۹۵۰
۰
۱۳۹۷/۱۰/۰۸

دو سند آزاد نامه برای دو کنیز گرجی از سال 1106 با گواهی علامه مجلسی

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

تعداد زیادی آزاد نامه یا سند آزادی غلامان و کنیزکان از دوره صفوی برجای مانده که منبع مهمی برای تاریخ اجتماعی این دوره بشمار می آید. در اینجا دو مورد از این آزاد نامه را مطالعه خواهید کرد.

مقدمه

در اواخر دوره صفوی، سیل غلامان و کنیزکان بود که از گرجستان و  افریقا و هند، به ایران سرازیر می شد. بسیاری از اینان، مخصوصا افریقایی ها، تا اواخر دوره قاجار هنوز در خانه های اشراف قاجاری و جز آنها بودند. بسیاری از اینها، به تدریج آزاد شده، و برای آزادی آنها آزادنامه تنظیم می شد. این کار غالبا به توصیه شرع، چه به عنوان کفاره برخی از گناهان و چه به صورت یک امر مستحب موکد صورت می گرفت.

 پیش از این و جسته گریخته، آزاد نامه های زیادی را  که شمار آن ها در  دوره اخیر صفوی فراوان است، منتشر کرده ام. برای این کار، به طور معمول، یک متن، با ذکر آیات و احادیثی که در باره ثواب آزاد کردن غلامان و کنیزکان است، و ادبیات ویژه ای که در آن ها بکار می رود، نوشته شده و آزادی فرد اعلام می کرد. به طور معمول، ذیل آن را عالمی گواهی می کند. در اینجا، مرحوم مجلسی، به خط خود این نوشته را که برای آزادی یک دختر گرجی که به گواهی این متن، در نیمه دهه دوم زندگانیش بوده ـ حدودا پانزده سال ـ گواهی کرده است. قید سال، بسا برای این بوده که بگوید کار مهمی کرده و از او چشم پوشی کرده است. نام آزاد کننده، محمد طاهر شریف وحید، (مجلس نویس دوره اخیر صفوی) و نام کنیز «سوملی گرجیه» است. در نوشته مرحوم مجلسی از آزاد کننده به عنوان «حضرة الوزاره» یاد شده است.

در واقع هر دو سند مربوط به همین محمد طاهر وحید شریف است که در یک زمان، یعنی ربیع الثانی سال 1106 با گواهی علامه مجلسی تنظیم شده است. 

1. آزاد نامه برای سوملی گرجی

بسم الله

الحمد لله که از سُرمه سلیمانی بینش عواقب امور، و ملاحظه خاتمه سنین و شهور، دیده بصیرت و امانی و چشم دریافت و بینایی را مطالعه صورت جمیله فواید نبیله حدیث هدایت مواریت «مَن کان لله کان الله له» حاصل، و نور توفیق که رفیق شفیق شاهراه رضا جویی است، در خلوتخانه دل صفا منزل نازل گردیده، به توسط غور و تدبّر و تامّل و میانجی تعمق و تفکر صراط المستقیم نجات و رستگاری و مدینة السکینه مغفرت و آمرزگاری جناب کبرایی باری ـ عزّ اسمه، ـ مشاهده دیده طلب و معاین بینش مدّعا و مطلب شد که مُعتق رقاب عباد، و هادی سبل صلاح و سداد ـ تعالی شانه و جلّ برهانه ـ عتق رقبه اماء و عبید را به مضمون ارشاد مشحون «من أعتق رَقَبةً مؤمنةً» وسیله نجات سالکان طریق بندگی از حبل مشدود سخط و غضب خود ساخته، و به هدایت و نمایش این راه، طریق تأبینی و پیروی را جهت جمعی که سرمایه این تجارت بی نقصان دارند، ارجای اعتذار پرداخته،

 لهذا محتاج عنایت الهی و منتظر فیض رحمت نامتناهی، اقلّ عبید محمد ظاهر شریف وحید، «سوملی گرجیه» را که در اواسط عشر ثانی از اعشار عمر و زندگانی است، خالصاً لوجه الله الکریم و طلبا لمغفرته العمیم از ربقه رقّیت و مملوکیت آزاد، و به صِیَغ عربیه و فارسیه تلفّظ و مشارٌ الیها را در سلک احرار منتظم نمود.

امید که این سودا به مقتضای کریمه «تجارةً لَن تَبور» از آفت نقصان و خسران مأمون بوده، نقد مأمول در کیسه حاصل باد.

 حرّره فی شهر ربیع الثانی سنه 1106

لقد شُرّفت بالامتثال الامر الصادر عن حضرة الوزارة العظمی، لازال منتجعا للانام و ملجأ للخاص و العالم بایقاع الصیغة الشرعیة للتحریر و الاعتاق، نیابة عن الجناب العالی و کتب الداعی لدوام دولة القاهرة محمد باقر بن محمد تقی عفی عنهما.

