۲۱۳
۰
۱۳۹۷/۱۰/۲۶

مروری بر دیدگاه های بازرگان در کتاب باد و باران در قرآن

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

این مدت که در باره دیدگاههای رایج در باره کائنات الجو، یا همان مباحث پدیده های جوی و آب هوایی، در دوره اسلامی کار می کردم، دریافتم که باید نگاهی هم به کتاب باد و باران در قرآن از مرحوم مهندس مهدی بازرگان بیندازم. این مطلب را در انتهای کتاب «تجربه ای از گفتمان علمی ـ دینی در دانش کائنات الجو گذاشتم. برای استفاده عزیزان، عین همان یادداشت را اینجا هم می گذارم. عبارت نخست، اشاره به مباحث قبلی کتاب دارد.

چنان که گذشت، از توضیحات علامه مجلسی و نویسندگان دیگر دوره صفوی بدست می آمد که، آنچه ما از معارف نیاز داریم، مطالبی است که در دین آمده و اگر در دین نیامده، معلوم است که ما مکلف به دانستن آنها نیستیم. در واقع، از نظر ایشان، و بسیاری از متدینین، دانش از دین بدست می آید، و ما باید در آنها تامل کنیم تا آنچه را لازم است بفهمیم. در دوره معاصر، وقتی دانش بشر توسعه یافت، به تدریج این نگرش در محدودیت قرار گرفت. در واقع، ما نوعی دو گانگی در دانش قدیم و جدید را مدیون هر دو نگاه هستیم. پیشرفت های بشر، عرصه را برای طرح آن مباحث قدیم، اعم از این که در متون فلاسفه مانند ابن سینا آمده باشد یا متون دینی، تنگ کرد و علم روش خود را در پیش گرفت. این نگاه، تردیدهایی را هم میان برخی از نسلهای جوان متدین ایجاد کرد و زمینه ظهور این نگاه شد تا گفته شود کشفیات علم با آنچه در متنی مانند قرآن و احادیث آمده منطبق و درست است. این کار از صد سال پیش به این طرف آغاز شد، ثابت کردن این که تعارضی میان علم و دین وجود ندارد. راه آن این بود، دست کم یکی از راهها، که نشان داده شود در قرآن به برخی از کشفیات علمی اشاره شده است. در حوزه «کائنات الجو» یعنی همین باد و باران و جز اینها، مهندس بازرگان در سال 1345 ش کتابی نوشت تا این مطلب را روشن کند. در اینجا دیگر بحث بر سر این نبود که مسلمانان چه علومی در باره کائنات الجو دارند، بلکه بحث بر سر این بود که قرآن، مطالب مخالف علم ندارد که هیچ، برخی از مسائل علمی را پیشاپیش بیان کرده است.

