۳۳۷۰
۰
۱۳۸۴/۳/۲۱
هندوستاني که من ديدم ( سفرنامه هند )

هندوستاني که من ديدم ( سفرنامه هند )

پدیدآور: سيد علي ميرشريفي

معرفی کتاب

هندوستاني که من ديدم (سفرنامه هند)، سيد علي ميرشريفي، چاپ اول، قم: دليل ما، 1384

هند به عنوان سرزمين عجايب در شرق آسيا از زمان هاي باستان همواره توجه جهانگردان زيادي را به خود جلب کرده که نوشته هاي باقي مانده از آنان از گذشته تاکنون بيانگر اين مطلب است.
آقاي سيد علي ميرشريفي يکي از محققين ايراني از زمره کساني هستند که در سال 1381 شمسي از تاريخ سه شنبه 21 آبان، مصادف با 6 رمضان 1423 تا چهارشنبه، 11 دي ماه برابر با 27 شوال 1423 عجري قمري با دو هدف تبليغي و تحقيقي سفري پنجاه و يک روزه به کشور هندوستان نموده و خاطرات خود از سفر به سرزمين هفتاد و دو ملت را تحت عنوان هندوستاني که من ديدم (سفرنامه هند) به رشته تحرير در آورده اند.
سفرنامه 424 صفحه اي ايشان از دو بخش تشکيل يافته است. نخستين بخش آن که بيست و پنج روز اول سفر ايشان را تشکيل مي دهد اختصاص به گزارش سفر تبليغي ماه رمضان ايشان در بين دانشجويان ايراني در چنديگر است که ضمن آن راجع به سرزمين هند، مردم، سيستم آموزشي، اماکن تاريخي و مراسم هاي مختلف هنديان اطلاعاتي نيز به خوانندگان مي دهد.
بخش دوم که بخش اعظم کتاب را تشکيل مي دهد به مرحله تحقيقاتي و ديدار از مراکز علمي سفر ايشان اختصاص يافته که روز بيست و ششم تا پنجاه و يکم را در برگرفته است. و همانند بخش قبلي راجع به سرزمين، مردم و ساير اطلاعاتي که مربوط به هند است را نيز شامل مي شود.
در پايان کتاب نيز تصاويري از اماکن و مراسم هاي مذهبي هند به چاپ رسيده است.
سفرنامه هند جناب آقاي ميرشريفي، علاوه بر گزارشي که از سفر خود بيان نموده داراي اطلاعاتي است که آن را از ساير سفرنامه ها ممتاز مي سازد، از جمله:
- نويسنده ضمن داشتن نثري روان و شيوا، در جاي جاي کتاب خود به معرفي کتاب هايي مرتبط به موضوع پرداخته تا خوانندگان علاقمند جهت کسب اطلاعات بيشتر به آن ها مراجعه نمايند.
- و نيز مؤلف ضمن معرفي اماکن تاريخي، شخصيت هاي تاريخي، مذاهب و ... اطلاعات تاريخي دقيقي را که با استفاده از منابع در ايران و هند - چنان چه خود مؤلف در مقدمه به آن اشاره نموده است - به دست خوانندگان مي دهد و سفرنامه را به لحاظ اطلاعات تاريخي ارائه شده دايره المعارفي کوچک و منبعي معتبر در زمينه هند ساخته است. به گونه اي که خواننده اطلاعات مفيدي در زمينه سرزمين هند به لحاظ جغرافيايي، وضعيت سياسي، اجتماعي، آموزشي، راه يافتن اسلام و تشيع در هند، مذاهب در هند، استعمار در هند، استقلال و شيوه اداره هند، روابط ايران و هند و نيز زندگينامه شخصيت هاي مختلفي چون گاندي، نظام الدين اوليا، امير خسرو دهلوي، سلاطين مسلمان هند، سر سيد احمد خان، جلال الدين محمد اکبر شاه، قاضي نورالله شوشتري، شمس العلماء سيد ناصر حسن لکهنوي، مير حامد حسين لکنهوي، ابوالکلام آزاد متفکر آزاد انديش معاصر و نيز اماکن تاريخي چون سابقه تاريخي مسجد بابري، اماکن آموزشي و برخي کتابخانه هاي هند به دست مي آورد.
جهت آشنايي بيشتر نسبت به اين سفرنامه بخش هايي کوتاه از کتاب انتخاب گرديده که در ذيل به آن ها اشاره مي شود.
در صفحه 78 در باره پرستش گاو و احترام به آن آمده است:
«مسأله حرمت گاو در طول تاريخ هندوستان بهانه اختلاف و نزاع بين مسسلمانان و هندوان بوده است. در سال 1946 م در بحبوحه اختلافات مسلمانان و هندوها و زمزمه تجزيه و تقسيم هندوستان که اختلافات به سرحد انفجار رسده بود، يک روز در کلکته يک گاو ولگرد سر سبزي هاي يک سبزي فروش مسلمان رفت، سبزي فروش براي جلوگيري از خوردن سبزي هايش ضربه اي به گاو زد. در اين هنگام با اعتراض همسايه لباس فروش هندوي خود مواجه گرديد. هر دو گريبان يکديگر را گرفتند. آن گاه عده اي از مسلمانان به دفاع از سبزي فروش و گروهي از هندوان به حمايت از لباس فروش پرداختند. آشوب و فتنه بزرگي برپا شد که در مدت سه روز پنج هزار نفر از هر دو طرف کشته شد. پس از گاو، مار، بوزينه، تعدادي از پرندگان و حتي برخي از درختان نزد هندوان مقدس است و آن ها را مي پرستند.»
در بخشي از اطلاعات تاريخي که نويسنده در باره مسجد بابري که تا سال هاي اخير مورد نزاع و درگيري هاي ميان مسلمانان و هندوان بود در صفحه 135 چنين آمده است:
«... مسجد بابري در سال 935 هجري مطابق با 1528 م در دوران حکومت ظهيرالدين محمد بابر، مؤسس امپراتوري مغول، در منطقه آيوديا در نزديکي شهر فيض آباد بر فراز تپه اي پايه ريزي شد و به نام وي نامگذاري گرديد. منطقه آيوديا براي هندوها بسيار مقدس بود، از اين رو يک صاحب منصب انگليسي در سال 1885 م هنگام ثبت احوال منطقه فيض آباد و تهيه اسناد منازل از سر عمد نوشت که مکان مسجد بابري قبلا يک بتخانه و متعلق به هندوها بوده، پس از انهدام آن بر ويرانه هايش مسجد بابري را ساخته اند ... دادگاه در سال 1952 م مالکيت مجموعه مسجد را در اثر اختلافات بين هندوان و مسلمانان به دست گرفت.
بعدها در سال 1986 م دادگاه حکم بازگشايي مسجد را براي عبادت معبد رام صادر کرد، در پي آن مسلمانان در سراسر هند عزاي عمومي اعلام کردند ... چند سال بعد در ماجراي گذاشتن سنگ بناي معبد هندوها در اين منطقه، ششصد نفر در اختلافات فرقه اي کشته شدند. در سال 1992 م سيصد هزار نفر هندو به مسجد بابري هجوم بردند و آن را تخريب کردند...».
در جايي ديگر نويسنده در صفحه 183 ماجراي ديدار خود از قرآن منسوب به امام علي (ع) را چنين ذکر مي کند:
«... روانه دانشگاه عليگر گشتيم و با اجازه کتبي رئيس کتابخانه نزد کتابدار رفتيم. او مخزن را باز کرد و ما داخل شديم. قرآن منسوب به اميرالمؤمنين (ع) را که از مجموعه اهدايي مرحوم سبحان الله بود آورد، سوره فاتحه و قسمتي از سوره بقره را داشت و بسيار قديمي و کهن بود».
در باره کتابخانه مولانا ابوالکلام آزاد در صفحه 188 نيز مي نويسد:
«کتابخانه در دو طبقه و داراي سه سالن بزرگ مطالعه به ظرفيت نزديک دو هزار نفر است. اين کتابخانه با ظرفيت بيش از يک ميليون کتاب داراي قريب نهصد هزار جلد کتاب است و بخش نسخه هاي خطي آن با داشتن حدود پانزده هزار نسخه خطي نفيس به زبان هاي فارسي، عربي، اردو و سانسکريت يکي از بهترين مجموعه هاي نسخ خطي جهان به شمار مي آيد».
نويسنده در صفحه 239 در باره جايگاه نماز نزد غير مسلمانان هند چنين مي گويد:
«مردم هند، اعم از مسلمان و هندو و غيره به نماز خيلي احترام مي گذارند و کاملا مراعات حال نمازگزاران را مي کنند. حتي مأموران و خدمه در طي تردد خود با دقت کامل عبور مي کردند و به هيچ وجه پا روي سجاده نمي گذاشتند».
و در صفحه 287 کتاب نيز در باره ارادت غير مسلمانان به امام علي (ع) مي نويسد:
«هندوها نيز به اميرالمؤمنين و فرزندانش ارادت خاصي دارند، حتي برخي نام فرزندان خود را علي مي گذارند».
در باره امنيت در هندوستان نويسنده کتاب معتقد است که آمار سرقت و خلافکاري نسبت به تعداد جمعيت و وضعيت اقتصادي مردم هند کم است، وي در صفحه 252 در اين باره چنين مي نويسد:
«پذيرش اين مطلب براي اينجانب بسيار مشکل بود، بعد ها خودم ديدم ديوار خانه ها معمولا يک متر و يا کمتر است و درهاي آنها نيز عموما شب ها تا به صبح باز است و چندين موتور سيکلت نيز داخل حياط ها پارک شده، ولي احدي به آن ها کاري ندارد! بي آن که حضور گسترده پليس و نيروهاي انتظامي مشهود باشد. مردم به گونه اي تربيت شده اند که عموم آنان در فکر سرقت و دزدي نيستند... از عباس علي پرسيديم: چرا در اين کشور به اين پهناوري و با اين جمعيت زياد و فقر گسترده، دزدي به ندرت رخ مي دهد؟ او فرمود: اولا عموم مردم هند دنبال کار و کاسبي و به دست آوردن يک لقمه نان حلال و زندگي آبرومندانه هستند. ثانيا اگر هم کسي دزدي کند قبل از آن که نيروهاي دولتي به سراغ دزد بيايند و او را به دستگاه قضايي تحويل دهند خود مردم دزد را بدون محاکمه مي کشند لذا ديگر کسي هوس دزدي نمي کند».
در بخش هاي مختلف کتاب نويسنده از مهاجرت ايرانيان به هند هم سخن گفته است؛ از جمله در صفحه 295 کتاب چنين آمده است:
«روستاي عليپور در دل جنگل هاي استان بنگلور واقع شده و آن مناطق همانند مازندران ايران سرسبز و حاصلخيز است ... دو نفر از شيعيان متمکن و صاحب نفوذ که گويا در اصل ايراني تبار و از مازندران ايران بودند به منطقه عليپور که نام آن «بلي کونته» بوده هجرت مي کنند، آن گاه براي اجراي امور مذهبي خود يک نفر روحاني به نام شيخ اسدالله را از حيدآباد به عليپور مي آورند، بعد شيعيان ايراني تبار آن مناطق که عموم آنان از مازندران ايران بودند بدانجا پناه برده و در عليپور ساکن مي شوند. نکته قابل توجه اين که هنوز بسياري از ساکنان عليپور فرهنگ مازندراني خود را حفظ کرده اند و حتي تعدادي از آنان چهره شان نيز همانند چهره هاي مازندراني هاست. گويند تا پنجاه سال قبل پيرمردها فارسي صحبت مي کرده اند...».
درباره رابطه دولتمردان و مردم و نوع زندگي آنان، مؤلف در صفحه 331 آورده است:
«جالب است در اين جا يادآور شوم که اين آموزه هاي گاندي هنوز کم و بيش در بين دولتمردان هند يافت مي شود. دوست فاضل جناب آقاي حسن نجفي برزگر دانشجوي مقطع دکتري تاريخ و از اعضاي خانه فرهنگ جمهوري اسلامي ايران در هند فرمود: يک بار با قطار درجه دو از لکهنو به کلکته مي رفتيم، در کوپه اي که من بودم يک نفر از وزراي کابينه راجيو گاندي بود که براي شرکت در کنفرانسي به کلکته مي رفت، او مشغول تنظيم وترتيب کارهايش بود. پرسيدم: چرا شما با هواپيما به کلکته نمي رويد؟ گفت: قطار از چند جهت مناسب تر است؛ اولا ما مي خواهيم با مردم کشورمان اظهار همدردي نماييم و تا جايي که ممکن است مانند آنان از وسايل عمومي و ساده استفاده کنيم، ثانيا شب را داخل قطار به سر مي برم، ديگر نيازي نيست تا در کلکته به هتل بروم و يا مزاحم دوستان و آشنايان شوم، ثالثا از اين فرصت استفاده کرده، کارهايم را راجع به کنفرانس مرتب و منظم و آماده مي کنم».
نويسنده در بيان فرهنگ مردم هند در صفحه 341 چنين مي گويد:
«مردم هندوستان به عقايد مذهبي و آداب و رسوم چندين هزار ساله خود پايبندند و اصرار مي ورزند. آنان به پيشينه خود افتخار مي کنند و به هيچ وجه جاضر نيستند از فرهنگ باسابقه و ريشه دار آبا و اجدادي خودشان دست بردارند. بر خلاف اين که قريب دو قرن انگليسي ها فرهنگ منحط غربي را در اين سرزمين تبليغ کردند و هم اکنون نيز شبانه روز متجاوز از شصت کانال تلوزيوني و ماهواره هاي غربي که اکثر قريب به اتفاق آن ها شبانه روز يکسره در حال ترويج و اشاعه فحشا و فسادند و در و ديوار شهرها نيز مملو از تبليغات غربي است، با اين وصف کمتر کسي بدان ها اعتنا مي کند».

