۳۴۲۹
۰
۱۳۸۴/۹/۲۶
مباني ايدئولوژيک حکومت در دوران پهلوي

مباني ايدئولوژيک حکومت در دوران پهلوي

پدیدآور: محمد حسن آصف

معرفی کتاب

مباني ايدئولوژيک حکومت در دوره پهلوي<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

پروژه ناقص مشروطه خواهي که در صدد استقرار حکومت قانون بود صرف نظر از جدال روشنفکران و مشروطه خواهان بر سر کلمه « قانون » با دخالت­هاي روس و انگليس و شروع جنگ جهاني اول تنها به حفظ استقلال کشور قناعت کرد. به دنبال آشوب­ها و ناامني­هاي موجود در کشور پس از انقلاب مشروطه انديشه­هاي روي کار آمدن دولت اقتدارگرا و ناسيوناليست در مجامع روشنفکران برلن تبليغ مي­شد؛ جملاتي از قبيل کاوه، ايرانشهر و فرنگستان روجبن اصلي اين انديشه بودند. با اين پيش زمينه­ها رضاخان ميرپنج با حمايت انگليسي­ها کودتا کرد و در صدد ساختن دولت مدرن برآمد. به علت خاستگاه غيرمردمي دولت کودتا و سپس­تر حکومت پهلوي، استفاده از مولفه­هاي مدرن مشروعيت حکومت جايگزين انديشه سنتي و اسلامي شد. کتاب « مباني ايدئولوژيک حکومت در دوره پهلوي » به نحوه اين جايگزين و تلاش­هاي حکومت پهلوي براي توجيه سلطه خود مي­پردازد.

کتاب در 4 فصل سامان يافته است، دو فصل نخست که به مباحث نظري موضوع پرداخته است، ضمن اعتراف به در خور توجه بودن علت اصلاله کلام قدري موجب ملال خواننده مي­شود. موضوعاتي از قبيل : تعاريف، تاريخچه و مفهوم ايدئولوژي و ناسيوناليسم مطالب اساسي اين بخش­ها هستند. نويسنده ايدئولوژي حکومت را گروهي از هنجارها مي­داند که گروه و يا اجتماع سياسي براي پاسخگويي به نيازهاي اساسي خود معتبر مي­داند و دولتمردان تمام مساعي خود را براي تحقق آنها به کار مي­گيرند.

فصول سوم و چهارم که مباحث اصلي کتاب در آنها طرح شده است؛ تربيت دوره رضاشاه و پسرش را در بر مي­گيرد. نويسنده در فصل سوم از مراحل و گونه­اي تحول و تطور در ايدئولوژي حکومت پهلوي سخن مي­گويد که در سه مرحله قابل تقسيم است. در دوره­ اول اقتدارگرايي ملي، مذهبي و باستان گرايي و ليبرال محافظه کاري؛ در دوره دوم کنار گذاشتن ايده­هاي ليبرال و مذهبي و بازسازي هويت قومي به هويت ملي و در دوره سوم آلمان دوستي، نژادگرايي و برخورد علني با شعاير مذهبي را مي­توان نشان داد.

فصل چهارم به ايدئولوژي حکومت در دوره پهلوي دوم پرداخته است که به نظر نويسنده امتداد ايدئولوژي پهلوي اول است و شاخصه­هاي اصلي آن ناسيوناليسم فرهنگي – محافظه­کار و باستان­گرا است، با اين تفاوت که در اين زمان گفتمان ليبرال دموکراسي نيز در عرصه نظام بين­الملل وارد مي­شود. در پي آن شاه نيز مي­کوشد از مفاهيمي چون آزادي، حکومت، قانون و غيره بهره گيرد. از طرفي محمدرضا شاه برخلاف پدر محدوديتي براي اخذ مفاهيم قائل نبود و از هر مرامي براي استحکام حکومت استفاده مي­کرد. پهلوي دوم با تفسير مارکسيستي گونه تاريخ ايران اصلاحات ارضي و انقلاب سفيد را عليرغم تمامي تضادها و تناقض­هاي موجود در اين ديدگاه، به عنوان فاتحه­بخشي دوران فئودالي تاريخ ايران مي­دانست و در اين ميان نقش شاه به عنوان قهرمان اين اصلاحات بسيار بارزتر مي­شد.

کتاب با بهره­گيري از انبوهي منابع فارسي و خارجي نگاشته شده است. نويسنده تنها به استفاده و گردآوري مطالب اکتفا نکرده و تا حد امکان تحليل و موشکافي مطالب را در پيش گرفته است. کتاب با نثري روان، به سامان و در خور فهم تاليف شده است.

نادر خبازي

 

 

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

سیرت محمد رسول الله (ص) (ترجمه سیره ابن هشام)

سیرت محمد رسول الله (ص) (ترجمه سیره ابن هشام)

ابن اسحاق - ابن هشام

سالها پیش باید انجام می گرفت. مقصودم ارائه ترجمه کامل سیره ابن اسحاق ب

کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی

کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی

محمدحسین رجبی(دوانی)

در تاریخ اسلامی به ویژه از دیدگاه ماشیعیان، نام کوفه با پیمان شکنی و بی وفایی همراه است؛ به گونه ای

منابع مشابه بیشتر ...

ردیابی حقیقت فوکو در گفت و گوهای سفرای ساسانی و اعراب مسلمان

ردیابی حقیقت فوکو در گفت و گوهای سفرای ساسانی و اعراب مسلمان

الهام میرزاخانی

هنگامی که اعراب مسلمان حول محور اسلام در حال فتح سرزمین های اطراف مخصوصاً امپراتوری ساسانی بودند، قب