۱۲۳۶
۰
۱۴۰۲/۰۵/۰۹

طلایه، اثری از یک روحانی زاده در باره «زن» در اواخر دوره رضاشاه

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

طی سالهای پس از کشف حجاب در دوره رضاشاه، با یا بی توصیه حکومت، سعی شد آثاری در باره وضع زن در دوره جدید نوشته شود. ترجمه برخی از آثار مصری ها بویژه قاسم امین از این دست بود. شخصی به نام مجتبی فاطمی هم کتاب پر حجمی با نام «طلایه» در باره زن در فکر اسلامی و ایرانی نوشت و آن را به فوزیه تقدیم کرد. او سعی کرد جایگاه زن در اندیشه دینی را با رویکرد جدیدی توضیح دهد. آنچه در پی می آید گزارشی از این کتاب است که در کتاب «گفتمان تمدن اسلامی در دوره پهلوی» آورده ام.

 

کتاب طلایه در باره زنان / 1318 ـ 1319 خورشیدی

مظاهر تجدّد بسیار فراوان هستند و در باره بسیاری از آنها، گفتگوهای زیادی در جوامع شرقی به تناسب حساسیتها و سنتهایی که در هر مورد بوده، پدید آمده است. در ایران، وقتی سخن از فساد به میان میآمد، از سینما و تئاتر و رقاص خانه و قمارخانه و شرابخانه گرفته تا بسیاری از مظاهر دیگر، مثل رادیو و تلویزیون، بحث و در باره آثار آنها اظهار نظر میشد. برای بسیاری مدارس جدیده هم از مظاهر تمدّن شمرده شده، و بسیاری از متدینین مانع از تحصیل کودکان خود در آنها میشدند.

و اما در میان همه اینها، مسائلی که به نوعی با «زن» مربوط میشود، از بیشترین حساسیت برخوردار بود. حجاب، حضور زن در جامعه، شامل مدرسه، کارخانه، و ظاهر شدن زن در مراکزی که عنوان مرکز فساد داشت، حضور زنان در فیلمها و دیگر میادین بروز و ظهور زن در جامعه از جمله مشاغلی که سابقا مردانه اداره میشد، همیشه و در طول صد سال گذشته محل بحث جدی بوده است. نویسنده این سطور کتاب رسائل حجابیه را که شامل تاریخچه بحث حجاب و شامل گفتگوهای فراوان در باره زن و حضور او در جامعه بود، بر اساس رسائلی که در این باره از بعد از مشروطه تا سال 1349 ش نوشته شده، در سال 1380 چاپ کردم. از همان مباحث روشن میشود که این مسأله تا چه اندازه اهمیت داشته است. شاید بشود، انقلاب اسلامی سال 57 را از دید بسیاری، به دلیل پنجاه سال حساسیت روی آن، انقلاب حجاب دانست، بویژه که هنوز چند ماهی نگذشته بود که این بحث بالا گرفت و چنان که دانیم، حجاب به سرعت به صورت یک اصل مسلم مطرح و برای تحقق آن پیگیری شد. و اما این بحث چه مقدار با بحث تمدّن مربوط بود؟ این که گفته میشد، زنان نیمی از جامعه هستند و اینان باید در ساختن آن مداخله داشته باشند، از مسائل مهمی بود که به بحثهای متدینین و مخالفین منجر شد. ماندن در خانه یا بیرون آمدن. از حوالی سال 1331 و بعد از آن از سال 1339 مسأله زنان و انتخابات مطرح شد و این نیز معرکه آراء گردید. در این کتاب، آنچه اهمیت دارد، رابطه این مساله با تمدّن است. الگوی بحثهای زن، بدون شک، غرب بود. نخستین بار از میانه دوره قاجار در این باره در آثار فارسی مطالبی درج شد. بعد از مشروطه مساله جدیتر شد و هر بار که از حجاب بحث میشد، مساله کشف حجاب و تحصیل زنان، مورد بحث قرار میگرفت. اهمیت این بحث را از آن جا میتوان دریافت که همزمان در ترکیه، افغانستان و ایران، این مسأله به عنوان یک امر اصلاحی و با حمایت از دولتها دنبال شد. در ایران از دی ماه 1314 کشف حجاب اعلام و حجاب ممنوع و در واقع به عنوان یک امر اجباری دنبال شد. از این پس جبهه گیریها در این باره بیشتر شد. سیاسی شدن حجاب که هر روز تندتر میشد، آن را به صورت یک بحث جدلی درآورد و با کفر و ایمان درآمیخت. مدافعان عمدتا تأکید بر آن داشتند که تمدّن جدید، بدون وجود زنان به جایی نخواهد رسید، و در مقابل، متدینین وجود زن را در جامعه، بر اساس آموزههای دینی رایج، منشأ تباهی و فساد میدانستند. در کنار آن، مباحث حقوقی هم مطرح بود و سخن گفتن از تساوی حقوق زن و مرد، در بیشتر نوشتههای این دوره به بعد، وجود داشت. در دوره پهلوی دوم، اجبار حذف شد، اما بحثها و گفتگوها ادامه داشت. پیگیری این مباحث در کتابهایی که در قم در باره مسائل اجتماعی نوشته میشد، و یا آثاری که مطهری در باره حقوق زن و مساله حجاب نوشت، همان گواه آن بود که مساله حجاب و زن، همچنان محل بحث است.کتابهای فراوانی در باره تاریخچه کشف حجاب نوشته شده و وجود آنها ما را از دنبال کردن این بحث بینیاز میکند. با این حال، مرور بر یک اثر نسبتا مهم در این باره آن مقدار که بتواند رابطه بحث زن و تمدّن را روشن کند، بیفایده نخواهد بود.

