مقالات

خلاصه

مطهر بن طاهر مقدسی، نویسنده کتاب البدء و التاریخ [تألیف 355 هجری]، نویسنده ای است فضای نگارش این اثر مهم او متفاوت با فضایی که ما از نویسندگان برجسته و شناخته شده قرن چهارم می شناسیم؛ گرچه وجودش، موید نگاهی در آن دوره است که ما باید فارغ از آنچه تاکنون در باره نحله های فکری می شناخته ایم، تحت عنوان یک خط فکری ویژه آن را تعریف کنیم.

خلاصه

سید نعمت الله جزائری (م 1112) در شرح عوالی اللئالی، به مناسبتی، و از این بابت که نویسنده این اثر متمایل به حکمت و فلسفه بوده، بحثی را مطرح می کند که جالب است. محور این بحث به تدریج در باره مواضع شیخ بهایی در مسائل مختلف، و شاید از همه مهمتر تفاوت دیدگاه و رفتار او با شیخ علی کرکی است.

خلاصه

کتاب «زبدة التواریخ» اثر محمد حسن مستوفی که خود در محاصره اصفهان حضور داشته، آمار بالا را به عنوان شماره کشته ها و مرده ها در جریان این محاصره یاد کرده است. وی می گوید خود افغانها این سرشماری را انجام داده و مجموعه کسانی را که مرده و دفن شده و یا هنوز جنازه های آنها در اطراف دهات و قلعه ها و سرسیبه ها بود، شمارش کردند. کشته شدن هفت صد هزار نفر از شهری مانند اصفهان، که بسا آن زمان یک و نیم تا دو میلیون جمعیت داشته، می توانسته اساسا این شهر را از لحاظ تمدنی نابود کرده باشد.

خلاصه

نسخه ای در باره حیوان و در واقع، موضوع حیوان شناسی و مباحث مختلف آن در مجلس هست که در شانزده مجلس تنظیم شده و در فهرست مجلس 27/1: ص 231 به بعد معرفی شده است (ش 8123). در یک مورد، نویسنده از مردمان بدفهمی یاد می کند که از مرحوم مجلسی به خاطر ترجمه آثار عربی به فارسی انتقاد کرده اند.

خلاصه

مطهر بن طاهر مقدسی که کتاب البدء والتاریخ را در سال 355 نوشته، نمونه ای از یک متفکر برجسته اسلامی است، متفکری که نه اهل حدیث است، نه معتزلی و نه اشعری، اما به اهمیت عقل و تفکر در شناخت بهتر و درست تر واقف است.

خلاصه

تاریخ یک کشور، نباید صرفا از مرکز نوشته شود، بلکه سهم هر نقطه ای از کشور، اعم از آن که شهر باشد یا قریه، در تاریخ یک کشور حفظ شود. وقتی تاریخ یک کشور را صرفا از مرکز مملکت بنویسند، کمترین آسیبش آن است که در حق دیگر نقاط، نواحی و حواشی، ستم می شود.

خلاصه

امروز درس تاریخ تشیع دکتری، در باره تقابل دو جریان فکری در میان علمای شیعه در قرن سیزدهم و البته ریشه های آن تا اوائل دوره صفوی و حتی دوره مکتب حله بود.

خلاصه

از اثر حاضر تحت عنوان لَیلیّه یا همان نماز شب،  چندین نسخه برجای مانده است.  دو نسخه مهم از دوره شاه سلطان حسین و بقیه مربوط به پس از آن زمان است که شرح آن خواهد آمد. در آغاز نسخه، مقدمه‌ای از محمد باقر خاتون آبادی آمده که کوتاه، اما گویای سرگذشت کوتاه این رساله و مهم است. پس از آن، مقدمه‌ای از مؤلف آمده که درباره چگونگی تألیف و فصل‌بندی آن را شرح مختصری داده است.

خلاصه

بخشی از این کتاب فضائل، در باره فضائل امام علی (ع) است. باب دوم از فضائل امام علی (ع) روایت غدیر از طرقی است که ابن ابی عاصم برای نقل این حدیث می شناخته است.

خلاصه

یک سال پس از انقلاب مشروطه، یک عالم دینی بوشهری، رساله ای نوشت تا ثابت کند، قیام مشروطه و تاسیس مجلس شورای ملی، مصداق روشن روایت «قیام قومی از مشرق» در آخر الزمان است.

خلاصه

گزارش زیر مربوط به نخستین گزارشی است که ما در باره ساخت دورنما یا همان دوربین و نیز سمعک در اصفهان دوره صفوی داریم.

خلاصه

در باره منابع عاشورا فراوان نوشته شده و در همین وبلاگ هم، مدتی قبل مطلبی گذاشتم. متن زیر خلاصه یک سخنرانی تازه است که سعی کرده ام، ضمن مرور بر منابع، به چند نکته تازه یاب اشاره کنم. امیدوارم سودمند باشد.

خلاصه

کتاب وصایا برای توبه‌کنندگان از زین‌الدین خوافی (م ۸۳۸ هجری) عارف و صوفی ایرانی، از جمله آخرین حلقه‌های عرفان خراسانی است که برجای مانده و تا آنجا که بنده خبر دارم، گزارشی از آن به‌دست داده نشده است. در اینجا گزارشی از نسخه برجای مانده آن که حاوی اطلاعاتی هم از مدارس و رجال آن دوره و برخی از دیدگا‌ های رایج صوفیانه است، تقدیم می‌کنم.

خلاصه

چرا مفهوم علم به صورت روشنی در ذهنیت جامعه اسلامی در قرن سوم و چهارم شکل نگرفت؟ این بحثی است که در دانشگاه کاشان برای دانشجویان و شماری از اساتید خوب این دانشگاه داشتم.

خلاصه

پژوهش در باره تاریخ شیعه، در یک نگاه، به دو سبک وجود داشته و دارد. سبک سنتی و در واقع متون قدیمی که به نوعی می شود عنوان تاریخ تشیع به آنها داد، دیگری سبک جدید که تحت تأثیر تاریخ نگاری مدرن پدید آمده است.

خلاصه

چهارشنبه شب گذشته، در موسسه مفتاح کرامت در جمع شماری از طلاب، ساعتی صحبت کردم. موضع صحبت من بحث از موضع علمای دوره اخیر صفوی در باره علم نجوم بود. خلاصه آن صحبت، البته خلاصه بسیار کوتاه شده، این است که ذیلا ملاحظه می فرمایید.

خلاصه

تلاش من برای فهم این نکته است که چرا ما نتوانسته علوم جدید را درست هضم کنیم؟ به چه دلیل تلاش می کنیم هر نوع فهم علمی جدید را در چارچوب مبانی اخلاقی و دینی درک کنیم؟ مسلما دین بسیار ارزشمند است، اما ظلم مضاعف به آن این است که ما آن را در جایی بکار گیریم که سبب می شود مدتی بعد، اعتبارش در معرض تردید قرار گیرد. با خواندن متن زیر شاید بتوان بهتر به این نکته پی برد

خلاصه

یکی از مدخل‌های درس ملل و نحل، پرداختن به این نکته است که قرآن چه تصوری از ملل و نحل به‌دست داده است. این دیدگاه، بعدها و در دوره‌ای که اختلافات دینی و مذهبی بالا گرفت، چگونه تفسیر شده است؟

برو به صفحه: