۲۷۸۸
۰
۱۳۹۳/۷/۳
مجله وقف میراث جاویدان/ ش 85

مجله وقف میراث جاویدان/ ش 85

پدیدآور: نویسندگان ناشر: معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریهتاریخ چاپ: ۱۳۹۳مکان چاپ: تهران

خلاصه

شماره جدید مجله وقف میراث جاویدان با مقالات زیر منتشر شد.

معرفی کتاب

شماره جدید مجله وقف میراث جاویدان با مقالات زیر منتشر شد.

فهرست مطالب این شماره مجله به ترتیب زیر است:

سرمقاله

استفتائات وقف

چيستي و چگونگي وقف از منظر دانش فقه و حقوق/ محمد جواد حيدري خراساني - حامد درون پرور

سنت ديرپاي وقف، هرچند متعلق به گذشته‏هاي دور مي‌باشد و ديرينه تاريخي آن امري روشن و ترديد ناپذير است و در آيات قرآن و حديث و متون فقهي و حقوقي مورد بحث و بررسي قرار گرفته است، اما مفاهيم و مباحث نظري آن و ابواب و فروع مختلف فقهي، حقوقي و اجتماعي‌اش، آن چنان ‏که بايسته است مطمح نظر و توجه و همت صاحب‌نظران قرار نگرفته است. به بيان ديگر در مقام مقايسه با ديگر مسائل و مباحث فقهي، حقوقي و نيز اجتماعي و تاريخي که بعضا در آن‌ها با تورمي از مجادلات و آرا و نظريات و انبوهي از اقوال و انديشه‏ها مواجهيم، محققين و جستجوگران هنوز ابواب ورود به انبوهي از مسائل وقف را نگشوده و به بسياري از زواياي پيدا و پنهان اين مقوله دست نيافته‏اند و از اين‏ روست که اين مورد در فرهنگ و تاريخ اسلامي همچنان نوپا مانده است.

در اين مقاله برآنيم تا ضمن تبيين مباني فقهي و حقوقي وقف به مباحث شرايط واقف، شرايط مال موقوفه، شرايط ناظر و شرايط موقوف‌عليه در فقه اماميه و حقوق موضوعه بپردازيم.

آثار اجتماعي وقف اسلامي در ايران (قسمت اول)/ سيد احمد سجادي

يکي از سنت‌هاي نيکو، حسنه و با قدمت طولاني اديان و مذاهب مختلف که مورد توجه و علاقه عموم مردم و انديشمندان صالح و پيامبران الهي بوده و اسلام نيز بر آن تأکيد ورزيد و از سوي ائمه اطهار (عليهم السلام) سفارشات فراوان يافت به گونه‌اي که مشروعيت آن بر کسي پوشيده نيست، وقف مي‌باشد. 

نهاد وقف از جمله مصاديق خيريه‌اي و نيک دوستي دين مبين اسلام است. آثار و پيامدهاي اجتماعي وقف از جنبه‌هاي مختلف و به گونه‌اي آشکار در جامعه ايران قابل مشاهده است. در واقع وقف يک حرکت انساني در جامعه ديني است که بر اساس اختيار در جامعه‌هاي مختلف صورت مي‌گيرد. بدين لحاظ داراي ابعاد گوناگون اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي بوده و اين آثار به همديگر پيوندي تنگاتنگ دارد به طوري که حتي نتايج آشکار اجتماعي آن نيز داراي وجوه فرهنگي و اقتصادي و حتي و معرفتي خاص مي‌باشد. 

در اين نوشتار به آثار اجتماعي وقف و با تأکيد بر بخش خاصي از اين مباحث که در حيطه وقف اسلامي در جامعه ايراني است، مي‌پردازيم.

کاروانسراي وقفي حاج کمال در شهر رباط کريم/ مهدي بختياري - نوشين سعادتمندي

از جمله مهم‌ترين يادگارهاي ارزشمند معماري ايران کاروانسراهاست که پيدايي و موجوديت آن در سرزمين پهناور ايران از گذشته بسيار دور آغاز شده و طي قرون متمادي به دلايل گوناگون اقتصادي، سياسي، نظامي و مذهبي به تدريج توسعه و تکامل يافته است.

براساس شواهد مبتني بر اسناد تاريخي، ايران در احداث جاده و کاروانسرا و ايجاد سيستم ارتباطات خبر رساني، پيش قدم بوده است. به عقيده محققين، ايجاد، توسعه و ساخت و ساز کاروانسرا در ايران از مهم‌ترين دستاوردهاي معماري ايران به ويژه در دوران اسلامي است.

در دوره اسلامي برخي از کاروانسراها توسط افراد خير احداث و وقف عموم مي‌گرديد. يکي از اين کاروانسراها، کاروانسراي حاج کمال در شهر رباط کريم مي‌باشد که توسط حاج کمال، خواجه فتحعلي شاه قاجار، در سال 1245 هجري، ساخته و وقف گرديده است.