بازرگان در کتاب باد و باران در قرآن تلاش می کند نشان دهد که می توان میان داده های علمی روز با آنچه قرآن در این باره گفته نوعی انطباق را اعمال کرد. در همان آغاز می نویسد: قبل از آن که حکمای قرون جدید اروپا، از طریق طرد منطق ذهنی و مجردات لفظی قدما، و با توجه به مشاهده و آزمایش، دروازه های وسیع بینایی و دانایی و توانایی را به روی بشریت بگشایند، خدا در منطق انبیاء، رویه مشاهده و توجه به واقعیات طبیعی را بکار برده است (ص 7). وی می گوید که خداوند در قرآن، 105 باد در آیات متفرق، نام باد و ابر و باران را به اسامی گوناگون به کار برده است. (ص 8). وی هدفش را از این کتاب، نه اثبات فصاحت و بلاغت قرآن، بلکه این می داند تا نشان دهد، ضمن آیاتی که نام باد و باران در آن آمده «تعبیرها و تراوش ها انطباق عجیب و دقیق با اکتشافات هواشناسی و با معلومات و نظریات علمی دارد» (ص 15). هرچند می دانیم که «قرآن نخواسته است اصول و قوانین فیزیک تدوین نماید، یا هواشناسی به ما تعلیم دهد». (ص 16). کتاب دو بخش دارد، بخش اول، مباحث علمی مربوط به تشریح پدیده های جوی است و بخش دوم، انطباق آیاتی از قرآن با آن مطالب. در واقع، موضوع این کتاب، به تعریف قدما، همان کائنات الجوّ است. باور ایشان این است که «قرآن همیشه دستور به علم و تدبر داده و فرموده است آنها که رسوخ در علم دارند، ایمان می آورند». روایت اهل بیت اطهار هم همین را توصیه می کند (ص 17 ـ 18).  بازرگان منابع بخش اول کتاب را  چهار کتاب، یکی فارسی از خودش با عنوان ترمودینامیک صنعتی و سه کتاب به فرانسه است (ص 19). منابع بخش دوم که همان بحث انطباق علم و قرآن در حوزه پدیده های جوی است، از سه کتاب لغت مانند مفردات، مجمع البحرین و المنجد، به علاوه تفسیر مجمع البیان، نیز تحف العقول استفاده کرده و این ها را زیر نظر و با راهنمایی آقای سید محمود طالقانی و نیز همکاری علی اصغر مروارید انجام داده است (ص 20). می دانیم که این نوشته در زندان تهیه شده و اینها، هم بندهای هو بوده اند. بخش اول کتاب از صفحه 21 تا 89 است با عنوان باد و باران با مختصری هواشناسی. و بخش دوم با عنوان آیاتی از قرآن از صفحه 89 تا 164 پایان کتاب است. به نظر می رسد، بخش اول، اثر سودمندی در باره رشته هواشناسی است و مرحوم بازرگان از این جهت، نقشی هم باره این علم در ایران دارد. ایشان در بخش اول، صفحاتی را به تاریخ کشفیاتی که منجر به ایجاد علم هواشناسی و توسعه آن در جهان شد، اختصاص داده است (تا ص 27). خلاصه «نظریات و تجربیات محققین این است که عامل اصلی و اولیه پدیده های جوی، آفتاب است. گرمای خورشدی و اختلاف درجه حرارت، سبب اختلاف فشار و وزش بادها می شود. باد به نوبه خود باعث و حامل ابر می گردد و از ابر، باران یا برف یا تگرگ به زمین می ریزد (ص 28). مباحث بعدی شرح تاثیر حرارت در تموج هوا و تغییر فشارهاست. همین طور پیدایش بادهای محلی و موسمی، نیز بادهای مهاجر و عمده، که ناشی از اثر خورشید، تأثیر شب و روز، و نیز تأثیر بادهای قطبی، تفاوت وضع نیم کره جنوبی و شمالی. در ادامه به بحث ابرو باران می رسد (ص 58). «می دانیم که باران زایئده ابر است، و ابر مانند مه، توده هوای متکاثف مشتمل بر ذرات بسیار ریز آب می باشد که از تقطیر بخار اشباع حاصل شده باشد. بنابرین آمدن باران دو شرط دارد: وجود بخار در آب، دوم: اشباع شدن و تقطیر بخار آب. وی سپس این مراحل را شرح داده است (ص 59). سپس از انواع بادها، از جمله بادهای کوهستانی، طوفانهای داغ، نیز از انواع بارانها، مانند بارانهای طوفانی، بورانهای تگرگ،  بارانهای جبهه ای، سخن گفته است. آخرین توضیحات وی در باره پیوستگی پدیده های جوی، با مسائل قاره ای و به تحولاتی که تا فاصله 500 کیلومتری زمین روی می دهد، سخن گفته و این که تا قرن نوزدهم، اینها همه پدیده های محلی تصور می شد (ص 88).

