۱۶۳۲
۰
۱۳۹۳/۰۸/۱۵

«تونيّه» در بيان احوال و آثارِ ملّا محمّد على بن محمّدرضا توني خراسانى از دانشمندان عصر صفويّه و افشار در قرن دوازدهم «يادداشتهاى تاريخى او و فوائد ضمنى ديگر»

پدیدآور: سید محمدعلی روضاتی

خلاصه

مقصد اصلى اين مقاله شناساندن يكى از فضلاءِ گمنام اصفهان در سدهِ دوازدهم هجرى قمرى، يعنى آخوند ملّا محمّد علي خراساني «توني طبَسي» است

مقصد اصلى اين مقاله شناساندن يكى از فضلاءِ گمنام اصفهان در سدهِ دوازدهم هجرى قمرى، يعنى آخوند ملّا محمّد علي خراساني «توني طبَسي» است، و چون نخستين بار نام آن مرحوم بمناسبت اين كه تاريخ دقيق درگذشت عالم بزرگ شيخ‌الاسلام ميرمحمّدحسين بن محمّد صالح خاتونابادى تنها بخطّ او يافت شده، مطرح گرديده است، بنظر رسيد كه در آغاز، چند سطرى درباره خاندان شريفِ سادات خاتونابادى و پايان دوره صفوى نوشته، سپس واردِ اصلِ مطلب شويم، وَ مِنَ اللّه التّوفيق.

خاندان علمى و روحانى سادات حُسينى خاتونابادى اصفهان از عصرِ مرحوم علّامه مجلسى مولانا محمّد باقر بن محمّد تقى «1037 ـ 1110» تا چند قرن، شهرت واعتبار بسزايى داشته و ذِكرِ خير آنان در عموم كتب تراجم و انساب، سيّما، اجازه‌نامه‌هاى روايتىِ دو سه قرنِ اخير حضورى چشمگير دارد، «روضاتى: دوگفتار يكم، 1378». بخصوص كه يكى از سرآمدانشان مرحوم مير محمّد صالح ـ صاحب كتاب «حدائق المقرّبين: فهرست كتب خطّى كتابخانه‌هاى اصفهان: ش 25، اصفهان، 1341» ـ به همسرىِ يكى از صباياى علّامه مجلسى نائل گرديده و مادرِ آن كريمه هم خواهر علّامه جليل مير سيّد علاءالدّين گلستانه «متوفّى 1100 تمام» از شارحانِ بنام «نهج‌البلاغه» واز خاندانهاى سادات اصيل و عريق اصفهان بوده است.

از چنان پدر و مادرِ والاگهر فرزندى بنام مير محمّدحسين پديد آمد كه ـ بالأخره ـ عالم ممتاز و نامدار زمان خود و به دامادى خالويش ملّا محمّد صادق فرزند علّامه مجلسى «كواكب منتثرة: 265» مُباهي گرديد، و در اصفهان به اقامه جمعه و جماعت وديگر انواع افاضات پرداخت و چندين تأليف مفيد به فارسى و عربى از خود بجاى گذارد، و در سالهاى پايانى حيات، مَنصبِ شيخ‌الاسلامى به وى تفويض شد، كه پدر نيز امام جمعه و هم شيخ‌الاسلام بود.

شيخ‌الاسلامى مير محمّد صالح از روز چهارشنبه نوزدهم ذى‌القعده 1115 به سنّ  58 سالگى، تا روز چهارشنبه پنجم ربيع دوم  1124 كه موردِ بى‌مهرى و قهرِ شاه قرار گرفت، ادامه يافت، و پس از آن رنجيده خاطر و خانه‌نشين شد، و دو سالى بعد، در نيمهِ نخست  1126 درگذشت، و منصب شيخ‌الاسلامى در ماه رجب آن سال (تا 1127) به ملّا محمّد حسين بن ملّا شاه محمّد تبريزى ـ كه آن بيت نيز داستانى ديگر دارد ـ واگذار شد، و چيزى نگذشت كه شاه به عقوبت گرفتار و اسيرِ سرپنجه مهاجمان خونخوار گرديد!

توضيح آن كه نوشته‌اند: به تحريک شاه عالم هندى دوّمين پسر اورنگ زيب ـ كه در سال 1124 پسرش معزّالدين او را كشت ـ و احتمالاً به اشاره برخى دولِ پرحيلهِ فرنگ، ميرويس غلزايى در سر حدّات ايران فتنه‌گرى آغاز ك