۴۲۲۰
۰
۱۳۸۸/۰۳/۲۶

سخنرانی کوتاه آقای حامد الگار

پدیدآور:

خلاصه

مطلب ذیل سخنرانی کوتاه آقای الگار در روز 20 خرداد 88 در مراسمی است که به احترام ایشان برگزار شد.

 

 

عصر چهارشنبه 20 خرداد 1388 جشن کوچکی در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وابسته به وزارت علوم، واقع در خیابان پاسداران برگزار شد. قرار بود جایزه‌ای به آقای دکتر حامد الگار داده شود. در این مراسم آقایان خرمشاد، حداد عادل، عمید زنجانی و حاج آقا مصطفی محقق داماد و نیز دکتر شیخ الاسلام صحبت کردند. خود آقای الگار نیز سخنان کوتاهی ایراد کرد. متن این سخنان را دوست و برادرم آقای حاج قاسم تبریزی نوشت. چون لطیف بود خواهش کردم آنها را برای ارائه در سایت در اختیارم بگذارد که گذاشت. با سپاس از ایشان.

طبعا نثر زیر اندک تغییری کرده، اما عبارات تقریبا از  آقای الگار است که فارسی را به نسبت با روانی صحبت می کند.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

× × ×

 

 امسال يك جشن مي‌گيريم كه در 50 سال قبل در چنين ايامي به ايران آمدم. هنوز مشرف به اسلام نشده بودم. آغاز توجه به اسلام به عنوان دين كه مي‌تواند در تمام ابعاد در زندگي جاري باشد. ابتدا به اصفهان رفتم. در شوراي فرهنگي بريتانيا تدريس كردم. سپس سفري به مشهد مقدس داشتم. چون مسلمان نشدم، اجازه ورود به آستان قدس نداشتم. از ساختمان هتل به حرم نگاه مي‌كردم. جذب آن همه تقوا، عواطف، و معنويت مسلمانان كه به زيارت حضرت رضا(ع) مي‌رفتند. قرار گرفتم.

وقتي از يك دست فروش کنار حرم تقاضاي خريد قرآن مجيد نمودم، او به من نفروخت، قبول نكرد گفت چون شما مسلمان نيستيد نمي‌دهم. جوياي سبب آن شدم. او گفت: قرآن مجيد را كسي بايد داشته باشد كه وضو و طهارت داشته باشد. با آن كه او فرد فقيري بود مسلماً به پول هم نياز داشت، آن هم ده يا پانزده تومان، ولي روي اعتقادات قلبي نداد. اين براي من مهم بود.

نكته ديگر برخي از اساتيد امشب از من ستايش كردند كه من لياقت آن را ندارم. چون ستايش به من محض ستایش از علم بود. (از من انتقاد شد برای استفاده از کتاب قصص العلماء تنکابنی).

من از كتاب قصص‌العلماء براي تدوين كتاب «دين و دولت در عصر قاجار» استفاده كردم ولي بعدها فهميدم كه از ارزش تاريخي بالائي برخوردار نيست. اين كتاب را من در سال49 نوشتم احساس كردم نياز به تجديد نظر دارد. اگر امروز بنويسم حجم آن دو برابر مي‌شود.

ايرانيان به تعارف مشهور هستند. اما اين مملكت را من جدي مي‌گيرم. من در ايران احساس غربت نمي‌كنم. من در ايران اصلاً احساس غربت ندارم. در انگلستان احساس غربت مي‌كنم.

چرا در ايران احساس غربت نمي‌كنم؟ پيامبر (ص)فرمودند: حب وطن از ايمان است.

من ايران را وطن خودم مي‌دانم. من در ايران اصلاً احساس غربت ندارم. پس از سفر اول ـ بارها به ايران آمدم.

من به خوبي به ياد دارم كه در سال 1341 خورشيدي به ايران آمدم براي تحصيل به دانشگاه تهران رفتم. آن سال دانشجويان تظاهرات كردند. چتربازان محوطه دانشگاه ريختند و دانشجويان را زدند و من هم بی نصیب نماندم.

در اطاق محقر كه در دانشگاه داشتم آن را غارت كردند. اندکی با مفاسد و مظالم رژيم پهلوي آشنا شدم

وقتی دانشگاه به خاطر این تظاهرات تعطیل شد من تصميم گرفتم در سراسر ايران سفر كنم و از نزديك با فرهنگ ملت ايران آشنا شوم. بسياري از نظرها را فهميدم و از درس رسمي دانشگاهي براي من بهتر بود.

وقتي به دانشگاه كمبريج برگشتم پايان‌نامه را در آنجا نوشتم. سپس به امريكا رفتم. در كاليفرنيا با فعالين دانشگاهيان ايران و دانشجويان مسلمان آشنا شدم. با شهيد دكتر چمران آشنا شدم.

اولين كسي كه مرا با امام خميني آشنا كرد شهيد چمران بود. شب‌هاي جمعه در آن جا ـ منزل ايشان دعاي كميل مي‌خواندند و مسائل سياسي و ديني مي‌گفتند.

انقلاب كه شد اين سعادت را داشتم كه در محضر امام خميني رسيدم. يك بار در پاريس، سه بار در ايران، دو بار در قم، يك بار در تهران.

در ضرب المثل عربي است كه اهل بيت ادری بما فی البیت. اگر شرح فضايل امام خميني چيزي براي شما عرض كنم، چيز تازه‌اي نيست. چون شما مي‌دانيد من بايد تاكيد كنم آن پيوند فرهنگي كه با ايران داشتم با كسب آشنايي با امام محكم‌تر شد و از شعارهاي بسيار مبارك جمهوري اسلامي كه فرياد مي‌زدند:  تا خون در رگ ماست / خمينــي رهبــر ماست. هنوز اين شعار زنده است و اين شركت به پايان نرسيده است. و اگر جمهوري اسلامي 30 سال دوام آورده است و اين به دليل فيض معنوي امام خميني بوده است

 

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

حکایت تنوخی از تظلم خواهی ابونصر واسطی بر سر قبر موسی بن جعفر (ع)

رسول جعفریان

حکایت زیر به عنوان هشتادمین حکایت در  کتاب الفرج بعد الشدة (ج 1، ص 239) آمده است.

مواجهه ما با شرق شناسی (ریشه ها، روند و نتایج)

رسول جعفریان

متن حاضر یادداشتی برای سخنرانی افتتاحیه ی دوره سوم «مدرسه تابستانی انعکاس» نوشته شده و در تاریخ 2/6/

منابع مشابه بیشتر ...

حکایت تنوخی از تظلم خواهی ابونصر واسطی بر سر قبر موسی بن جعفر (ع)

رسول جعفریان

حکایت زیر به عنوان هشتادمین حکایت در  کتاب الفرج بعد الشدة (ج 1، ص 239) آمده است.

بایسته های قم پژوهی

رسول جعفریان

امشب (10 بهمن 1402) در محل بنیاد قم پژوهی به مناسبت پانصدمین جلسه هفتگی این بنیاد شرکت کردم و دقایقی

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

حکایت تنوخی از تظلم خواهی ابونصر واسطی بر سر قبر موسی بن جعفر (ع)

رسول جعفریان

حکایت زیر به عنوان هشتادمین حکایت در  کتاب الفرج بعد الشدة (ج 1، ص 239) آمده است.

بایسته های قم پژوهی

رسول جعفریان

امشب (10 بهمن 1402) در محل بنیاد قم پژوهی به مناسبت پانصدمین جلسه هفتگی این بنیاد شرکت کردم و دقایقی