برچسب ها: انساب

۳ مقاله

مقالات

خلاصه

داستان ساختگی آمدن ابولولو به کاشان، تنها داستانی نیست که در قرن های ششم و هفتم ساخته شد، بلکه بعدها نیز قصه های دیگری ساخته شد تا امور چندی را بهم پیوند دهد. این امور از یک سو به سادات و امامزادگان و تشیع، و از سوی دیگر، به برخی از خاندان های برجسته این شهر مربوط می شد. خاندان غفاری در این زمینه، از جایگاه ویژه ای برخوردار بودند. اما بحث زن هم در این میانه اهمیت داشت. یک طرف صفیه خاتون دختر مالک اشتر که طبعا شیعه بوده و گفته اند دست حضرت ابوالفضل را از کربلا به کاشان آورد و دیگری زبیده همسر هارون الرشید، زنی که جایگاه خاصی در رویدادهای عصر و زمان خویش دارد و اینجا به کاشان یا کاه فشان که آن هم داستانی ویژه دارد، ارتباط می یابد. اصل ماجرا، تحلیل دو رساله در شرح حال دو امامزاده این شهر است که گرچه کاملا قصه ای است، اما حاوی مفاهیم مهمی در زمینه مرتبط دادن داستان سادات و تشیع و شهر کاشان و خاندان های این شهر است.

خلاصه

عمرو بن عاص، با شماری از مردمان حمص نزد معاویه آمد. او برای تحقیر معاویه به آنان گفت به اسم خلیفه بر او سلام نکنند، اما وقتی آنان وارد شدند گفتند: السلام علیک یا رسول الله، و این را مکرر گفتند. معاویه خنده اش گرفت. بعد از آن، عمرو بن عاص به آن مردم گفت: من گفتم شما به خلافت هم سلام نکنید به نبوت سلام کردید؟‌ لعنت خدا بر شما باد: علیکم لعنة الله.

خلاصه

بخش قابل توجهی از انساب الاشرف بلاذری (م 279) قریب به یک سوم، به تاریخ امویان اختصاص یافته است. این تاریخ از زاویه نسب است و این نحوه ورود در تاریخ عرب بسیار منطقی است؛ دلیلش هم آن است که عرب اساس زندگی و مناسباتش را از نسب آغاز می کند.