 

  1. آزاد نامه  برای شاه پری گرجی

آزاد نامه دیگری که آن هم از محمد طاهر وحید شریف، مجلس نویس است مربوط به کنیزی به نام شاه پری گرجی است. این سند هم گواهی مجلسی علامه را دارد و از سال 1106 پنج سال قبل از درگذشت ایشان است. هر دو آزاد نامه در نسخه ای از منشآت در مجلس آمده است. الان که سرچ می کردم، چند نمونه دیگر از این آزادنامه ها از همین محمد وحید، یا در مجموعه ای از منشآت وی، در نسخه ای از ملک، در مجله پیام بهارستان شماره 6 (زمستان 88) منتشر شده است. روشن است که این اسناد، برای شناخت تاریخ اجتماعی دوره صفوی بسیار سودمند است.

متن این آزاد نامه که باید به قلم خود محمد طاهر باشد، بدین شرح است:

چون هر موهبتی از مواهب جلیله، و هر عطیه ای از عطیات جزیله جناب کبریای واهب مواهب علیه و معطی عطایای جلیه ـ تعالی شانه ـ را شکری خاص و حمدی مقرون به اخلاص لازم و متحتم می باشد که بدون ادای آن با وصف قدرت و توان عذر تقصیر از آن، و کوتاهی از اتیان به آن در دیوان مرحمت بنیان فرمانفرمای ممالک ارواح و ابدان و مالک رقاب پیر و جوان انواع متفاوة الشأن انسان و حیوان مقبول نخواهد بود.

بناءً علی هذا گزارش سپاس مالکیت صوری و حرّیت ظاهری که شُمول رحمت بی نهایت او ـ جلّ برهانه ـ سرمایه این خاجگی و مخدومی جهت بعضی دون بعض شده، و اسلام فطری خطّ آزادی از دل مملوکیت جهت قاطبه این طایفه ناجیه گردیده، به وجوه لایقه واجب می نماید، و ازاینجاست که بعضی از صدر نشینان محفل عبودیّت و بندگی و محرمان خاص الخاص قرب و نزدیکی، در مقام مناجات و دعا و در هنگام آرزو و تمنا فرموده اند که «لا تَرفعنی فی النّاس درجة الا حَططتنی عند نفسی مثلها، و لاتحدث لی عزّا ظاهراً الا احدثت لی ذلّة باطنة عند نفسی بقدرها»، و یکی از طرق مختلفه سلوک این مسلک محمود و اقسام متکاثره ی تکاپو و سپردن این شاهراه غیر مسدود، عتق رقبه اماء و عبید اعتباری این نشأه بی اعتبار است که به وسیله کفر آباء و امهات به قلاده بندگی عرفی و مذلاّت شبه! به مرور دهور و ازمان و معاشرت و متابعت ارباب ایمان شرف اسلام دریافته، به مقتضای صدق انتمای «مَن تَشبّه بقوم فهو منهم» در زمره این گروه سعادت پژوه در آمده باشند،

لهذا احوج محتاجین مالک رقاب اماء و عبید، «محمد ظاهر شریف وحید»، «شاه پری» گرجی الاصل را که سنین عمر و زندگانی را به نصف ستین، و خود را از ظلمت آباد کفر به دار الانوار دین مبین رسانیده، از ربقه ی رقّیت و بند بندگی آزاد، و به مؤدای کلام معجز نظام «فصرت الیوم مثلی الیوم» با خود در رتبه حریت مساوی ساخت که به مضمون ما لایدرک کله لایترک کله یکباره از شکر گذاری این موهبت عظمی و این خاکساری لازمه .. این دو دولت کبری بی بهره و قاصر نباشد. امید که موجب ترفع درجات میمنه اخیرویه و آزادی از مخاطرات نشأه باقیه باد تحریرا فی شهر بیع الثانی 1106

گواهی علامه مجلسی:

لقد اجریتُ علی قانون الشریعة المقدسة صیغة التحریر و هی عتاق مفتخرا و مؤتمرا ممّن طار صیت فضله و کرمه فی الافاق اعنی الدستور الاعظم و الصاحب الافخم ملاذ طوایف الامم ملجأ الامراء العظام و مفخر العلماء الاعلام وحید الزمان و فرید الدوران ـ مدّ الله تعالی ظلال فضله و افضاله علی مفارق الخاص و العام مدی الاعصار و الازمان.

و کتب الداعی لدوام الدولة القاهره محمد باقر بن محمد تقی عفی عنهما.

jMj8Z1546110598.PNG

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

مروری بر دیدگاه های بازرگان در کتاب باد و باران در قرآن

رسول جعفریان

این مدت که در باره دیدگاههای رایج در باره کائنات الجو، یا همان مباحث پدیده های جوی و آب هوایی، در دو

گاونامه

رسول جعفریان

گاو نامه بهانه ای است برای یاد آوری چند نکته در تاریخ نشر علم در ایران