۱۷۶
۷۶
۱۳۹۹/۵/۱۷
دیوانیان از ساسانیان تا سامانیان (نگاهی به سرگذشت نظام دیوانی ایران بعد از سقوط ساسانیان)

دیوانیان از ساسانیان تا سامانیان (نگاهی به سرگذشت نظام دیوانی ایران بعد از سقوط ساسانیان)

پدیدآور: حامد نوحه خوان ناشر: ندای تاریخ تاریخ چاپ: ۱۳۹۹مکان چاپ: تهرانتیراژ: ۵۰۰نسخهشابک: 7-27-8875-600-978تعداد صفحات: ۲۷۱ص

خلاصه

در قرن هفتم میلادی اعراب مسلمان توانستند سلسله ساسانی را سرنگون و ایران را تصرف کنند؛ دو قرن بعد ایرانیان توانستند حکومت های نیمه مستقلی تشکیل بدهند. اکثر کتاب هایی که تاکنون در مورد این دوران تقریبا سیصدساله نوشته شده اند تنها از منظر نظامی، سیاسی و تغییرات سلسله ها به حوادث آن دوران پرداخته اند. اما کتاب حاضر برای اولین بار دست به تحقیق مستقلی راجع به نظام دیوانی ایران در آن دوران زده است. ایران با دوازده قرن سابقه تمدن، نظام دیوانی بزرگ و کاملی داشت در حالی که اعراب چنین نظامی نداشتند به همین دلیل دیوانیان ایرانی را به استخدام گرفتند. دیوانیان طی حدود سیصدسال، راه سختی را پیمودند تا در نهایت توانستند در دوران امارت سامانیان، بخش بزرگی از ایران را به استقلال اداری و نه استقلال سیاسی از حکومت خلفای عرب برسانند. نوشتار پیش رو سرگذشت دیوانیان ایران را در این دوران بیش از سیصد سال بررسی می کند.

معرفی کتاب

شکست و فروپاشی شاهنشاهی ساسانی با آن تشکیلات عریض و طویل تمدنی، اعم از دیوانی، نظامی، اقتصادی، صنعتی و ایدئولوژیک به دست عرب های بیابان گرد، یکی از بخش های تاریخ کهن این سرزمین است که از همان زمان تا به امروز همواره پرسش برانگیز بوده و هست. این اولین بار یا آخرین باری نبود که قلمرو شاهنشاهی ایران به دست مهاجمانی با درجه نازل تمدنی اشغال و حکومتی بیگانه تبار بر ایران حاکم می شد اما اولین و آخرین باری بود که ایرانیان نه تنها در مواجهه سیاسی و نظامی بلکه در مواجهه دینی هم از مهاجمان شکست خوردند و به تدریج دین نیاکان خود را رها کردند و دین اشغالگران را پذیرفتند. علاوه بر این، این تنها باری بود که ایرانیان هیچ گاه نتوانستند اشغال گران را به معنای واقعی کلمه اخراج یا سرنگون و دودمانی کاملا بومی را جایگزین دودمان حاکم بیگانه تبار کنند؛ حتی دودمان های ایرانی طاهری و صفاری و سامانی هم که موضوع این کتاب هستند و قلمروهای خود را با استقلال کامل اداره می کردند هیچگاه برتری اسمی خاندان عباسی را انکار نکردند و خود را مطیع امیرالمؤمنین معرفی می کردند. اما نباید فرض کنیم که همیشه و در همه ی عرصه ها این اعراب بودند که پیروز بودند و ایرانیان بودند که به یکباره دار و ندار خود را باختند. عرب های حاکم بر ایران به جز دین جدیدی که از هر حیث بر ادیان بومی ایران برتر بود هیچ چیزی نداشتند که سلطه ی آنان را بر سرزمین های پهناور و مردم متمدن ایران شهر تثبیت کند. دستگاه خلافت اسلامی حاکم بر مجاهدین عرب مسلمان خیلی زود فهمید که اشغال سرزمین های ایران و سوریه ومصر و سایر سرزمین ها یک بحث است و نگهداری و اداره آن ها یک بحث دیگر. به همین دلیل تمم تلاش خود را کرد تا در سرزمین های اشغال شده نخبگان و دیوان سالاران محلی را حفظ و به سوی خود جذب کند. به این ترتیب سازمان حکومتی جدیدی شکل گرفت که در آن نیروی نظامی از صدر تا ذیل از مجاهدین عرب تشکیل می شد ولی نیروی دیوانی به دو طبقه تقسیم می شد، طبقه ی بالای دستگاه دیوانی حکومت اسلامی در اختیار یک نفر عرب مسلمان بود و بدنه ی آن از دیوان سالاران غیر عرب بومی هر بخش از قلمرو اسلامی تشکیل می شد و طبیعی بود که در بزرگ ترین بخش قلمرو دارالاسلام یعنی ایران شهر ساسانی دیوان سالاران بومی ایرانی تنها اشخاص آشنا با نظام اداری و دیوانی ساسانیان باشند. حکومت خلافت اسلامی به خصوص در روزگار بنی امیه خیلی زود دچار تعارضات شدید درونی شد. امویان تعصب نژادی بسیار شدیدی داشتند و می خواستند همواره قوم عرب آقا و سرور سایر اقوام و ملت ها باشد. این تعصب باعث شد تا آن ها نسبت به اسلام هم نگاهی انحصار طلبانه داشته باشند و اسلام را به عنوان مجوز و حق حکومت تنها برای اعراب بخواهند تا از این راه بر غیر عرب حکومت کنند. اما اولا این طرز فکر با ماهیت تبلیغی و جهانی اسلام در تعارض و تناقض بود ثانیا نژاد پرستی امویان دچار آفت قبیله پرستی هم بود و آنان حتی به تساوی میان تمام اعراب هم اعتقاد و التزامی نداشتند. از دیدگاه متفکرین و متدینین مسلمان میان عموم مسلمانان هیچ تفاوتی وجود نداشت و تمام مسلمانان اعم از عرب و غیر عرب با هم برابر و متساوی الحقوق بودند، ضمن آن که آنان تمایل زیادی داشتند تا غیر مسلمانان را به دین اسلام وارد کنند و این طرز فکر با تمایلات انحصار طلبانه اموی در تناقض کامل قرار داشت. از سوی دیگر غیرعرب ها نمی توانستند شرایط تبعیض آمیز تحمیل شده را بپذیرند و همواره به دنبال راهی برای خروج از این وضعیت بودند. امویان نه تنها با متفکرین مسلمان و زیردستان غیر مسلمنان و غیر عرب دائما در ستیز و کشمکش بودند بلکه حتی در برقراری اتحاد و یک دلی میان آن دسته از عرب هایی که گرایش های نژادیشان قوی تر از گرایش اسلامیشان بود هم ناتوان ماندند. کشمکش های قومی میان اعراب که زا آن به عصبیت یاد می دش همواره آتش اختلاف و درگیری را بین عرب خود عرب ها شعله ور می کرد. در چنین شرایطی ناراضیان عم از عرب و غیرعرب دست به دست هم داده و حکومت بنی امیه را سرنگون کردند و خاندان بنی عباس را جای گزین آنان کردند. در حکومت بنی عباس تعصب نژادی به حداقل رسید اما تعصب مذهبی به اوج رسید. عباسیان قرائتی را از اسلام می خواستند و تبلیغ می کردند که سلطه ی تمام عیار خاندان خود را مشروع و تثبیت کنند و هر نوع اعتراضی را غیر مشروع جلوه بدهند. عباسیان خیلی زود مانند امویان به ظواهر حکومت دنیایی و گردآوری ثروت و پول افشانی های بی حساب و کتاب و بزم های هوس بازانه ی نامشروع علاقه مند شدند. میل به گردآوری ثروت منجر به فشارهای شدید به توده های مردم می شد و این فشارها آنان را مستعد شورش و طغیان می کرد و استبداد حکومت به همراه باده نوشی ها و هوس بازی های علنی منجر به نارضایتی متفکرین مسلمان غیر وابسته به حکومت می شد. متفکرین مسلمان غیر وابسته به حکومت به حرکت های اعراضی توده ای مشروعیت می دادند و دور باطلی از شورش و سرکوب آغاز شد. پهناوری بیش از حد قلمرو حکومتی نیز مزید بر علت بود چون تأمین هزینه ی سرکوب هر شورش با این مسافت ها سر به فلک می کشید. تمامی این تعارضات دست به دست هم دادند تا دستگاه خلافت عباسی به نفع مناطق تابعه قلمرو خود امتیازاتی بدهد که این امتیازات در قالب امارت های موروثی منطقه ای جلوه گر شد. این که این سیاست تا چه حد به نفع خاندان عباسی بود خود موضوع پژوهشی کامل و تمام عیار است. به طور کلی فاصله کمتر از دو قرن بین فتوحات جهانی اسلام تا تن دادن بنی عباس به امارت های موروثی منطقه ای، سرشار از تحولات عظیمی است که هر یک موضوع یک کتاب جداگانه می شود. پژوهش حاضر یکی از این تحولات را انتخاب کرده و آن سرنوشت نظام دیوانی عریض وطویل ساسانیان پس از سقوط است.

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

پژوهش‌های باستان شناسی تل اسپید فارس

پژوهش‌های باستان شناسی تل اسپید فارس

علیرضا عسکری چاوردی و ...

این کتاب با رویکرد علمی و استفاده از روش‌های کاوش پیشرفته در تحلیل و طبقه‌بندی مواد باستانی حاصل از

مسئله اختیار در تفکر اسلامی و پاسخ معتزله به آن

مسئله اختیار در تفکر اسلامی و پاسخ معتزله به آن

شیخ بوعمران

فلسفه معتزلی در آغاز قرن دوم هجری/هشتم میلادی با این مسئله بنیادی رو به رو می شود که : چه رابطه ای م