اما بخش دوم کتاب، به انطباق آیات قرآنی با آنچه که علم در باره پدیده های جوی گفته می پردازد. مدعا این  است که «قرآن کتاب هواشناسی نیست، و برای تدریس علوم و فنون زندگی که عقل رس، و وظیفه بشر است نیامده»، آنچه مدعا است، این است که «نکات اساسی و مبانی اصلی کیفیات جوی مربوط به باد و باران، در انتخاب کلمات و تعبیرهای بعضی از آیات قرآن، به خوبی منعکس است، و این انعکاس نمی تواند ناشی از تصادف کلام، اطلاعات زمان یا نتیجه توجه و مشاهده گوینده قرآن، به حالات زمین و آسمان، در مواقع باد و باران بوده باشد». (ص 91). وی در اینجا، باز از دامنه گسترده اطلاعات مربوط به انواع بادها و بارانها و مراحل شکل گیری آن سخن گفته و این که وجود نکاتی در قرآن که هماهنگ با آن معلومات است، و با توجه به این که بسیاری از این ها اصلا در منطقه حجاز قابل تحقق نبوده، نشان می دهد که اینها نمی تواند «با شخص پیامبر اکرم که در جوانی یک فرد بیابانی بیسواد بود، و بعد از بعثت مشغول با مسائل و مشکلات بیشمار دعوت و و دعوای با مشرکین یا ترتیب و تربیت امت مومنین و اصلا فارغ از مشاغ دریانوردی و کشت و زرد که با باد و باران سرکار پیدا کند» تناسبی داشته باشد. (ص 97). سپس شروع به مقایسه مفاهیم قرآنی در این باره با آنچه علم جدید مطرح کرده می کند. نخستین نکته این که تمام لغاتی که در زبان رایج در باره باد بکار می رود، وزیدن، دمیدن، آمدن، رسیدن و رفتن است، و تعبیر «گردش باد» نداریم. این تعبیری بود که جغرافیای جدید کشف کرد اما در قرآن چندین بار «تصریف الریاح» داریم. نکته دیگر، مرتبط دانستن باد با خورشید است که در قرآن آمده و در چند مورد بحث از «سایه و رهبری و پنهان شدن خورشید و آفرینش شب و روز» و در ادامه سخن از باد است. نسبت «ثقل» دادن به ابر که در قرآن آمده، بحث وزن داشتن هوا را مطرح می کند. (ص 99 ـ 100). نمونه دیگر، بیان مراحل متوالی بادهای مهاجر است که در سوره ذاریات، در چهار آیه نخست آمده است. «پراکننده کنندگان، حمل کنندگان، روان شوندگان، و سمت کنندگان، به نظر بازرگان برخلاف نظر مفسران که آنها را به صنوف فرشتگان تطبیق کرده اند، در واقع، مربوط به همین مراحل بادهای مهاجر است. به گفته وی «البته تعبیر به فرشتگان که مأمورین دستگاه خلقت و مبدأ و نظیر انرژیها یا عوامل قوای طبیعت هستند، می تواند صحیح باشد» و همزمان به آن چهار مرحله هم انطباق یابد. در قرآن از در باره استفاده از انرژی جریان باد، باد ملایم برنده کشتی ها، تندبادهای حامل گرما، و مسائلی از این دست سخن گفته شده است (ص 105). بازرگان، در اینجا، باز به سراغ تصورات قدما، و آنچه در ادب ایرانی، از شعر و مثل و غیره در باره باد و باران بوده یاد می کند و تأکیدش این است که تصورات درستی از این پدیده هایی که فقط از دور و از پایین آنها را می دیده، نداشته است. از جمله جز چند جمله معترضه در باره رابطه باد و خورشید و نمی دانسته و نگفته اند. سپس به نمونه هایی از اشعار فردوسی و سعدی پرداخته است (ص 110 ـ 111). سپس از عقاید آریایی ها در این باره سخن گفته، و طالبی از کتاب مزدیسنا در این باره آورده است. مطالب دیگری هم از متون داستانی در این باره آمده و این بحث تا صفحه 120 ادامه یافته است. بخش بعدی ازآیات مربوط به پدیده های جوی، در باره کیفیت و شرایط تشکیل ابر است. در قرآن، همه جا، باد قبل از ابر و باران آمده، وزش باد با کلمه ارسال آمده که مقدمه و عامل موجده ابر و بارندگی را دارد، و اینها یعنی این که مسیر تشکیل از باد تا باران، توضیح داده شده است. نویسنده سعی کرده آیات فراوانی را که حاوی این اطلاع است، ارائه و از نظر تفسیری و لغت، آن را به گونه ای مطرح کند که بتوان از آن همان چیزی را که اکنون علم در باره برخاستن باد، برداشتن بخار به مانند غبار و پراکنده کردن آن در جاهای دیگر می گوید، نشان دهد (ص 122 ـ 123). به گفته وی «کلیه حالات و تحولات بادی که ایجاد ابر و باران می کند، از لابلای آیات قرآن تراوش می نماید». حتی «مسأله تقطیر که خیلی بعید به نظر می اید تا قبل از تدوین علم فیزیک در قرن 18 میلادی کسی این کیفیت را توجه و گوشزد کرده باشد، در یک آیه» چنین آمده است: «و انزلنا من المعصرات ماء ثجاجا». این عصاره گیری، همان تقطیر است. (ص 127 ـ 128). وی برای ایجاد اطمینان در مخاطب در باره این که در «مکتب وحی اطلاع و و عنایت کامل به کیفیات تشکیل ابر و نقش باد» بوده باز توضیحاتی را این بار با استفاده از روایات هم بدست می دهد. دو نکته مهم در اینجا هست، اول این که ابر حامل آب است، (عبارت از ذرات آب است) دوم ابر سوار بر باد است. دو نکته ای که در فیزیک جدید به معنای آن است که ابر، باد مرطوب تقطیر شده است. (ص 134). اشاره به باران های کوهستانی، همان قطرات بسیار ریز که در مناطق کوهستانی به صورت می خورد و محلی ها در پایین البرز آن را شه زدن می گویند، در قرآن با کلمه «طل» آمده اما باران قطره ای با وابل آمده که درشت و رگبار مانند است. همچنین در آیات متعددی توصیف باران های طوفانی آمده که ضمن آن از «السحاب الثقال» و رعد و برق های تند یاد شده است. (ص 140 ـ 141). یکی از اینها آیه ای است که از کوههای یخ درآسمان یاد می کند «و ینزل من السماء من جبال فیها من برد». به گفته بازرگان، اینها اشاره به تگرگ است. «کوههایی که در آن نوعی از یخ وجود دارد»: «بعد از اختراع هواپیما و امکان پروازهای بلند بود که دید و دانش بشر به ابرهای متشکل و مستور از سوزنهای یخ رسید». جالب است که یک دانشمند بزرگ شوروی در باره این گونه ابرها، تعبیر «کوههای ابر» و «کوههای یخ» را بکار بده است (ص 144 با ارجاع به کتاب آن مولف). بازرگان می گوید حتی روایتی هم در مجمع البحرین در این باره هست تا بدانید «اطلاع قرآن به این که ابراهای طوفانی رگبار تا ارتفاعات یخ بندان اوج می گیرند، تصادف نیست و تعبیر پیش خودی نگارنده نیست، حدیثی از خاندان وحی از مجمع البحرین می آوریم». (ص 145). آخرین نکات در باره کولاکهای استوایی است که آنها را با شرح آیاتی که در سوره والمرسلات آمده، از جمله «فالعاصفات عصفا» توضیح داده است. بعد از آ« از ابرها و باران های جبهه یاد می کند باز آیاتی در قرآن از جمله آیه 47 سوره روم، و 43 از نور، اشاره به آن دارد. (ص 153). آخرین نکته این است که سرچشمه اصلی آثار جوی، بر اساس آنچه علم جدید کشف کرده، به خاطر تحولاتی است که در ده کیلومتری زمین بروز کرده و ضمن آنکه باید مسائل روی زمینی را هم در نظر داشت، بخش مهمی از مبدأ این تحولات در بخشی از طبقات بالای آسمان است که «جولانگاهی است از گازهای دررفته یا نادر و سبک، ذرات متلاشی شده اتمیزه، ... و بالاخره انواع پرتوها که از کهکشانهای آسمان لایتناهی و مخصوص خورشید به زمین می رسند». به نظر بازرگان، برخی از آیات مانند آنچه می گوید «و ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم» می تواند اشاره به این مسأله باشد. یا تعبیر «و فی السماء رزقکم» تواند که اشاره ای به این نکته باشد. (ص 163). با این بحث، تمام می شود.