ادبیات تولیدی مدافعان تحول زن متناسب با وضع دنیا در مطبوعات عصر پهلوی از نشریه و کتابهای منتشر شده بسیار فراوان است. بیشتر اینها حاوی نظریه پردازیهایی در این زمینه است. طبعا آن وقت در نیمه دوم حکومت پهلوی اول، دست متدینین برای نوشتن بسته بود، اما بعد از شهریور 1320، آنها مطالب فراوانی در نشریات و کتابها نوشتند که برخی از آنها در گزارشهای آینده درج خواهد شد. اینجا از کتابی یاد میکنیم که همان دوره پهلوی اول منتشر شده، ضمن دفاع از آزادی و ترقی زنان، حجاب را در چارچوب نفی روبنده مطرح و از حضور زنان در جامعه دفاع و سعی کرده این روال را از نظر دینی هم دنبال کند.

کتاب طلایه، از سید مجتبی فاطمی، تألیف در بهمن ماه 1314 و منتشره در سال 1318 – 1319 در 336 صفحه اختصاصا به موضوع زن از یک زاویه میانی پرداخته شده و حاوی نکات بسیار فراوان از محیط دوره پهلوی اول، از نثر و نظم و استدلال و نکته و گزارش در این موضوع است. در میان عناوین فراوان آن، مبحث زن و تمدّن نیز مکرر مورد بحث قرار گرفته است. نگاه نویسنده که از یک خانواده روحانی است، نسبت به بحث حجاب و زن، با جانبداری از وضع موجود در جامعه ایران و مورد حکایت دولت و حکومت پهلوی است، با این حال، تلاش میکند بخشی از ارزشهای دینی جامعه را در ارتباط با زن مورد تأکید قرار دهد. مدل این کتاب، ترکیب دین با اصلاحات رضاشاهی و ارائه نگاهی است که بتواند شرایط جدید را با دین تطبیق دهد. در مباحث مقدماتی به تغییراتی که در حال رخ دادن است اشاره میکند، اما همن وقت، سخنان کارلایل را در ستایش از پیامبر میآورد (ص 8). وی جانبدار آزادی زن است، و در این باره و این که چه باید کرد که این کار مسیر درست خود را برود 25 پرسش را مطرح میکند (ص 15 – 16). سپس از مقام زن و مقام مادر در قرآن و اخبار و اشعار فارسی سخن میگوید. همزمان از لزوم ترقی برای یک جامعه یاد کرده (تا ص 32) و سپس از جنبش زنان سخن میگوید. «جنبش نسوان امروزی عالم، محسوس و جای تردید نیست». این یعنی این که این راه را باید برویم (ص 33). مباحث مربوط به خانواده، ازدواج، و اهمیت جلوگیری از فساد و تباهی به تفصیل با استناد به قرآن و احادیث و اشعار و کلمات قصار بزرگان ایرانی و فرنگی طی صفحات طولانی آمده است (تا ص 71). مجددا بحث «حقوق زنان» مورد بحث قرار گرفته، از برخی از مقالات خود و دیگران در این باره یاد کرده است. آنگاه از پیدایش تمدّن سخن گفته و روی نقش زنان تأکید کرده است «ترقیات زنان نیز از نقطه نظر تاریخ، در واقع یک خط منکسری را تشکیل داده است. هر دوره که زن در این خط منکسر، به ذروه صعود رفته، در نتیجه آن جامعه طریق ارتقاء پیموده است» (ص 77). دنبال آن از موقعیت زنان در «قدیم» «زن در ادیان»، «زن در ایران باستان»، «زن در جاهلیت عرب»، و سپس «زن در اسلام» سخن گفته است (تا ص 97).

