، 1382، ج 2: 609. به غير از چهار دستنويس ياد شده، از نسخه اى از منهاج النجاة فيض كاشانى مورخ 1099 هجرى بايد سخن گفت كه در كتابخانه مجلس شوراى اسلامى به شماره 15711 نگهدارى مى شود. اين نسخه به دست محمد باقر بن محمد كاظم دماوندى در مدرسه فيضيه قم كتابت شده است (طباطبائى بهبهانى، آبان 1382: 36) نيز، نسخه مجموعه اى كتابخانه آية الله العظمى مرعشى به شماره 5046 كه رساله چهارم آن در فيضيه كتابت شده و احتمالاً متعلّق به سده يازدهم به بعد است (حسينى، ج 13: 245). همچنين مجموعه بسيار نفيس شماره 65 كتابخانه آية الله حججى در نجف آبادِ اصفهان كه در فواصل سالهاى 1091 تا 1106 هجرى در بلاد مركزى ايرانى كتابت شده است. كاتب اين مجموعه كه خود از اجازه گيرندگان از علامه مجلسى و عبدالحسين خاتون آبادى است در 1091 هجرى، بخش هفتم اين مجموعه را در مدرسه اى كه در جوار مرقد حضرت معصومه بوده كتابت كرده است; و در همين سال بوده كه دو نفر از فاضلان مقيم قم براى او يادداشتى يادگارى در همين مجموعه نوشته اند. از يادداشتِ يكى از همين قمى ها بر مى آيد كه نام مدرسه در اين سال، «فيضيه» بوده است. او مى نويسد: «بسم الله الرحمن الرحيم - قد شرّفتُ فى المدرسة الفيضية فى القم بصحبة صاحب هذه الرسالة و انه رجل خيّر صالح فاضل جامع لجميع العلوم خصوصا فى المعقولات و مكث فى المدرسة المذكورة مشتغلاً بمباحث العلوم سنتين فاستفاد منه طلبة العظام و الكرام، زاد الله افاضته و افادته و كان المذكور، الاخ فى الله و الامين و صاحب... و الرفيق الشفيق المسمى بمولانا محمد معصوم القشميرى كتبه الفقير الى الله، محمد حسين ابن المصطفى الهمدانى الساكن بالقم فى المدرسة المذكورة» (حافظيان، 1386: 111-97)

 

**در ذيل وقايع اين سال ودر «گفتار در آمدن مرتضى قلى خان از دامغان به جانب عراق واراده رفتن به درگاه شاه با استحقاق» آورده است: «روز شنبه شانزدهم شهر محرم سنه مذكوره، مرتضى قلى خان با تمامى سرداران و غازيان تركمان از سراجه كوچ كرده، يكفرسخ راه تا مزار امامزاده بزرگوار طيب و طاهر (عليهم التحية و الابرار آمده) از آن جا تا به شهر نيز يك فرسخ است روز ديگرش از آنجا كوچ كرده به آستانه مقدسه منوره عرش منزله معصومه - عليها السلام و التحيه - آمده در منازل و «مدرسه آستانه» و خانه هاى متصله بدان نزول نمودند...»

 

***مرحوم دانش پژوه، تاريخ اين وقف نامه را پس از 972 و پيش از 1111 هجرى دانسته است، حال آنكه استاد مدرسى از تاريخ قطعى 1064 هجرى سخن گفته. در اين باره بايد به تصوير سند شماره 17 در پايان جلد اول تربت پاكان مراجعه كرد.

 

****تا اينجا تمام اسنادى را كه در اين باره تا پايان سده يازدهم در دست بود بر شمردم. از آنجا كه طبق نظر مذكر در ابتداى اين گفتار، از اين تاريخ به بعد اين مدرسه به «فيضيه» تغيير نام يافته است، اسناد مربوط به قرن دوازدهم به بعد را بايد جزو بررسى نامه «فيضيه» عرضه كرد. به عنوان مثال نسخه اى مجموعه اى شامل معين الخواص ميرزاى قمى و منظومه اى در صلاة به عربى در كتابخانه آستانه مقدسه قم نگهدارى مى شود كه در 1203 هجرى در «مدرسه جوار معصومه در قم» مقابله شده است (دانش پژوه، 1355: 229) و يا نسخه اى مجموعه اى شامل قطعات ادبى و منشآت و رساله قافيه كه مورد اخير آن، در 1292 هجرى در مدرسه حضرت معصومه براى كرمعلى خان تحرير شده است (مدرسى طباطبائى، آذر 1353: 85) همچنين بايد ياد كرد از نسخه «تحفه شاهى و عطيه الهى» به شماره 2655 كتابخانه مرعشى كه در 1244 هجرى به دست عباس بن نجفعلى قمى در «مدرسه فيضيه معصومية» كتابت شده (حسينى، ج 7: 235 و نيز نسخه «المختصر النافع» كه در 10 جمادى الثانى 1295 هجرى در «مدرسه معصوميه» استنساخ شده و عكسى از آن به شماره 2191 در دائرة المعارف بزرگ اسلامى موجود است (منزوى، 1382: 350)