UXEkk1547650564.PNG

k0fb41547650646.PNG

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

سنّت تفسیری برجای‌مانده از معتزله در تفاسیر شیعی و سنّی

سلیمان علی مراد

این پژوهش دو نمونه‌ای را بررسی خواهد کرد که اثبات می‌کند سنّت تفسیری معتزلی در سنت‌های عمدۀ تفسیری ا

بحرالغرائب حلیمی و دستنویسی نفیس از آن در ایران

یوسف بیگ باباپور

فرهنگِ فارسی به ترکیِ بحرالغرائب، اثر حلیمی، دانشمند سده نهم و دهم هجری در عثمانی، در یک مقدّمه و یک

منابع مشابه بیشتر ...

تمدن اسلامی تمدنی کتاب محور: یادی از مرحوم محمد رمضانی صاحب انتشارات کلاله خاور

رسول جعفریان

سخنرانی کوتاهی است که در مراسم یادمان مرحوم محمد رمضان صاحب انتشارات کلاله خاور، در عصر روز دوشنبه 2

شرح حال خودنوشتی شگفت: احوال ایران در نیمه اول قرن سیزدهم

رسول جعفریان

ملاعلی آرانی، از علمای نیمه اول قرن سیزدهم هجری، شرح حال خود نوشتش را از طفولیت تا زمان تألیف این رس

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

تمدن اسلامی تمدنی کتاب محور: یادی از مرحوم محمد رمضانی صاحب انتشارات کلاله خاور

رسول جعفریان

سخنرانی کوتاهی است که در مراسم یادمان مرحوم محمد رمضان صاحب انتشارات کلاله خاور، در عصر روز دوشنبه 2

شرح حال خودنوشتی شگفت: احوال ایران در نیمه اول قرن سیزدهم

رسول جعفریان

ملاعلی آرانی، از علمای نیمه اول قرن سیزدهم هجری، شرح حال خود نوشتش را از طفولیت تا زمان تألیف این رس