۴۷۰
۱۳۸
۱۳۹۸/۱۰/۶
من راوی آخرین کودتای ترکیه

من راوی آخرین کودتای ترکیه

پدیدآور: نرگس رضایی ناشر: لوح فکرتاریخ چاپ: ۱۳۹۸مکان چاپ: تهرانتیراژ: ۲۰۰۰نسخهشابک: 8-21-8578-964-978

خلاصه

در این کتاب برای نخستین بار حوادث 15 جولای 2016 ترکیه از سوی یک شاهد زنده به زبانی متفاوت برای مخاطب ایرانی روایت می شود.

معرفی کتاب

نویسنده در خلال روایت حوادث کودتای ۱۵ جولای به دیگر کودتاهای ترکیه در دهه ۹۰ که شرایطی بحرانی در این کشور ایجاد کرده و به بی‌ ثباتی اقتصادی و سیاسی دامن زده بود پرداخته و در فصلی جداگانه به اولین کودتای ترکیه و فرجام دولت‌مردان ساقط شده در جزیره «یاسی» که آن را «جزیره شوم» می‌نامد، اشاره می‌کند و می نویسد:« کودتاگران، دادگاه عالی تشکیل داده و مقامات دولت و سیاستمداران را در این جزیره دادگاهی می‌کنند و در خلال دادگاه، سیاسیون غیرنظامی را در بناهای این جزیره زندانی می‌کنند.»

حضور پر رنگ مردم در خیابان‌ها و میادین، در کودتای ۱۵ جولای ۲۰۱۶ که در آن ۲۵۱ نفر کشته و بیش از ۲۰۰۰ نفر زخمی شدند، از جمله تفاوت‌های کودتای فوق با دیگر کودتاها در دهه ۹۰ بوده که در این کتاب مورد تاکید قرار گرفته است. نویسنده در این کتاب، ضمن اشاره به وحشت‌آفرینی جنگنده‌ها در آسمان استانبول، از مردمی می‌ نویسد که بی‌ پروا مقابل گلوله‌ها پیش می‌رفتند و تانک‌ها و گلوله‌ها، جلودارشان نبوده و در این رابطه از تعبیری به این صورت استفاده می‌کند که «آنها ترس را ترسانده بودند.»

یکی از قسمت های این کتاب، فصلیست تحت عنوان «زنان و کودتا» که نویسنده در آن به نقش سه زن، یک گوینده، یک خبرنگار و یک خلبان در کودتا می‌ پردازد که نام آن ها را در تاریخ ترکیه ماندگار کرد. در بخشی از این فصل آمده است:

«آن شب در کودتای ترکیه زنان نقش فعالی داشتند. یک گوینده زن، بیانیه کودتاگران را خوانده بود برعکس اولین کودتا در تاریخ ترکیه در ۲۷ می۱۹۶۰ که یک نظامی مرد به اسم «آلپ أرسلان ترکش» بیانیه کودتاگران را از رادیو خواند. در آخرین کودتا در سال ۲۰۱۶ که من از نزدیک شاهدش بودم یک گوینده زن از تلویزیون بیانیه را خواند. یک گوینده زن نیز با رساندن صدای رییس‌ جمهور اردوغان باعث ناکامی کودتا شد. ضمن اینکه یک خلبان زن کودتاچی نیز کودتاگران را با هلی‌ کوپتر حمل و زنی به اسم «شریفه بز» نیز در مقابل، جوانان محل را با کامیون به پل بسفر در استانبول رسانده بود تا کودتاگران را عقب برانند. در حقیقت شب ۱۵ جولای، شب صف‌بندی‌ ها بود.»

همچنین در بخشی از این کتاب به مقایسه جنگ و کودتا پرداخته شده و نویسنده با تداعی ترسی که در کودکی‌اش در جریان جنگ ایران و عراق لمس کرده بود، دس