 

*****در اين باره مثلاً بنگريد به: مدرسى طباطبائى، مهر 1335: 64; همو، 1355، ج 2:3-132; موسوى خلخالى، 1386: 201 و 231 (كه در آن مطلب دو تن از سفرنامه نويسان اروپايى و وصف آنها از مدرسه فيضيه عصر قاجار آمده است); افضل الملك: 71-70.

 

******در اينجا، براى پرهيز دادن از هرگونه نتيجه گيرى شتابزده در چنين مواردى، نوشته محمد تقى بيكِ ارباب را كه پس از نام بردن پنج مدرسه قم در عصر قاجار آورده نقل مى كنم. او اين توضيح را به اين دليل داده كه مدارس قم را در آن روزگار كم تعداد ارزيابى كرده; وى مى نويسد: «چنان ندانند كه طلاب قم به اين اختصار است. چون غربا در قم محصل نيستند اهل شهر در خانه هاى خود منزل دارند و در مجالس علماء حاضر مى شوند. قاعده تدريس و مباحثه علمى در قم بسيار است و علماى اعلام بسيار است كه همه جا مجاز و اجتهاد آنها مخفى است. للّه الحمد متعدد و معتبرند، لولا القميون لضاع الدين شاهد حال آنهاست تا مخفى نباشد» (مدرسى طباطبائى، مهر 1335: 65)

 

 

مشخصات منابع

استادى ،رضا، 1396 هـ، فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مدرسه فيضيه قم، قم، جلد اول.

افشار، ايرج - دانش پژوه، محمد تقى، 1371، فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه ملى ملك وابسته به آستان قدس، جلد 9.

افضل الملك، ميرزا غلام حسين خان، سفرنامه قم، تصحيح زهرا اردستانى، قم، زائر، 1384.

افندى الاصبهانى، الميرزا عبدالله، رياض العلماء و حياض الفضلاء، تحقيق السيد احمد الحسينى، قم، مكتبة آية الله العظمى المرعشى النجفى، جلد 3.

بركت، محمد، پاييز 1385، «فهرست مجموعه هاى خطى كتابخانه علامه طباطبائى دانشگاه شيراز» نسخه پژوهى، به كوشش ابوالفضل حافظيان بابلى، تهران، كتابخانه موزه و مركز اسناد مجلس شوراى اسلامى، جلد 3.

بغدادى، اسماعيل پاشا، هدية العارفين اسماء المؤلفين وآثار المصنفين، بيروت، دار احياء التراث العربى، جلد 1.

حافظيان بابلى، ابوالفضل، 1382، فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه آستانه حضرت عبدالعظيم حسنى(ع)، دار الحديث، مجموعه آثار كنگره بزرگداشت حضرت عبدالعظيم(ع) - 22، 2 جلد.

حافظيان، ابوالفضل، 1386، فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه آيت الله حججى، مجمع ذخائر اسلامى، قم.

حسينى، سيد احمد، فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه آية الله العظمى مرعشى، زير نظر سيد محمود مرعشى، جلدهاى 7، 13 و 14.

حسينى اشكورى، سيّد جعفر، 1386، فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مدرسه علميه فتحعلى بيگ، مجمع ذخائر اسلامى، قم.

الحسينى القمى، قاضى احمد بن شرف الدين الحسين، خلاصة التواريخ، به تصحيح دكتر احسان اشراقى، تهران، دانشگاه تهران، جلد 2.

دانش پژوه، محمد تقى، 1364، فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مركزى و مركز اسناد دانشگاه تهران، جلد 17.

ـــــــــــ، 1353، «كتابخانه دكتر حسين مفتاح در تهران»، نسخه هاى خطى، دانشگاه تهران، دفتر هفتم.

ـــــــــــ، 1355، فهرست نسخ خطى كتابخانه آستانه مقدسه قم، نشريه آستانه مقدسه قم، شماره 2.

دانش پژوه، محمد تقى - منزوى، علينقى، 1346، فهرست كتابخانه سپهسالار، انجمن ايرانى فلسفه و علوم انسانى، جلد چهارم.

روضاتى، سيد محمد على، 1386، فهرست كتب خطّى اصفهان، اصفهان، موسسه فرهنگى مطالعاتى الزهراء(س)، جلد اول.

طباطبائى بهبهانى، سيد محمد، آبان 1382، «نسخ خطى گنجينه سترگ ملى»، مجله پيام بهارستان، سال 3، ش 29.

عبدالجليل قزوينى رازى، نصير الدين ابوالرشيد، بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض، به تصحيح استاد فقيد مير جلال الدين محدث، تهران، انجمن آثار ملى، 1358.

كحّاله، عمر رضا، معجم المؤلفين، بيروت، دار احياء التراث العربى، جلد 5.

مدرسى طباطبائى، مهر 1335، راهنماى جغرافياى تاريخى قم مجموعه متون و اسناد، قم، چاپخانه حكمت، مجلد اول.

ــــــــــــ، بهمن 1349، «مدارس قديم قم»، مجله وحيد، سال 8، ش 2، مسلسل 86، بهمن 1349: 206-201.

ــــــــــــ، اسفند 1349، «مدارس ديگر قم در قرنهاى ششم تا نهم»، مجله وحيد، سال 8، ش 3، مسلسل 87، اسفند 1349: 411-409.

ــــــــــــ، فروردين 1350، «مدرسه آستانه مقدسه (فيضيه)»، مجله وحيد، سال 9، ش 1، مسلسل 88، فروردين 1350: 129-126.

ــــــــــــ، شهريور 1353، مثال هاى صدور صفوى، قم، چاپ حكمت.

ــــــــــــ، آذر 1353، كتاب شناسى آثار مربوط به قم، قم، چاپ حكمت.

ــــــــــــ، 1355، تربت پاكان، قم، 2 جلد.

ــــــــــــ،1386 ش / 2007 م، قميّات (مجموعه مقالات درباره قم)، نيوجرسى، ايالات متحده، زاگرس.

مرعشى نجفى، سيد محمود، 1384، فهرست دست نوشته هاى آثار خواجه نصير الدين محمد بن محمد طوسى در كتابخانه بزرگ حضرت آيت الله العظمى مرعشى نجفى(ره)، قم، كتابخانه بزرگ حضرت آيت الله العظمى مرعشى نجفى(ره).

منزوى، احمد، 1382، فهرست نسخه هاى عكسى كتابخانه مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى، تهران، ج 1، كتابخانه خصوصى اهدايى زين العابدين ابراهيمى.

موسوى خلخالى، سيد نور الدين، 1386، ذكر اخبار دارالايمان قم در سياحت نامه ها (از مغول تا آخر قاجاريه)، قم، كتابخانه بزرگ حضرت آيت الله العظمى مرعشى نجفى(ره).

وفادار مرادى، محمد، 1383، فهرست كتب خطّى كتابخانه آيت الله جليلى(كرمانشاه)، مشهد، سازمان كتابخانه ها، موزه ها و مركز اسناد آستان قدس رضوى.

 

 

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

بستان 2: نام حبیب هست و نشان حبیب نیست (گزارشی از کتاب معالم المدینه)

عبدالعزیز الکعکی

کتاب حاضر، پژوهشی است حجیم در 30 جلد (9 جزء) که به بیان بافت معماری مدینه و چگونگی شکل گیری و پیشرف

از دانش تا شبه دانش در تمدن مسلمانی

رسول جعفریان

شماری از شبه دانشها در تمدن مسلمانی بوده و هست که نقش موثری در کاهش تأثیر مفهوم علم و ایجاد ممانعت ب

منابع مشابه بیشتر ...

علم و فهم علمی در آثار جاحظ، ابن قتیبه و راغب اصفهانی

رسول جعفریان

سه چهره جاحظ، ابن قتیبه و راغب، هم ادیبان بزرگی هستند و هم در دانش نقد ادبی ید طولایی دارند. پرسش ای

سید جعفر مرتضی آنگونه که من شناختم (مصاحبه با مجله حوزه)

رسول جعفریان

گفتگویی است در باره مرحوم استاد جعفر مرتضی که با مجله حوزه انجام شده است. سعی کردم، به شماری از ویژگ