اما نکته اي که با توجه به اشاره نويسنده در مقدمه، که هدف خود را تحقيق در کتابخانه ها و مراکز علمي ، خصوصا جهت تکميل مطالعات در باره حضرت جعفر طيار (ع) و مشاهده نزديک سرزمين عجايب و شگفتي ها بيان نموده است در پايان کتاب خواننده همچنان منتظر به دست آوردن اطلاعاتي در باره ميزان موفقيت مؤلف در تکميل تحقيق خود در باره حضرت جعفر طيار (ع) و نيز آشنايي بيشتر با کتابخانه ها و کتاب هايشان – هر چند در طول متن به اطلاعاتي در اين باره دست مي يابيم – مي باشد.

نوشته: منيره شريعت جو
نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

ادیان جهان و چگونگی مقارنه آنها

ادیان جهان و چگونگی مقارنه آنها

پوهاند محمد ابراهیم ابراهیمی

این کتاب بحثی است پیرامون چگونگی پیدایش ،رشد و اکتشاف اساسی ترین معتقدات ادیان به شهرت رسیده ی جهان

جیرفت نامه

جیرفت نامه

نویسندگان

پژوهش حاضر، مجموعه مقالاتی است دربارۀ یکی از قدیمی ترین کانون های تمدن بشری که با امید فراهم کردن بخ

منابع مشابه بیشتر ...

نقش علمای شیعه در گسترش تشیع در هند: از حمله مغول تا پایان دوره صفویه

نقش علمای شیعه در گسترش تشیع در هند: از حمله مغول تا پایان دوره صفویه

راضیه نجاتی حسینی

موضوع این کتاب که بررسی بخشی از تاریخ تشیع (از سده هفتم تا دوازدهم هجری قمری/ چهاردهم تا نوزدهم میلا

تاریخ روابط اسلام و مسیحیت

تاریخ روابط اسلام و مسیحیت

هیو گدارد

کتاب حاضر نخست با نگاهی به پیشینه ی ارتباط مسیحیت با دین یهودیت در دوره ی پیش از اسلام، به دوره های