مقالات

خلاصه

سال 1397 کتابی در 1157 صفحه در شرح حال امام خمینی رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران توسط آقای هدایت الله بهبودی منتشر شد. این یادداشت را در باره برخی نکات انتقادی نسبت به این کتاب، همان وقت نوشتم.

خلاصه

انتقال افکار شیخی از کربلا به ایران، در چندین شهر، منازعات جدی به راه انداخت. کرمان، همدان و در رأس آنها تبریز، مرکز این جدالهای فکری بود، جدالهایی که محور آنها بحث معرفت امام، مسأله غلو، و مباحثی از این دست بود. در این زمینه رساله هایی در رد و ایراد وجود دارد که تاکنون منتشر نشده است. در مقاله حاضر، بر شماری از آنها مرور شده و گزارش این جدالهای فکری آمده است، مباحثی که هنوز هم گاه و بیگاه در حوزه های علمی ادامه دارد و بی شبهه، تا هر وقتی که حوزه های دینی ما با این مشخصه به حیاتشان ادامه می دهند، این مباحثات ادامه خواهد داشت.

خلاصه

تفکر غالی همواره در کنار تفکر شیعی معتدل حضور داشته است؛ از عصر خود امام علی (ع) تا به امروز. این جریان در قرن دوم و سوم، جریانی گسترده اما اغلب تحت فشار و در محدویت بود. در قرن چهارم و پس از آن تفکر غالی کاملا به حاشیه رانده شد، و تفکر عقلی ـ حدیثی بغداد و قم غلبه یافت. بعدها در قرن هشتم، حافظ رجب برسی با کمال شگفتی تفکر غالیانه را از زیر به سطح آورد و اشاعه داد، با این حال، فراگیر نشد. در تمام دوره صفوی هم، جریان غلو، همواره محدود بود تا آن که در قن سیزدهم عمدتا شیخیه وجوهی از تفکر غالیانه را مطرح کردند. صاحب روضات به عنوان یک شرح حال نویس و مورخ، تحلیلی از این ارتباط بدست داده که جالب است.

خلاصه

مطلب زیر، مشتمل بر دو نامه با یک گزارش تحلیلی در مقدمه آن است. این دو نامه در سال 1303ش در تحلیل اوضاع سیاسی وقت با دفاع از سردارسپه که آن وقت رئیس دولت بوده، نوشته شده است. این گزارش فارغ از درستی یا نادرستی در تبیین نیات این جریان و برنامه های آتی آن، که بعدها محقق شد، می تواند سودمند باشد.

خلاصه

یادداشت زیر، گزارشی است از یک مثنوی بلند از قرن سیزدهم هجری که در باره مسائل مذهبی، اختلاف نظرها و چند حکایت و بهره گیری های مذهبی از آنها و نیز علیه صوفیه سروده شده است.

خلاصه

جنگ اخباری ـ اصولی از اواخر قرن دوازدهم هجری شدت گرفت و تا نیمه های قرن سیزدهم ادامه داشت. در این فاصله، وحید بهبهانی و شاگردانش، وارد نبرد سختی با اخباری ها شدند. یکی از مهم ترین چهره های اخباری، میرزا محمد اخباری بود. در این فاصله، یکی از شاگردان سید علی طباطبائی صاحب ریاض، دست از طرفداری مجتهدان کشید و با پیروی از میرزا محمد اخباری، به جبهه اخباری ها پیوست. به دنبال آن، جبهه مجتهدان علیه وی سخن گفتند و او بیانیه در دفاع از خود نوشت و از این که گرفتار تکفیر و تفسیق شده است، گلایه کرد. متن این بیانیه را در اینجا ملاحظه می کنیم.

خلاصه

چه نسبتی میان آرای فلسفی آقای مطهری با علم تجربی وجود دارد؟ به عبارت دیگر، دیدگاه آقای مطهری در باره روش های عقلی و فلسفی، چه زمینه ای برای علم تجربی فراهم کرده و ایشان در نقد علم مدرن تا کجا پیش رفته است. یک نکته مهم در این گزارش، این است که وی به رغم آن که به دلیل خاستگاه فلسفی خود، تمایلی به ستایش از علم ندارد، اما به هیچ روی در دام دیدگاه های افراطی در باره علم دینی و غیر دینی نیفتاده است. متن زیر، برای سخنرانی در مراسم چهلمین سال شهادت استاد مطهری که توسط انجمن اندیشه و قلم برگزار شد، تهیه شده است.

خلاصه

بر ماست تا روی میراث فکری گذشته خود تأمل کرده و نقاط ضعف آن را آشکار کنیم. تا وقتی با دقت و منصفانه این نگاه را نداشته باشیم، راه به جایی نخواهیم برد. ما نباید بی دلیل برای گذشته خود کف بزنیم، بلکه باید به جای آن، به نقد میراث خود بپردازیم و از این کار خجالت نکشیم. ما باید دلایل عقب ماندگی خود را در گذشته جستجو کنیم، و بی دلیل با ستایش از تمدن اسلامی، عجب و تکبر بی خاصیت را به جامعه خودمان تزریق نکنیم.

خلاصه

فردی به نام محمد رضا اهرابی که حرفه اش روضه خوانی و در عین حال نویسندگی بوده، کتابی با عنوان مطالع الانوار در آداب زیارت و روضه خوانی و عزاداری نوشته، اما ضمن آن اطلاعات سودمندی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی ـ مذهبی تبریز طی سالهای 1257 تا 1289 ق بدست داده است. برخی از این اطلاعات در قالب گزارش سفر، برخی حکایت و برخی هم از مشاهدات خود نویسنده است. جالب است که در یک قسمت مستقل، شرح عزاداری در تبریز در سال 1288 / 1871 را بیان کرده است. همچنین از قحطی سالهای 1285 تا 1289 نکات جالبی را بیان کرده است.