در اين مقاله، معماري و تزئينات اين بنا مورد بررسي و مطالعه قرار گرفته شده است.

معرفي دو بانوي واقف دوره قاجار شهر زنجان/ پرستو قاسمي اندرود

سنت ديرپاي وقف به معناي صرف نمودن مال و ملک شخصي که منفعت آن در امورخيريه و يا هر نيتي که واقف داشته باشد انجام مي‌گيرد. اکثر واقفان در دوره قاجار خانه، مغازه و يا هر ملک ديگري که داشته‌اند را صرف رسيدگي و اطعام ايتام، عزاداري ايام محرم و يا رواج مدارس علميه نموده‌اند. دردوره قاجار هم زنان بخش عمده‌اي از واقفين را تشکيل داده‌اند، بدين معني که زناني که مالک بودند و يا از اموال شخصي خويش يا اموال ارثي همسرشان در راهي که نيت کرده بودند وقف مي‌کردند. اين اموال در دو شکل منقول شامل ظروف مسي، قاليچه، گليم و کتب ادعيه، قرآن خطي، شمعدان و... غير منقول شامل خانه، مغازه، بخشي از روستا و... بود. اگر تعداد زنان واقف در دوره قاجار به نسبت کمتر از مردان است، مي‌توان يکي از دلايل آن را نداشتن تمکن مالي و يا همان اسقلال مالي دانست. در اين مقاله سعي شده است وقفنامه نرجس خاتون در خصوص قريه آلمالو زنجان و مسجد خانم زنجان به نام باني و واقف آن جميله خانم ذوالفقاري و وقفنامه آن معرفي گردد. 

بازخواني متن وقفنا‌مه‌اي از خاندان سپهدار/ صادق حضرتي آشتياني

بشر اصولاً داراي سجاياي بي‌شمار اخلاقي و خصوصيات بي حد ذاتي است، بخشي از اين خوي‌ها مانند ايمان به طور غريزي در نهاد بشر وجود دارد، چون ريشه و منشأ معنوي دارد، شخص را به سوي ملکات فاضله رهنمون مي‌سازد، هر قدر نيروي ايمان در سرشت فرد بيشتر تقويت شود، به همان اندازه پاي‌بندي‌اش به جهان هستي و آخرت افزايش مي‌يابد، با اين نگاه، انسان تا زنده است دغدغه جهان واپسين را دارد و در اين ميان چون ره‌توشه‌اي براي آخرت خود برنگرفته، هر آينه با نگراني به فرداي خود مي‌انديشد و در همه حال خويش را نيازمند دعاي خير هم‌نوع و رحمت الهي مي‌داند و مي‌کوشد تا به نحوي از آخرت سعادتمند و بهتري برخوردار باشد. اين نوع کنش‌هاي دروني، آدمي را به واکنش وا‌مي‌دارد و شخص را بر آن مي‌دارد تا به نوعي ميزان صميميت و وفاداري‌اش را نسبت به خداوند و ائمه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين و نيز خود و عزيزانش بسنجد، بر اين باور با وقف مدرسه، بيمارستان، پل و... آبشخوري در جهت منافع و آسايش مردم و مصالح جامعه فراهم مي‌نمايد، از طرفي چون آن مأثر نيک تسگين بخش آلام و التيام دهنده زخم‌هاي جوامع آينده و ابناي آن خواهد بود، خويشتن را در آرامشي که خدا وعده فرموده قرين و هم‌ساز مي‌بيند.

در مطلب فوق که تعريف ساده‌اي است از انگيزه وقف، پيداست که وقف با تمام ديرينگي و بالندگي‌اش نه به عنوان يک مسأله جغرافيايي بلکه به منزله يک نماد فرهنگي، پيامدهاي بسياري را در فرايند خود نهفته دارد که بايد در فرصت مناسب به اين موضوع پرداخت.

اين وقفنامه، به نام محمدتقي خان (منتصر السلطان) از نوادگان يوسف خان گرجي است، وي يک دانگ از چهار دانگ ملک خود را در کلاوه وقف نمود که مادام‌الحيات نه عشر از منافع ملک مزبور بدين طريق که دو نفر قاري بر سر قبر موقوف‌عليه در نجف اشرف يکي در روز و يکي در شب در تمام ايام سال هر روز پنج جزء و در هر ماه پنج ختم قرآن تلاوت نمايند و به روح مقدس پنج تن آل عبا سلام الله عليهم تقديم نمايند.