در باره موقعیت زن در جامعه از خطبه حضرت زهرا(س)، روایات اسلامی و همین طور آیات قران استناد آورده و سعی کرده است تا از توصیههای معصومین در باره حرمت نهادن به زنان برای اعتبار بخشی بیشتر به این قشر بهره گیری کند. «شریعت مقدسه اسلام حق تقدم را در مهمات امور اجتماع با زن مقرر داشته، در عقد زناشویی رضایت زن را مقدم و پس از آن حق مطالبه مهریه و عدم اجبار او به امور خانه داری حتی پرورش و رضاعت اطفال» را مورد تأکید قرار داده است (ص 105). در صفحات مکرر اقدام به ارائه احادیث معصومین در باره حرمت نهادن به مادر و زن را آورده است (ص 106 – 108). وی از «تساوی زن و مرد» با این تفسیر یاد کرده که آنان دو کفه ترازو برای حفظ جامعه توصیف شدهاند. در این باره گفتارهایی از افلاطون، گوستاولوبون و بسیاری دیگر آورده است. البته زن و مرد تفاوتهای جسمی دارند، و قرآن هم، بر اساس آنها تکالیف مختلفی برای آنان معین کرده است (ص 113 – 114). از بحث «ارث زن» و «شهادت» زن نیز یاد شده و مطابق فقه اسلامی به توجیه و تشریح علل آن پرداخته است (تا ص 121). صفحاتی طولانی از نثر و نظم ذیل عنوان «آفرینش زن» آورده (تا ص 172) و بعد از آن از «همت زن»، و نقش زن در «سعادت خانواده» سخن گفته است (ص 173). صفحاتی را هم به طلاق اختصاص داده است و این که در اروپا و امریک، آمار طلاق رو به افزایش است (ص 175 – 184). آنگاه از تعدد زوجات و سابقه آن در اقوام مختلف یاد شده، و نظر اسلام در باره رعایت عدالت مورد تأیید قرار گرفته است (ص 188). «منظور از آزادی» زن چیست؟ «بدیهی است منظور از آزادی و برابری زن و مرد را هیچ گاه نباید از نظر تشابه مشاغل و حرفه آنها قیاس نماییم، بلکه مقصود فعالیت در زندگی اجتماعی است و تساوی آنها در ارزش و وظایفی است که هر یک به عهده دارد».

فاطمی، اشاره میکند که جنبش زنان در آلمان آغاز شده و سپس مطالبی از اگوست کنت نقل میکند که مخالف آن است که زن برای کار از خانه بیرون بیاید (ص 192 – 193). وی از وضع زنان در جامعه ترکیه اظهار رضایت کرده و مینویسد: «امروز در ملت همگنان خودمان میبینیم زنان ترک، به منتهای آمال خود رسیده اند، و از زنان فرانسه که سرمشق آزادی یافته بودند، جلو افتاده اند، و همین پیشرفت ترک، زنان فرانسه را به جنبش و تکان درآورده است» (ص 196). ستایش او از ترکیه، در واقع، ادامه همان تأثیرپذیری رضاشاه از وضعیت زنان آنجا و تقلید از آن وضع در ایران است که البته شدیدتر و به صورت اجباری دنبال شد.

نویسنده باز از «حجاب ترقی» یاد میکند، و از آموزش زنان و تحصیل آنان دفاع مینماید (ص 203 – 204). «آزادی زنان اولین ثمره ترقیات او در جامعه است. بانوان باید از راه تربیت اخلاقی طریق آزادی را پیموده و به حقوق حق خود نائل آیند. آزادی لازمه تربیت نیست، ولی آزادی است که باید مقید به حسن اخلاق بوده باشد» (ص 212). نویسنده این کتاب را به عنوان یک اثر توجیهی برای اقدامات رضا شاه نوشته (ص 214)، اما همان طور که گذشته، به طور مکرر سعی کرده احتیاطهای لازم را داشته باشد. وی جملاتی نیز از «آقای سید احمد آقا مجتهد فاطمی (رشت) که باید پدرش باشد، در باره آزادی در مملکت این که موکول است به حفظ حقوق سیاسی و قوانین اجتماعی، آورده است (ص 217)، وی از «حکومت اوهام» سخن گفته، و ذیل عنوان «چادر» از «عفت» دفاع میکند که طبعا معنایش روشن است (ص 219)، با این شعر که مضمون آن در اشعار مدافعان کشف حجاب بسیار فراوان است: (ص 224)

عصمت و عفت زن نیست بغیر از تقوا / یا که پرهیز ز افعال بد و بهتانش

چادر و پیچه و روبند تمامی فرع است / اصل آن است که زن پاک بود دامانش

پس از آن از «تمدّن فرنگ» سخن میگوید، «همان طور که بزرگان گفته اند: تمدّن فرنگ فقط مادی بوده، و از روحیات و معنویات عاری است. هیچ گونه مزایای روحی غرب، بر فضایل روحی شرق برتری نداشته است». «دنیای امروز مستغرق در مادیت شده» است (ص 226 – 227). «تفوق فرنگیان را بر شرقیان فقط از نقطه نظر مادی میدانیم که در واقع سرمشق برای تمام دنیا شدهاند... پس در قضایای مادی باید از تمدّن فرنگ تقلید نمود نه در امور روحی و معنوی... نباید تا این درجه گول تمدّن ظاهری غرب را خورد» (ص 229). مطلبی در باره ویژگی «زنان اروپ» میگوید که برخی تجملاتی و برخی هم با تربیت و دانشمند هستند (ص 234). فصلی هم در حس کینه و حقد زنان ایرانی میگوید (تا ص 240). این ادبیات در وصف ویژگی زنان ادامه مییابد، و ضمن آن از زنان بزرگ تاریخ مثل سکینه و رباب و چهل تن از زنان صدر اسلام یاد و شرح حال مختصری برای آنان میآورد (ص 248 – 260). بعد هم از برخی از زنان مشهور تاریخ ایران میآورد (ص260 – 293).

زیر عنوان «تدین و تمدّن» به بحث از رابطه این دو مفهوم پرداخته، و شرط اصلی تحقق این دو را تحقق فضیلت اخلاقی در جامعه میداند (ص 293). سپس از این که اسلام با مقتضیات عصر هماهنگ است سخن گفته «ما معتقدیم دیانت مقدسه اسلام و احکام شرعی ما با مقتضای هر عصر سنجش و سازش دارد». مانند این که اسلام وقتی ظهور کرد با «آزاد کردن» بندگان سعی کرد از این مظالم جلوگیری کند (ص 297). وی از شنیدن اخبار رشد اسلام در ژاپن خوشحال شده و نوشته است: دولت تازه متمدّن عظیم الشأن شرقی ژاپن را میبینیم که در اثر پیشرفت مدنیت، قبول دیانت اسلام کرده و هرچه بیشتر در رواج آن میکوشد (ص 298). اشاره به تحولات خبری قبل از جنگ جهانی دوم است که مشابه آن در باره آلمان هم سر زبانها بود.

در اینجا سراغ بحث فقهی حجاب آمده و ذیل عنوان «حکومت اسلام» میگوید: چطور است که در شرع اسلام «در باره کلیه احکام شرعی و عرفی و حتی در جزئیات زندگانی بالصراحه بیان داشته «لا رطب و لایابس الا فی کتاب مبین» چرا در چنین موضوع مهم اجتماعی [عورت دانستن صورت و کفین] که نصف بیشتر جامعه بشری مشمول قانون آن بود، از تصریح آن مانند سایر احکام خودداری کند، و در کتب فقهی هیچ گفتگویی از حجاب و روپوشی زنان نشده و آنچه از افکار بزرگان علمای اسلام بدست آمده تجویز نموده اند» (ص 299). سپس بحثی در باره «مقصود از حجاب» آورده تفسیری از حجاب از مهنامه پیمان [کسروی] میآورد و آن را برای توضیح مقصودش کافی میداند (ص 299 – 301). در آنجا روپوشی را حجاب شرعی و دینی نمیداند، اما بیش از این هم نمیداند: «اگر کسانی حجاب را در این آیه روپوشی زنان میفهمند، باید گفت: از فهم معنی قرآن بسیار دور افتاده اند» (ص 301). بعد هم از حجاب در اقوام قدیم در مسیحیت و همین طور ایران باستان سخن میگوید (ص 303 – 306). دوباره سراغ حجاب در اسلام میآید. «پیغمبر اکرم، زنان صحابه را میشناخت و نیز اصحاب زنان خاندان رسالت را میشناختند» (ص 306). بحث او این است که «حجاب رخساره» در شرع وارد نشده است (ص 308). به گفته وی، افراط در این قبیل برداشتهاست که «سبب سیه روزی و پس افتادگی ما» شده است (ص 309). نویسنده میگوید: «پس با ترقیات علمی امروز آنچه عقل سلیم حکم میکند، مفاسد و مضار داشتن حجاب بیش از محسنات او بوده» (ص 310) و طبعا مقصودش باز حجاب رخساره و روبنده است.

در ادامه زیر عنوان «ترقی افکار» از تحولات اروپا، به طور خاص انقلاب اخلاقی لوتر یاد کرده، سپس گزارشهایی از ویل دورانت میآورد (ص 313). همچنین از پیشرفت در امر آموزش و پرورش سخن گفته، (ص 315) از تأسیس کانون بانوان (زیر نظر شمس پهلوی) یاد کرده (ص 316)، از رشد ورزش میان بانوان سخن گفته، (ص 320) و از تلاش برای علم آموزی آنان گزارشهایی داده و با آوردن اشعار فراوانی در حمایت از این تحول، و نیز عباراتی از ویل دورانت در باره پیشرفت علم و تحولات آن (ص 323) این بحث را دنبال کرده است. به هر روی، بحث ترقی افکار را در حوزه زنان متناسب با رویکرد حکومت پهلوی، (ص 324) دنبال کرده است. عباراتی هم از شیخ محمد خیابانی و سید جمال الدین اسدآبادی آورده است (ص 325). این روال در نقلها برخی اشعار و آوردن حکایات تا صفحه پایانی کتاب (ص 334) ادامه دارد.

 

KgM621690818997.png

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

مواجهه ما با شرق شناسی (ریشه ها، روند و نتایج)

رسول جعفریان

متن حاضر یادداشتی برای سخنرانی افتتاحیه ی دوره سوم «مدرسه تابستانی انعکاس» نوشته شده و در تاریخ 2/6/

گزارشی از چاپ سه جلدی اخیر مغازی موسی بن عقبه «مغازی سیدنا محمد» (ص)

رسول جعفریان

خبر انتشار مغازی موسی بن عقبه با عنوان «مغازی سیدنا محمد» (ص) بر اساس نسخه تازه یاب ـ احتمالا از اوا

منابع مشابه بیشتر ...

یادداشت های این بنده خدا در جلسه نقد و بررسی کتاب «تاریخ مفهوم عدالت اجتماعی در دوران مشروطه»

رسول جعفریان

روز هفتم اسفند 1402 جلسه ای در محل شهر کتاب (مرکزی) با حضور دوستان در باره کتاب تاریخ مفهوم عدالت اج

بایسته های قم پژوهی

رسول جعفریان

امشب (10 بهمن 1402) در محل بنیاد قم پژوهی به مناسبت پانصدمین جلسه هفتگی این بنیاد شرکت کردم و دقایقی

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

یادداشت های این بنده خدا در جلسه نقد و بررسی کتاب «تاریخ مفهوم عدالت اجتماعی در دوران مشروطه»

رسول جعفریان

روز هفتم اسفند 1402 جلسه ای در محل شهر کتاب (مرکزی) با حضور دوستان در باره کتاب تاریخ مفهوم عدالت اج

حکایت تنوخی از تظلم خواهی ابونصر واسطی بر سر قبر موسی بن جعفر (ع)

رسول جعفریان

حکایت زیر به عنوان هشتادمین حکایت در  کتاب الفرج بعد الشدة (ج 1، ص 239) آمده است.