خلاصه

چندی قبل به همراه دوست عزیز جناب آقای رسول جزینی، به گردآوری وقف نامه های کتابها در دوره صفوی پرداختیم و اثری تحت همین عنوان وقف نامه های کتاب صفوی فراهم آوردیم. برای توضیح محتوای آنها، مقدمه ای نوشتم که ذیلا ملاحظه می کنید. در دوره صفوی، عمده کارهای فرهنگی و دینی از طریق وقف انجام می شد، در حالی که به مرور، سهم امام، جای آن را گرفت. بیشتر مدارس، رقبات وقفی داشتند و از درآمد آنها به طلبه ها شهریه تعلق گرفته و مخارج مدرسه از استاد و شاگرد داده می شد. در ضمن واقف، معمولا کتابخانه ای هم درست می کرد و کتبی وقف می نمود. بعدها دیگران هم ممکن بود کتابهایی وقف آن مدرسه کنند. از میان این وقف نامه ها می توان نکات مختلفی را در حوزه دین و مذهب و فرهنگ دریافت که سعی کرده ام فهرستی از آنها را در این مقدمه نشان دهم. در این کتاب تصویر 324 وقف نامه آمده است.

خلاصه

در دوره قاجاری، یکی از محصولاتی که از تبریز به تهران وارد می شد، سنگ مرمر بود. سند و گزارش زیر مربوط به این مسأله و نیز طاعونی است که در آن دوره، تبریز گرفتار آن شده و سبب مرگ و میر بسیار و فرار مردم از این شهر شده است.

خلاصه

چطور می شود حمام را اسلامی کرد؟ آیا می توان توصیه هایی را در باره حمام مطرح کرد که در این مورد مشخص، نوعی زیست متفاوت با آنچه که مثلا در غرب یا شرق هست، تعریف شود؟ اگر عبادات را منها کنیم، در امری مثل حمام، چه تفاوتی میان زیستی که در مدنیت اسلامی هست، با آنچه میان یهود و نصارا یا غرب هست وجود دارد؟ رساله دلاکیه، با این انگیزه نوشته شده است تا نظر اسلام در باره شغل دلاکی و آنچه در حمام می گذرد معلوم شود. البته حاج محمد کریمخان شیخی که آن را نوشته، از معلومات خود در طب سنتی و فیزیک یونانی هم استفاده کرده و یکجا در باره دلاکی از نظر عقل و شرع و عرف و حتی به اعتبار یک صنعت از آن سخن گفته است. نوشتن در این باره، این یک تجربه تاریخی است، تجربه ای که هنوز بسیاری به آن فکر می کنند.

خلاصه

در قحطی سالهای 1285 تا 1288 قمری، یک سوم جمعیت ایران نابود شد، و این درست زمانی بود که از بخش های متمدن جهان، به دلیل ایجاد راه آهن و امکان سریع نقل و انتقال مواد غذایی، آثار ویرانگر قحطی رخت بربسته بود. ماهها بلکه سالیانی طور کشید تا ایران بتواند از کشورهای همجوار و از جمله روسیه، گندم وارد کند. به علاوه که اغلب پولی هم در خزانه نبود، چون نه صنعتی در مملکت بود نه تجارت و نه راههای ارتباطی. در اینجا، یادداشت های یک نویسنده و عالم تبریزی را از تبعات ویرانگر این قحطی که در سال 1289 نوشته شده را ملاحظه می کنیم.

خلاصه

مناسبات میان علما، و اعتراضات آنها بر یکدیگر و پاسخ هایی که می دهند، روشنگر نکات جالبی است. در این یادداشت، دوستی از علما، دوست دیگرش را به خاطر برخی از کارهایش عتاب کرده و او پاسخ داده و در این پاسخ تفکیکی میان احکام جاری در زندگی بدست داده که جالب است.

خلاصه

مباحث معرفت شناسی، و به طور ویژه، بحث از تعریف علم، امکان رسیدن به حقیقت و مقابله با سوفسطائی گری در میان متکلمان، داستانی طولانی دارد. ابوالقاسم بلخی، در مقدمه کتاب المقالات خود که در علم ملل و نحل است، به بهانه پاسخ دادن به سوال جوانی، این مبحث را مطرح کرده تا مقدمتا توضیح داده باشد که چرا او بر این باور است که در میان این همه باورهای مختلف، عقاید خاصی دارد و آنها را درست می داند. این که چرا سخن دیگران درست نباشد؟ این که آیا اصلا می توان به حقیقت رسید یا خیر.

خلاصه

استفتاءات علما، علاوه بر آن که از جنبه فقهی اهمیت دارند، به دلیل توجه به مسائل جاری اجتماعی و حقوقی و سیاسی، حاوی نکاتی هستند که بکار تحقیقات تاریخی هم می آیند. طبعا اگر این استفتاءات از چهره های برجسته باشد، از جنبه های دیگری هم مهم خواهند بود. در اینجا برخی از این استفتاءات را از یک نسخه خطی از مرحوم وحید بهبهانی که مجدد شیعه در آغاز قرن سیزدهم به شمار می آیند، مرور می کنیم.

خلاصه

بستان الناظرین از محمد یوسف بیکای گرجی، دانشمندی شیعی، در قالب یک اربعین حدیث، به کاوش در باره باورهای شیعی پرداخته و در باره بسیاری از مباحثات و مجادلات فکری شیعی، از جمله مبحث تصوف، قصه خوانی، پیشگویی در باره ظهور مطالبی را مطرح کرده است؛ به همین دلیل اثری است از لحاظ مواد تاریخی بسیار با ارزش.

خلاصه

برو به صفحه: