برچسب ها: شیخ احمد احسایی

۴ مقاله

مقالات

خلاصه

این متن نسبتا طولانی، مقدمه ای است که برای کتاب سفرنامه سرمایه سعادت نوشته ام. نویسنده ی آن، طلبه ای جوان است که سال 1302 از کربلا به طهران می آید. او متعلق به یکی از خاندان های روحانی آذربایجان با تعلق خاطر به شیخ احمد احسایی است. وی در این سفرنامه می کوشد تا دیدگاه های خود را در باره تمدن و تدین، سازگاری ها و ناسازگاری های آن نشان دهد. در بخش اول، مروری بر خاندان وی، شرح حال او، و در ادامه گزارشی از چند اثر او و از جمله سفرنامه سرمایه سعادت خواهم داشت.

خلاصه

انتقال افکار شیخی از کربلا به ایران، در چندین شهر، منازعات جدی به راه انداخت. کرمان، همدان و در رأس آنها تبریز، مرکز این جدالهای فکری بود، جدالهایی که محور آنها بحث معرفت امام، مسأله غلو، و مباحثی از این دست بود. در این زمینه رساله هایی در رد و ایراد وجود دارد که تاکنون منتشر نشده است. در مقاله حاضر، بر شماری از آنها مرور شده و گزارش این جدالهای فکری آمده است، مباحثی که هنوز هم گاه و بیگاه در حوزه های علمی ادامه دارد و بی شبهه، تا هر وقتی که حوزه های دینی ما با این مشخصه به حیاتشان ادامه می دهند، این مباحثات ادامه خواهد داشت.

خلاصه

تفکر غالی همواره در کنار تفکر شیعی معتدل حضور داشته است؛ از عصر خود امام علی (ع) تا به امروز. این جریان در قرن دوم و سوم، جریانی گسترده اما اغلب تحت فشار و در محدویت بود. در قرن چهارم و پس از آن تفکر غالی کاملا به حاشیه رانده شد، و تفکر عقلی ـ حدیثی بغداد و قم غلبه یافت. بعدها در قرن هشتم، حافظ رجب برسی با کمال شگفتی تفکر غالیانه را از زیر به سطح آورد و اشاعه داد، با این حال، فراگیر نشد. در تمام دوره صفوی هم، جریان غلو، همواره محدود بود تا آن که در قن سیزدهم عمدتا شیخیه وجوهی از تفکر غالیانه را مطرح کردند. صاحب روضات به عنوان یک شرح حال نویس و مورخ، تحلیلی از این ارتباط بدست داده که جالب است.

خلاصه

یادداشت زیر، گزارشی است از یک مثنوی بلند از قرن سیزدهم هجری که در باره مسائل مذهبی، اختلاف نظرها و چند حکایت و بهره گیری های مذهبی از آنها و نیز علیه صوفیه سروده شده است.