وقفنامه مسجد چهارمنار يزد (مسجد خضرشاه) / رضا افخمي - حسين مسرت 

سيد امير جلال الدّين خضرشاه از عارفان سلسله مرشديّه و از دولتمندان يزد در سال 849 ق، مسجد جامع و خانقاه ابواسحاقيّه را در محلّه چهارمنار يزد بنيان مي‌گذارد و براي تأمين مخارج مسجد و به ويژه خانقاه آن، زمين، باغ، مزرعه، قنات، دکّان و ديگر املاک معمول را بر آن وقف مي‌کند که گزارش کامل آن همراه با شرح مصرف هر کدام در وقفنامه درج است.

بنا بر سواد وقفنامه که نخستين تحرير آن به سال 902 ه.ق است، اين مکان شامل: جماعت‌ خانه، بقعه، مسجد و خانقاه براي مرشدان و مسلمانان بوده است و موقوفات زيادي در شهرهاي اردکان، تفت و يزد داشته که مي‌بايد صرف هزينه تحصيل طلّاب علوم ديني، پذيرايي مسافران، خادم، خطيب، مؤذّن، روشنايي مسجد و پختن آش گندم براي فقرا شود.

متن نهايي و پيراسته وقفنامه که در اين نوشتار به آن مي‌پردازيم، بر پايه سه نسخه خطّي و يک نسخه چاپي سامان يافته است. 

امامزاده سلطان ابراهيم (عليه السلام) / ميثم نودهي

در اين مقاله به معرفي امامزاده سلطان ابراهيم (عليه السلام) از نوادگان حضرت موسي بن جعفر (عليهما السلام) مي‌پردازيم که اين امامزاده عالي‌قدر در دهستان سوسن و 42 کيلومتري ايذه، در جنوب روستاي صالح به نام روستاي کارتا واقع شده است. تاريخچه، توصيف کلي و تحليل معماري بقعه متبرکه امامزاده سلطان ابراهيم (عليه السلام) نيز در ادامه نوشتار مي‌آيد.

نگرشي نو به معماري امامزاده شاهزاده حسين همدان/ زهرا پورشعبانيان

بناي امامزاده شاهزاده حسين (عليه السلام) در تاريخ 28 / 2 / 1365 به شماره 1307 / 3 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.

امامزاده شاهزاده حسين (عليه السلام)، يکي از يادگارهاي ارزشمند و آثار شکوهمند دوران اسلامي در همدان است که با توجه به اهميت آن موضوع مطالعه و تحقيق پژوهشگران مختلفي بوده است. نتايج مطالعات محققان در خصوص اين بناي مذهبي متفاوت است؛ تا آن جا که برخي بناي امامزاده را از آثار شکوهمند دوره صفويه و عده اي ديگر آن را از ساخته هاي عهد فتحعلي شاه قاجار دانسته اند. در اين مقاله سعي گشته تا با بررسي ساختار معماري و تزيينات بنا (آجرکاري، گچ‌بري، -کاشي‌کاري) اطلاعات مفيدي فراروي پژوهشگران قرار گيرد و ارزش اين بناي مذهبي به عنوان بخشي از هويت مذهبي شهر همدان بر همگان آشکار گردد. 

معرفي کتاب مصارف پانصد ساله موقوفات اصفهان (مؤلف: سعيد حسيني کوپايي)/  سيد اميرحسين کامراني راد

ميليون‌ها انسان از دنياي فاني به سراي باقي کوچ نمودند، صدها هزار خانه ساخته و ويرانه شد و هزاران بناي با شکوه معماري گشت. در کنار آثارِ به جا مانده از فرعونيان و عبرت آموزان تاريخ، ما شاهد پرستشگاه‌ها و عبادتکده‌هايي هستيم که روح معنويت درون آنها موج مي‌زند، بناهاي خيريه‌اي که آميزه‌اي از هنر معنوي و اعتقاد به عالمي وراي اين هستي است.

اگر نام‌هاي نيکو بر سر درِ اين عمارت‌ها و بنيادها حک نشده ولي بانيانِ آن، هميشه در دل‌ها جاي دارند و با آثار خيري که به جاي گذاشتند در دفترِ ثبت الهي به ثبت رسيدند.

کساني که در پيِ سال‌ها تلاشِ دنيوي و ذخيره اين جهاني، بدين حاصل رسيدند که حاصل عمر فراتر از عمر آدمي است، لذا گذاشتند و گذشتند اما نه چون ديگران، بلکه با توشه باري از معنا و اعتقاد، و با حبس نمودنِ آنچه دارند براي کساني که ندارند به خاطر کسي که همه چيز از آنِ اوست.

آري، فرهنگ «وقف» و آنچه «واقفان» در پيِ آن بوده‌اند فرهنگي است اصيل، گسترده و بسيار کهن که حرف‌هاي ناگفته‌اش بسيار فراتر از گفته‌هاست و بررسيِ زواياي مختلف وقفنامه‌ها مجال‌هاي فراوان مي‌طلبد.

نويسنده در اين کتاب، فقط به يک زاويه از زواياي اين فرهنگ اصيل شيعي پرداخته است. تحقيق در «مصارف موقوفات» استان اصفهان از اوايل عصر صفوي تاکنون يعني تاريخ اجتماعي و مذهبيِ پانصد ساله ايران و ايرانيان که از درون اين اسنادِ به جاي مانده قابل استخراج است. اين فرهنگ پر تنوع و کهن داراي جذابيت‌ها و قابليت‌هايي است که علاوه بر اين که مي‌تواند مورد استناد مورخان و دين پژوهان قرار گيرد، کلاس درسي است براي واقفانِ هم عصر تا نيازها را سنجيده و نيازهاي جديد را نظاره کنند و با بينشي کامل، مصارف موقوفه خويش را بر آنچه ضروري‌تر مي‌بينند قرار دهند.

از طرفي ديگر، دقت نظر واقفان در وقفنامه‌ها، شروطي که درباره انواع مصارف قرار داده‌اند، و نيز تنوّعِ مصارف مي‌تواند نوعِ نگاه به موقوفات را دقيق‌تر نمايش دهد.

نويسنده در اين کتاب، در صدد استقصاي کليه موارد مصرف‌ها نيست، چرا که مصارف موقوفات اصفهان، فراتر از آن است که در يک کتاب بدان پرداخته شود. مقداري که در اين کتاب عرضه گشته هم از جنبه تحقيقي براي پژوهشگران مفيد است و هم براي مطالعه کنندگان با سليقه‌هاي مختلف مناسب است.

واقفان خوش نيت که در طول صدها سال يادگارهاي ارزشمندي از بهترين ماديات خود را در راه خدا وقف کرده‌اند، براي موقوفات خود مصارف گوناگوني در نظر گرفته‌اند. بررسي اين مصارف از سويي نشانگر ميزان اهتمام مسلمانان به نوع موقوفات است و از سويي ديگر راهنماي کساني است که نيت وقف دارند.

نويسنده براي بيان مصارف مختلف اوقاف، فقط بخش‌هاي مورد نياز از اسناد موقوفات را که تماما به صورت اصل يا رونوشت‌هاي معتبر در اداره کل اوقاف و امور خيريه اصفهان موجودند، انتخاب کرده و بر اين اساس يکصد و سي و نه مورد از مصارف را که واقفان اصفهان در طي پنج سده به يادگار گذاشته‌اند را نشان داده است. گاهي به مقتضاي اين که مصارف متعدد بوده‌اند، بخشي از سند در دو يا چند مورد تکرار شده است. جهت روشن شدن مطالب، توضيحاتي نيز بر متون اسناد افزوده شده است. 

اين اثر که توسط آقاي سعيد حسيني کوپايي تأليف و در دويست و بيست صفحه در قطع وزيري توسط گروه فني مجمع ذخائر اسلامي صفحه آرايي و نشر دارالموده قم آن را در زمستان سال 1389 چاپ نموده است؛ به عنوان نمونه‌اي از راهکارهاي استفاده از اسنادِ موقوفه، مي‌تواند مورد توجه علاقه‌مندان به فرهنگ وقف و موقوفات قرار گيرد تا ان‌شاءالله در آينده‌اي نزديک شاهد ارايه کتاب‌هاي فراوان در اين حوزه و حوزه‌هاي مشابه در موضوع «وقف» اين ميراث ماندگار در کليه استان‌هاي کشور عزيزمان باشيم.

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

حقایق

حقایق

ناشناس

حقایق متنی کهن (شاید قرن پنجم یا ششم) از نویسنده ای ناشناس است. نسخ کتاب در چین بود. هرچند کتاب در ب

دانشنامه ی هزاره (جلد اول)

دانشنامه ی هزاره (جلد اول)

زیر نظر شورای علمی

دانشنامه یا دایرة المعارف، به کتابی گفته می شود که به ترتیب الفبایی یا موضوعی، درباره ی رشته یا رشته

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

ایران در آتش: از حملۀ بلشویک ها به انزلی تا عهدنامۀ 1921 ایران و شوروی (مجموعه ای از اسناد و گزارش ها)

ایران در آتش: از حملۀ بلشویک ها به انزلی تا عهدنامۀ 1921 ایران و شوروی (مجموعه ای از اسناد و گزارش ها)

نویسندگان

اسنادی که در این مجموعه ارائه می شود، اسناد و گزارش هایی است دربارۀ یکی از مهم ترین و پرمخاطره ترین

معماری خانقاه در خراسان سده ی پنجم

معماری خانقاه در خراسان سده ی پنجم

نویسندگان

معماری خانقاه از مواضع ابهام در تاریخ معماری ایران است؛ چننان که گویی بخشی از حافظه ی معماری ما محو